Saturday, 18 July 2015
22 October 2020
از نگاه کیارنگ علایی

«ورنر بیسچوف؛ راوی محض زندگی»

2009 December 22

کیارنگ علایی در وبلاگ خویش نگاهی دارد به عکس‌های ساده و بی‌پیرایه از Werner Bischof:

عکس ساده و بی‌پیرایه Werner Bischof ما را رو در روی دسته بزرگی از عکس‌های واقع‌گرایانه و وفادار به طبیعت محض موضوع  قرار می‌دهد.

تاریخ عکاسی بارها نشان داده‌است که عکس‌های ساده تا چه اندازه دشوار‌تر از عکس‌های پیچیده و مفهومی تولید می‌شوند و به همان میزان تاثیرگذاری فزون‌تری نیز بر مخاطب خواهند گذاشت.

عکس بی هیچ تردیدی در دسته بزرگ عکس‌های مستند اجتماعی قرار می‌گیرد؛ حوزه وسیعی از آثار که در پی تعریف و تفسیر غیر مستقیم جامعه‌‌ی بازتاب یافته در عکس هستند، بی آن‌که جهان‌بینی و ایدئولوژی عکاس را به طور مستقیم بر دوش بکشند یا در پی صدور بیانیه و نظریه باشند.

عکس در سال 1947 و در بوداپست مجارستان ثبت شده‌است؛ نگاه یخ زده‌ی مهاجرین جنگی در قطار صلیب سرخ! نگاه‌هایی ساکن که در بهت پذیرش واقعیت‌اند، در شوک حاصل از پذیرش تلخی مهاجرت.

20091222-weblog-kiarangalaee-bischof

به سختی می‌توان این قاب بسته را که همه اطلاعات در آن، آگاهانه از ما دریغ‌شده به حس مسافران یک قطار نسبت داد. تلخی این عکس آن‌جا است که در نگاه اول  گمان می‌بریم که این‌ها نه انسان، که عروسک‌هایی هستند با چشم‌های دکمه‌ای که مقدر است از پشت ویترین یک مغازه، روزها و روزها به عابرین خیره شوند. کارت‌های آویخته‌شده بر گردن آن‌ها نیز تمام وجوه انسانی موضوع را کم‌رنگ می‌کند، و همین‌طور نگاه خالی از امید و شیشه‌ای که انعکاس‌های روی آن مانع از دست‌یابی مخاطب به موضوع می‌شود، این تلخی را دوچندان می‌کند و پیام عکس را تبیین می‌کند.

عکس حاضر به‌عنوان نخستین عکس موفق و تحسین شده در بازگویی عواقب پس از جنگ جهانی دوم در اروپا مطرح است.

به نظر می‌رسد آن‌چه بیش از هر چیز در این اثر خودنمایی می‌کند فضاسازی است که به کمک عناصر طبیعی موجود در صحنه شکل گرفته‌است. این فضاسازی مدیون عوامل ذیل است:

انعکاس:

بازتاب نور‌های محیط در شیشه قطار کارکردی مفهومی پیدا کرده‌است و به جهان نامعلوم و نا خوشایند مهاجرین اشاره دارد، و از طرف دیگر نیز بخشی از معماری موجود در محیط را نمایان می‌سازد. این ترکیب، دنیای دهشتناک و آشفته‌ای را برای مهاجرین تصویر می‌کند.

زاویه دید:

زاویه low angle دوربین به شخصیت‌های واقعی عکس نیرویی معنوی بخشیده و آن‌ها را صاحب حق و مسلط بر عکاس ( و ما‌ ) نمایش می‌دهد و بر باورپذیری آن‌ها کمک می‌کند.

لحظه انتخاب شاتر:

صحنه در بهترین لحظه ممکن روی نگاتیو ثبت شده است، آمیزه‌ای از بهت و ابهام و فراغ! همه این‌ها به سادگی در این انتخاب استادانه عکاس دیده می‌شوند.

Bischof در طول زندگی‌اش مجموعه نفیسی از عکس‌های مستند را که در ویژگی «سادگی خیره‌کننده» مشترکند به یادگار گذاشته‌است. از جمله می‌توان به عکس «Every day tokio» اشاره کرد که از ورای ترکیبی ساده به مسایل روز ژاپن می‌پردازد؛ زندگی پر شتاب آدم‌هایی که از میان واکسی‌های خیابانی درحال عبورند و ما جز به هم ریختگی و آشفتگی چیز دیگری در عکس نمی‌یابیم.

20091222-weblog-kiarangalaee-bischof1

Every day tokio

Werner Bischof متولد 26 آوریل 1916 در عمر تنها 38 ساله‌اش مجموعه‌ای از بهترین عکس‌های مستند را برای علاقه‌مندان به عکاسی به ارمغان گذاشت. این عکاس سوییسی‌الاصل و فتوژورنالیست شهیر از سال 1939 به عنوان عکاس آزاد در مجله‌های مختلفی به کار مشغول شد که معروف‌ترین آن ماهنامه Du در زوریخ آلمان بود، اما شهرت و محبوبیت عکاس به مجموعه او از آسیب‌های حاصل از جنگ جهانی دوم باز می‌گردد که موجب استخدام او در آژانس عکس Magnum شد.

نام Bischof در کنار بزرگانی چون Robert Capa، David Seymour و Ernst Haas در دهه 40 مطرح است. در سال 1951 به هندوستان رفت و برای مجله Life عکاسی کرد، سپس به ژاپن، کره، مکزیک و پاناما سفر کرد و عکاسی مطبوعاتی خود را گسترش داد.

از وی هفت عنوان کتاب به جای مانده است،  اما Bischof در 16 می 1954 در جاده‌ای کوهستانی و در اثر واژگون شدن اتومبیل، در حالی جان خود را از دست داد که تنها 9 روز به تولد دومین فرزندش باقی مانده‌بود.

تیغ زندگی گاهی به همین تیزی است!

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,