Saturday, 18 July 2015
16 October 2021
پانوراما- بخش نخست

«ساختار اقتصادی- اجتماعی ایران در عصر قاجار»

2012 January 13

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

همان‌گونه که در بخش‌های پیشین به اختصار اشاره شد، ایران پیش از آغاز روند اصلاحات در اوایل قرن نوزدهم میلادی در دوره‌ها و مقاطعی شاهد جلوه‌های غنی فرهنگی و تمدنی بوده و مایه‌هایی از عقلانیت، مدنیت، نظم و ثبات، علم و نو‌‌آوری، قانون‌مندی و سازمان‌دهی عالی و تساهل و مدارا را نشان داده است. برای مثال در دوره‌های هخامنشیان و ساسانیان و صفویه و زندیه، در زمان حکومت «کوروش» و «داریوش» هخامنشی و «انوشیروان» و «اردشیر ساسانی»، « شاه عباس اول صفوی» و «کریم خان زند»، از نظر فکری و در اندیشه ایرانیان جلوه‌هایی از تجدد و مدرنیته وجود داشت.(عباس میلانی، 1378)

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اما این جلوه‌ها به واسطه ماهیت دولت و ساختارهای موجود و غلظت سنت‌گرایی با مایه‌های خرافی، غیر معقول، جزمی و محافظه‌کارانه، نتوانست به نحو پایدار و نهادینه تداوم یابد. بنابر‌این شناخت این عوامل و بسترهای تاریخی و جامعه‌شناختی پیش از آغاز روند مشخص اصلاحات و ورود مظاهر تمدن جدید غربی به ایران ضروری است.

 ماهیت دولت در ایران و ساختار اقتصادی- اجتماعی حاکم توسط نویسندگانی چون «منتسکیو»، «مارکس» و «ماکس وبر» با تعابیری توصیف شده که تفاوت آن از نظام‌های فئودالی در اروپا را می‌رساند. تعابیر و مفاهیمی چون: «شیوه تولید آسیایی»، «استبداد شرقی»، «پاتریمونالیسم» یا پدر سالاری و پدر شاهی‌، که همگی حاکی از جنبه شخصی و خود‌کامه و استبدادی داشتن دولت و جدایی و استقلال آن از گروه‌ها و طبقات اجتماعی و فقدان حقوق و قانون و مالکیت خصوصی و استقلال جامعه از دولت است. به قول «هما کاتوزیان»، دولت ایران «نه فقط قدرت، بلکه قدرت خودکامه را در انحصار داشته است؛ نه قدرت مطلق قانون‌گذاری که قدرت مطلق اعمال بی‌قانون» [1]

 به علاوه، شاه دارای فره ایزدی بود و برتر از سایر افراد و جانشین خدا در روی زمین و برگزیده او، که فقط در برابر خدا مسوول است نه در برابر خلق، و مشروعیت او ناشی از این برگزیدگی، یعنی داشتن فره ایزدی بود. نتیجه این نگرش این بود که شاه منشا و سرچشمه دارایی و مقام و قدرت اجتماعی مردم است و از هر که بخواهد می‌گیرد و به هر که بخواهد می‌دهد و حرف او قانون است. [2]

 برای توضیح شیوه‌ی تولید آسیایی باید بگویم که در جوامع شرقی، به دلیل کمبود آب و نیاز به سیستم آبیاری مصنوعی و حفر قنات برای کشاورزی‌، که از عهده مردم عادی خارج بود، این نقش برعهده حکومت یا قدرت مرکزی بوده است که به استبداد شرقی منجر شد. در این جوامع حکومت، ارباب سیاسی و اقتصادی مردم بوده است. قدرت مرکزی یا شاه یا سلطان، مالک و صاحب تمام اراضی است و دهقان تنها دارنده زمین است که وظیفه دارد مازاد محصول خود را به حکومت پرداخت کند. دولت در جوامع شرقی در سه بخش خلاصه می شده است: جنگ (غارت در داخل و خارج)، امور مالی، امور عامه یا تدارک برای بازتولید. [3]

 در جوامع یاد شده، مالکیت به صورت جمعی و ایلی بوده و فرد به تنهایی هویت ندارد و نمی‌تواند پیوند خود را با ایلی که به آن تعلق دارد بگسلد. هر ایل، یک واحد اقتصادی- اجتماعی خرد است که به دلیل وجود صنایع خانگی و وحدت کشاورزی، مستقل و خودکفاست و می‌تواند در مقابل تاثیرات بیرونی، مقاوم و پایدار بماند. تنها رابطه این واحد یا رابطه اصلی آن با حکومت مرکزی است که نقش یک وحدت یا نیروی برتر فراتر از همه واحدهای کوچک و پراکنده را دارا است. آن‌چه در جوامع شرقی درخور توجه و دارای اهمیت است، مقاومت این جوامع در برابر تاثیرات متلاشی کننده بیرونی است. ظهور و سقوط حکومت‌ها و عوض شدن چهره‌های حاکم برای مردم این جوامع فاقد اهمیت بوده و اقتصاد این جوامع هم‌چنان بدون تغییر می‌ماند. [4]

 —————————————–

1- همایون کاتوزیان، محمد‌علی، اقتصاد سیاسی ایران، تهران، پاپیروس، 1366، ص 39

2- – همایون کاتوزیان، محمد‌علی، استبداد دموکراسی و نهضت ملی‌، تهران، مرکز، 1380،ص 89

3-  ماهرویان، هوشنگ، شیوه تولید آسیایی، فرهنگ توسعه، ش 46، اسفند 1379

4- ماهرویان، پیشین، ادامه

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,