شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
27 August 2016
مجله جاماندگان‌- مستان مسیر ترسیم کردند‌- قسمت 55

«از ابتدا مست بودند»

۱۳۹۰ دی ۱۶

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

معنای مستان مسیر ترسیم کردند آن است که کسانی، زمانی در شرایطی قرار گرفتند و در جایی نشستند که می‌توانستند مسیری برای ایران برگزینند که پایان بسیاری از نگون‌بختی‌ها باشد. شاید انکار این‌که این افراد مستانه مسیر را برگزیدند سخت باشد، زیرا زمان با نمایان نمودن چگونگی انتخاب آنان و هم‌چنین روش‌های اشتباه برگزیده شده توسط‌‌شان نشان داد که آنان «از طیف‌های گوناگون» مستانه و سرمستانه مسیر بی‌راهه‌ای را برگزیدند که اکنون سرانجام‌اش سرنوشت ماست.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در میان این افراد یک گروه سه‌نفره شاخص وجود داشت که از ابتدای دوران اقامت آقای خمینی در پاریس با او هم‌کاری می‌کردند، در پاییز 57 مشهور و سپس به همان سرعت از صحنه قدرت محو شدند. این گروه شامل آقایان ابوالحسن بنی‌صدر، ابراهیم‌یزدی و صادق قطب‌زاده بود. آقای بنی‌صدر و رفتارش موضوع چند برنامه ما خواهد بود که بر اساس مستندات تنها گردآوری شده است.

اعضای این گروه سه نفره در مواردی با دیگر اطراف‌یان آقای خمینی در پاریس متفاوت بودند. حتا با افرادی مانند حسن حبیبی و صادق طباطبایی که آن‌ها هم در پاییز سال ۵۷ جز گروه هم‌راهان در خدمت آقای  خمینی در پاریس بودند. شغل اصلی افراد آن گروه سه نفره (بنی‌صدر، یزدی و قطب‌زاده) در دوران نوفل‌لوشاتو ایفای نقش مترجمی در خلال مصاحبه‌های آیت‌اله خمینی با خبرنگاران خارجی بود. نوشته‌های موجود نشان می‌دهد که این گروه سه نفره از همان پاییز 57 باهم رقابت داشتند، رقابتی که در برنامه‌های مرتبط به آقای قطب‌زاده به آن اشاره شد. اعضای این گروه، علاوه بر نقش مترجمی، به صورت فردی و جمعی فعالیت‌های دیگری هم کردند. و توانستند به آقای خمینی نزدیک شده و به گمان-شان ارتباط عاطفی نزدیکی با او ایجاد نمودند. پس از بازگشت آقای خمینی به ایران هر سه نفر خیلی سریع به عضویت در شورای انقلاب یا پست‌های کلیدی دیگر تعیین شدند. احمد رافت که در آن زمان روزنامه‌نگاری مقیم اروپا بوده است، کفته است که افرادی به‌خصوص در آن زمان، نگذاشتند واقعیت حرف‌های آیت‌اله خمینی از طریق رسانه‌ها به مردم برسد. احمد رافت می‌گوید گروه مترجمان آیت‌اله خمینی در پاریس از ما می‌خواستند که همان حرف‌های آقای خمینی را ترجمه نکنیم، بلکه ترجمه‌ای که این آقایان یا مترجمان این آقایان به زبان خارجی می‌گذاشتند را مخابره کنیم. یک بار یک خانم خبرنگار ایتالیایی از آقای خمینی پرسید اگر شما به ایران برگردید و حکومت را به دست بگیرید، سیاست‌های‌تان در مورد زنان چه خواهد بود؟ آقای خمینی گفت: «در اسلام موقعیت زنان مشخص شده.» مترجم این گفته را ترجمه کرد: «آن چه خواست مردم ایران باشد.» … شخص دیگری که در آن دوران نقش مترجمی را برای آیت‌اله خمینی داشت، به روایت احمد رافت، در همین رابطه گفته است: «ما نمی‌توانستیم بگذاریم آقای خمینی هر چه دل‌اش می‌خواست بگوید.» به تعبیر احمد رافت آن شخص «اعتراف کرد که صحبت‌های آقای خمینی به نوع دیگری متناسب با خواست جامعه بین‌المللی ترجمه شد.»

آقای بنی‌صدر در کتاب «درس تجربه» که در سال 80 منتشر شد، نکته‌ای را در پیوند با نحوه ترجمه مصاحبه‌های آیت‌اله خمینی گفته است که در واقع شاهد مقاله احمد رافت است که به تازگی منتشر شده است. بنی‌صدر در مورد اولین ملاقات بین خبرنگار روزنامه لوموند و آیت‌اله خمینی اظهار داشته است: «این هیات (از روزنامه لوموند) که عازم عراق بود و از آن‌جا به نجف رفت. این طور عمل کردیم و گفتیم، شما سوالات خود را بدهید و برای این که ایشان حاضر شود، ما این سوالات را قبلن برای او می‌فرستیم و اگر مناسب دانست و موافقت کرد، مصاحبه خواهد کرد. ما این سوالات را گرفتیم و جواب‌ها را هم خودمان در پاریس تهیه کردیم که یکی از آن سوالات این است که حکومت مورد توجه شما چیست؟ ما هم در جواب نوشتیم یعنی از قول آقای خمینی که ما حکومت ملی می‌خواهیم به معنای این که حکومتی باشد بر پایه آزادی و استقلال. به این‌ترتیب، وقتی آن هیت خبرنگاران رفتند به نجف، او چون حالا سوال‌ها و جواب‌ها دست‌اش بود، پذیرفت که مصاحبه کند.»

