Saturday, 18 July 2015
08 December 2021
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت دویست‌و‌سی

«آغاز روند هم‌گرایی»

2011 October 16

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اگر‌چه آیت‌اله‌ خمینی به عنوان رهبر انقلاب 57 دارای توانایی آشکاری برای جلب و اقناع توده بود اما در حد توان سعی در مصالحه با هم‌صنفان‌اش داشت، به همین علت با فوت او، بزرگان قم نقش مهمی در تثبیت حاکمان جدید مستقر در تهران ایفا کردند و راه برای آغاز دورانی به نام سازندگی در کشور جنگ‌زده مهیا شد. در کنار مسایل روزمره کشور، در درون تشکیلات روحانیت نیز پس از عزل بنی‌صدر اتفاقات مهمی رقم خورد. آیت‌اله‌ احمد آذری قمی سخن‌گوی جامعه مدرسین در سال 60 پس از پایان جلسه این تشکل با استادان و فضلای حوزه علمیه قم به خبرنگار خبرگزاری جمهوری‌اسلامی گفت که در پی اوامر خمینی، کمیته‌ای به نام «کمیته ویژه اداره و اصلاح حوزه‌های علمیه سراسر کشور» در جامعه مدرسین تشکیل شده تا با هماهنگی مراجع عظام، طرحی جامع برای تشکیلات حوزه تدوین کنند. آذری قمی هم‌چنین از طرح این نهاد برای تعامل بیش‌تر حوزه و دانش‌گاه و لزوم بهره‌گیری دانش‌گاه از حوزویان خبر داد. طرح اصلاح حوزه که از دهه بیست خورشیدی آرمان آیت‌اله خمینی و شاگردان او بود، با حمایت مراجع تقلید قم و مدیریت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پی‌گیری و منجر به تغییرات جدی و اساسی در ساختار روحانیت شد. با این حال دغدغه دیرینه «استقلال حوزه‌های علمیه از حکومت و دولت» در پس ذهن بزرگان قم خودنمایی می‌کرد و حتا بارها در نهان و آشکارا به زبان نیز جاری شد. از جمله آیت‌اله‌ گلپایگانی که عملن از سال 58 تا 72 زعامت حوزه را بر دوش می‌کشید در آخرین ماه‌های حیات خود در پاسخ به نامه آیت‌اله‌ محمد فاضل لنکرانی رییس وقت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره نصب اعضای شورای عالی حوزه علمیه قم چنین نوشت: «یکی از مفاخر بزرگ روحانیت شیعه استقلال حوزه‌های علمیه است که به هیچ‌کس و هیچ مقامی غیر از ناحیه مقدسه حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف وابسته نیست که بحمداله این حوزه‌ها تا امروز علی‌رغم فشارها و توطئه‌های گوناگون در شرایط بسیار سخت و اختناق‌های شدید حکومت‌های طاغوتی با تحمل انواع مرارت‌ها و مصائب، استقلال خود را حفظ کرده و تحت تاثیر و نفوذ هیچ عامل خارج از حوزه قرار نگرفته‌اند و هم‌چنان تا عصر حاضر مدیریت آن با علما و فقها و مراجع تقلید باقی مانده است. این شخصیت حوزه‌ها امانتی است که اسلاف صالحین به ما سپرده‌اند و ما باید به حفظ این استقلال بسیار اهمیت بدهیم. برای حقیر در وضع فعلی و کهولت سن، این مسئله هیچ جنبه شخصی نمی‌تواند داشته باشد، اما برای بقای حوزه و حفظ موضع معنوی آن در قلوب و نفوذ آن در جامعه مسلمان بر این مسئله تاکید بسیار دارم و عواقب سو‌ تضعیف آن را بسیار شکننده می‌دانم. صلاح اسلام و انقلاب و دولت و ملت و همه این است که حوزه در وظایف خود مستقل عمل کند. البته مقصود از این‌که می‌گوییم نباید مداخله‌ای در امور حوزه پذیرفته شود این نیست که کسی حق ندارد پیشنهاد یا تذکر بدهد یا این‌که به پیشنهادها و نظرات و حتا نقد و انتقادها توجه نشود. هر مسلمانی حق دارد و باید نسبت به مسلمان دیگر تا چه برسد به نهاد عظیمی مانند حوزه، خیرخواهی و نصیحت نماید. باید از پیشنهادها و تذکراتی که داده می‌شود استقبال نماییم. این مواضع نه تنها مداخله در امور حوزه محسوب نمی‌شود بلکه یاری و معاضدت حوزه است.»

با مرگ آیت‌اله‌ اراکی و به صحنه آمدن نسل تازه مراجع شیعه در سال 73، دولت هاشمی نقش مهمی در هم‌گرایی روحانیت و دولت ایفا کرد و با وجود همه تضادها و اختلافات نظری و عملی، هیچ تقابل آشکاری میان این دو نهاد به چشم نمی‌خورد. حتا با وجود آن‌که اقدامات تابوشکنانه دختر رییس‌ جمهوری «فائزه هاشمی» در مقوله ورزش زنان با مخالفت‌های جدی روحانیون و مراجع  روبه‌رو بود، اما این اختلافات هیچ‌گاه به آوردگاه ناسازگاری‌های میان دولت و حوزه بدل نشد. فی‌الواقع دوران هشت ساله دولت سازندگی، دوران سازندگی ساختاری حوزه‌های علمیه نیز محسوب می‌شد و از همین رو دو طرف به دلیل همین دغدغه مشترک، به هم‌گرایی بیش‌تر می‌اندیشیدند.

با روی کارآمدن محمد خاتمی در دوم خرداد 76، بی‌گمان فضل تازه‌ای از روابط روحانیت و دولت گشوده شد که تفاوت‌های آشکار و محسوسی با گذشته داشت. خاتمی در حالی پا به عرصه گذاشت که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جامعه روحانیت مبارز تهران و بسیاری از ائمه جمعه و جماعات کشور خواهان پیروزی او نبودند. او اگرچه حمایت مجمع روحانیون مبارز و علمایی چون آیت‌اله‌ باقر سلطانی طباطبایی، آیت‌اله‌ موسوی اردبیلی و آیت‌اله‌ یوسف صانعی را پشت سر خود داشت، اما به خوبی می‌دانست که هنوز راه درازی تا جلب نظر روحانیون متنفذ و اثرگذار حوزه دارد.

سخن‌رانی جنجالی آیت‌اله‌ منتظری در آبان 76 نخستین تجربه دولت خاتمی در تقابل با روحانیون منتقد بود که با هم‌گرایی نسبی هر دو جناح به حصر خانگی 5 ساله آقای منتظری انجامید

در جریان انتخابات سال 76 مراجع تقلید بزرگ با وجود همه فشارهایی که از طرفین وارد می‌شد موضع بی‌طرفانه‌ای داشتند و همین موضع را در همه دوران پر تنش اصلاحات حفظ کردند. اما آشکار بود که روی کار آمدن خاتمی و یاران‌اش به چالش‌ها و بلکه بحران‌های بزرگی در طیف سنتی جامعه خواهد انجامید. سخن‌رانی جنجالی آیت‌اله‌ منتظری در آبان 76 نخستین تجربه دولت خاتمی در تقابل با روحانیون منتقد بود که با هم‌گرایی نسبی هر دو جناح به حصر خانگی 5 ساله آقای منتظری انجامید. خاتمی دریافته بود که در مسیر اصلاحات مورد نظرش، با مخالفت‌های جدی در حوزه علمیه مواجه خواهد شد. از همین رو با تعیین دو روحانی خوش‌نام به عنوان مشاورین خود در امور روحانیت موفق شد بخشی از این مخالفت‌ها را مدیریت و مهار کند. آیت‌اله‌ توسلی و حجت‌الاسلام امام جمارانی که از نزدیکان و معتمدین آیت‌اله خمینی و بسیاری از مراجع تقلید بودند توانستند در بحرانی‌ترین روزها به ترمیم شکاف‌های ایجاد شده میان مرجعیت و دولت بپردازند. جریان منتقد خاتمی در حوزه با سازمان‌دهی تحصن جمعی از طلاب و روحانیون حوزه علمیه قم در بهمن 78 موفق شد بخشی از علمای حوزه را به میدان آورد تا سیاست‌های فرهنگی دولت اصلاحات را به چالش بکشد. این تحصن که به بهانه کاریکاتور «نیک‌آهنگ کوثر» علیه مصباح یزدی در روزنامه مناطق آزاد شکل گرفته بود، مهم‌ترین اقدام عملی مخالفان خاتمی در قم بود که با حضور تاییدآمیز کسانی چون نوری همدانی، جوادی آملی، جعفر سبحانی، مشکینی، احمدی میانجی، سید مهدی روحانی، محمد یزدی و حجت‌الاسلام علی دوانی و حتا چهره‌ای دانش‌گاهی چون حجت‌الاسلام دکتر احمد احمدی توانست تا مدتی به یکی از چالش‌های مهم فرهنگی و مدیریتی دولت خاتمی بدل شود. اگرچه خاتمی حاضر به پذیرش خواسته‌های اصلی متحصنین از جمله برکناری مهاجرانی از وزارت ارشاد نشد و دو مشاور وی در امور روحانیت نیز اعتنای چندانی به درخواست‌های نمایندگان متحصنین نکرده و دست رد بر سینه آنان زدند. ناکامی تحصن در ذائقه مخالفان حوزوی خاتمی ماند و هیچ‌گاه فراموش نشد. آن‌ها گاه و بی‌گاه به مخالفت با عمل‌کرد فرهنگی و سیاسی خاتمی می‌پرداختند و توفیق‌هایی نیز به دست آوردند. مهاجرانی یک‌سال پس از تحصن قم مجبور به استعفا شد و حتا نتوانست دولت اول خاتمی را در ماه‌های پایانی‌اش هم‌راهی کند. ماجرای نشریه دانش‌جویی موج در شهریور 78، کاریکاتور روزنامه حیات‌نو در پاییز 81 و موضوع الحاق ایران به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان در تابستان 81 از دیگر جلوه‌ها و دلایل تقابل حوزویان مخالف خاتمی با دولت اصلاحات بود. بدین ترتیب پدیده اصلاحات و ضداصلاحات به دغدغه اصلی اصلاح‌‌طلبان و محافظه‌کاران در آن 8 سال بدل شد و هر یک به تعریفی خاص از این دو پدیده اصرار می‌ورزیدند. در میانه نزاع میان این دو جریان، گروهی با چراغ خاموش در رویای تسخیر قوه مجریه گام برداشت و موفق شد در میان بهت و حیرت تحلیل‌گران داخلی و خارجی برنده انتخابات جنجالی ریاست جمهوری در سال 84 شود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,