شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
قصه‌های ما، از رویا تا واقعیت

«کلاه کلمنتیس»

۱۳۹۰ آبان ۰۸

شهره شعشعانی/ رادیو کوچه

رمان «خنده و فراموشی»، اثر «میلان کوندرا» نویسنده چک که در 1979 به چاپ رسید از هفت بخش جداگانه تشکیل شده است که با چند تم مشترک با هم پیوند دارند. کتاب به طبیعت فراموشی چنان که در تاریخ‌، سیاست و زندگی اتفاق می‌افتد، می‌پردازد.  عنوان اصلی کتاب (Kniha smíchu a zapomnění) است که در 1978 در فرانسه با عنوان (Le Livre du rire et de l’oubli ) و سپس به انگلیسی در سال 1980 به چاپ رسید. داستان بخش اول که در این برنامه می‌خوانیم در فارسی به نام «کلاه کلمنتیس» ترجمه شده است و عنوان انگلیسی آن (Lost Letters) است. حوادث داستان مربوط به سال 1971 است. شخصیت اصلی «میرک» که در گذشته از هوادارن حزب کمونیست بوده، در حال حاضر خائن به حساب می‌آید، در اعماق خاطرات گذشته خود به کشف و شهود رابطهی عاشقانه‌اش با زنی به نام زدنا می‌نشیند…

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

جان آپدایک در مورد این بخش از کتاب چنین نوشته است:

…به عنوان مثال تم فراموشی استادانه و به طور مستمر حضور دارد. در سطح رسمی، عمل پاک کردن تاثیر کمدی پیدا می‌کند. رفیق کلمانتیس که با ملاحظه کاری کلاه خود را در یک روز سرد در سال 1948 در هنگام سخن‌رانی کلمنت گوتوالد بر سر او گذاشت، چهار سال بعد به دار آویخته شد، و  چهره‌اش از همه عکس‌ها تراشیده شد و «تنها چیزی که از او باقی مانده کلاه اوست که هم‌چنان بر سر گوتوالد قرار دارد.»

«گوستاو هاشک» (Gustav Husak)  رییس جمهوری که روس‌ها پس از «دوبچک» (Dubcek) به قدرت رساندند؛ معروف است به رییس جمهوری فراموش‌کار…

و درجایی دیگر ادامه می‌دهد:

…میرک می‌گوید: «تلاش انسان در برابر قدرت، تلاش حافظه است در برابر نسیان». او نیاز دارد که نامه‌ها را به دست آورد که بتواند آن‌ها را که زمانی که طرف‌دار حزب بوده و برای معشوقه‌اش زدنا نوشته، از بین ببرد. اما زدنا به اعتقادات زمان جوانیاش پایبنده مانده حتا در طرف‌داری از اشغال روس‌ها در 1968. هرچند میرک نکته‌ی وفاداری او به حزب را متوجه نمی‌شود که در واقع وفاداری به او و عشق‌شان است: «آن‌چه تعصب سیاسی به نظر می‌رسید تنها بهانه‌ای بود، تمثیلی بود، اعلامیه‌ای از وفاداری بود، شکایتی رمزی بود از عشقی سرکوفته.»

در این داستان‌های زندگی در دوره‌ی کمونیسم، انگیزه‌ها اغلب اشتباه گرفته می‌شوند، و احساسات به دلیل عدم تناسب شدید، فوران می‌کند. زندگی‌ها زیر فشار استبداد کرخت می‌شوند.

«کلاه کلمنتیس» با ترجمه‌ی شیوای «احمد میرعلایی» مترجم صاحب نام و نوآور ایرانی در سال 1364توسط نشر «دماوند» به چاپ رسید. این کتاب نخستین ترجمه از آثار کوندرا به زبان فارسی‌ست و شامل قطعات گزیده‌ای از رمان‌ها و مقاله‌های کوندرا تا زمان انتشار کتاب، هم‌راه با یک گفت‌وگو توسط «یانمک ایوان» (Ian McEwan)نویسنده نام‌دار انگلیسی با کوندرا است. انگیزه میرعلایی در انتخاب این قطعات گزیده به گفته‌ی خودش در مقدمه کتاب، آشنایی اولیه و اجمالی خوانندگان فارسی زبان با یکی از مهم‌ترین و مطرح‌ترین نویسندگان معاصر دنیا بوده است.

انتخاب این داستان در سال‌گرد مرگ احمد میرعلایی (۲۱ فروردین ۱۳۲۱ – ۲ آبان ۱۳۷۴)، مترجم توانایی که نامش در فهرست قتل‌های سیاسی موسوم به زنجیره‌ای ثبت شده ادای دین کوچک و بزرگ‌داشت از همت و تلاشی‌ست که او در کنار دیگر فعالیت‌های فرهنگی‌اش از سردبیری جُنگ‌ها و نشریات ادبی و تدریس دانش‌گاهی گرفته تا ویرایش و مشاورت چاپ و کتاب‌فروشی؛ صرف ترجمه آثار شاعران و نویسندگان بزرگ مغرب زمین کرد.

احمد میرعلایی مترجم گزیده‌کاری بود که مهم‌ترین آثار شاعران و نویسندگانی چون «اکتاویو پاز» (Octavio  Paz)، «بورخس» (Gorge.Luis.Borges)، «جوزف کنراد» (Joseph Conrad)، «گراهام گرین»(Graham Greene)، «لارنس دارل»(Lawrence Durrell)، «ای. ام.فارستر» (E.M.Forster) ، «برنارد مالامود»  (Bernard Malamud)، «دشیل همت» (Dashiell Hammett)، و ده‌ها تن دیگر از نام‌دارترین نوآوران عرصه قلم دنیا را با زبانی که برجسته‌ترین ویژگی‌اش شیرینی کلام در عین دقت تمام بود به خواننده فارسی زبان تقدیم می‌کند.

موسیقی متن:

Beethoven: String Quartet Op. 131

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,