Saturday, 18 July 2015
02 December 2021
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-قسمت دویست و بیست و یک

«ابوعمار شپش و ابومازن جاسوس است»

2011 October 07

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

یاسر عرفات اولین مهمان خارجی جمهوری اسلامی و  رییس و بنیان­گذار جنبش فتح و رییس حکومت خودگردان و رییس سازمان آزادی­بخش فلسطین که ایران را خانه خود نامیده بود و برای ورود اجازه دریافت نکرد، پس از مدتی و به خصوص پس از آغاز جنگ ایران و عراق روابط سردی را با این حکومت در پیش گرفت، جلال­الدین فارسی یکی از سیاست­مداران سال­های ابتدایی انقلاب که دارای خوش­نامی نیز نیست، به عنوان اولین رابط رسمی آیت­اله خمینی با فلسطینیان در قسمت دوم روایت­اش، نکات جالب و فراموش­شده­ایاز عرفات و الفتح گفته که برای درک شرایط کنونی میان جمهوری اسلامی و فلسطینیان نیز مفید است:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«در جنگ ایران و عراق نیز عربستان سعودی در موضع‌گیری میانه و خنثی فلسطینی‌ها بیش­ترین نقش را داشت. بعد از جنگ و تیره شدن روابط با عرفات ابتدا من پیش­قراول مذاکره با آن­ها بودم، حتی من طی یادداشت رسمی سفیر آن­ها را که دست به کارهای اطلاعاتی می‌زد محدود کردم، یک­بار هم که امام در قم بودند عرفات با من تماس گرفت که آیا صلاح می‌دانی من بین آیت‌اله خمینی و آیت‌اله شریعت­مداری را صلح دهم، این پیام رسمی بود بنابراین به سیدهانی فحص که به شیعیان و امام وفادار بود گفتم چرا عرفات چنین پیامی می‌دهد. وی در پاسخ گفت وی تنها به دنبال بهانه‌ای برای بهبود روابط است. من تنها به محضر امام رفتم و پیام عرفات را به امام رساندم، امام فرمودند «ما در جوانی در خمین می‌جنگیدیم عده‌ای در این کوه و عده دیگر در آن کوه، آن­ها تیری برای ما می‌انداختند و ما هم تیر می‌انداختیم» و سپس خنده‌ای کردند.

هنگامی که من با عرفات وارد تهران شدم عده زیادی حسادت کردند که چرا وی باید رابط ایران و فلسطین باشد. به هر حال حزب جمهوری که هنوز من به آن نپیوسته بودم ما را دور زد. آن­ها البته از من تا آن زمان برای عضویت در حزب دعوت نکرده بودند چرا که قبل از آن قطب‌زاده و بنی‌صدر دعوت آن­ها را رد کرده بودند و آن­ها احساس می‌کردند که من نیز دعوت آن­ها را رد خواهم کرد بدین سان حزب جمهوری اسلامی بدون آن­که با من هماهنگ کنند با عرفات جلسه گذاشتند و به نوعی به حکم امام بی‌اعتنایی کردند. اما آن­چه که مهم است آن است که عرفات با یک هیات دیپلماتیک کامل به دیدار علمای پرنفوذ ایران رفت، چرا که می‌دانست بعد از امام خمینی پرنفوذترین افراد همین علمای حزب جمهوری اسلامی هستند. جالب آن­که عرفات، محمود عباس معروف به ابومازن را در مذاکرات شرکت نداد. چرایی این موضوع بسیار مهم است، عرفات، محمود عباس را عامل سعودی می‌دانست چرا که تمامی کمک‌های مالی عربستان از کانال ابومازن به عرفات داده می‌شد. عربستان با پول و امکانات فلسطینی‌ها را تحت تاثیر قرار می‌داد و عامل نیز کسی نبود جز محمود عباس. بنابراین در آن هنگام عرفات مخیر شده بود که یا ایران را بپذیرد یا به کفه عربستان پناه ببرد و انحراف از همین جا شروع شد.عربستان اعلام کرد که هرچه بخواهی ما به تو خواهیم داد و بعد از حمله اسراییل به لبنان متفرق و به دامن عربستان پناه بردند بنابراین همین امر آن‌ها را به طرف صدام کشید.

