اردوان طاهری/ رادیو کوچه
تغییر دین یا خروج از یک دین و گرویدن به دینی دیگر، موضوع تازهای نیست. از همان روزی که مسیحیت به کجفهمی برخی از یهودیانقدرتمدار مصلوب شد و حدود شش قرن پس از آن، زمانی که محمدابنعبدالله پیامآوری خویش را اعلام و به عنوان آخرین پیامآور اولوالعظم، دین اسلام را معرفی کرد، تغییر دین، موضوع تنازع و جنگ میان پیروان ادیان بوده است.
فایل صوتی را از اینجا بشنوید
در شرع اسلام و از دورانی که بعضی یهودیان به طور ساختگی به اسلام میگرویدند و سپس – با قصد قبلی – با بازگشت به یهودیت، تلاش میکردند تا به دین نوپای اسلام خدشه وارد کنند، به حکم پیامبر اسلام، این افراد به عنوان مرتد و خارج شده از دین، مستوجب عذاب مرگ بودند تا آنهایی که – نه به دلایل ایمانی – برای مخدوش کردن ایمان مسلمانان و هتک حرمت دین جوان اسلام، قصد خروج از دین را داشتند، از ترس جان به بازی خطرناک ارتداد نقش نبازند.
درچندسال گذشته تعداد ایرانی های مسلمان که به دلایل محتلف از دین اسلام خارج می شوند و به ادیان دیگر از جمله مسیحیت روی می آورند، روی به افزایش است
و اما در سالهای پس از انقلاب اسلامی و به خصوص در چند سال گذشته، تعداد ایرانیهای مسلمانی که به دلایل مختلف از دین اسلام خارج میشوند و به ادیان دیگر؛ از جمله: مسیحیت، روی میآورند، رو به افزایش است. در بررسیهای آماری افرادی که در این سالها تغییر دین دادهاند، با گروههای متفاوتی برخورد میکنیم که هر یک دلایلی را برای تغییر دین خود عنوان میکنند:
۱ – کسانی که به دلایل ایمانی و با مطالعه و تحقیق به مسیحیت ایمان آوردهاند.
۲ – کسانی که بر اثر مشکلات اجتماعی و اقتصادی در ایران جلای وطن کردهاند و در کشورهای اروپایی، برای قبولی درخواست پناهندگی به دین مسیحیت روی آوردهاند.
۳ – کسانی که به دلیل برخوردهای قهری و سرکوبگرانه برخی از نهادها و گروههای سیاسی جمهوری اسلامی ایران، با این استدلال که این رفتارهای غیرانسانی مبانی دینی و ریشه در اسلام دارد، از مسلمانی روی گردادنده و مسیحی شدهاند.
آیت الله منتظری: انتخاب دین و عقیده یا تغییر آن غیر از ارتداد است
در مقابل این روند رو به رشد تغییر دین در ایران، نظام جمهوری اسلامی نیز با استناد به حکم ارتداد از نظر بعضی فقها، به اعدام یا ترور تعدادی از این افراد تغییر دین داده مبادرت کردهاست که روند خروج این مسیحیشدگان را از ایران را شتاب مضاعف بخشیدهاست. البته فتاوی دو تن از مشهورترین مجتهدین بزرگ ایران، آیات عظام منتظری و صانعی غیر از نظر رسمی نظام است. به عنوان نمونه، آیتاللهمنتظری در شرح «تفاوت ماهوی ارتداد با صرف تغییر عقیده» آوردهاست: «انتخاب دین و عقیده یا تغییر آن غیر از ارتداد است. کسی که در صدد رسیدن به دین حق و عقیده مطابق با واقع باشد طبعن دین خاص یا عقیده خاصی را انتخاب میکند یا آن را تغییر میدهد و در هر دو حال خود را محق و طالب حق و حقیقت میداند؛ هرچند ممکن است به نظر دیگری دین و عقیده او باطل باشد.» با استناد به این فتوای صریح آیتاللهمنتظری، حکم ارتداد گروه نخست مردود است.
آیتاللهصانعی نیز به پرسشی مبنی بر این که «اگر فرد مسلمانی بر اثر تبلیغات و یا مطالعه و تحقیق و یا دیدن بعضی بدیها از بعضی مسلمانان به خصوص از الگوهای آنها و عدم ظرفیت تحمل، از عقیدهاش به اسلام برگردد و عقیده دیگری انتخاب کند آیا احکام مرتد بر او بار میشود؟» فتوا داده است که: «احکام مرتد در مورد افراد قاصری که مرتکب جرمی همانند هتک قرآن و پیامبر اسلام و سایر مقدسات و مانند آنها نشدهاند بار نمیشود، چون جزا و کیفر و عقوبت، اعم از دنیوی و اخروی بر امری که انسان بر آن حجت نداشته، [هم از نظر عقلی] از باب حکم قطعی عقاب [...] و [هم از نظر شرعی]، قبیح و غیر جایز است، [چرا]که قرآن، عذاب بدون حجت و رسول را نفی فرموده». او همچنین میگوید: «قاصرها و کسانی که مغزشان مسایلی را نمیکشد و غافل و قاصرند و مستضعف دینی [هستند] مرتد فقهی نیستند. چه از اول مطلبی از اسلام را انکار کردهباشند و چه نعوذبالله بعد از مطالعه به انکار رسیده باشند.» بدین ترتیب با توجه به فتاوی این دو مرجع عالیرتبه، هیچ یک از سه گروهی که پیش تر به آن اشاره کردیم، مرتد نیستند.
اگر از ارتداد در اسلام و برخوردهای نظام جمهوری اسلامی ایران با این موضوع بگذریم، به گروهی ایرانی مسیحیشده میرسیم که در اروپا با باورهای خود به یکی از ادیان الهی، یعنی مسیحیت زندگی میکنند.
وقتی بعد از ظهر یکشنبه، به مرکز مسیحی وین وارد میشوید، علاوه بر این که تعدادی ایرانی میبینید که با نامهای اسلامی به عنوان مسیحیان پروتستان در کلیسا مشغول عبادت هستند، به جای موسیقیهای معمول کلیسایی و شنیدن صدای ارگهای بادی عظیم، کرهای چند صدایی و یا اوراتوریو (Oratorio) هایی که رنجهای مسیح را تکرار میکند، ترانههایی را با اشعاری درمدح عیسای مسیح میشنوید که با همراهی گیتار، پیانو و درام الکترونیک و همخوانی نوازندهها و دیگر حاضرین، شکل تازهیی از موسیقی عبادی را به نمایش میگذارد.
نازنین یکی از اعضای گروه موسیقی یا همان گروه پرستش است که علاوه بر نوازندگی پیانو، به عنوان همخوان آوازها هم دوستانش را همراهی میکند. خود نازنین درباره این نوع موسیقی میگوید:
- «خب ما خیلی سعی میکنیم که سبکهای مختلفی داشته باشیم. هم از سرودهای کلیسایی قدیمی استفاده میکنیم، هم از سرودهای جدید. و من فکر میکنم این خودش ربط دادن دو تا سبک مختلف با همه».
تفاوت اساسی گروه پرستش با یک گروه موسیقی در این است که اعضای گروه پرستش نوازندگان حرفهایی نیستند و به قول نازنین، اعضای گروه پرستش باید با هم یک دل باشند و همه باور مشترک و ایمان به مسیح داشته باشند. موسیقی همواره در مراسم عبادی و آیینی همراه بشر بوده و در همهی ادیان، انواعی از موسیقی آوازی، سازی و یا هر دو با هم وجود دارند که پرستش را به شکلی موزون و معنوی همراهی و گاه هدایت میکنند.
اما بیشتر ایرانیهای مسیحیشده، به مذهب پروتستان مشرف شدهاند. از رضاانصاری، معلم کتاب مقدس در شهر وین، میپرسم که آیا دلیل خاصی در این تمایل بیشتر به مذهب پروتستان وجود دارد؟ رضا انصاری معتقد است که مردم ایران سالها در تجملات مذهبی قرار گرفتهاند؛ به همین دلیل به سادهگروی در مذهب پروتسان روی میآورند و ادامه میدهد:
- «شاید به خاطر این که در کلیسای پروتستان شما میتونید تمام احساساتت رو در سرودها، در پرستشها، در بالا و پایینپریدنها اعلام کنی، ولی در کلیساهای ارتودوکس یا کاتولیک این چیز شاید مشکلتر باشه به خاطر جوی که وجود داره و مسئلهی دیگهیی که خیلی تاثیر داره، به نسل اول پروتستان در ایران برمیگردیم و میبینیم در ایران وقتی کلیساها تحت جفاها قرار گرفتند، کلیسای پروتسان جفاها را به جان خرید و بشارتها را داد و حتا شهدا داد و به خاطر همین مردم به پروتستان گرویده شدند، [در واقع] شاید به خاطر فعالیتها هم بوده».
رضا انصاری را برای نخستین بار، در مرکز مسیحی وین(Vienna Christian Center) دیدم. از او دربارهی فعالیتها و اهداف مرکز مسیحی وین پرسیدم و او پاسخ داد:
- «اکثر کلیساها، به قول معروف از هر فرقهای که هستند؛ چه کاتولیک، چه پروتستان، چه ارتودوکس، همه در تلاشند که به یک نحوی این خبر خوش انجیل نجاتبخش رو به مردم برسونن که عیسای مسیح اومد و جان خودش رو در راه قوم خدا قربانی کرد و هر کسی ایمان بیاورد نجات پیدا میکند».
