Saturday, 18 July 2015
12 December 2019
این‌جا آسیاست- تایلند- قسمت هشتم

«در فاصله دو فرودگاه»

2011 October 06

سحر بیاتی/ رادیو کوچه

باید از هر فرصتی برای رفتن، رسیدن و پرسیدن استفاده کرد، کوله‌باری که هنوز به دوش می‌کشم سنگین‌تر می‌شود برای بیرون زدن از پایتخت برج و ترافیک، نه این‌که دیدنی‌های مالزی و پایتخت پرهیاهویش تمام شده باشد، نه، فرصتی پیش آمده برای رفتن به سرزمین مردمان لب‌خند، تایلند، برای رفتن و بازگشتن به شهری که کم کم رنگ و بوی خانه گرفته و کوچه‌ها و خیابان‌هایش با من آشناست.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

مسافر بودن به اندازه کافی شوق و هیجان دارد چه برسد به این‌که مسافر فرودگاهی باشی که اولین‌بار  پس از سفری طولانی به آن رسیدی و هیچ اشتیاقی به دیدنش نداشتی، اصلن ندیدمش از بس که سفر از تهران به کوالالامپور خسته کننده و طولانی بود.

از کوالالامپور تا «کی ال آی ای» زمان برایم به سرعت می‌گذرد مسیری سبز و زیبا، با اتوبان‌هایی بدون ترافیک و هموار تا این‌که می‌رسم به فرودگاه بین‌المللی کوالالامپور، مثل همیشه از ذوق سفر زود رسیدم، خیلی زودتر از زمان پرواز ساعت 14:30 «ایرمالژیا»، فروش‌گاه‌هایی که از پرداخت مالیات معاف هستند، رستوران «بیگ‌برگر» چند کافه و رستوران دیگر جای خوبی است برای وقت گذرانی و رسیدن زمان عبور از درهای شیشه‌ای خروج، با هم‌راهانم تصمیم می‌گیریم خودمان را به یک «بیگ برگر» خوش‌مزه مهمان کنیم میزی را برای نشستن انتخاب می‌کنم که دو مرد چشم روشن هلندی کنارش نشسته‌اند، «بیگ‌برگرها» حاضر می‌شود اما چشم‌تان روز بد نبیند اولین گاز من به ساندویچ مربوطه مصادف می‌شود با تخلیه کردن بینی جناب توریست هلندی با صدای بلند وسط رستوران، آن‌قدر این صدا دل‌خراش هست که مجبور باشم برگر و خوش‌مزگی‌هایش را از یاد ببرم و گرسنگی را تحمل کنم. اصلن به‌تر است پناه ببرم به اینترنت وایرلس فرودگاه کوالالامپور برای جمع‌آوری اطلاعات از تاریخ و نحوه ساخت این فرودگاه .

روایت شده که طرح احداث فرودگاه بین‌المللی کوالالامپوردر سال 1990 و هنگامی که دولت مالزی دریافت فرودگاه بین‌المللی «سوبانگ» موسوم به فرودگاه «سلطان عبدالعزیزصالح» پاسخ‌گوی نیازهای آینده صنعت هوانوردی مالزی نخواهد بود، آغاز شد.

دکتر «ماهاتیر محمد»، نخست وزیر وقت مالزی اولین کسی بود که اجرای این طرح را با جدیت پی‌گیری کرد .

ساخت این فرودگاه با اعتراض‌های هم‌راه بود اول این‌که محل احداث فرودگاه که در 50 کیلومتری فرودگاه «سوبانگ» واقع شده، چندان مورد رضایت نبوده وعده‌ای دیگر نیز با اشاره به هزینه سنگین احداث این فرودگاه، دولت را به انتقاد گرفته و معتقد بودند که فرودگاه «سوبانگ» با هزینه‌ای کم‌تر قابل توسعه است. البته هم‌زمان با احداث این فرودگاه طرح توسعه فرودگاه «سوبانگ» نیز به اجرا درآمد.

