شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
قصه‌های ما، از رویا تا واقعیت

«صورتی»

۱۳۹۰ دی ۱۰

شهره شعشعانی / رادیو کوچه

داستان‌های کوتاه نینا گلستانی نمونه‌های خوبی از داستان‌های مینیمالیستی نویسندگان موج نو ایرانی است و داستان «صورتی» که برای این برنامه انتخاب کرده‌ایم یکی از موفق‌ترین‌ داستان‌های این نویسنده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بر طبق یک تصور رایج مینیمالیسم را بعضی از صاحب‌نظران منحصر به داستان کوتاه یا داستان‌ خیلی خیلی کوتاه کرده‌اند، اما اگر شرط اول داستان مینیمالیستی بیش‌ترین کارکرد همه اجزای داستان باشد، رمان بلند مادام بواری هم به تعریفی مینیمال است و بی‌سبب نیست که «موپاسان» (Guy de Maupassant) نخستین نویسنده‌ای که به داستان کوتاه شخصیتی مستقل داد و ساختاری متفاوت از رمان به آن بخشید شاگرد و پیرو مکتب روایی ناتورئالیستی «فلوبر»(Gustave Flaubert)  بوده است.

اما از سیر تحول داستان کوتاه تا رسیدن به داستا‌ن‌های مینمالیستی امروز دنیا و نقشی که نویسندگانی مثل «بکت» (Samuel Beckett) هم در رمان‌ و هم در نمایش‌نامه‌‌های تاتر ابسورد در این میان بازی کردند اگر بگذریم و تنها به تبلور این سبک در آثار نویسندگانی مثل «همینگوی» (Ernest Hemingway)، «سلینجر» (J. D. Salinger)، «کارور» (Raymond Carver)، «توبیاس وولف» (Tobias Wolff)، «فردریک بارتلمی» (Frederick Barthelme) و «آن بیتی» (Ann Beattie) نگاه کنیم می‌بینیم نویسندگان موج نو ایرانی به خوبی با این جریان‌ها به رغم محدویت‌ها تعامل می‌کنند و با انگیزه و نگاه موشکاف برش‌هایی از مظاهر جدید زندگی شهری و آدم‌هایش را در جامعه‌ی خود به خوبی به‌خصوص در داستان‌های کوتاه بازتاب می‌دهند.

نقد و نگاه

«صورتی» دومین داستان نینا گلستانی پس از «مادرم» است که در این برنامه می‌خوانیم. این داستان را می‌توان در همان سبک و سیاق مادرم توصیف کرد، با این تفاوت که به خاطر حضور شخصیت‌های پنهان‌تری در لایه‌های اجتماع از مجموعه داستان‌های منتشر شده او حذف شده است.

وجه اشتراک دو داستان «صورتی» و «مادرم» زن‌هایی هستند که در واکنش به شرایط تحمیلی در عین مسوولیت‌پذیری انسانی، می‌کوشند خود را از پیله‌های درهم تنیده و حصارهای سردرگم ناخواسته بیرون بکشند. نکته جالب و قابل ذکر هر دو داستان صرف‌نظر از توصیف مینیمالیستی فارغ از داوری‌های قراردادی‌، نوعی حس مادرانه است که گلستانی هم در وجود زن غایب داستان مادرم و هم در زن راوی داستان صورتی کشف می‌کند. در داستان مادرم زنی سال‌خورده و بیمار زمانی که سر به طغیان برمی‌دارد و بی‌خبر از خانه می‌رود فریزر را برای شریک یک عمر زندگی‌اش پر از غذا می‌کند. در «صورتی» نیز که با زوجی جوان و به یک نسبت زیر زمینی مواجه‌ایم همین اتفاق می‌افتد: زنی جوان طغیان خود را در مقابل مرد مورد علاقه‌اش که برای ترک اعتیاد جنسی نزد مشاور می‌رود و با این همه سرگرمی عمده‌اش هم‌چنان تماشای فیلم‌های هرزه نگارانه است، با آوردن دختری خیابانی با مشخصات مد نظر مرد به خانه و سپس ترک او آشکار می‌کند. ساختار داستان و پرهیز از تجزیه و تحلیل‌های اخلاقی و ارایه طریق‌های رایج در داستان‌های متکی به سنت روان‌شناختی در جمع‌بندی نهایی قانع کننده است و بر خواننده تاثیر می‌گذارد (و مگر نه این ‌است که اطرافیان یک معتاد به مواد مخدر هم گاهی از سر رقت و در عین انزجار در مقابل نیاز فرد بیمار تسلیم می‌شوند و به امید چه بسا واهی آگاهی و عبرت بیمار از قبح عملش خواسته‌ی او را تامین می‌کنند). نکته‌ای که بسا زن جوان را در ترک مرد مصصم‌تر می‌کند این است که به رغم گذراندن دوره‌ی مشاوره می‌بیند کانال‌های نمایش فیلم‌های هرزه‌نگارانه خانه‌ی مرد نه تنها کم نشده، بلکه دوبرابر شده، در حالی که مرد آمادگی یا شاید اصلن علاقه‌ای به ترک عادت و توجیه رفتار خود ندارد.

داستان صورتی برشی‌ از یک رابطه بی‌سرانجام یا در واقع به سرانجام رسیده است.

موسیقی متن:

Chopin: Nocturne No.2 & No. 19

برای آشنایی بیش‌تر با نینا گلستانی می‌توانید به لینک رادیو کوچه مراجعه کنید:

http://radiokoocheh.net/article/79786

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,