شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
25 August 2016
قصه‌های ما، از رویا تا واقعیت

«پس از مجلس رقص»

۱۳۹۰ دی ۱۷

شهره شعشعانی/ رادیو کوچه

«لئو تولستوی»  (Leo Tolstoy)، (9 سپتامبر 1828 – 20 نوامبر 1910) نویسنده روسی را یکی از بزرگ‌ترین رمان‌نویس‌های تاریخ ادبیات دنیا می‌شناسند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

داستان‌های کوتاه تولستوی در واقع رمان‌هایی خلاصه شده‌اند و شاید تنها داستانی که یک داستان کوتاه واقعی به حساب می‌آید داستان «پس از مجلس رقص» است که برای این برنامه انتخاب کرده‌ایم.

«پس از مجلس رقص» در 1903 نوشته شد، اما پس از مرگ تولستوی در 1911 به چاپ رسید. در 1910 تولستوی می‌نویسد: «وقتی کتابی را می‌خوانم مهم‌ترین نکته از نظرم مباحث مورد علاقه و عدم علاقه نویسنده است.» در این دوره پایانی زندگی حرفه‌ای‌اش، تولستوی بیش از پیش در مورد هدفش به عنوان نویسنده واقف بود – که بر دیدگاه خواننده‌اش اثر گذارد و از چنین منظری این داستان که دو سال پیش از انقلاب 1905 نوشته شده است و دل‌زدگی نویسنده را از جامعه روسی به به‌ترین شکل نشان می‌دهد، نمونه خوبی از تلاش او برای تاثیر بر دیدگاه خواننده است، هر چند این تاثیر را می‌توان از زاویه‌های مختلف و حتا متناقضی به داوری گذاشت.

راوی داستان «ایوان واسیلیویچ» در جمعی دوستانه خاطره عشقی پرشور اما بی‌سرانجام از دوران جوانی‌اش را تعریف می‌کند. خاطره مربوط به سال 1840 است و اگر شباهت اندیشه راوی سال‌خورده را با تولستوی نویسنده درباره عشق و عدالت (دو موضوع تقریبن همیشگی داستان‌های تولستوی) در نظر بگیریم شاهد تلاش دیگری از او در جا‌به‌جایی تدریجی نقش هنرمند با نقش مصلح اجتماعی در آثار متاخرش هستیم، هر چند تولستوی هم‌چنان تولستوی و قدرت داستات‌پردازی‌اش خیره کننده است.

 

نگاه به گذشته‌ از منظر حال:

در «پس از مجلس رقص»، تولستوی، ستایش‌گر پرشور عشق و طبیعت در آثار اولیه‌ای چون «کودکی، نوباوگی، جوانی»، و بیش از یک دوجین داستان‌های نیمه بلند هم‌چون «دو هوسار»، «صبح‌گاه یک ملاک» و «زمین‌نورد»، به گذشته بر می‌گردد و ضمن توصیف خوشی‌ها و زیبایی‌های آن دوره‌ها که یادآور آثار پر طراوت یاد شده است، گویی می‌خواهد از حقایقی پرده بر دارد که به گمان خود در آن آثار کم‌تر به آن‌ها پرداخته یا با وضوح و صراحت لازم نپرداخته است.

به این ترتیب ایوان واسیلیویچ راوی داستان «پس از مجلس رقص» جنبه دیگری از مناسبات اجتماعی نیمه اول قرن نوزدهم روسیه را زیر ذره‌بین می‌گذارد که در آغاز قرن جدید می‌رود تا حساب خود را با ساز و کار نظام رو به اضمحلال فئودالی در روسیه تزاری تصفیه کند. تولستوی با نگاه ژرف و شناختی که از جامعه روسی داشت گویی در ناخوداگاه خود به تحولات اجتماعی قریب‌الوقوع روسیه پی برده بود و گرچه می‌کوشید با مجموعه‌ای از آموزه‌های مذهبی و اخلاقی مبتنی بر اصل عدم خشونت از رویارویی‌های فاجعه آمیز توده‌ها و طبقات اجتماعی جلوگیری کند، اما روند حوادث پس از سرکوب خشونت‌آمیز قیام 1805 توسط نیروهای تزار و نظامی‌هایی با تفکر سنتی هم‌چون پدر وارنکا در این داستان سرنوشت روسیه تزاری را همان‌طور که دیدیم به نحو دیگری رقم زد.

تقابل عشق آتشین ایوان واسیلیویچ به وارنکای مهربان و ماهرو، و مشاهده خشونت عریانی که پدر او در فردای مجلس رویا پرور رقص پس از آن همه شادخواری و پای‌کوبی‌بر علیه یک تاتار نگون‌بخت فراری به کار می‌‌گیرد، در این داستان تکان‌دهنده است و خواننده را با حیرتی جان‌گزا تنها می‌گذارد.

داستان «پس از مجلس رقص» توسط «شهره شعشعانی» به فارسی ترجمه شده است.

لینک داستان:

http://azizmotazedi.com/AfterTheBall_Tolstoy_ShortStory_ShohrehShashani.html

موسیقی متن:

Sergei Rachmaninov: Prelude Op 23, Alla Marcia, no. 5 in G Minor

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,