Saturday, 18 July 2015
21 September 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند-بخش 34

«من این‌طور مدافعی بودم»

2011 December 09

شراره سعیدی / رادیو کوچه

ما مختاریم که در رویاهای‌مان افراد را در هیبت افکارمان تجسم کنیم. این امری فردیست و مطابق بر میزان منطق ماست، اما اگر این روند در مسایل مرتبط با جامعه و سیاست‌مان نیز ورود داشت، آن‌گاه سیر وقایع به شکلی دیگر مجسم شده و نه تنها مسیری انحرافی را ایجاد می‌کند، بلکه گیجی حاصل از آن موجب می‌شود تا این خطای فکری بر اثر باور گروهی خیال‌پرداز، در کل جامعه، موجی از روحانیت کاذب را عمومیت دهد و به همین سبب، ملتی قهرمان‌ساز، نه بر اساس واقعیات، بلکه سوار بر خیالات، آن فرد، گروه یا تفکر را نهایت آمال خود قرار داده و باز راه به اشتباه روند. مهندس بازرگان در آخرین بخش از مصاحبه مفصل خود با روزنامه اطلاعات، مطالبی عنوان نموده که می‌تواند به تابوشکنی فعلی جامعه ناچار فعلی ما کمک نماید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

-‌آن‌چه امروز افکار مردم ما و حتا جهان را جلب کرده، مسئله گروگان‌هاست و اخیرن دادگاه بزرگی که قرار است در ایران تشکیل شود و اعضای آن که افراد مستقل و سرشناس بین‌المللی خواهند بود تا جنایات و روابط ایران و آمریکا را در 25 سال اخیر بررسی کنند. به نظر شما این دادگاه چه بهره‌هایی می‌تواند برای ما در محدوده مبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا داشته باشد؟

بازرگان: مسئله گروگان‌گیری مثل سایر پدیده‌های انقلاب ما، هم انعکاس فوق‌العاده داخلی و خارجی داشته، و هم به سرعت و مستمرن در معرض تحول و تطور و تکامل قرار گرفته است. مساله تشکیل دادگاه که در آن جنایات و روابط سو بین ایران و آمریکا در 25 سال گذشته به محاکمه کشیده شود، خود یکی از همان تحولات و تطورات انقلابی است و خیلی مطلوب و خوش-آیند. به آن اندازه که من در بحث‌های شورای انقلاب و بیانات رهبر انقلاب شنیده‌ام، تنها محاکمه آمریکا نیست، بلکه محاکمه شاه مخلوع هم در ارتباط با آمریکاست و علاوه بر این محاکمه، مساله رسیدگی و بررسی و افشا و اثبات روابط جنایت‌آمیز و ظالمانه‌ای که امپریالیزم و استبداد شاه در ایران داشته‌اند، و این بسیار خوب و تحول مطلوب و میمونی است. چون متاسفانه بعد از مرحله اول پیروزی انقلاب، حتی کشورهای مسلمان و هم کیش ما، بر اثر تبلیغاتی که در دنیا با دخالت بیش‌تر صهیونیسم و اسراییل می‌شد که نه تنها درست نیست و خواست‌های انقلاب ما را درک نکردند، بلکه کاملن معکوس و هم‌راه تحریف و هوچی‌گری جلوه داده‌اند، حالا تشکیل چنین محکمه و هیاتی، به خصوص که اعضای آن افراد باصلاحیت و با اطلاع و بی‌طرف باشند و قضایا را در محیطی آرام و علمی و عقلانی بسنجند و مدارک و سند را با استدلال رسیدگی کنند، نه تنها برای ایران کمال مطلوب و مفید است، بلکه برای دنیا هم مفید است، زیرا درسی برای سایر دولت‌های سلطه‌گر و هم‌کاران آنان در ممالک مختلف است تا بدانند سرانجام، رسیدگی و بازخواستی هست و از طرفی افکار عمومی کشورها را  «این را هم بگویم که به دلیل این‌که به حاکمیت ملی معتقد هستم شخصن افکار عمومی کشورها حتا کشورهای اروپایی و آمریکایی را نادیده و کوچک نمی-گیرم و بدان احترام می‌گذارم» به سود عمل ما، با متانت و عقل و منطق و تامل و مخصوصن عدالت و صحت صورت بگیرد که امیدوارم همین‌طور هم بشود.

-‌همه جا این زمزه به گوش می‌رسد که شما با روحانیت اختلافاتی دارید. با توجه به سوابق شما به خصوص تخصص‌تان در زمینه مسایل مذهبی، میل دارم در این زمینه، هم به سوال من پاسخ بدهید و هم یک‌بار برای همیشه این مسئله را روشن کنید که آیا بین شما و روحانیت یا بخشی از روحانیت اختلافی هست یا نه؟

بازرگان: البته چنین صحبت و اظهاری در یکی از روزنامه‌ها به طور تفسیری، به وسیله یکی از آقایان شده بود. جسته گریخته هم به گوش می‌رسد. از آن‌جایی که همیشه در عمرم صراحت و صداقت داشته‌ام، به بعضی‌ها، مخصوصن برای کسانی که حضور و استماع در آن سخن‌رانی یا صحبت نداشته باشند یا کتاب را شخصن نخوانده‌اند و قسمت‌هایی را کم و بیش تحریف شده شنیده‌اند، از آن نوع اظهارات و نوشتنی‌جات من، چنین سوالی برانگیخته می‌شود. آن‌چه باید بگویم و قبلن هم گفته‌ام، من متعلق یا برخاسته از دورانی هستم، یعنی از دورانی وارد جامعه شده‌ام که نه تنها نشست و برخاست با روحانیت و روحانیون، خصوصن در محیط‌های درس‌خوانده و روشن‌فکر و نام آن-ها را بردن و انتساب به آن‌ها یا ارتباط با آن‌ها داشتن، مورد ملامت و مسخره قرار می‌گرفت و یک‌پا املی و عقب‌افتادگی و نفهمی و ضدیت با آزادی مملکت و حیثیت به شمار می‌رفت و بلیت و اسکناس رایج جامعه بود. عمل و وظیفه‌ام، مبارزه با این عقیده و این فکر بوده است و شناساندن و عمدن اسم بردن از آن‌ها، تماس داشتن با آن‌ها، حتی وصلت کردن با آن‌ها و مقام و موقعیت و ضرورت وجودی و احتیاج جامعه به آن‌ها را نشان داده‌ام. حتی دوران‌های اخیر هم، چقدر بنده ضربه می‌خوردم. به من از طبقات مبارز و انقلابی، روابط و ارادتی که به روحانیت داشتم، وسیله‌ای بود که افراد خیلی زیادی مرا بکوبند. من این‌طور مدافعی بودم، و در خیلی از سخن‌رانی‌ها و یکی از تازه‌ترین سخن‌رانی‌هایم که به مناسبت نیمه شعبان قبل از پیروزی انقلاب قرار بود نبش خیابان مصدق و طالقانی انجام بدهم و دولت آن زمان اجازه نداد، ولی بعدن چاپ شد «امام و زمان» اگر آن‌را بخوانند، می‌بینند که چگونه نقش و مقام و ارزش و معنویت روحانیت را ستایش کرده‌ام و مدافع آن‌ها بوده‌ام. منتهی هیچ اصلی در دنیا، غیر از اصول دین وجود ندارد که ثابت و لایزال و قطعی باشد، هیچ فردی هم در دنیا وجود ندارد که به عقیده ما مسلمان‌های شیعه، خارج از عیب و خطا و ایراد باشد، به غیر از چهارده معصومی که داریم.

بنابراین اصل روحانیت، مثل اصل‌های عدل و توحید نیست. در میان روحانیون و روحانیت، نه تنها در اسلام و تشیع بلکه در هر دینی، افراد جاهل و غافل و خطاکار بودند، و از آن طرف هم افراد پاک و خوب هم بودند. بنابراین اگر اظهاری کردم، با توجه به این‌ها بوده، ولی من حیث المجموع، هم در اسلام و هم در ایران تشیع و در انقلاب و مبارزات ایران، همان‌طور که به قلم من نوشته هم شده است، مثل کتاب «مرز بین دین و سیاست» روحانیت نقش اساسی و عمده و قابل تحسین و ستایشی داشته و اگر انتقادی بوده، انتقادی بوده که در هر موردی باید کرد مثلن اگر بخواهیم راجع به دانش‌گاه صحبت کنیم، اگر عیب و ایرادی در دانش‌گاه باشد و نگوئیم، خیانت کرده‌ایم. در مورد روحانیت هم جز این نیست، وقتی انسان بخواهد به طور مثبت و سازنده و واقع‌بینانه و حق‌طلبانه بحث بکند، ناچار باید خصوصیات را بگوید. حالا بعضی از این خصوصیات، به لحاظی ممکن است بد تلقی شود یا خوب.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,