Saturday, 18 July 2015
02 December 2020
ناقوس تبعید- قسمت دوم

«تاریخ‌شناسی مهاجرت در ایران»

2011 October 25

 پیمان عابدی/ رادیو کوچه

ادبیات مهاجر یا مهاجرت عمدتن با فرار ادبای یهودی از اروپا به وجود آمد. یعنی هم‌زمان با جنگ جهانی اول و به خصوص دوم. این‌که می‌گویم عمدتن چون ادبایی که از زیر سلطه‌ی تزار در قرن نوزدهم به اروپا گریخته بودند، عمومن دغدغه‌شان تغییر رژیم و پیدا کردن مخاطبانی برای شنیدن صدای اعتراض‌شان به تزار و انتقاد از آن رژیم و افشای قساوت‌های رژیم تزار بود نه ادبیات مهاجر. در زمان جنگ دوم هم بسیاری از یهودیانی هم که از آلمان و نقاط دیگر گریختند به زبان مادری خود نوشتند و همان چیزهایی را نوشتند که اگر در سرزمین مادری بودند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

 مانند «توماس مان» که در مقاله‌هایش به رژیم نازی حمله می‌کند و داستان مهاجرت نمی‌نویسد؛ به طور کلی یهودیان همیشه در حاشیه و در اقلیت بوده‌اند، در واقع ادبیاتی که درباره‌ی ستم به یهودیان است، الزامن و مشخصن در دسته‌بندی ادبیات مهاجرت قرار نمی‌گیرد زیرا «رانده شده‌گان» در موطنی که متولد شده‌اند هم ممکن است «رانده شده» باشند. یا مثلن مهاجرین انگلیسی که به آمریکا آمدند در اثر این جابه‌جایی جغرافیایی، با تجربه‌های تازه‌ای روبه‌رو شدند و ژانر «ادبیات آمریکایی» را آفریدند که درکل با «ادبیات انگلیسی» فرق دارد. آن‌ها از قاره‌ی قدیم به قاره‌ی جدید آمدند و البته معکوس این جریان نیز اتفاق افتاد. گروهی از نویسندگان آمریکایی که به نسل گم‌شده معروف هستند، در زمان جنگ بین‌الملل و بلافاصله بعد از آن به اروپا رفتند و با تجربه‌های جدیدی روبه‌رو شدند که در آثار آن‌ها تازگی ویژه‌ای را به وجود آورد. تجربه‌های همینگوی در رمان «وداع با اسلحه» نتیجه‌ی سفر او و شرکت در جنگ جهانی دوم است یا رمان «زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند»-  با نام دیگر «ناقوس در عزای که می‌زند»، نتیجه‌ی تجربه‌های او از جنگ داخلی اسپانیاست. یکی از این تجربه‌ها، زبان است. بسیاری از رمان‌ها، داستان‌های کوتاه و نمایش‌نامه‌های خوبی که نوشته می‌شوند در دیالوگ شخصیت‌ها، از اختلاط دو زبان برخوردار است. یکی زبان مادری و دیگری زبان کشور میزبان؛ اگر داستان در فرانسه نوشته شده باشد، زبان دوم، زبان فرانسوی است‌. اگر در آمریکا‌، زبان دوم انگلیسی است و اگر نویسنده‌ی مثلن ایرانی در ساختمان و معماری داستان خود، گفت‌وگوها را به زبان کشور میزبان می‌آورد نباید گمان کرد که فارسی آن‌ها را نمی‌داند بلکه به دلیل ساختار رمان است که باید آن‌ها را به طرز درستی در کنار هم بنشاند. ما شاید آن جمله‌ها را نفهمیم و معنی آن‌ها را هم در برخورد اول در نیابیم، اما در ساختمان داستان می‌فهمیم که چه گفت‌و‌گویی ردوبدل شده و گاه تخیل ما به عنوان خواننده (به دلیل این غرابت‌ها) جانشین تخیل نویسنده می‌شود و این هم یکی از ویژگی‌های ادبیات امروز است.

اکنون به‌تر است به تاریخ‌شناسی مهاجرت در ایران بپردازیم. سلسله‌داران ادبیات مدرن ایران را می‌توان روشن‌گران عرصه‌ی تجددخواهی دانست هرچند که برخی نظرات و پیش‌فرض‌ها نشان از دل‌بستگی ایشان به عوالم غربی و اندیشه‌ی غرب‌گرایانه دارد؛ نمی توان منکر شد که نخستین تاملات ادیبان عهد قاجار نگاه دردمندانه‌ی انسان شرقی به وضعیت موجود ایران و جامعه‌‌ای است که به رغم برخورداری شهروندانش از هوش و ذکاوت و سرمایه‌های مادی بسیار و استحقاق پیش‌رفت و توسعه و کسب سربلندی‌های اجتماعی و اقتصادی، در حاشیه‌ی افسوس، اسیر افتاده‌اند. به همین دلیل نمی‌توان یک طرفه به قاضی رفت و گرایشات نویسندگان و نواندیشان عرصه‌ی ادبیات آن دوره را حمل بر وابستگی، خود‌فریبی و مدهوش شدن از رویارویی با غرب تعریف نمود. نمی‌توان فراموش کرد زمانی که شاه یا ولیعهد قاجار بر سرنوشت و روزگار غربیان تامل کرده و در علت عقب‌ماندگی ما ایرانیان تنها به گزیدن لب بسنده می‌کنند، رویارویی ایران و غرب در زمانی صورت می‌گیرد که کشور کاملن زیر چکمه‌های استعمار انگلیس و روس قرار دارد. ادیبان و نواندیشان این ناکامی و درماندگی را درک می‌کنند ودم بر می‌آورند تا نگاه شاه قاجار را متوجه این نکته سازند که برای پیش‌رفت کشور، قبل از هرچیز نیاز به برخوردار بودن حکم‌رانان از رویی گشاده و افقی وسیع در دید قانون‌گذاران است تا با تامل و اندیشه بر وضع موجود، راهی برای برون رفت از دربه دری‌ها و تنگناها به چنگ آورند. در نزد ناصرالدین شاه سلطان صاحبقران که اخم و تندخویی‌هایش مجال هرنوع گفت‌وگوبا دیگری را می‌گیرد، گوشی برای شنیدن صداهای دیگر نیست. پس چراغ بی‌اعتمادی حکام نسبت به اهل اندیشه و تدبیر که از قرنی پیش در فرهنگ ایران برافروخته شده است پرسوتر شده و از طرف دیگر، تنوع تفکرات نواندیشان، طیف‌های بسیاری از آرا و عقاید را پیش روی اجتماع می‌گذارد؛ جامعه‌ای که منتظر است تا از دل دربار و شاه‌زاده‌های رنگارنگ آن، چیزی بیرون بیاید که بتواند مرهم زخم اکنونش باشد و چون در این بین چیزی به نام سرخوردگی آرمانی بروز پیدا می‌کند که خود نشان‌گر فاصله‌ی سوتفاهم‌های میان حکام و اندیشه ورزان ایرانی است و بیش از پیش نیز بر وسعت آن افزوده می‌شود، نوعی گریز اندیشه، نه به قصد پناه‌جویی که به قصد یافتن جای‌گاهی برای بیان روزگار ایرانی و درگیری‌هایش با روش‌های جاری حکومت مرسوم می‌شود: یعنی مهاجرت از خانه‌ی زبان مادری.

فهرست منابع

1 -مجله کارنامه. شماره28.سال81 /شماره24. سال80 /گفت‌وگو با حورا یاوری. کارنامه. شماره 48و49. بهمن واسفند83. ص102

2 – ملیحه تیره‌گل‌، مقدمه‌ای بر ادبیات فارسی در تبعید 75ـ1357 ، تگزاس،‏ 1998

3 -رامین جهانبگلو. مقاله «هدایت و تجربه مدرنیته». کارنامه. شماره41. اسفند82

4 -شهریار وقفی‌پور. مقاله «منطق شهرزادی میل»-نگاهی به رمان آزاده خانم و نویسنده‌اش. کارنامه. شماره46و47. آذر و دی83

5 -رضا قاسمی. همنوایی شبانه ارکستر چوبها. چاپ ششم‌، تابستان84. نشر نیلوفر

6 -حافظ موسوی. ادبیات مهاجرت در بوته نقد. کارنامه. شماره47. آذر و دی83. ص94

7 -حافظ موسوی. ادبیات مهاجرت در بوته نقد. کارنامه. شماره45. مهر83. ص88

8 -سپیده زرین پناه. گفت‌وگو با رضا قاسمی. کارنامه. شماره33. اسفند81. ص112

9-www.natoor.khabgard.com.گفت‌وگوی پدرام رضایی‌زاده با بهرام مرادی. مهمان ناخوانده در شهر بزرگ.24 تیر 1385

10-www.dibache.com.گفت‌وگو با دیگران. میزگرد پست مدرن. گفت‌وگوی علی اصغرقره‌ باغی با اکبر معصوم بیگی و محمد بهارلو

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    Wq5UTm kakhqccmpkti, [url=http://atppahddbcwy.com/]atppahddbcwy[/url], [link=http://tjfdwfudnrra.com/]tjfdwfudnrra[/link], http://qwznvxhttfib.com/