در دسامبر سال 1993 طرح توسعه ترمینال شماره 3 فرودگاه «سوبانگ» نیز به اجرا در آمد. در سال 1995 ترمینال شماره 2 بازسازی و سه سال بعد فرودگاه بین‌المللی کوالالامپور افتتاح شد. طراحی فرودگاه توسط «کیشو کوروکاوا»، مهندس معروف ژاپنی انجام شده است.

ایده «فرودگاهی در جنگل و جنگلی در فرودگاه» در طراحی آن مورد توجه واقع شد و با هم‌کاری موسسه مطالعات جنگلی مالزی، پروژه احداث فضای سبزدر اطراف فرودگاه به اجرا در آمد. برای این کار تعداد زیادی از درختان جنگل‌های بارانی مالزی از ریشه کنده شده و یک بار دیگر در این منطقه کاشته شد.

«کیشو کوروکاوا» معمار مشهور ژاپنی بود که در سال ۱۹۳۴ متولد شد و  در سال ۲۰۰۷، چشم از جهان فروبست. او مفهوم هم‌زیستی در معماری را نخستین بار مطرح کرد، از آثار ماندگار او علاوه بر فرودگاه بین‌المللی کوالالامپور می‌توان به میدان جمهوری سنگاپور، موزه «هنرهای ملی توکیو» و موزه «دایناسور فوکویی» اشاره کرد.

در فرودگاه بین‌المللی کوالالامپور خطوط جاده‌ای به گونه‌ای طراحی شده‌اند که ترافیک انسانی را به گوشه و کنار فرودگاه منتقل کرده و ترافیک آرامی را حتا در صورت جابه‌جایی 100 میلیون مسافر در سال فراهم می‌کنند.

تجهیزات منطبق با استانداردهای جهانی نیز برای مسافران معلول در این فرودگاه تعبیه شده‌اند. باندها و ساختمان‌های پروازی فضایی بالغ بر 100 کیلومتر مربع را شامل می‌شوند. 216 کانتر کنترل در 6 راهرو اصلی کنترل قرار گرفته‌اند. فرودگاه بین‌المللی کوالالامپور اولین فرودگاهی است که در آن سیستم مدیریت جامع فرودگاهی به کار گرفته شده است.

نخستین روز افتتاح فرودگاه بین‌المللی کوالالامپور از آرامش و نظم امروز خبری نبود در 27 ژوئن 1998 مسوولان فرودگاه با مشکلاتی جدی هم‌راه بودند از جمله این‌که برخی سیستم‌ها از کار افتاد و صف‌های طولانی در محوطه داخلی و خارجی فرودگاه ایجاد شد.

نقاله بار نیز به شدید‌ترین وضع ممکن خراب شد. کیف‌ها گم شدند و مسافران حدود 5 ساعت معطل ماندند. اغلب این مشکلات سر‌انجام رفع شد، اما سیستم نقاله بار هم‌چنان خراب ماند تا این‌که در سال 2006 نقاله جدیدی به طور کامل جای‌گزین آن شد.

هم‌زمان با این مشکلات، فرودگاه، چالش جدیدی که همان بحران مالی شرق آسیا بود را تجربه کرد.

شیوع بیماری سارس و آنفولانزای مرغی نیز به کاهش ده درصدی مسافران در مالزی و کل منطقه منجر شد. بحران مالی شرق آسیا و پس از آن کاهش پروازها از طرف شرکت‌های هواپیمایی «بریتیش ایرویز»،  «لوفت هانزا» و «نورث وست» که امکانات فرودگاهی را نامناسب تشخیص داده بودند، باعث رشد منفی تعداد مسافران فرودگاه شد. نخستین فاز فرودگاه برای جابه‌جایی سالانه 25 میلیون مسافر طراحی شده بود، اما در نخستین سال عملیات فرودگاهی در سال 1999 تنها، 13 میلیون مسافر از این فرودگاه جابه‌جا شدند.

