شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016

«یائسه»

۱۳۹۰ آذر ۲۵

صبا واصفی

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نه سالگیم

با مشق‌های اجباری و

حکایت بی‌پایان زاغ و پنیر

«چه چشمی

چه صدایی

چه قامتی»

سی ساله‌ام

با این‌که دیگر پنیری در کار نیست

دسیسه می‌بافد هنوز روباه

سیب خواستم، خربزه حراج شد

به تمنای گیلاس هم‌زادی برآمدم

به مال خود آتش زد، خیار فروش

زن‌ام

نمی‌زنم که قد بکشم

برابری حقم است

گرچه برادر نیستم

زن‌ام

عایشه 30 ساله‌ای

که جالیز سبز پدر را

به کرت آفت ‌زده‌ای می‌فروشد

گر می‌گیرد از لهیب چشمان‌اش

دروازه‌های دوزخ

یائسه نمی‌شود

سر به راه نه

چند قطره لب در تهران و سیدنی دهان من است

سینی نمی‌گردانم دور میز که خواستگارم تو باشی

خواسته‌ام آزادی است

تو زندانی

و من زنی

تنی در برهوت

نه عایشه‌ای در خیمه

که زمین‌گیر است

عایشه دیگر دیر است

محمد دور

در هیت ماهی آس

آمده‌ام در آسمان شما تنهایی کنم

آس و پاسم

عاصی در آسمان

دهانم ویترین جهان

هر چه لب بریزم قرآن

یائسه نمی‌شوم

سر به راه نه

با دو چشمی که یک حساب می‌شود

گرگی به صحرا می‌برم

و خرس را از عسل کش می‌روم

که ماه را زمینی کنم

مادری در بهشت زهرا

زهرا زهرا می‌کند

و عایشه‌ای 30 ساله در سیدنی

که سر به راه نمی‌شود

یائسه نه

عایشه‌ای 30 ساله‌ام

هزار و سی صد جنون امتحان کرده‌ام

قرص هم دیگر کفاف نمی‌دهد

حتا ماه!

شنا کرده‌ام در آبی‌ها

در آب‌ها که ناآشنایند با اروندرود

در اقیانوسی که بویی از خزر نبرده است

به آشپزخانه‌ام اگر نگویم شما

 به خانه‌ام اگر نگویم خدا

اگر نگویم به خدا که پایش را کنار بکشد

تا زیر میز کارم را طی بکشم

حمل جمیله دیگر نمی‌کند جمل

حمله نمی‌کنم

عایشه نیستم

یائسه نه

هرگز نمی‌شوم

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,