اشاره از رادیو کوچه:
آن چه در پی میخوانید نامه واردهای از یکی از شنوندگان رادیو کوچه است که پیشتر نیز از همین فرد نامهای دیگر در کوچه منتشر شده بود. بدیهی است رادیو کوچه به دلیل رعایت اصول کاری مانند گذشته تاکید دارد که آماده درج هر پاسخ و یا نظری در این مورد است.
آرش آتشزاد / نامه وارده / رادیو کوچه
این روزها کسانی که اهل رسانه باشند کمتر پیش میآید که خبرهای جسته و گریخته را از «صدای آمریکا» پیگیری نکنند. اخراجها و دعوت به کارها. آمد و شدها و لابیها و حدس و گمانهایی که در مورد روشهای مدیریتی آقای عسگرد، مدیر فعلی صدای آمریکا زده میشود همه موضوعاتی است که اطراف این رسانه وزارت امور خارجه آمریکا چرخ میزند.
اما نکته ظریف ماجرا اینجا است که اگرچه از بیرون همه این اخراجها و دعوتها و رخدادها از یک منظرارزیابی میشود اما از درون جنسی به طور کامل متفاوت دارد.
آخرین گفتهها و شنیدهها بر میگردد به نوشته صفحه فیس بوکی برنامه «پارازیت» که در آن نوشته شده است: «دوستان پارازیت چند هفته آینده برنامه نخواهد داشت، از طریق همین صفحه تاریخ دقیق بازگشت پارازیت رو به اطلاعتون میرسونیم؛ تا به زودی»
این نوشته باعث بسیاری از نظرها شد و البته گمانهزنیها. به هر روی بر روی صفحهای با نزدیک به هفت صد هزار عضو از عدم پخش این برنامه ذکر شده است.
گروهی اشاره کردند که چون در آخرین برنامه پارازیت نسبت به رفتار پلیس آمریکا اعتراضی مطرح بوده این برنامه متوقف شده. برخی نیز این توقف را در راستای سیاست فعلی حذف برخی عوامل این رسانه نظیر احمد باطبی و کوروش صحتی و یا توقف موقت همکاری خانم بختیار دانستند. گروهی دیگر نیز این حرکت را یک برنامه از پیشتعیینشده از سوی دستاندرکاران پارازیت قلمداد کردند که برای ارزیابی میزان محبوبیت و هم چنین امتیاز بالاتری برای افزایش بودجه آن و راهی شدن به استودیو نیویورک رقم زیده شده است.
اما در حقیقت، جریان کمی به نظر میرسد با تمامی این موارد متفاوت است. به حتم نزدیک به دو هفته قبل دوستانی که در تحریریه صدای آمریکا بودهاند خود مانند دوربینهای امنیتی شاهد پرت شدن یک صندلی به وسیله آقای کامبیز حسینی به سوی دیگر اعضای تیم تهیهکننده پارازیت بودهاند. این پرتشدن صندلی اگر در دوربینهای امنیت مستقر در تحریریه صدای آمریکا دارای میکروفن هم باشد بیشک صدای «فحش ناموسی» این مجری برنامه پارازیت که به خانم همکارش داده را نیز ضبط کرده است.
در واقع قضیه آقای حسینی و پارازیت و تعطیلی آن به هیچ وجه نزدیکی و قرابتی با نحوه برخورد با آقای باطبی و صحتی و سایر کسانی که در پروسه حذف قرار گرفتند ندارد و علارغم این که برخی دوستان سعی در ایجاد این تصور دارند که در راستای سیاست برخورد با برخی نیروها در صدای آمریکا آقای حسینی هم حذف شده است سخت در اشتباه هستند.
آقای حسینی از طریق بخش پرسنلی به دلیل رفتار خشونتآمیز، پرت کردن صندلی و فحاشی در محل تحریریه از محل کار اخراج شده است. به گفته برخی افراد که از نزدیک با ایشان سر و کار داشتهاند. فحاشی و عصبانیت بخشی از روش کاری ایشان است و این برای اولین بار نیست که چنین رخدادی را همکاران وی شاهد هستند. اما این برای اولین بار است که وی مورد توبیخ قرار میگیرد.