امروز اما نه خبری از صف‌های طولانی است نه از انتظارهای چند ساعته، همه چیز بر اساس نظم و آرامش پیش می‌رود، حداقل من، چه در رسیدن به کوالالامپور چه در پرواز به سمت «بانکوک» با مشکلی مواجه نشدم. هر چند بزرگ بودن فرودگاه و ناآشنایی مسافران با آن ممکن است کمی استرس‌زا باشد؛ اما تابلوهای راه‌نما همه جا به چشم می‌خورد و علاوه بر نوشته‌های انگلیسی و مالایی با گرافیکی گویا راه‌نمای مسافران خسته از سفر یا مشتاق رفتن است.

بلاخره در میان ده‌ها هواپیمایی که خبر از پرواز یا نشستن آن‌ها را تابلویی الکتریکی نمایش می‌دهد. نوبت پریدن طیاره مالایی به بانکوک می‌رسد. وقتی هواپیما اوج می‌گیرد، محو تماشای فرودگاه از بالا می‌شوم. تعداد هوایپماهایی که در آشیانه کناره گرفته‌اند از شمارشم خارج می‌شود و وسعت فرودگاه مرا مجذوب خود می‌کند.

حالا نوبت به پذیرایی در هواپیمایی مالایی است که به تایلند سفر می‌کند. پس خبری از پذیرایی که با ذائقه ایرانی من جور در بیاید نیست. با توجه به صدای دل‌خراش تخلیه بینی جناب آقای هلندی و غذای غیر قابل خوردن هواپیما و استرس صبح‌گاهی و نخوردن صبحانه نتیجه می‌گیریم بیش‌تر از تایلند دلم برای یک غذای خوش‌مزه بدون صداهای اضافی می‌تپد.

حالا وقت پیدا شدن از هواپیما و گذر از پیچ و خم‌های فرودگاه تایلند فرارسیده است با شکم گرسنه و اشتیاق بسیار برای دیدن سرزمین مردمان لب‌خند.

فرودگاه بانکوک هم بسیار بزرگ و زیباست از لحظه ورود طراحی سنتی- مدرن توجه من را جلب می‌کند. به قسمت گذرنامه که می‌رسم با دیدن صف‌های طویلی از مسافران چشم روشن و بور اروپایی، حس عجیبی پیدا می‌کنم. هم هجوم این مسافران به تایلند برایم جذاب است که در کوالالامپور یک سوم آن را نیز هرگز شاهد نبودم هم نگرانی‌ام بابت بیش از حد راحت بودن آن‌ها هنگام غذا خوردن بیش‌تر می‌شود، می‌ترسم دوباره پا به یک رستوران بگذارم و با صدای گوش‌خراش برادران و خواهران اروپایی از غذا خوردن سیر شوم.

بخش چک کردن پاسپورت حدود 20 یا 30 دروازه بود که حجم زیاد مسافران را به راحتی تحت کنترل قرار می‌داد. و بعد از آن محل دریافت چمدان‌ها که توسط بوردهای «ال سی دی» می‌توانی ریل بار مربوط به خود را راحت از میان 40 ریل مربوط به حمل چمدان پیدا کنی. البته اگر مثل من سراغ تابلوی هواپیمای وطنی را نگیری و باور کرده باشی تو در خانه دوم ساکن شده‌ای.

در هر قسمت فرودگاه سرویس بهداشتی‌، فروش‌گاه‌، مبدل ارز‌، پلیس و راه‌نمای فرودگاه و نمادهای مذهب بودایی دیده می‌شد.

این فرودگاه نزدیک به 25 دروازه پذیرش مسافران را در خود جای داده است و با توجه به وسعت و امکانات فرودگاه احساس می‌کنم پا به کشوری در حال توسعه و پیش‌رفته گذاشته‌ام. اما چشم‌تان روز بد نبیند که با خارج شدن از فرودگاه می‌فهمم همه تصورات من و هم‌سفرانم از پیش‌رفت تایلند کابوسی بیش نیست. شاید برای قضاوت هنوز هم زود باشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , , ,