Saturday, 18 July 2015
03 December 2021
گزارش اقتصادی هفته

«جنگ و خسارت‌های اقتصادی آن»

2011 September 30

سایه کوثری / رادیو کوچه

وقتی سخن از خسارت‌های جنگ  هشت ساله میان ایران و عراق به میان می‌آید نخستین چیزی که به ذهن‌ها خطور می‌کند ابعاد سیاسی، نظامی و انسانی آن است. شاید به همین دلیل هم کم‌تر به خسارات اقتصادی ناشی از این جنگ و اثرات مخرب آن بر اقتصاد و پیامد خسارت‌های مستقیم و غیرمستقیم آن که تا چند دهه می‌تواند گریبان‌گیر یک کشور باشد پرداخته شده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

مصادف شدن با روزهای سی‌ویکمین سال‌گرد حمله عراق به ایران و آغاز آن جنگ بهانه خوبی‌ست که بیش‌تر به این موضوع بپردازیم.

در دوران هشت ساله جنگ، عراق هم‌واره به دنبال انهدام و نابودی زیرساخت‌ها و تاسیسات زیربنایی کشورمان بود تا از این طریق ایران را وادار به تسلیم کند.

به طور کلی با  وقوع جنگ و شرایط نظامی معمولن اقتصاد هر کشوری سمت و سوی خاصی می‌یابد و در واقع با توجه به آن شرایط برنامه‌ریزی اقتصادی می‌شود. حتا کشورهایی با اقتصاد آزاد نیز در وضعیت جنگی برای سامان دادن به بخش‌های مختلف اقتصادی خود ناگزیر از اتخاذ سیاست‌هایی چون سهمیه بندی، پرداخت یارانه، دخالت بیش از پیش دولت در امر توزیع کالا و نیز جهت دهی به تولیدات و حرکت به سوی اقتصاد دولتی متمرکز می شوند.

بسیاری از متخصصان جنگ ، دوران هشت ساله جنگ ایران و عراق را به دو دوره تقسیم می‌کنند.

 دوره اول که در فاصله سال‌های 58 تا 63 بود هنوز جنگ شدت نگرفته بود. هرچند علاوه بر مبارزه در خطوط مقدم، بمباران شهرها و مراکز نفتی هم ادامه داشت اما آن‌چه بعد از آن شاهد بودیم یعنی از سال 64 تا پایان جنگ که با حمله‌های موشکی عراق به ایران اوج گرفت بیش‌ترین خسارات را به ایران وارد کرد. چرا که عراق نیز در این دوره هم امکانات استراتژیک بیش‌تری یافته بود و هم حملات خود به مراکز نفتی و اقتصادی ایران یعنی شریان‌های حیات آن را افزایش داده بود.

اسکله‌های ایران، خارک و پالایش‌گاه‌های داخلی و نقاطی که در چهار، پنج سال اول جنگ در امان بود، تقریبن در نیمه دوم جنگ زیرحمله عراق قرار گرفت و وسعت استفاده از سلاح‌های موشکی افزایش یافت.

آن چه از خسارت‌های اقتصادی هشت سال جنگ ارایه شده است از 800 میلیارد دلار خسارت اموال سرمایه ای از میان رفته بود که تا حدود 1200 میلیارد دلار با خسارت‌های غیرمستقیم بالغ می‌شد

از سویی در همه این دوران به دلیل اهمیت جنگ و تمرکز برنامه‌ها روی آن فعالیت‌های زیربنایی از قبیل ساخت وساز و انجام هزینه‌های عمرانی و سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال و… در سایه قرار گرفت و در واقع در چنین شرایطی، با توجه به نبود برنامه برای اشتغال و سرمایه گذاری طبیعی است که اولویت‌ها متوجه تامین مالی جنگ و جبران خسارات جنگی و تامین نیازهای اساسی جامعه شود. در سال‌های جنگ اگر طرح‌های ضروری به صورت برنامه‌های یک ساله در قالب بودجه عمومی دولت ضروری بود، دولت مدنظر قرار می‌داد.

 هم‌چنین بررسی وضعیت هزینه‌های بودجه عمومی دولت در سال‌های جنگ، نشان دهنده سهم اندک هزینه‌های عمرانی در کل مخارج بودجه است که در واقع امکان سرمایه‌گذاری را از کشور گرفته بود و این در چنین شرایطی کاملا طبیعی‌ست.

بد نیست نگاهی به آمار و ارقام منتشر شده در مورد خسارات ناشی از جنگ ایران و عراق بیندازیم تا بیش‌تر متوجه صدمات اقتصادی آن شویم:

در سال‌های جنگ، کسری بودجه عمومی بین ارقام ۸/۶۳۸ میلیارد ریال (سال ۱۳۶۳) و ۷/۲۱۱۱ میلیارد ریال (سال ۱۳۶۷) در نوسان بود که دولت این کسری‌ها را بیش‌تر با استقراض از سیستم بانکی تامین می‌کرد، به این ترتیب در دوران جنگ، به ویژه در سال‌های پایانی آن، استقراض از بانک مرکزی مهم‌ترین و بزرگ‌ترین شیوه تامین کسری بودجه دولت و از عوامل افزایش تورم در سال‌های پایانی جنگ بوده است.

میزان خسارات کلی جنگ از 800 ـ 700 میلیارد دلار تا 1200میلیارد دلار متفاوت بود؛ برحسب این که خسارت‌های غیرفیزیکی تاچه حد منظور شود و این که خسارت‌های فیزیکی را به مفهوم ظرفیت‌های تولیدی و درآمد از دست رفته منظور کنیم.