مترجمان آیت‌اله خمینی در دوران پاریس، با این استدلال که او با زبان خارجی آشنا نیست، ابتدا پرسش‌های خبرنگاران را به دست می‌آوردند. بعد جواب آن‌ها را به نحو مطلوب خود، ولی در ظاهر از طرف آیت‌اله خمینی تهیه می‌کردند. در مرحله سوم جواب‌های مطلوب خود را از قول آیت‌اله خمینی برای‌‌ همان خبرنگاران «تظاهر به ترجمه» می‌کردند. اضافه بر این، حتا پرسش‌های خاص خود را به‌‌ همان خبرنگاران ارایه می‌دادند و در مرحله بعد جواب‌های مطلوب خود را از قول آیت‌اله خمینی می‌نوشتند. به این صورت در واقع خبرنگاران خارجی که پس از مصاحبه این نوشته‌ها را از سوی آیت‌اله منتشر می‌کردند، به وسیله رسانه‌ها خوراک فکری تزریق می‌کردند که نه تنها صحنه بین‌المللی را تحت تاثیر قرار می‌داد، بلکه ایرانیان آن زمان را که بیش‌ترین اطلاعات را از سوی رادیوهای بیگانه دریافت می‌کردند، دچار گم‌راهی شدند.

این گم‌راهی موجب ایجاد صفوفی شد که آشکار پس از سال‌ها هنوز هم متحیرکننده و گیج‌کننده است. تاثیر ترجمه‌های اشتباه این گروه، گره از افکار کسانی که دچار استفهام در مورد افکار یک روحانی داشتند را گشود.

آقای خمینی در تهران هم تعدادی مصاحبه با خبرنگاران خارجی انجام داد. بعد از اقامت او در تهران انحصار ترجمه هم از آن گروه سه نفره خارج و رویه مصاحبه‌های آیت‌اله خمینی هم عوض شد. آیت‌اله خمینی در مصاحبه‌هایی که در ایران انجام شد نظرات خود را صریح بیان کرده است. با این اطلاعات اینک می‌توان موضوع اختلاف متن مصاحبه‌های او در پاریس و تهران را از نگاهی تازه بررسی کرد. مترجمان او در تهران، برخلاف پاریس، آشکارا محدود به یک گروه کوچک نبود. وقتی مصاحبه‌های آیت‌اله را در پاریس و تهران با هم مقایسه کنیم شاهد اتفاقی بسیار عجیب خواهیم بود. او در عرض چند ماه آن‌چنان در گفتارش متفاوت می‌شود که تنها پس از آشکار شدن نقش مترجمان می‌توان به چرایی آن پاسخ داد.

یکی از نقش‌هایی که برای شخص آقای بنی‌صدر در نظر گرفته شده است، اقدام او در جلوگیری از دیدار شاپور بختیار و آقای خمینی است، امکانی که می‌توانست شرایطی بسیار متفاوت برای ایرانیان ایجاد نماید. راهی برای انتخاباتی آزاد و تحت نظارت سازمان‌های بین‌المللی. موضوع لغو دیدار آیت‌اله خمینی و شاپور بختیار در پاریس در نوشته‌های متعددی مورد اشاره قرار گرفته است، ولی کتاب «پاریس و تحول انقلاب»، نوشته محمد جعفری، آن را به صورت مشروح در چندین صفجه بیان داشته است. محمد جعفری برای مدتی سردبیر و مسوول روزنامه «انقلاب اسلامی» بود که ابوالحسن بنی‌صدر» صاحب امتیاز آن بود.

محمد جعفری، در کتاب «پاریس و تحول انقلاب»، در چندین صفحه شرح می‌دهد که چگونه عمل‌کرد خاص بنی‌صدر، در رقابت با یزدی، عضو دیگر گروه سه نفره، که به خط سیاسی بازرگان نزدیک بود، زمینه‌ای شد که ملاقات برنامه‌ریزی شده بین آقای خمینی و شاپور بختیار در پاریس به هم خورده و در نهایت برنامه این ملاقات مهم در پاریس لغو شود. این مطلب در چندین صفحه است، خلاصه تصویر صفحه 230 کتاب «پاریس و تحول انقلاب» به صورت زیر است: «آقای بنی‌صدر به فردوسی‌پور گفت: در صورت پذیرفتن بختیار قبل از استعفا، آقا رفتنی است و بختیار ماندنی.»… «این حرکت که راه افتاده است دیگر بر نمی‌گردد و آقا از آن ترسی نداشته باشند. طوفان در راه است و می‌رود تا به نتیجه برسد.»… «ولی من به او گفتم که به آقا بفرمایید: آقا مرجع تقلید است و هر لحظه نمی‌تواند نظرش را عوض کند. آخر این مردم نمی‌گویند که این چه مرجع تقلیدی است که هر لحظه نظرش عوض می‌شود. آقا که بازی‌گر سیاسی نیست. مرجع تقلید است.»… «حالا که که آن را با فرانس‌پرس داده‌اید، خدا خواهی شده است و آن‌چه که باید بشود شده است.»… «آقا گفت حق با بنی‌صدر است و مردم مرا مرجع قبول دارند و نه سیاست‌مدار و نمی‌توانم هر لحظه نظرم را عوض کنم و احمد اضافه می‌کند که «خیر همین بوده که انجام شده است.»» به این ترتیب با عمل‌کرد خاص آقای بنی‌صدر ملاقاتی، که قرار بود در پاریس زمینه مذاکرات برای انتقال مسالمت‌آمیز در ساختار سیاسی را در تهران را به وجود بیاورد، در عمل صورت نگرفت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,