سارا شجاعی که یک سال پیش از ترک ایران به مسیح ایمان آورده و پس از این که برای برادرش در مدرسه مشکلاتی ایجاد شده به فنلاند مهاجرت کرده است، در پاسخ به این پرسش که پیش از مسیحیشدن، چقدر از مسیحیت اطلاع داشته و آیا این اطلاعات به باورها و ایمان او نیز سرایت کردهبود، میگوید:
- «راستش، من وقتی که ایمان آوردم، قبلش یک دوره کلاس در مورد اینکه مسیحیت چیست گذرونده بودم و همون اطلاعاتی که اون کلاسها و درسها به من داد باعث شد که من ایمان بیاورم به مسیح».
از سارا میپرسم آیا شناخت او از اسلام به واسطهی کتابهای درسی دوران مدرسه بوده یا این که از منابع مستقیم همچون قرآن با مفاهیم اسلامی آشنا شده؟
- «بیشتر با اسلامی که توی مدرسه به ما درس میدادن، کتابهایی که میخوندیم؛ گاهی هم درس قرآن داشتیم توی مدرسه. از همین طریق و چیزهایی که از تلویزیون میدیدم و صحبتهایی که میشنیدم».
سارا البته بر این باور است که اسلام همانی است که جمهوری اسلامی در ایران برپا کرده و در واقع همهی رفتارهای اشتباه حکومت ایران را نتیجه اسلام میداند. با سارا در این باره حسابی بحث کردیم. من بر این باور بودم که او همانگونه که برای آشنایی با مسیحیت به طور مستقیم با انجیل ارتباط برقرار کرده، بهتر بود که برای شناخت اسلام نیز به خود منابع مستقیم اسلامی همچون قرآن رجوع میکرد، نه به رفتارهای مسلمانان و کنشهای حکومتهای اسلامی. به نظرم سارا در دریافت پیام حقیقی اسلام دچار اشتباه شدهبود. به هرحال قصد من تفتیش یا تغییر عقاید سارا نبود، اما از آنجایی که این گونه ادراک تار از دین را نتیجهی رفتارهای اشتباه حکومتهای به نام دین، از جمله: جمهوری اسلامی ایران میدانم، سعی داشتم تا با سارا به یک تفاهم منطقی برسیم.
آیا سارای ۲۴ ساله و باورهای او نیز قربانی کوته فکری ها و کج نظری های عده ای که به وهم خود حکومت علوی ساخته اند و به اسلام و مسلمانی حقیقی پشت کرده اند شده است…
سارا از خدایی که به نظر اسلام بخشنده و مهربان است واهمه دارد. مگر هر سورهی قرآن، با بسماللهالرحمنالرحیم آغاز نمیشود؟! پس این ترس از خدا نتیجهی چیست؟
- «به خاطر اون باورهایی که توی یک جامعهی اسلامی هست. به خاطر اون چیزهایی که من همیشه میشنیدم که این کار رو نکن! خدا غضب میکنه. اون کار رو نکنی میری جهنم. خدا نمیبخشه تو رو. به خاطر همین بود که من همیشه از خدا میترسیدم. همیشه فکر میکردم خدا یک شمشیر بزرگ داره که منتظره که ما یک خطایی بکنیم تا با شمشیرش بزنه توی سر ما. ما رو تنبیه کنه».
با خودم فکر میکنم که آیا سارای ۲۴ ساله و باورهای او نیز قربانی کوتهفکریها و کجنظریهای عدهای شده که به وهم خود حکومت علوی ساختهاند و به اسلام و مسلمانی حقیقی پشت کردهاند؟! سارا از نسل انقلاب اسلامی است. باید دید که چه کردهاند شمشیرهای آخته به نام اسلام با نسلی که از تسلیم در برابر حق، تنها خشونت و قهر و جبر دیدهاند - نه شناخت و عشقی را که در طریقت اسلامی از شریعت حقیقی اسلام برجای ماندهاست؟!
«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

جمعه ۱۲ شهریورماه ۱۳۸۹- ۳ سپتامبر ۲۰۱۰
شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران
مهارتهای زندگی -«قدم به حریم خصوصی دیگری نگذار» - سیمین
روزنگاشت -«رهبری برای قیام» - محبوبه
کوچه سلامتی - «برخی از حقایق اسپیاف» - آویده مطمئنفر
رادیو لیچار – «گزیده هفته» - فرورتیش
گفتوگوی روز - «با شدت این درگیری حتا احتمال کشته شدن کروبی وجود دارد» - اردوان روزبه
محمدرضا / رادیوکوچه
mohamadreza@koochehmail.com
به نقل از سایت جهانورزش [...]