شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
07 September 2016
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت دویست و بیست‌و‌سه

«مادر حماس، نامادری‌ست»

۱۳۹۰ مهر ۱۷

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

سال‌های بسیاری است که رابطه دولت ایران با مقبول‌ترین گروه فلسطینی از میان رفته و سپس خصمانه شده است، رابطه‌ای که سال‌ها قبل از آن‌که آشکار شود بسیار دوستانه بود و اکنون حملات دوسویه آنان باعث گشته تا منافع فلسطینیان در خطری جدی قرار بگیرد، گویی این دوستان قدیمی در بسیاری از عواید نمی‌توانند با هم کنار آمده و به حداقل‌ها رضایت دهند و همین اختلافات به بحران بیش از پیش فلسطین کمک می‌کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

شهریور ماه سال گذشته یک وزیر کابینه تشکیلات خودگردان فلسطینی بار دیگر با حمله به مواضع دولت جمهوری اسلامی درباره روند صلح خاورمیانه گفت که ایران نباید در کار فلسطینی‌ها دخالت کند.  روزنامه «هاآرتص» نوشت: محمود حباش وزیر اوقاف تشکیلات خودگردان فلسطینی روز جمعه در مراسم نماز عید فطر در کرانه غربی بار دیگر با متهم ساختن دولت ایران به دخالت در فرایند صلح خاورمیانه مدعی شد: منافع ایران در مورد فلسطین کاملن مغایر با منافع ملی فلسطینی‌ها است‌. اظهارات این مقام تشکیلات خودگردان یک هفته پس از اظهارات سخن‌گوی محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطینی ایراد شد که طی آن «نبیل ابوردینه» در اظهاراتی تند و بی‌سابقه علیه محمود احمدی‌نژاد، از ایران خواست تا در امور داخلی فلسطین دخالت نکند‌. محمود احمدی‌نژاد در سخنانی در نماز جمعه هفته قبل از آن به مناسبت روز قدس، با زیر سوال بردن مشروعیت تشکیلات خودگردان فلسطینی در مذاکره با اسراییل، این مذاکرات را از قبل شکست خورده اعلام کرده بود‌. محمود حباش در پاسخ به اظهارات رییس جمهوری ایران درباره نمایندگی تشکیلات خودگردان از مردم فلسطین گفت: «ما بر مبنای اصول ملی فلسطینی‌ها عمل می‌کنیم و این ایران است که خلاف منافع ملی فلسطین عمل می‌کند، ایران قیم و مسئول مسئله‌ فلسطین نیست و احمدی‌نژاد مبارزه ملی فلسطین را حل نخواهد کرد و تشکیلات خودگردان دخالت هر عامل خارجی در مسایل داخلی خود را رد می‌کند.»

اما این دوستی از کجا قوام یافته بود را می‌توان در روایت رابطه هوش‌مندانه آیت‌اله خمینی با گروه چریکی فلسطینی الفتح یافت، زمانی که ساواک اعلام کرد اهل منبر علیه اول‏شخص مملکت، اسراییل و این‏که اسلام در خطر است، سخن نگویند، خمینی در سخنانی در عاشورای سال 1342 می‏گوید: «چه ارتباطی میان شاه و ساواک وجود دارد که می‏گویند از اسراییل صحبت نکنید، آیا به نظر سازمان امنیت، شاه اسراییلی و یا یهودی است» و هم‏چنین خمینی خطاب به شاه می‏گوید: «شاید این‌ها می‏خواهند تو را یهودی معرفی کنند که من بگویم کافری تا از ایران بیرون‌ات کنند و به تکلیف تو برسند.»

مسئله‌‏ی فلسطین در آغاز حرکت اسلام‏گرایان ایران و پس از رهبری خمینی کماکان در کانون اندیشه‏ها و مبارزات اسلام‏گرایان قرار دارد. پس از دست‌گیری طالقانی و بازرگان زمانی که دانش‌جویان نزد خمینی می‏روند، او مسئله‌‏ای بزرگ‌تر از آزادی آن دو تن، یعنی اسلام و استقلال کشور را مطرح می‏کند و این‏که تمام اقتصاد مملکت در دست اسراییل است و باید با دیگر کشورهای اسلامی اتحاد برقرار کرد. آقای خمینی یک‌بار در جریان جشن‏های تاج‏گذاری در سال 1967 میلادی فتوایی مستقیم و رسمی علیه اسراییل می‏دهد و یک بار دیگر فتوایی برای دفاع از فلسطینیان صادر می‏کند، آیت‌اله خمینی بر ریشه‏کنی اسراییل با همت کشورهای اسلامی تاکید و قلع و قمع آن را واجب و هرگونه کمک به آن کشور را حرام اعلام می‏کند. او در فتوایی که در عراق صادر می‌کند، حمایت از فلسطینیان ـ به‏خصوص مبارزان الفتح ـ را واجب اعلام و تاکید می‏کند که قسمتی از وجوه شرعیه که عبارت از زکات و صدقات باشد در اختیار آنان قرار گیرد. یاسر عرفات در پاسخ خمینی ـ هنگام اخراج از عراق به پاریس ـ گفت: «همان‌گونه که حضرت شما و مبارزان ایران همیشه انقلاب فلسطین را یاری داده‏اید، ما نیز همه‏ی امکانات خود را در اختیار شما می‏گذاریم.»

سه مسئله‌ مهم در موضع‏گیری اسلام‏گرایان نسبت به مسئله‌‏ی فلسطین تاثیرگذار بوده است. اول: کتابی که تحت عنوان «سرگذشت فلسطین» از سوی هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از اسلام‏گرایان شاخص منتشر می‏شود، دوم: سخن‌رانی‏های مشهور مطهری از سال‏های 1347 به بعد که با استقبال زیادی روبه‏رو شد و سوم: آموزش بخشی از اپوزیسیون ایران در اردوگاه‏های فلسطینی.

اکنون موضع‏گیری جمهوری اسلامی چالشی فراروی این نظام است، چالشی که برای بسیاری از موارد معنوی‌اش نمی‌توان پاسخی مستدل یافت، گویی فلسطین تنها نامی است که به دلایل گوناگون از سوی سران دولت زمزمه می‌شود و باید این نام بحرانی حتا با صرف هزینه‌های سرسام‌آور مداوم تکرار شود تا در جایی دیگر برای سودی دیگر به کار آید و تکرار مداوم این نام تا به آن‌جا مهم است که گروهی مانند حماس توسط جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته و علنن جانب‌داری و حمایت معنوی می‌شود و کمک‌های مالی فراوانی دریافت می‌کند.

پس از پیروزی حماس در انتخابات سال 2006 درگیری‌های مسلحانه بین گروه فتح و حماس افزایش پیدا کرد به طوری‌ که تا سال 2007 صدها فلسطینی در درگیری‌های خیابانی دوطرف درگیری کشته شدند. در پی این درگیری‌های گسترده که در سرزمین‌های فلسطینی رخ داد و درپی به دستگیری قدرت در نوار غزه توسط گروه حماس و عمل‌کردهای این گروه در حمله به پای‌گاه‌ها و رهبران جنبش فتح در سرزمین‌های فلسطینی، مقامات امنیتی از جناح فتح و هم‌چنین برخی کشورهای عربی منطقه خاورمیانه، حکومت ایران را متهم به نقش داشتن در «آموزش نظامی شبه نظامیان حماس در به دست گرفتن کنترل نوار غزه و هم‌چنین کمک‌های مالی» به این گروه معرفی کردند. این در حالی بود که منوچهر متکی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی در مصاحبه‌ای مطبوعاتی در قطر این اتهامات را رد کرد و مدعی شد که ایران تنها از گروه حماس، «حمایت معنوی» می‌کند.

با وجود تکذیب دولت ایران، یک مقام حماس در گفت‌وگو با روزنامه تایمز لندن آموزش شبه نظامیان حماس در ایران و توسط سپاه پاسداران را تایید کرد. وی گفت که 300 تن از نیروهای حماس برای طی دوره‌های آموزشی مخفیانه به ایران اعزام شده‌اند. به گفته وی از هنگام آغاز درگیری‌ها بیش هفت گروه برای طی دوره‌های شش ماهه به ایران اعزام شده‌اند. این فرمان‌ده ارشد گفت: «ایران مادر ما بوده و به ما اطلاعات و تجهیزات نظامی داده و به لحاظ مالی از ما حمایت می‌کند.» حمایتی که بحران برادرکشی را به دردسرهای دیگر این مردم افزود و نامادر را به جای مادر نشاند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,