Saturday, 18 July 2015
06 December 2021
دایره‌ی شکسته

«دنیای عجیب و غریب ما»

2011 October 25

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

ادبیات «فانتاستیک» برای کودکان، انواع گوناگونی از جمله افسانه‏ها، حماسه‏ها، مانس‏ها، اساطیر، قصه‏های پری‏وار، رئالیسم جادویی، قصه‏های حیوانات، قصه‏های دم خواب و داستان‏های علمی-تخیلی را دربرمی‏گیرد. قصه شگفت‏آور یا قصه عامیانه که یکی از نخستین اشکال ادبیات فانتاستیک است، هم‏چنان که «ماکس لوتی‏» فولکوریست هم بدان اشاره‏ کرده، جهانی را نشان می‏دهد که سرانجام بر تن نظم عمومی، آرامش و صداقت،جامه عمل می‏پوشاند. این شرح می‏تواند به‏ طور کلی و به‏جا، شکل آرامان‌شهر «اتوپیا» داستان فانتزی کودکان را به خوبی نشان دهد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به پیامد آثار فانتزی که طی قرن بیستم به‏وجود آمد، داستان‏های فراوانی‏ نیز برای کودکان منتشر شد، اما در قدم نخست، رابطه فانتزی با ادبیات کودکان‏ با مشکل روبه‏رو بود. در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، متولیان ادبیات‏ کودک از قبیل چهره‏هایی چون «سارا تریمر» در مجله‌ی تخصصی خود «راهنمای تعلیم و تربیت» و نویسنده عامه‏پسند، «ماریا اجورت‏» برخی آثار را چون خوراک فاسدی برای بچه‏ها پس می‏زدند. اجورت در پیش‏گفتار کتاب خود «همراه والدین» درباره قصه‏های آموزنده می‏نویسد: «به چه‏ دلیل باید ذهن را به جای آگاهی‏های سودمند، با تصورات خیالی آلوده کنیم؟ چرا باید این همه وقت گران‏بها تلف شود؟ برای چه باید ذایقه بچه‏ها را خراب و اشتهای‏شان را با خوراندن شیرینی کور کنیم؟ اما غافل از این‌که با دنیای فانتزی‌های می‌توان کودکان را به سوی عمیق‌ترین مفاهیم زندگی رهمنون کرد.

اواخر قرن نوزدهم اغلب به «دوران طلایی» ادبیات کودک مشهور است، چرا که این دوره زمانی بود که آثار تخیلی، به ویژه در جزایر بریتانیایی گل‏ کردند. خلاقانه‏ترین فانتزی انگلستان ویکتوریایی، شاه‌کاری بود به قلم یک‏ آدم عجیب و غریب، یک پیرپسر کم‏روی احساساتی، استاد ریاضی در آکسفورد، «چارلز لاتویج داجسون‏» که با اسم مستعار «لوییس کارول» شعر و داستان‏ می‏نوشت. «لوییس کارول» شکل لاتین و جابه‏جا شده‌‌ی چارلز لاتویج بود. داجسون که عشقش به سه‏ دوست کوچکش، خواهران لیدل‏مشهور است، به ویژه «آلیس لیدل»، دختر «کریست چرچ‏» رییس دانش‌کده داجسون، ابتدا داستان را بداهه برای آن‌ها به هنگام قایق سواری به ‏روی «رود تمز»، در چهارم جولای 1862 نقل کرد که بعدها به داستان «آلیس در سرزمین عجایب» تبدیل شد. این داستان رویایی درباره‏ ماجراهای آلیس هفت ساله‏ای بود که تاثیر فراوانی بر آلیس لیدل که در آن زمان‏ ده ساله بود گذارد، به طوری‌که اشتیاق فراوانی برای تمام شدنش داشت.

داستان «آلیس در سرزمین عجایب» نامی آشنا در عرصه‌ی ادبیات است. اثری ماندگار که در ظاهر سفر کودکانه‌ی آلیس‏ به دنبال خرگوشی سفید است که جلیقه بر تن و با ساعتی در دست، نگران قرار ملاقات دیر شده‏اش، می‏دود. داستان به طور کامل اتفاقی آغاز می‏گردد و با تمایل کودکانه‌ی آلیس برای عبور از دری‏ کوچک و ورود به باغی پر از گل ادامه می‏یابد. آرزوهای دور از حقیقتی که محقق می‏گردند و موجودات عجیبی که در آن‏ سرزمین حضور دارند ادبیات فانتزی داستان را شکل می‏دهند و مفهومی عمیق را در قالب داستانی به ظاهر کودکانه بیان می‏کنند. این کتاب و ادامه‌ی آن‏که «آن سوی آیینه» نام دارد در طی‏ یک قرن و نیم بی وقفه تجدید چاپ شده و نه تنها در عرصه‌ی چاپ و نشر کتاب و تصویرگری بلکه در دیگر عرصه‏های هنر نظیر انیمیشن، فیلم، عکاسی و نقاشی نیز تاثیرگذار و الهام‌بخش بوده‏ است. طنزهای بسیاری به تقلید از کتاب‏های آلیس نوشته شده‏ و منبع لطیفه‌گویی در سخن‌رانی‌ها و اظهار نظر نمایندگان مخالف‏ در مجلس عوام انگلستان و مجله‌ی فکاهی «پانچ» شده است. نمایش‌نامه‏های بسیاری برپایه‌ی داستان‏های آلیس شکل گرفتند، به روی صحنه آمدند و موجب شهرت بازی‌گرا‌ن‌شان شدند.

در ابتدای داستان، آلیس کودکی باادب و متعارف است که زندگی‏اش با قوانینی مشخص‏ اداره می‏شود و به رضایت بزرگ‌سالان توجه ویژه‌ای دارد. بدین سبب است که حتا هنگام سقوط در حفره، ادب را رعایت می‏کند و تصمیم می‏گیرد در مورد مسیرها سوالی نکند تا بی‏توجهی تلقی نشود. او چنان در دل‌بستگی‏های خود غرق است که همواره‏ دیگران را می‏ترساند یا می‏رنجاند، چنان‏که وقتی‏ می‏گوید، گربه‌ی او موش گیر خوبی است، موش و پرنده‏ها را می‏ترساند. آلیس در عین حال، فوق‏العاده مهربان است. او همیشه به سبب‏ اشتباهاتش، خودخواهی می‏کند و پیش از آن‏که‏ به خانه دوشس وارد شود، خودش را کوچک‏ می‏کند. او نمی‏خواهد کسی را به وحشت بیندازد. آلیس این واقعیت را که گوشت خرچنگ می‏خورد، از لاک‏پشت قلابی احساساتی پنهان می‏کند. اگرچه آلیس ابتدا گستاخی‌ها را تحمل می‏کند، در ادامه خجالتی و ترسو باقی نمی‏ماند، چنان‌که در جریان محاکمه، ادعاهای ملکه را یاوه می‏خواند و آن را رد می‏کند و می‏گوید او برای این دادگاه‏ ارزشی قایل نیست، زیرا آن‏ها فقط یک دست‏ ورق بازی هستند. متاثر از واقعیت بزرگ‌سالان، موجودات سرزمین عجایب هم مدام به آلیس امر و نهی می‏کنند. ولی سرانجام، این آلیس است که‏ بر آن‏ها مسلط می‏شود. از این ره‌گذر، گرچه اغلب شخصیت‏هایی که با آلیس‏ مواجه می‏شوند، گستاخ و اهل جروبحث هستند، از جمله شیردال، غول پیکری اساطیری که پیکر شیر و سر و بال عقاب دارد و لاک‏پشت قلابی‏ گریان، در اصل مهربان و بیش از حد احساساتی به‏ نظر می‏رسند.

شخصیت‏های فرعی بسیاری که در این طنز انتقادی حضور می‏یابند، مجموعه‏ای هستند که‏ منطق، قوانین، آداب و رسوم دوران ویکتوریایی را به سخره می‏گیرند. خرگوش سفید، کسی که‏ جلیقه می‏پوشد و با خود ساعتی دارد، احمق‏ خودپسندی از طبقات بالای اجتماع است که‏ نمی‏فهمد آلیس، کلفت او نیست. گو این‏که‏ وقتی می‏خواهد آلیس را از خانه بیرون بیاورد، پیشنهاد احمقانه آتش زدن خانه خودش را می‏دهد و شرمنده است از این‏که هم از آلیس و هم از ملکه می‏ترسد. او در دادگاه منطق عرف را پیش می‏کشد و شاه را وامی‏دارد روند معمول‏ دادگاه را دنبال کند. موش تندخو و وحشت‌زده، درسی از نظریه نسبیت را بیان می‏دارد. در این کتاب طنز تمام روابط فاخر واقعی در دنیای فانتزی به سخره گرفته می‌شوند. آثار چارلز پر است از راز و رمزها و معماهایی که باید توسط خواننده کشف شوند و همین نمادهای خارق‌العاده و شگفت‌انگیز هستند که لزوم تصویرگری برای این کتاب را اثبات می‏کنند. صدها نامه از چارلز به دوستان کوچکش بر جای مانده که‏ کمابیش بیان‌گر دیدگاه خلاقانه او در ابعاد مختلف ایجاد ارتباط با مخاطبان کوچکش هستند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , ,