Saturday, 18 July 2015
02 December 2020

«خطر جنگ و رهبران جنبش سبز»

2012 January 15

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

شهریار رستمی

ایران در حال فرو رفتن به کام جنگی ویران‌گر است.

چرا صدایی از رهبران یا شورای هماهنگی جنبش سرکوب شده  و ناکام  سبز بلند نمی‌شود‌؟

خطر جنگ را جدی نمی‌بینند؟

 پیامدهای چنین جنگی را برای ملت ایران قابل توجه نمی‌دانند؟

یا خود را ملزم به آگاهی‌رسانی به مردم و نمایندگی عقیده آن‌ها نمی‌دانند‌؟

دلیل چنین انفعال مخربی چه می‌تواند باشد؟

حقیقت اینست که جمهوری اسلامی با  تمام توان برای پنهان کردن هدف حقیقی ماجراجویی‌های اتمی‌اش از ملت ایران و جامعه جهانی تلاش کرده و در عین حال سعی می‌کند با عوام‌فریبی و بی‌اهمیت جلوه دادن تحریم‌ها و خطر جنگ‌ و تحریک احساسات ملی‌گرایانه مردم‌ با علم کردن سیاست خارجی دوگانه ایالات متحده‌، بخشی از جامعه ایران را به حمایت از سیاست‌های اتمی خود وادارد‌.

 این در حالیست که عظمت‌طلبی‌های علی خامنه‌ای و برتری جویی‌های  اسراییل در منطقه که مورد حمایت ایالات متحده و کشورهای غربی نیز می‌باشد، دست به دست هم داده و گام به گام در حال کشاندن ایران به جنگی ویرانگرند ‌که هیچ  بعید نیست به تجزیه‌ی کشور منتهی شود‌.

آیا وجود چنین خطرات‌ بزرگ و هراس‌انگیزی کافی نمی‌باشد تا رهبران یا ‌شورای هماهنگی پنهانی جنبش سبز را به آگاهی رسانی رسمی به ملت ایران در باب «همه» ی واقعیت‌ و خطراتی که مردم و کشور ایران را تهدید می‌کند و نتیجه‌ی ویران‌گر جنگ احتمالی واداشته و به این ترتیب در جهت جهل و انفعال زدایی از جامعه ایران تلاشی کنند‌؟

بر خی از دوستان که اساسن سخن گفتن با ملت ایران و دولت جمهوری اسلامی را فراموش کرده و بی‌توجه به واقعیت مشغول انتشار بیانیه‌های‌ بی‌اثر و ثمر برای جلوگیری از حمله‌ی آمریکا به ایران  هستند، بدون در نظر گرفتن این حقیقت‌ که این ترکیبی از‌ منافع ملی و منافع سیاست‌مداران ایالات متحده و کشورهای غربی‌ است که سیاست خارجی آن‌ها را تعیین می‌کند‌، نه بیانیه‌های ناپیدای ما‌.

اگر هم هدف از این بیانیه‌ها اثر گذاشتن بر افکار عمومی ‌این کشور‌ها و از این راه اثر‌گذاری بر سیاست خارجی این دولت‌ها‌ی دموکراتیک است، فکر می‌کنم بهتر است یقین داشته باشیم بیانیه‌های افرادی ناشناس که در افکار عمومی جهان دارای هیچ‌ پای‌گاه قابل توجه و اثر‌گذاری نیستند‌، در مقابل دست‌گاه عظیم تبلیغاتی این کشورها که با تمام توان در حال «عادلانه» و «ضروری» جلوه دادن این جنگ می‌باشند‌، دارای اثری در حد «بی‌اثری» است.

متاسفانه در این اثنا اصلاح‌طلبان هم که از همان ابتدای شکل‌گیری جنبش سبز خواهان محدود ساختن آن به چهارچوب همین نظام‌، حتا به قیمت فروکش کردن و خاموشی آن بودند و از جنبش سبز و اصلاحات چیزی جز چرخش قدرت در درون همین ساختار و انتقال قدرت از اصول‌گرایان به خط امامی‌های سابق را آرزو نمی‌کردند، با تکرار مداوم این ادعا که در صورت حمله‌ی آمریکا همه در کنار نظام خواهیم بود، به نوعی مشغول  قوت قلب دادن به سلطان جهت پیگیری سیاست‌های جنگ افروزانه‌اش به عنوان روشی برای جلب حمایت داخلی و رفع خطر خارجی از راه دست‌یابی به تسلیحات اتمی بوده و به این ترتیب از مردم می‌خواهند که 30 سال جنایت و تجاوز و تباه‌کاری این رژیم را نادیده گرفته و دیوانه‌وار خود را فدای عظمت‌طلبی‌های «سلطان» کرده و با دست خود برای کره شمالی شدن ایران تلاش کنند‌.

چنان که من می‌فهمم به عنوان آخرین تلاش برای جلوگیری از «عراق» یا «کره شمالی» شدن ایران بهتر است با نقد هم زمان عظمت‌طلبی اتمی جمهوری اسلامی و سیاست‌های دوگا‌نه‌ی ایالات متحده و کشور‌های غربی، سعی کنیم با روشن کردن افکار عمومی ملت ایران در باب خطراتی که آن‌ها را تهدید می‌کند‌، مردم را به عنوان نیرویی سوم وارد‌ این بازی اتمی کرده و به این ترتیب تلاش نماییم ‌سرنوشت ملت و کشور ایران را از دستان نتانیاهو و علی خامنه‌ای خارج کنیم‌.

این تلاش برای «وارد بازی کردن ملت ایران» در جهت اثرگذاری بر سرنوشت خویش ‌در چنین هنگامه‌ی سرنوشت‌سازی، می‌تواند به شکل درخواست رسمی و تلاشی عملی  برای راه‌اندازی یک «راه‌پیمایی سراسری ضد جنگ» باشد‌.

مخالفت احتمالی جمهوری اسلامی با چنین پیشنهادی ما را مجبور خواهد کرد که برای اجرای آن به نافرمانی مدنی متوسل شویم‌.

اما حتا اگر موفق به ایجاد حرکتی قانونی و عملی در این راستا نشویم‌، همین مخالفت جمهوری اسلامی با یک «راه‌پیمایی سراسری‌ ضد جنگ» ‌بیش از پیش ماهیت جمهوری اسلامی را مشخص کرده و ثابت می‌کند ‌که این حکومت‌ به دنبال منافع ملی نبوده و سردمداران آن برای دست‌یابی به اهداف پلید خود حاضرند کشور را به ورطه‌ی جنگی هولناک کشانده و در عین حال  برای ممانعت  ازعیان شدن اراده ملت ایران و بلند شدن صدایشان مانع تلاش آن‌ها برای جلوگیری از تهاجم خارجی به کشورشان شوند.

نمی‌دانم در چنان شرایطی اصلاح‌طلبانی که از مردم انتظار دارند یک بار دیگر هم‌چون گذشته، خود را  فدای جنگ‌افروزی‌های الیگارشی روحانی حاکم بر ایران کنند، باز هم به خود این اجازه را خواهند داد که از لزوم فراموش کردن اختلافات داخلی و قرار گرفتن در کنار حکومتی دم بزنند که حاضر نیست صدای ملت ایران را ‌بشنود، حتا هنگامی که قرار است این صدا برای دفاع ازوطنشان در مقابل دشمنان خارجی و برای جلوگیری از تجاوز آن‌ها به کشورشان بلند شود.

فکر می‌کنم شکست چنین تلاشی به این معنی باشد که ‌تنها راه پیش رو این است که در خانه نشسته و دست روی دست بگذاریم و منتظر رقم خوردن سرنوشتمان توسط نیروهایی خارج از اراده مان باشیم‌.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,