Saturday, 18 July 2015
08 August 2020
دایره‌ی شکسته

«کدام نوع فقر»

2011 December 29

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

سیر قیمت‌ها در کشور ایران در سال‌های اخیر به گونه‏ای بوده است که اینک به طور تقریبی همه‌ی مردم از تورم و شاخص هزینه زندگی صحبت می‏کنند و گاه تعبیرات و تفسیرات بسیار آگاهانه‏ای از آن‏ به عمل می‏آورند. این امر بیش‌تر ناشی از این‏ واقعیت است که برخورد با تورم‌های سالانه‏‌ی‏ بین 20 تا 30 درصد، مردم را با  واقعیت مسئله تورم با پوست و استخوان آشنا کرده است. مفهوم اساسی تورم همان‏ است که احساسش می‏کنیم: «ما با پولی که در دست‏ داریم هر روز مقدار کم‌تری کالا می‏توانیم‏ بخریم». حالا برای میزان خرید ما سبد کالایی است که اقلام مورد نیاز خود در این سبد جای‌دهی می‌کنیم که به «سبد خانوار» معروف است. این سبد در بسیاری از مواقع و با توجه به بسیاری از فاکتورها، از شرایط کشور گرفته تا خانواده و حتا شرایط بومی اقلام متفاوتی را در خود جای می‌دهد، که در بسیاری از مواقع نیز این تقسیم‌بندی هیچ‌گونه عدالتی را شامل نمی‌شود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

رتبه‌بندی و خرید در اولویت سبد خانوار همیشه در شرایط خاص، جای خود را تغییر داده است. به طور مثال گاهی در شرایط مطلوب اقتصادی لباس و پوشاک در اولویت خرید بوده است اما در سال‌های جنگ جای خود را با مواد غذایی اولیه تعویض کرده است. تفاوت ایجاد شده در ارجحیت‌های آشکار شده و تغییر در فرهنگ انتخاب در دوره‌های مختلف در کشور، روند تغییرات را به طور متوسط در سبد خانوار به نمایش می‌گذارد‌. آن‌چه به نظر بیش‌تر برجسته می‌آید، تغییراتی است که علاوه بر این‌که در الگوهای این سبد ایجاد شده است، در میزان و اقلام مصرفی خانواده نیز ایجاد شده است. با بررسی تحلیلی تحولات فرهنگ مصرفی خانوارها و مقایسه خانوارهای شهری و روستایی می‌بینیم که تا چه میزان تفاوت در اولویت خرید و ترجیحات یک خانواده‌ی شهری به نسبت یک خانواده‌ی روستایی موجود است.

همیشه از منظر اقتصاددانان بحث‌های مختلفی بر سر سبد کالای خانواده در جریان بوده است. برای مثال یکی از معضلات در کشور ما همیشه عدم وجود محصولات فرهنگی در سبد کالای خانواده‌ها بوده است. اقلام فرهنگی همیشه در آخرین اولویت‌ها بوده‌اند. اما در سال‌های اخیر با رشد بی‌سابقه‌ی تورم و تفاوت‌های آشکاری که در سبد هزینه‌های خانواده‌های مرفه و فقیر به وجود آمده، اقلام فرهنگی در آخرین اولویت‌ها در این دسته‌بندی‌ قرار گرفتند. سبد خوراکی خانوارهای مختلف به غلات، گوشت دام، سایر گوشت‌ها و تخم پرندگان، میوه‌ها، سبزی و حبوبات، فرآوری‌های شیر، انواع نان، آرد و رشته و فرآورده‌های آن‌، بیسکویت و کیک، ماهی و میگو و فرآورده‌های آن‌، شیر، خشک‌بار، مرباها و شرینی‌ها، قند و شکر، ادویه و چاشنی‌ها، نوشابه، چای و قهوه وکاکائو و دخانیات تقسیم می‌شود. حال با توجه به این تقسیم‌بندی و یک نگاه اجمالی خواهیم دید که چگونه این مواد در سبدهای خانوارهای مختلف تقسیم‌بندی می‌شود و چگونه با این نرخ بی‌سابقه‌ی تورم، فقط اقلام اولیه هم در بسیاری از سبدها یافت نمی‌شوند و بسیار از خانواده‌ها از داشتن ابتدایی‌ترین این اقلام محروم هستند و چگونه در طرف دیگر خط عده‌ی معدودی هر روز وضعیت مناسب‌تر و پایدارتری پیدا کرده و اقلام لوکس و فانتزی را به سبد خانوار خود می‌افزایند.

در هر سال پایه‌ی قیمت یکایک کالاها و خدماتی‏ که در سبد هزینه خانوار منظور می‌شود، تعیین می‏شود و نسبت هزینه صرف شده برای‏ هر کالا و هر خدمت نسبت به کل هزینه یک‏ خانوار سنجیده می‏شود. یعنی این‌که به طور مثال چند درصد از بودجه‌ی یک خانوار صرف خرید گوشت، چند درصد صرف خرید نان، چند درصد صرف ایاب و ذهاب و مابقی اقلام مورد نیاز خانواده می‏شود. این نسبت‏ ضریب اهمیت کالاهای مصرفی خانوار نامیده‏ می‏شود. تعیین این ضریب به آن جهت است که‏ تغییرات شاخص‌های واقعی‏تر نشان داده شود. حال در بعضی از خانواده‌ها به طور مثال گوشت به طور کلی حذف شده است و بسیاری از خانواده‌ها از برآوردن ابتدایی‌ترین نیازهای خود عاجز هستند، و اکنون جای این سوال است که چگونه، نرخ تورم، به روی سبد کالای خانواده‌ها تاثیر نمی‌گذارد؟

هم‌چنین میزان بهره‏مندى خانوارها از امکانات زندگى و خدمات زیربنایى اقتصادى و اجتماعى و کالاهاى عمومى در سبد هزینه وى منعکس نمى‏شود‌. از حجم و ترکیب هزینه‏هاى خانوار، میزان دست‌رسى و استفاده خانوار از تسهیلات و امکاناتى از قبیل برق، آب آشامیدنى سالم، خدمات بهداشتى و درمانى اولیه، حمل و نقل خصوصى، رسانه‏ها و وسایل اطلاع‏رسانى، خدمات آموزشى اساسى و پایه، خدمات حمل و نقل عمومى نمی‌توان به سادگی این مسئله را استنباط کرد، که میزان نیاز خانواده و اولویت‌بندی آنان در جهت ارضای نیازهای‌شان بر اساس چه معیارهایی است و آیا این معیارها نیازهای واقعی آنان است یا خیر؟

در یک نگاه ابتدایی، فقر به حالتى در انسان اطلاق مى‏شود که در آن فرد قادر به اداره یک سطح قابل قبول و مناسب زندگى نباشد. فقر با هر تعریفى که شناخته شود در هیچ مکتب و نظامى پسندیده نیست و باید در جهت محو و تخفیف آن کوشید. در فاصله زمانى که فقر در جامعه رخ مى‏نماید و آثار نامطلوبش لمس مى‏گردد تا آن هنگام که تلاش براى محو آن عملن آغاز مى‏شود، فرصتى است که محققان و پژوهش‌گران عرصه علم و نیز برنامه‏ریزان اقتصادى گام‌هاى اولیه را بردارند تا این حرکت در فقرزدایى تداوم یابد و به مطلوب نزدیک شود. میزان عدم بهره‌مندی یک‌سان و یا در یک حد متعادل در یک کشور بین افراد، فقرى را به‌وجود می‌آ‌ورد که به واسطه دارا نبودن حداقل امکانات تعریف شده حادث مى‏شود‌. اما از سوی دیگر دومین مسئله این عدم تعادل و نرسیدن به سطح معمول و متعارف جامعه است. کسانى که از سطح متعارف جامعه پایین‌تر باشند، در اصطلاح دچار یک «فقر نسبى» شده‏اند. و مسئله دیگر هم فقر ذهنی است که پدید می‌آید، هر سه نوع این پدیده جامعه را دچار نقصان می‌کند، فقری که به واسطه‌ی نبود امکانات به‌وجود می‌آید که به طور حتم آسیب‌های مشخص و معلومی دارد اما دو فقر دیگر هم به‌واسطه عدم تعادل در یک جامعه و انتشار این بیماری به‌وجود می‌آیند که علاوه بر این‌که جامعه را دچار یک مصرف‌گرایی بی‌رویه می‌کنند، باعث ناخرسندی و عدم بهره‌مندی از یک شرایط مطلوب در افراد می‌شوند که خود این حالات پیامدهای سنگینی را در بر خواهد داشت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,