Saturday, 18 July 2015
12 July 2020
پارس‌نامه- شهری به قدمت 3500-4500 سال پیش

«تبریز یکی از قدیمی‌ترین شهرهای باستانی جهان»

2012 January 02

امیر و کاملیا‌/ رادیو کوچه

ایران یکی از مهدهای تمدن خیز جهان باستان محسوب می‌شود. این سرزمین به علت قدمت تاریخی و تمدن‌های موجود آن، اهمیت بسزایی برای فرهنگ بشری دارد. تمدن‌های ایلام، شهر سوخته، حسن‌لو،… نمونه‌ای از تمدن‌های دیرینه و پربار این منطقه از جهان به شمار می‌روند که رازهای این تمدن‌ها به کمک باستان‌شناسان خارجی و ایرانی تا حدودی برای جهان علم آشکار شده و سعی و کوشش برای شناسایی کامل آ‌‌‌ن‌ها امروزه نیز ادامه داشته و از مباحث جدی دانش‌مندان به شمار می‌رود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

یکی دیگر از این مناطق تاریخی و باستانی ایران، شهر «تبریز» است که تا این اواخر از قدمت آن اطلاع دقیقی در دست نبود و بنابراین سخنان ضد و نقیضی در مورد سابقه آن مطرح می‌شد، اما کشف آثاری از دوران باستان در مرکز این شهر اطراف گوی مچید، مسجد کبود توجه باستان شناسان را به این منطقه از آذربایجان معطوف کرده و این شهر را در رده یکی از قدیمی‌ترین شهرهای جهان، درآورده است. لازم به تذکر است که قبل از این کشفیات، تاریخ تبریز آن چنان روشن نبود و تنها دلیل بر وجود این شهر در دوره باستان، کتیبه «سارگن دوم»، پادشاه آشوری (٧١۴ قمری) و برخی اطلاعات جسته و گریخته بود.

در زمانی که سارگن دوم در آشور فرمان می‌راند، بر بخشی از سرزمین آذربایجان فعلی، دولت ماننا و بر بخش دیگر آن دولت اورارتو حکومت می‌کرده‌اند. ناحیه‌ای که تبریز در آن قرار گرفته، در میان قلمرو دو دولت مذکور از استقلال نسبی برخوردار بود و قبیله دالیان بر این ناحیه تسلط داشتند و گاهی به فرمان‌برداری از یکی از دو قدرت یاد شده تن در می‌دادند، چنان که به هنگام لشکر‌کشی سارگن دوم احتمالن تحت فرمان اورارتو بوده‌اند.

در این زمان سارگن با استفاده از هرج و مرج داخلی ناشی از مرگ «ایرانو» فرمان‌روای ماننا، در سال (۷۱۴ قمری) از طریق همین سرزمین به اورارتو لشکرکشی کرده و در سر راه خود از محلی که تبریز در آن بنا شده، گذشته و دژهای آن‌جا را به تصرف در آورده و با خاک یک‌سان کرده است. وصف یکی از دژهای این ناحیه که به نظر «ا . م . دیاکونوف» در جای‌گاه تبریز قرار داشته، در کتیبه از این قرار است:

«تارماکیس دارای استحکامات مهم بود. سدهای ساخته شده در این‌جا محکم بود. همین سدها را خندق‌های ژرفی احاطه کرده بود. نیروهای احتیاطی قشون‌های دولت در این‌جا مستقر بودند. اسب‌های آ‌‌‌ن‌ها نیز در این‌جا نگه‌داری می‌شد. ساکنان بخش‌های اطراف از ترس من (سارگن) در این‌جا پناه گرفته بودند. هنگام لشکرکشی من به این‌جا، اهالی برای نجات جان خویش ناگزیر از ترک این‌جا و فرار به دشت‌های بی‌آب شدند. من این محال را به تصرف درآوردم و در میان سکونت‌گاه‌هایی که تبدیل به استحکامات تدافعی شده بودند، جنگیدم. باروهای همین قلاع را با خاک یک‌سان کردم، به مکان‌های داخل قلعه آتش زدم و مقدار زیادی از آذوقه ساکنان قلعه را به آتش کشیدم‌. درهای انبارهای بزرگ را که مملو از جو بودند، گشوده، بین لشکریان بی‌شمار خود تقسیم کردم. سی ده‌کده اطراف همین قلعه را نیز طعمه آتش کردم. دود این دهات به آسمان رفت.

«هرتسفلد» در اثر خود تحت عنوان تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستان‌شناسی که در سال 1936 میلادی منتشر کرده، درباره کتیبه مذکور و اطلاعات به دست آمده از آن در رابطه با موضوع مورد نظر ما چنین می‌نویسد: تعدادی از مکان‌ها را که در آن کتیبه نام برده شده است، اکنون هنوز می‌توان تشخیص داد و محل آن‌ها را معلوم کرد. جریان آن جنگ‌های اولیه در اطراف دریاچه ارومیه حتا تا داخل خاک آذربایجان به خوبی روشن است. از جمله آ‌‌‌ن‌ها شهر اوشکایا را وصف می‌کند که حصاری به ضخامت هشت ذراع داشته و نیز شهر دیگری را به نام انیاس تانیا (در تاریخ ماد آنیاشتانیا) که در محلی واقع بین اوشکایا و شهر تارواکیسا (در تاریخ ماد تارماکیس) بوده، دارای دو حصار و خندق و خود شهر تواریر (در تاریخ ماد تارویی ) نیز یک خندق و دو حصار داشته است .

آشکار است که براساس برداشت هرتسفلد تارواکسیا و تواریر دو شهر جداگانه بوده‌اند. درحالی که «دیاکونوف» این دو اسم را به صورت تارویی، تارماکیس نوشته و آ‌‌‌ن‌ها را یک دژ مضاعف قلمداد کرده است. از گزارش سارگن که در بالا بخشی از آن نقل شد، چنین استنباط می‌شود که مردم تارماکیس در برابر نیروهای استیلاگر مقاومت کرده، کوچه به کوچه با آ‌‌‌ن‌ها جنگیده‌اند. پناهنده شدن اهالی اطراف در تارویی تارماکیس و وجود انبارهای غلات که به عنوان مالیات و خراج از ساکنان دژ و نواحی اطراف گردآوری شده بود و اصطبل‌ها و نیز عمارت‌هایی که سقف‌شان از درخت سدر بوده، و استحکامات و موقعیت استراتژیکی آن‌جا و اهمیتی که در گزارش به آن داده شده، همه حاکی از وجود شهری قابل توجه است.

با توجه به اطلاعات داده شده متاسفانه تاکنون در تبریز و اطرافش کندو کاو باستان‌شناسی نشده است، اما نتایج به دست آمده از کاوش‌های محل‌های مجاور چون زیویه، واقع در نزدیکی سقز و حسن‌لو ، واقع در دوازده کیلومتری جنوب غربی دریاچه ارومیه و ۹ کیلومتری شمال شرقی شهرستان نقده را هر دو جزو قلمرو دولت ماننا بوده‌اند، تا حدودی می‌توان به این ناحیه نیز تعمیم داد. این ناحیه بنا به استنتاج «دیاکونوف» از اطلاعات موجود، از لحاظ اقتصادی پیش‌رفته‌تر از نواحی دیگر مجاور بود. در حدود سدف هشتم قمری زراعت و دام‌داری در این ناحیه رشد کرده و صنعت از کشاورزان جدا شده بود. فلزکاری با مفرغ رایج بود و استفاده از آهن نیز به تدریج متداول می‌شد. فرهنگ و تمدن آشوری و اورارتویی در شوون مختلف زندگی اجتماعی تاثیر کم و بیش داشت و جامعه در دوره مورد بحث در آستانه استقرار مناسبات طبقاتی قرار داشت .

«عبداله فاضلی» می‌گوید: «در این‌که تارماکیس مذکور در کتیبه سارگون همان تبریز معاصر است، جای هیچ تردیدی نیست. از طرف دیگر هم منشابودن واژه‌های اوشکایای قید شده در کتیبه یاد شده و اوسکویه و نیز نزدیکی فاصله این دو قلعه به هم موید ادعای مذکور است. سارگن دوم در کتیبه خود از بیست‌ویک شهر در این منطقه نام برده است که نشان‌دهنده رشد شهرسازی در نواحی اطراف دریاچه ارومیه در هزاره اول پیش از میلاد است. اما یافته‌های گوی مسجد دنیای پررمز و رازی را در مقابل چشم محققان گشوده است. این حفریات که تاکنون در چند مرحله انجام گرفته، منجر به کشف چندین گور باستانی با ابزارهای مختلف در اطراف این مسجد تاریخی شده است.»

در این زمینه «دکتر نوبری» استاد دانش‌گاه تربیت مدرس تهران و سرپرست گروه باستان‌شناسی مستقر در اطراف مسجد کبود در پایان مرحله دوم حفریات (١٣٧٨) می‌گوید: « تاکنون ۴٧ قبر متعلق به هزاره اول پیش از میلاد در محوطه ای به وسعت دویست متر مربع مورد کاوش قرار گرفته است، از این گورها مواد فرهنگی گوناگون از جمله ظروف سفالی خاکستری و نخودی، اشیای مفرغی، وسایل تزیینی نظیر سنجاق سر، النگو و… به دست آمده که برخی از آ‌‌‌ن‌ها در زمره آثار منحصر به فردی است که تاکنون در هیچ کجای ایران یافت نشده است.»

در مورد هویت صاحبان این تمدن کهن، یکی از کارشناسان باستان‌شناسی مستقر در اطراف گوی مسجد معتقد است که وجود سفال نخودی در کنار اجساد نشان دهنده این نکته است که فرهنگ بومی منطقه و صنعت آن دوران مبتنی بر همین نوع سفال بوده است اما بومیان منطقه چه کسانی بودند؟ این سوالی است که تاکنون از طرف باستان‌شناسان بدان پاسخ روشنی داده نشده است و شاید با اطلاعات به دست آمده و با نظر کارشناسان، بعدها این مهم تا حدودی روشن شود.

در مورد اقوام و بومیان منطقه در دوران باستان، «دکتر زرین‌کوب» در کتاب تاریخ در ترازو می‌نویسد: «تاریخ ایران نه از عهد کوروش و حتا دیاکو آغاز می شود و نه حتا از عهد ورود آریاها به فلات و یا دوران جدایی ایرانی‌ها از هندی‌ها، گذشته از تاریخ خود آریاهای ایران، تاریخ اقوام و نژادهایی هم که قبل از مهاجرت آریاها در این سرزمین فلات گونه می‌زیسته‌اند، امروز از پرتو کلنگ معجزه‌گر باستان‌شناسان مکشوف است…» آن‌چه در سیلک و حسن‌لو در آذربایجان نیز به دست آمده است ادامه این تمدن‌های بدوی و کهن‌سال را در زمان های قبل از ورود آریاها نشان می‌دهد.

لازم به ذکر است که در دوران باستان، دولت‌هایی نظیر اورارتو و مانا در منطقه آذربایجان حضور داشته‌اند. از مسایل قابل تامل در مورد این بومیان منطقه، باور و اعتقادات این اقوام باستانی است و آن اعتقاد به حیات مجدد پس از مرگ است، زیرا طرز قرار گرفتن اجساد به شکل چمباتمه‌ای، با نحوه استقرار جنینی در شکم مادر، که در این حفریات به دست آمده، حکایت از آن دارد که ساکنان باستانی تبریز، معتقد به حیات دوباره بعد از مرگ بوده‌اند که ظروف هم‌راه با غذا در کنار این اجساد، تایید کننده این نظر است.

گفتنی است که در تابستان سال١٣٨١ فصل جدید کاوش باستان‌شناختی در محوطه باستانی گوی مچید، مسجد کبود، تبریز، آغاز و بعد از چند هفته فعالیت، به کار خود پایان داد، در این فصل، باستان‌شناسان به دنبال پاسخ‌گویی به ابهامات موجود درباره این گورستان باستانی از جمله وابستگی‌های قومی و ارتباطی اقوام ساکن در ٣۵٠٠ سال پیش و چگونگی شکل‌گیری فرهنگ منطقه بودند.

دکتر نوبری، می‌گوید: «طی سه فصل حفاری در محوطه باستانی مسجد کبود، باستان‌شناسان در عمقی نزدیک به ده متر پایین تر از سطح خیابان به هشتادوهشت گور باستانی دست یافتند. تمامی اسکلت‌های این قبور به صورت جنینی با چمباتمه‌ای در جهت شرق به غرب دفن شده و احتمال می‌رود تا با بررسی کمیت و کیفیت سفالینه‌ها و مواد فرهنگی از جمله جنس، فرم و نقوش آ‌‌‌ن‌ها، بتوان وابستگی‌های قومی و ارتباطی اقوام ساکن در تبریز ٣۵٠٠ سال پیش را شناسایی کرد.»

و بالاخره این‌که سرپرست حفاری در مصاحبه با یکی از روزنامه‌های محلی از پایان یافتن چهارمین فصل کاوش در اطراف این مسجد باستانی خبر داده در مورد کشفیات جدید به مقدار زیادی اشیای مفرغی، استخوانی و نیز سفال که از کاوش قبور به دست آمده، اشاره کرده و اعلام می‌کند که هنوز آثار زیادی در محوطه مسجد کبود نهفته است که امید می‌رود در فصل‌های بعدی کاوش‌ها، از دل خاک بیرون آورده شود.

به هرحال حفریات باستان‌شناسی مسجد کبود نشان می‌دهد که تبریز یکی از شهرهای تاریخی جهان است، شهری که به علت عدم کاوش‌های علمی، تا این اواخر قدمت آن زیاد روشن نبود، بنابراین راجع به آن افسانه‌سرایی‌های زیادی می‌شد. امید است که با تلاش‌های بی‌وقفه مسوولین امر، این حفریات شتاب بیش‌تری بیابد و در نقاط دیگر این شهر تاریخی نیز، عملیات باستان‌شناسی انجام گیرد تا قدمت این شهر باستانی و اسرار تمدن آن به طور علمی و دقیق برای جهان علم آشکار شود. مردمان تبریز هم‌اکنون به زبان ترکی آذربایجانی صحبت می‌کنند. هرچند اسناد و شواهد موجود نشان می‌دهد که پیش‌تر به زبانی ایرانی با ریشه‌ی غیرترکی در این شهر صحبت می‌شده ‌است.

 منبع‌ها

کتاب تاریخ در ترازو دکتر زرین کوب

روزنامه آفتاب یزد

تاریخ ماد ایگور میخاییلوویچ دیاکونوف، ترجمه کریم کشاورز، تهران، نشر امیرکبیر.

نشریه همشهری

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,