آقای حسینی از طریق بخش پرسنلی به دلیل رفتار خشونتآمیز، پرت کردن صندلی و فحاشی در محل تحریریه از محل کار اخراج شده است
سابقه این درگیری نیز بر میگردد به تنشهایی پیشتر بین سامان اربابی به عنوان تهیهکننده این برنامه و کامبیز حسینی به عنوان نویسنده و مجری برنامه که در دو هفته گذشته به اوج خود رسیده است و به سایر همکارانی که پیشتر به پارازیت دعوت شده بودند نیز کشیده شده در این پرت کردن صندلی به نظر میرسد یکی از هم کاران زن آقای حسینی از فحاشی رکیک بیبهره نبوده است.
آقای عسگرد نیز پس از تعطیلی پارازیت در صدد به راه کردن پارازیتی با اجرای آرش سبحانی بوده است که این برنامه بنابر اطلاعات رسیده حتا ضبط هم شده اما به تهدید آقای حسینی به لحاظ شکایت از صدای آمریکا و شخص آقای عسگرد برنامه ضبط شده پخش نشده است.
در واقع این جنجال به این ترتیب به بحرانهایی که از صدای آمریکا شنیده میشود دامن زده است، به نوعی که خبرهایی از گوشه و کنار شنیده میشود حاکی از آن است، تیمی که پیشتر به همراهی خانم «امی کتز» که یک آمریکایی یهودیتبار ادارهکننده بخش فارسی صدای آمریکا بوده است با رایزنیهای مختلف سعی دارند به مدیریت بخش فارسی یعنی «بیبیجی» اثبات کنند که تیم ایرانی امکان اداره این رسانه وزارت خارجه را ندارد و آنها مجدد آماده کار مدیریتی هستند. لازم به اشاره است این تیم گروهی است که ارتباط نزدیک با آقای سجادی سردبیر پیشین دارد.
صدای آمریکا در ماههای اخیر به اشکال مختلف دچار بحرانهای مدیریتی بوده است. حذف برخی از کارشناسان که مدتی طولانی در برنامهها حضور داشتند. برخی برنامهسازان فعال سیاسی و همچنین مجریها و بازگرداندن برخی، در همین مدت به نظر گروهی از کسانی که مسایل صدای آمریکا را دنبال میکنند نشان از بحران حاکم در آن دارد.
درنهایت به نظر میرسد آقای حسینی باید به دوهزار و ششصد و دوازده کامنتی که پای آخرین پست بر روی صفحه ۷۷۰ هزار نفری پارازیت گذاشته شده است پاسخ بدهند که به راستی چرا پارازیت تعطیل شد.
«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»
رضا
این قضیه را همه در صدای آمریکا میدانند ولی به کسی نمیگفتند تا حالا
افشار
یک وبلاگ هم در چند روز گذشته مطالبی در اینباره نوشته بود اما هک شده است. ما خیلی وقت است فاتحه صدای امریکا را خوانده ایم و دیگر مخاطب این تلویزیون نیستیم. تاثیر تلویزیون های لس آنجلسی بیشتر از این تلویزیون وزارت خارجه امریکا بود.
dariush
۱- یا خود سردبیر رادیوکوچه اصل جریان رو میدونه که باید شفاف اعلام کنه. اگر محذوریتی هست آن را هم باید بگویند نه اینکه پشت سر یک نویسنده بی نام و نشان پنهان شوند ۲- اگر هم سردبیر از اصل جریان با خبر نبود که گناه بدتر است و نمیتوان به صرف نوشتن یک خواننده گمنام و شایعه پردازی آن را چاپ کرد (البته در میانه نوشته هم بزرگ تیتر دادید!) ۳- در محرز بودن باند بازی در صدای آمریکا شاکی نیست. به مصاحبه سازگارا (از مهمان های ثابت این شبکه) نگاه کنید که گفت چالنگی با ۱۰ سال سابقه کار را به همراه نیروی امنیتی از ساختمان بیرون کردند. چه بی احترامی! چند نفر دیگر مثل چالنگی اخراج شدند؟ چه کسانی جای آنها آمدند؟ در ابتدای ۲ خرداد صدای آمریکا چهکرد که تا چند روز، حتی تصویری از ندا نشان نداد!
پویا رضایی
تیترتون عالیه. در هر کجای دنیا این اتفاق میفتاد صندلی پرت کن فحاش را اخراج میکردند. حالا باید دید صندلی پرت کن فحاش صدای آمریکا به این تلویزیون بازمیگردد یا عدالت برایش اجرا می شود
کامران
این وبلاگ هم تقریبا نوشته شما را تایید کرده است. مادر بگرید به حال صدای امریکا
http://www.siahmast.wordpress.com
sohrab
مثل همیشه جماعتی شروع به خیال بافی کرده(البته اگر ریگی به کفششان نباشد) تا ازاین طریق نظری داده باشند.خوب این خصلت عده ای است که سعی در مشوش کردن افکار مردم را دارند.بهرحال باید کمی منتظر بود تا خود این مجریان توضیح لازم را ارائه کنند و از حدس و گمان پرهیز کرد.
افشار
جناب سهراب!!!!
فکر نمیکنید اگر ذره ای به شعور شما احترام میگذشتند در این دو هفته گذشته توضیحاتی را برای روشن شدن مخاطبانشان ارائه میکردند؟
سوسن
به نظر من این ها همه حرفهای بی سر و تهی است که حسودان بر علیه آقای حسینی و دست اندرکاران پارازیت می زنند. آقای افشار پاسخگویی و یا عدم پاسخگویی ارتباطی به گذاشتن احترام به شعور دیگران ندارد بلکه مشگل صدای آمریکا مشگل مدیریتی است و با گفتن این سخنان عبث احترامی از تهیه کننده گان پارازیت کم نمی شود حتی اگر آنها پاسخی ندهند چون پاسخ اصلی را آقای عسگرد بایستی بدهد. من و بقیه طرفداران میلیونی پارازیت نتنها از پارازیت بلکه از آقایان چالنگی و صحتی و باطبی حمایت می کنیم. مرگ برجمهوری اسلامی و عاملان آن در صدای آمریکا
sara
به نظر من این ها همه حرفهای بی سر و تهی است که حسودان بر علیه آقای حسینی و دست اندرکاران پارازیت می زنند. آقای افشار پاسخگویی و یا عدم پاسخگویی ارتباطی به گذاشتن احترام به شعور دیگران ندارد بلکه مشگل صدای آمریکا مشگل مدیریتی است و با گفتن این سخنان عبث احترامی از تهیه کننده گان پارازیت کم نمی شود حتی اگر آنها پاسخی ندهند چون پاسخ اصلی را آقای عسگرد بایستی بدهد. من و بقیه طرفداران میلیونی پارازیت نتنها از پارازیت بلکه از آقایان چالنگی و صحتی و باطبی حمایت می کنیم. مرگ برجمهوری اسلامی و عاملان آن در صدای آمریکا
افشار
خانوم سوسن یا سارا یا سهراب!!!!!
من هم با شما موافقم و فکر میکنم دقیقا مشکل از مدیریت صدای آمریکاست چون اگر مدیریت مشکل نداشت کسی که صندلی پرتاب می کند باید برای همیشه اخراج می شد نه به طور موقت
feri
من قبلن هم گفتم این حاج عسگر نماینده صدا وسیمای حاج عزت ضرغامی است که آمده افراد خوب وباتجربه راکنار بگذاره مثل اقای چالنگی خانم درخشش نازی بیگلری واحمد وکوروش نمیدونم میگن بیشترش زیر سر پسرک گستاخه (فخر آور ) که باهم خیلی دوست هستند حالا هم بهانه های مسخره می ایند برای قطع برنامه پربیننده (میلیونی) پارازیت هیچکس هم در این تلویزیون پاسخگو نیست . بابا بیایید به بینندگانتون احترام بگذاربد وبگویید چرا انقدر گند زدید به تلوبزیون وبرنامه هاش چرا دیگه ازمیهمانهای خوبتون خبری نیست . واقعاکه!!!!!؟
امیر
. ۱توجه کردید که ۳۳ سال است اپوزیسیون خارج کشور، البته از جنس پوک مغز یا مغرض و لمپن و بی سواد و دست خالی آن، سادهترین راه را انتخاب میکند برای از میدان به در کردن رقبایش ؟! زدن مهر فلانی “عامل جمهوری اسلامی” است ! آخر از این انگ کهنه تر و کلیشه ای تر پیدا نمیکنند؟ سبک-سرترین و تهی ترین افراد را دیده ام که وقتی به بن بست بحث منطقی که میرسند، که همیشه میرسند (و یا آن سوی سکه ی این افراد یعنی اشخاص زبل یا پست نهاد که عالما و عامدا با قصد از قبل برنامه ریزی شده) به راحتی این تهمت پوچ را حواله طرف میکنند؛ درست از جنس برچسبهای کثیف کیهان و نخ نمای جمهوری اسلامی که همه منتقدانش را از کوچک تا بزرگ، “جاسوس سی آی ای و اسرائیل و غیره و غیره ” میخوانند! حالا همین داستان شده حکایت صدای امریکا؛ از رامین عسگرد که (طبق اعلام موسسه ایرانی-امریکایی پایا که هرازچندگاهی موفقترین ایرانی تبارها را معرفی میکند) به عنوان فردی زاده ایران تا بالاترین رتبه دیپلماتیک را در سیستم ایالات متحده طی کرده (اخه انصافتون رو شکر؛ اگه این آدم کوچکترین ذره ریگی از هر جنسی به کفش داشت، مگه رقبایش میگذاشتند او تا به این مرحله صعود کند؟) و تا یک عضو ساده تحریریه، به محض اینکه نزد مدیران خود فروشی نکند، و یا رقبا از کار و کیفیت حرفه ای او بهراسند، بینوا میشود “عامل جمهوری اسلامی” و درنیتجه باید منزوی و از کارافتاده شود!؟ اما در این حالت نیز، بازنده اصلی متاسفانه بازهم مدیران صدای امریکا هستند که یک توانایی بالقوه را از دست میدهند؛ نیرویی که میتوانست دلسوزترین کمک برای موفقیت نام خود آن مدیران باشد. ولی در عوض، سالوسان بی لیاقت نان به نرخ روزخور به دورش حلقه میزندد. به راستی کدامیک قابل اعتمادترند؟
۲. دیگر اینکه، عده ای (اغلب خود همان وصله زن ها) از این نمدها چه کلاهها که برای خود نمیدوزند؛ به محض متهمم کردن (یا متهم شدن) رقیب به “عاملیت جمهوری اسلامی”، سینه هاشان را جلوی دوربین ها سپرتر می کنند!
۳. و از همه مهمتر آنکه، دست کم تجربه تاریخ سالهای اخیر صدای امریکا نشان داده که هرکسی، به هر دلیل توبیخ میشود، اسانترین (مشمئزترین) توجیه را برای اعمالش اعلام میکند؛ بادی به غبغب میاندازد که :”بله! جمهوری اسلامی نگذاشت ما کار کنیم”!!! آخر ای باشرافت ! مهدی فلاحتی که نام نیکش شهره شرق و غرب است (از تهران و کردستان ایران گرفته تا لندن تا پراگ تا واشنگتن) هنگامی که باز هم نمیتواند خود را کنترل کند و علنا و صریحا به حرمت دختری تعرض میکند، چه قدر بی شرمی لازم است که نه تنها حیا یا یک عذرخواهی معمولی نکند، بلکه از این گستاخی ضداخلاقی خود مثل ابزاری برای خودبزرگنمایی هم استفاده کند! گویی نیم وجب قد و بالای قناص خود را “دومتر و نیم مانکن” عنوان کند! جمشید چالنگی هم به دلیل اداری، نقض موارد متعدد خواست اداری، اخراج شد و محسن سازگارا او را یک قهرمان ملی معرفی نمود که “چون با جمهوری اسلامی مخالف بوده، اخراج شده” ! یا نمونه دیگرش رودی بختیار که فقط و فقط به دلیل پرخاشگریهایش با فریاد به همه، ازجمله یک ادیتور باسابقه، به نام کی جی، اخراج شد (البته معلوم نیست با کدام تهدید و لابی گری برگشت؟!). بعد این زن “ایران دوست”!! که در یکی از پست های همین سایت کامنتی گذاشته سرشار از فحاشی به همه ی ایرانی ها، به محض اینکه از صدای امریکا اخراج میشود، مبدل میگردد به قهران مبارزه با جمهوری اسلامی ! واحسرتا، بدا و بدا و بدا به حال ایران که اینها قرار است نجاتش دهند!
و این هم مصداق دیگرش؛ کامبز حسینی؛ کسی، احدی در کل صدای امریکا نیست که شاهد بددهنی ها، عصبیتهای عمداکنترل نشده (یعنی کسانی که مثلا عصبانی هستند اما هرجا لازم باشد، در کمال کرنش ِ یک سگ زبون، دست لیسی میکند) و لمپنیزم او نباشد. “تو خود بخوان حدیث بلند از این مقال ” که گذشته اش چه بوده!
۴. البته هیچ یک از این نکات بدین معنی نیست که جمهوری اسلامی در این آب گل آلود ماهی های خود را صید نمیکند یا نکرده ! به هیچ وجه ! از قضا همین تهمت زن ها و وصله پینه چسبان ها هستند که زحمت جمهوری اسلامی را به شدت کاهش میدهند؛ چون کاری که سیستم امنیتی جمهوری اسلامی باید با مخارج و هزینه های گزافی به دست آورد، آنها به سادگی برایش انجام میدهند (یعنی از رده خارج کردن قوای کاری و معقول و حرفه ای رسانه که اگر به درستی و به شکل استاندارش انجام شود ، بالاترین دشمن جمهوری اسلامی خواهد بود). در مجموع میبینی حاصل کار همان میشود که زمان علی سجادی بود؛ برنامه ها و گزارش ها و کل ماحصل صدای امریکا، از فرط بی محتوایی، هیچ خمی به ابروی جمهوری اسلامی نمیاورد. چه قدر متاسف میشوم اگر روزی کارنامه رامین عسگرد، همپا وهمطراز علی سجادی نوشته شود!
امیر سبزواری
سارا
من عصبانیتش رو درک می کنم.
بابک
به نظر من مشگل سیاسی نیست. چرا که از این نظر تفاوت چندانی بین وزارت خارجه انگلیس امریکا و ایضا بی بی سی و صدای امریکا وجود نداره . مساله به نظر من همان سابقه، تجربه، و مهمتر از هم نقش مدیریت و فقدان آن در صدای آمریکاست که آن را از نظر کیفی، محتوا، تکنیکی با تلویزیون بی بی سی به مراتب پایین تر قرار میده .البته منظورم از سابقه کل سازمان فارسی هست وگرنه تلویزیون فارسی بی بی سی سابقه کمتری نسبت به وی او ا فارسی داره .
وحید
یه لحظه فکر کردم وارد فارسنیوز شدم!
واقعا براتون متاسفم.
چی باعث شده که اینطور در پی خراب کردن دیگران باشید ؟
مگه این ۷۰۰ هزار نفرو شما عضو صفحه پارازیت کردید که حالا میخواید براشون جواب بگیرید ؟ به شما چه ارتباطی داره که چه جوابی میده ؟
چرا تفرقهافکنی میکنی ؟
واقعا متاسفم براتون
لیلی
آقای امیر سبزواری! بسیار خوشحالم که بالاخره یک نقد منصفانه و معقول در فضای اینترنت دیدم. کلا جوگیری و هیجانزدگی، بت پرستی و قهرمان پروری، خصلت جدانشدنی ما ایرانیهاست. و متاسفانه در اینگونه مواقع صدای هوچیان و جوزدگان از صداهای معقول بلندتر است و درست به همین دلیل صدای نقدهای معقول و منطقی و یا نظرهای علمی و مستدل شنیده نمی شود. کلا مردم ما (اعم از عامی یا روشنفکر) گرایش عجیبی به مسائل سطحی دارند و این یک درد تاریخی است. در مورد اخراج کوروش صحتی، احمد باطبی و جمشید چالنگی هم همین صداهای عوامانه انقدر بلند بود که صدای واقعیت را کسی نشنید. در حالیکه حداقل خود کارمندان صدای آمریکا دلایل اخراج این چند تن را می دانستند اما از ترس این هیاهوهای هیجانی مردم عاشق شایعه، کسی جرأت نکرد واقعیتها را بازگو کند. به هر حال ممنونم از شما برای توضیح منصفانه موضوع.
امیر
چه جالب! این سایت سیاه مست چرا اینهمه هک می شه؟
خود این کار آیا کافی نیست که نشان دهد متهم های آن نوشته ها عصبانی می شوند چون توضیح معقول ندارند؟
گاهی طرف خودش زحمت آدم رو کم می کنه. خب اگر غیر از اینه، هرجاش رو که سیاه مست درست نمی گه، آقایون جواب بدن و درستش کنن. چرا از اطلاع رسانی پرهیز می کنن؟ از آقای محسن سازگارا و اقای عسگرد گرفته تا اون خرده پا کامبیز حسینی یا هر بیننده و خواننده ای که پاسخ منطقی داره و نه اینکه مثه خانم رودی بختیار بیاد به جای توضیح، فحاشی کنه
دیدبان رادیو کوچه
اردوان جون همه با پیام یزدیان دیدنت. حسادت پیام به همکارانش و اینکه خودش رو قاضی میدونه و دروغ اردوان که نامه های دوستش رو جای نامه وارده جا می زنه، ننگ روزنامه نگاریه
افشار
آقا یا خانم دیدبان رادیو کوچه
اگر شخصی را با شخص دیگری دیده باشند دلیل بر همدستی آنها با یکدیگر است؟ فکر نمیکنید ننگ روزنامه نگاری کردان هایی هستند که در صدای امریکا استخدام شده اند؟ خود دست اندرکاران صدای امریکا حداقل چهار نفر از همکارانشان را نام می برند که زیر دیپلم هستند و با مدارک جعلی و دروغین در این رسانه استخدام شده اند. فکر نمی کنید ننگ روزنامه نگاری استخدام یک آوازه خوان (آرش سبحانی) به عنوان نویسنده و پژوهشگر در برنامه پارازیت باشد؟ آیا فکر نمی کنید ننگ روزنامه نگاری پرتاب صندلی و استفاده از فحش های رکیک در حضور دیگران به یک همکار زن باشد؟
امیر
اقای هکر ! سایت “سیاه مست” رو هک کنی، صفحه ی فیس بوک رو لاک کنی، گیرم که همه ی سایت ها و مجله ها رو که از تو نقد می کنند ببندی و اصلا درشون رو تخته کنی، تازه می شی جمهوری اسلامی که همه ی تریبون ها رو توقیف می کنه. بعدش به کجا می رسه؟ تاحالا به کجا رسیده؟ تازه، آیا جلوی اطلاع رسانی دهان به دهان و گوش به گوش همه ی آدم ها رو هم می تونی بگیری؟ رادیو کوچه فقط یک نمونه است که با شهامت کار اطلاع رسانی می کنه. و از تهدید کامبیز حسینی (که گفته “اگه سردبیرش رو ببینم با ماشین زیرش می کنم”!!!) و بزرگترهاش هم نترسیده. مثل اقای روزبه هم کم نیستند، بلکه تعداد بسیاریشون از ایران آمدن بیرون تا بتونن روزنامه نگار حرفه ای بمونن. من هم نقد می کنم ولی دشمنی ندارم با تو که نمی شناسمت. مشفقانه می گویم تنها راه معقول اینه که افراد متهم یا از خودشون دفاع کنند و تکذیب کنند یا توضیح دهند و عذرخواهی. به همین سادگی. از بیل کلینتن رئیس جمهور آمریکا که گنده تر نیستی. این راه نجاتته. و می تونی حتی پارازیت رو هم نگه داری. به هر حال فقط تو نیستی؛ یه عده ی زیادی برای پارازیت زحمت کشیدن. تو داری با لجاجت هات دسترنج اونها رو هم به باد می دی اقای حسینی.
ab
البته تمامی این حرفها جه در حمایت جه علیه کامبیز و پارازیت زده شد اما جالبه که در واکنشهای کامبیز هنوز مطلبی دال بر تکذیب پرتاب صندلی و فحاشی دیده نشده که این نشاندهنده این است که اصل موضوع پذیرفته شده و حالا به قول برخی دنبال راه در روئه
بی نام
جالبه! حرف اقای امیر رو کامبیز حسینی تو برنامه ی اخیرش ثابت کرد؛ همون ابتدای کار، کار رو کار جمهوری اسلامی خوند! یعنی توبیخ دو هفته ای ش رو توطئه ی جمهوری اسلامی شمرد! یعنی اقای عسگرد یا بخش اداری صدای امریکا عوامل و اجرا کننده ی خواست جمهوری هستند! با غرور تمام (!) ماجرای صندلی رو طوری مغلطه کرد (لطفا کل این نظر را با جنگولک بازی ها و لحن خود کامبیز حسینی بخوانید) که گویی : بله آقا! دست جمهوری اسلامی ناگهان از آستین فردی (که اشتباها یا تصادفا آن لحظه کامبیز حسینی نام داشت) ناگهان در آمد و صندلی را به سمت همکارش پرتاب کرد! و همزمان، همین جمهوری اسلامی در دهان فردی (که باز یا تصادفا آن لحظه کامبیز حسینی نام داشت) رفت و از زبان او به همکار دخترش ان توهین ها را کرد(جمع می بندم چون طبق پرونده اش در بخش کارگزینی این بار اولش نبوده که در شان محل کار رفتار نمی کرده) و خلاصه این جمهوری اسلامی به سان شیطان هر دم به جلوه ای ظاهر می شود و حتی گاهی به جای کامبیز حسینی عصبانی می گردد و گاف می دهد و از این چیزها برای اینکه کامبیز حسینی دیگر پارازیت درست نکند!! بابا جان! عمو جان ! هرچیزی جای خود. اینکه تو به هر دلیلی، عمدی یا فیلمی یا جدی خودتو عصبانی می نمایی، درست همون چیزیه که جمهوری اسلامی می خواد که پول صدای امریکا، یعنی پول امریکا، حروم بشه. اقای حسینی کلاهت رو قاضی کن. که مادر یا مالک پارازیت نیستی؛ نه ایده ش کامل و انحصاری مال تو بوده و نه ساخت و پرداختش. تو اجرا کردی و اخیرا هم اسمت رو نویسنده نیز گذاشتی. اشکالی نداره؛ ولی هرچی هست فقط تو نیستی که این همه من من کنی. تو زمانی می تونی این همه ادعا کنی و دچار وهم شوی که اون همه بودجه که در اختیار داری و اون لشکر همکاران گروه پارازیت نباشند، یا امکاناتت به اندازه ی باقی گروههای کاری باشد. لذا این همه توهم زدگی برات نتیجه ای ندارد جز به باددادن زحمت همه ی اونا و پول مالیات دهنده ها و زوال بیشتر خودت و البته خوشحالی جمهوری اسلامی. شاید هم خودت همینو می خوای
کاوه
مشکل ما صدای امریکا نیست، چرا که این رسانه همانطور که بارها دست اندرکارانش به راحت گفته اند این رسانه منافع امریکا را در نظر دارد، اینجا این سوال پیش می آید که ،چرا ما باید انتظار بیشتر از این داشته باشیم. گر چه گاهی برای خالی نبودن عریضه کسانی را هم می آوردن که برنامه ساز باشد ،آنهم فقط به خاطر بالا بردن آمار مخاطبین، اما اگر روزی کسی از این برنامه سازان از خط قرمز رد شد ،مشخص است که اورا حذف میکنند. اما آیا واقعا این کانال ،یک کانالیست که دلش برای مردم ایران میسوزد،اگر بگویم اره. پس خیلی عقبیم، این کانال یا حتا کانال بی بی سی ،شوهای هستند که در زمان های مختلف برنامه های باب میل بینندگان میسازند، اما نکته ظریف اینجاست ،که این شو آیا میتواند در پالسی این موسسه نقش منفی داشته باشد یا نه، این که امریکا ، با ایران مشکل دارد یا برعکس ، باید به حساب ، روابط پشت پرده نگاه کرد، آمریکا خواهان نابودی ایران نیست، نه چونکه دلش برای من آواره می سوزد، نه ، چون شریان گردش خون اقتصاد دنیا از رگ خلیج فارس میگذرد، و میداند که مشکل درگیر شدن با آخوند ،چقدر میتونه پر هزینه باشه، آخوندها هم اینو خوب میدونند برای همین فقط باهم لاس میزنند، مگر کسی مغز خر خورده که نفهمه لابی های ایران امریکا برای ،منافع کله گندها جوش میزنند، نه اون وکیلی که به خوزستان تبعید میشود ، فعط به جرم دفاع از یک کسی که از حق دفاع میکند، اما اینو رو هم میدونند که آش رو اگه شور کنند ، مهمون سر سفره نمیشینه ، منظورم پولدارا ی ایران رو میگم. که البته این پول دار، منه آسمون جل نیست، بلکه آقا زاده ها هستند،و اتفاقعا این آقا زاده ها مایل نیستند که در امریکا بهشون بد بگذره، چریان مهمونی تو هتل تو نیویورک و اعتراض مردم یادتون هست؟. همه ایا رو فراموش کنید، اگه آمریکا واقعا مخالف نظام ایران بود ،چرا یکی از این کسانی که تحریم شده رو نتونسته بگیره، این داستان دیپلوماتیک رو هم فراموش کنید، اینو من میدونم که میگم. چطور یک دفعه یک دکتر حقوق و به قول آقای امیر سبزواری “ایرانی موفق” یک دفعه هوس میکنه مدیر یک شبکه تلوزیونی ، که اتفاقان یواشکی حرفای گنده ،گنده میزند بشود؟، مگر لابی گری ، لاس زدن سیاسی نیست، و این لاس زدن سیاسی بین مقامات آمریکاورژیم ایران چندین سال نیست که در جریان است؟ مگر جناب عسگرد حتا اگر حقوق نظامی خوانده باشد ، چه ربطی دارد که با نظامیان امریکای از یک طرف و مدیر وی او ا، از طرف دیگر کار کند. چرا ایشان در زمینه پولی که بصورت غیر قانونی به امریکا ازطرف ایران می آید رسدگی نمیکنه، پارسی و همون مجد کی هستسند که اتفاقا با هم روابط دوستانه هم دارند و البته شغلشان دلالی در امریکا هست،اگر امریکا و ایران خواهان رابطه هستند چرا پشت پرده با هم لاس میزنند، ولی جلو مردمشون به هم فحش میدند،سر تون رو درد نیارم برای وی او ا مهم نیست چالنگی تفسیر خبر میدهد یا کامبیز پارزیت اجرا میکند، برای وی او ا ، این مهم است که پشت پرده روابط چی میگذرد، در آخر،آقایانی که از موفقیت دیگر ایرانیان به وجد می آیند ،زیاد به خودتون فشار نیاورید، این افراد بیشتر به خودشون فکر میکنند تا به افتخار شما…..
کیا
من هم مثل خیلی از مشتریان هر روزه صدای آمریکا امیدم را از رسانه قطع کردم بهترین برنامه های آن تفسیر خبر و پارازیت بود که فاتحه آن خوانده شد ,متاسفم که مدیران این رسان از خارجی و ایرانی به این مهم هیج
توجه ای ندارند با هزینه گزافی که برای صرف
میکنند
azar
من ازبیننده گان برنامه های صدای آمریکاهستم وازهمه دست اندرکاران وسازندگان خوب این برنامه هاسپاسگزاری مینمایم امیدوارم که برنامه های بهتروپربارتری رابتوانیدارائه دهیدوبازهم ازآقای کامبیزخسینی دربرنامه هااستفاده کنیدباسپاس فراوان…