Saturday, 18 July 2015
06 December 2021
دایره‌ی شکسته

«بلوغ اجتماعی یک کودک»

2011 October 01

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

در دنیای پرهیاهو و شلوغ امروز بسیاری از والدین و فرزندان نمی‌توانند همه‌ی وقت خود را با هم بگذرانند، از زمان‌های قدیم که روند امروز حاکم نبود و تقسیم‌بندی‌های سنتی وجود داشت، بسیاری از کودکان به نبود پدر در خانه و حضور او در محل کار عادت می‌کردند و زمان بیش‌تری را با مادر خود می‌گذراندند اما امروز که نقش‌ها تغییر پیدا کرده گاهی مادران شاغل مجبور هستند کودک زیر یک‌سال خود را به مهدکودک بفرستند. با وجود این‌که مادران بسیاری هم شاغل نیستند ولی اعتقاد امروز بر این است که کودک را برای وارد نمودن به اجتماع و تعریف جامعه برای او از نگاه‌های متفاوت به‌تر است در یک زمان سنی مشخص از منزل دور نمود و او را وارد جامعه‌ای گسترده‌تر از منزل کرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

با این‌که در نیم قرن اخیر مطالعات و پژوهش‌هایی زیادی در مورد آداب تربیت کودک و تاثیرات محیطی غیر از منزل بر کودک انجام گرفته است اما هنوز شبهاتی وجود دارد که آیا مراقبت‌های غیروالدانه بر کودک آثار زیان‌باری به جای می‌گذارد یا نه؟ بررسی‌ها همیشه نشان داده است علاوه بر مسایل ژنتیکی رشد بهنجار اجتماعی و شکوفایی شخصیت کودک به شدت تحت تاثیر شرایطی است که او در آن رشد می‌کند. در واقع رشد سالم یک کودک معلول بسیاری از عوامل است ولی یکی از مهم‌ترین آن‌ها ایمنی دل‌بستگی است که گاهی این ایمنی دل‌بستگی می‌تواند به سوی افراد مختلف هدایت شود ولی مهم‌ترین این اشخاص والدین کودک هستند. یک کودک اگر مطمئن باشد که از طرف دیگران پذیرفته شده و به آنان اعتماد داشته باشد به طور کلی اشتیاق بیش‌تری برای انجام کارهایش از خود نشان می‌دهد و شخصیتی منعطف پیدا می‌کند، حال با رفتارهای درست و منطقی این پذیرفته شدن می‌تواند از والدین به اشخاص دیگر هم منتقل شود، مهم این است که کودک این ایمنی را با آنان احساس کند.

بسیار از مطالعات نشان داده است که دل‌‌بستگی والد‌ کودک با سازگاری کودک و هم‌چنین عمل‌کرد مثبت او در موقعیت‌های مختلف رابطه‌ی مستقیم دارد. کودکانی که ایمن هستند رفتارهایی پرشورتر، گرم‌تر و منطقی‌تر از کودکانی که به اصطلاح ناایمن هستند، دارند. اختلال در ایجاد یک رابطه‌ی عاطفی به خصوص در سنین پایین‌تر کودک را به اختلالات روان‌شناختی که امروز به آن‌ها نابهنجاری‌های شخصیتی گفته می‌شود، دچار می‌کند. در مکانی به نام مهدکودک کودکان به صورت گروهی مراقبت می‌شوند و این‌که گاهی مربیان در مهدکودک‌ها تعویض می‌شوند و یا حتا کودک نمی‌تواند با یک چهر‌ه‌ی خاص ارتباط عاطفی برقرار نماید و این مسئله باعث ایجاد حس ناامنی در او می‌شود به همین دلیل است که گاهی کودکان روزهای ابتدایی مهدکودک را به خوبی می‌گذرانند و سپس از رفتن به آن‌جا سرباز می‌زنند.

اما مسئله‌ی دیگر مسئله‌ی خود‌اتکایی و استقلال یک کودک است که به‌طور مسلم اگر تمام وقت خویش را با والدین یا چهره‌های آشنا بگذراند، نخواهد توانست اعتماد به نفس لازم را برای ورود به جامعه‌ی امروز پیدا کند. البته این بحث استقلال کودک در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است و تعاریف گوناگونی از استقلال ارایه می‌شود. اما درکل در محیط‌های اجتماعی نظیر مهدکودک، نهادهای دیگری به جز خانواده در آموزش هنجارها و ارزش‌ها به کودکان دخالت دارند و با افزایش سن کودک به مرور از نقش خانواده‌ها کاسته و بر نقش این کانون‌ها در الگو‌دهی به شخصیت کودک افزوده می‌شود و چون کودک ممکن است ساعات زیادی را در این مکان‌ها بگذراند، مهدکودک‌ها نقشی بسیار اساسی و مهم در تربیت کودکان ایفا خواهند کرد. زمانی که کودک به خصوص در سنین پایین‌تر وارد این محیط می‌شود کم‌کم شروع به نقش‌پذیری می‌کند، شاید حتا تا حدی که زمانی که به والدین خود می‌رسد، تنها به رابطه‌ای اندک تا زمان خواب او بسنده شود پس به طور حتم باید مربیان، افرادی آموزش دیده، کارآمد و متخصص در زمینه‌ی تربیت کودکان باشند تا بتوانند به به‌ترین شکل ممکن کودکان را تربیت کرده و به آن‌ها نقش‌پذیری را آموزش بدهند.

مسئله‌ی تفاوت فرهنگ‌ها و تعاریف ارزش‌های موجود در جوامع مختلف در این روند تاثیر می‌گذارد و ممکن است گاهی برای کودک دوگانگی‌هایی به‌وجود بیاورد که باعث شود نسبت به والدین خود بی‌اعتنا شود. برای مثال در یک کشور با بافت مذهبی ممکن است در مهدکودک به کودک مسایلی آموزش داده شود که والدین به‌طور کلی با آن مخالفند و رفتارشان مغایرت دارد. حال بعد از بازگشت کودک به خانه و قرار گرفتن او در محیطی دیگر باید دایم کشمکشی باشد تا افکار نامربوطی را که والدین تشخیص می‌دهند تا سن مشخصی برای کودک‌شان و شکل‌گیری شخصیتش لزومی ندارد، بزدایند و یا مجبور به تعویض مهدکودک شوند که این برای کودک که قدرت انطباق‌پذیری و انعطاف کم‌تری نسبت به بزرگ‌سالان دارد مناسب نباشد تا دوباره شروع به شناخت محیط و آشنایی مجدد با افراد تازه کند.

بسیاری از کارشناسان معتقدند، که سن برای رفتن به محیط خارج از خانه برای یک کودک اهمیتی ویژه‌ای دارد. گاهی والدین چاره‌ای ندارند که او را به مهدکودک بسپرند ولی اگر این امکان برای آن‌ها فراهم است چه به‌تر که زمانی او را به مهدکودک بفرستند که توانایی لازم برای بیان احساسات خود را داشته باشد. توانایی کودک در مورد آسیب‌پذیری‌اش و بیان آن‌ها مانند غم، افسوس یا ترس تنها به توانایی او در صحبت کردن برنمی‌گردد و باید بتواند این احساسات را تشخیص داده و راجع به آن‌ها صحبت نماید. خوداتکایی مسئله‌ی مهم دیگری است که کودک باید برای رفتن از کنار والدین و وارد شدن به محیط جدید این توانایی را داشته باشد. مانند این‌که زمان جدا شدن احساسات خوب و مثبتی نسبت به این مسئله داشته باشد.

در پایان به طور صرف مسئله‌ی سپردن کودک به مهدکودک باعث استقلال یا ناامنی او نمی‌شود بلکه مسایل مهم‌تری در این زمینه و تاثیر در شخصیت کودک دخیل هستند. کیفیت مراقبت، سن کودک، ساعات جدایی کودک از مادر و میزان رضایت‌مندی او در این مسئله نقش مهمی ایفا می‌کند، حالا این سوال مطرح است که آیا اگر شرایط تا سن خاصی برای بودن مادر و کودک با یک‌دیگر مهیا بود باید باز هم کودک را در سن مشخصی به مهدکودک فرستاد یا اگر هم دیرتر شود آیا تاثیری در شخصیت او و یا کنش با هم‌سالانش می‌گذارد یا خیر؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,