عرفات، محمود عباس را عامل سعودی می‌دانست چرا که تمامی کمک‌های مالی عربستان از کانال ابومازن به عرفات داده می‌شد

یک سال بعد از پیروزی انقلاب من به نمایندگی انقلاب اسلامی در راس هیاتی به مسکو، دمشق و بیروت رفتم و شهید صالحی به من اطلاع داد که فلسطینی‌ها روابط خوبی با عراق پیدا کردند لذا من شما را به سالن فرماندهان الفتح و مبارزان لبنانی می‌برم تا با تجلیل از شما برای عراق بد شود. هم‌اکنون نیز مشاهده می‌کنید که به واسطه اقدامات محمود عباس فلسطینی‌ها دو گروه شده‌اند، عده‌ای امریکایی و وابسته به عربستان و قسمتی خاص الفتح و مبارزان واقعی هم در قالب حماس خودنمایی می‌کنند.

شورای انقلاب که قبلن امام عضویت در آن را به من پیش­نهاد داده بود در همان ایام پیش­نهاد داد که شما مسوولیت لبنان و فلسطین را به عهده بگیرید و ما برای شما بودجه مصوب خواهیم کرد، گفتم من قبل از انقلاب چنین کاری را انجام می‌دادم و هم‌اکنون چنین مسوولیتی برای من کوچک است. من نفر اولی بودم که با الفتح مخالفت کردم، در سخن­رانی قبل از خطبه نماز جمعه به مسایل استراتژیکی اشاره کردم که امام بعدها گفت من از سخن­رانی‌های شما در قبل از نماز جمعه استفاده می‌کنم. به هر حال من اولین کسی بودم که علیه عرفات سخن­رانی کردم و گفتم فلسطین متعلق به شخص عرفات و حتی فلسطینی‌ها نیست بلکه پاره‌ای از امت اسلام است و حتی خاطرنشان کردم «عرفات شپشی در پوتین میهن اسلامی هست.»

او هم­چنین در مورد فردی اسرارآمیز که در لبنان و الفتح آموزش­های گسترده­ای دیده و دوره‌های آموزش چریکی و عملیاتی را در اردوگاه‌های فلسطینی گذرانده بود و پس از انقلاب با همبن پشتوانه توانست به مناسب حساسی مانند فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب و سفیر جمهوری اسلامی در پاکستان برسد و هم­اکنون نیز با شایعات بسیار در خارج از کشور فعال بوده و هم­چنان در خدمت نظام است می‌گوید: «ابوشریف «عباس آقازمانی» به معنای واقعی انسان پاک، خالص باایمان و باسواد بودند، وی به عنوان شیخ پاکستانی آمده بود و در آموزش ایرانی‌ها فعال بود. وقتی من از انتخابات ریاست جمهوری کنار رفتم و متاسفانه بنی‌صدر بعد از ریاست جمهوری فرمانده کل قوا شد وی خواست فرماندهی برای سپاه انتخاب کنند، تعدادی از فرماندهان ارشد سپاه نزد من آمدند و از من پرسیدند که نظر شما چیست آیا باید ما از سپاه خارج شویم. ابوشریف پرسید که آیا من باید با بنی‌صدر هم­کاری کنم؟ به آن­ها گفتم من نیز پشت سر بنی‌صدر هستم چرا که امام او را تایید کرده به هر حال بین سپاهی‌ها رای‌گیری شد و ابوشریف انتخاب شد. متاسفانه وی هم‌اکنون به پاکستان رفته و کشور از نعمت او محروم است به نظر من باید به دنبال وی بفرستند و برای او که در تمامی عمر هیچ چیز برای خود نخواست احترام ویژه‌ای را قائل شوند. شایسته است که یکی از میادین اصلی شهر را به نام این مجاهد بزرگ نام­گذاری کنند.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , ,