Saturday, 18 July 2015
26 November 2020
هفت‌سنگ- قسمت اول

«بازی بی‌قاعده»

2012 January 15

رضا حاجی‌حسینی/ رادیو کوچه

من قصد دارم در رادیو کوچه با شما بازی کنم. شاید هم شما را به بازی بگیرم. البته چون در این زمینه خیلی با‌استعداد نیستم، احتمال می‌دهم که خیلی زود، شما من را به بازی بگیرید. نگویید نمی‌شود که نمونه زیاد دارد این‌طور جابه‌جایی‌ها. در قدرت، سیاست،‌ اقتصاد، فرهنگ،‌ ورزش، …. تایید موسیقایی‌اش هم همین ترانه «بازی عوض شده» از «علی‌رضا عصار» که حتمن شنیدید: «…بازی عوض شده و همان هم‌قطارها/ از داخل قطار به ما سنگ می‌زنند…»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به بازی گرفتن هم‌دیگر اما در کل کار زیاد خوبی نیست و کاش می‌شد جهانی داشت که در آن کسی، دیگری را به بازی نگیرد. حالا و در همین لحظه، با این جمله‌ی آخر، یاد ترانه‌ای افتادم از «سوزان روشن» که از به بازی گرفتن سرنوشت می‌خواند. داشتم فکر می‌کردم که این ترانه چه ربطی دارد به موضوع و چه‌طور می‌شود یک جور ناجوری وصلش کرد به قضیه، که دیدم اتفاقن اصل جنس است و از اساس درباره‌ی بازی است: «یه آسه، یه شاهه، یه سرباز/ قماربازه قماربازه قمارباز/ ده و ده، نه و نه، یه هشتو/ گرفتن به بازی سرنوشتو….»

گفتم که می‌خواهم با شما بازی کنم. دیدید چه بازی جالبی شد؟ تا این‌جا که شد قمار‌بازی و ترانه‌بازی و خاطره‌بازی. این‌که ترانه و خاطره هم هر دو دختر هستند، هیچ ربطی به من ندارد. اصلن چه معنا دارد آدم ‌(در این‌جا یعنی همان پسر)، با دخترها بازی کند؟ حالا که شما جنبه‌تان را این‌‌طوری نشان دادید، من هم فقط درباره‌ی بازی با شما صحبت می‌کنم. تازه درباره خیلی از بازی‌ها از جمله خاله‌بازی و دکتر‌بازی و … حتا همان صحبت را هم نمی‌کنم. گرچه شاید هم در ادامه و در روزهای آینده نظرم عوض شد. باید دید چه پیش می‌آید و بازی، به کجا می‌کشد….

اما من از بازی با شما خواهم گفت تا شاید شما را به عالم کودکی یا نوجوانی ببرم و خاطره‌‌های تلخ و شیرینی را برای‌تان زنده کنم. خاطره‌هایی مثل همین که برخی بزرگ‌ترها، دخترها و پسرها را در سال‌های کودکی دعوا می‌کنند تا با هم بازی نکنند. این دعوا و جداسازی جنسیتی در سال‌های اخیر شدیدتر هم شده و‌ کار را به جایی رسانده که عده‌ای، طرح تفکیک جنسیتی مهدکودک‌ها را مطرح کرده‌اند. اتفاقی که، بسته به حساسیت‌های شخصیتی یک کودک، ممکن است تاثیر عمیقی بر ناخودآگاه او بگذارد.

کوچه می‌‌تواند یادآور «بازی» باشد و «هفت‌سنگ»، برنامه‌ای است که از «بازی» با شما خواهد گفت و تلاش خواهد کرد تا از این ره‌گذر، نگاهی به وضعیت سرزمین‌مان، ایران، داشته باشد. … هفت‌سنگ، وسطی، قایم‌موشک، زوو…. یاد روزهای کودکی به خیر

معصومه ابتکار، عضو شورای شهر تهران در همین رابطه در وبلاگ خود نوشته: «آن‌هایی که بر تفکیک جنسیتی پافشاری دارند، البته با نگاهی خیرخواهانه و با تمسک به فرهنگ دینی آن را دنبال می‌کنند، اما این‌که این روش در دوران کنونی راه‌حلی منطقی و دارای آثار مثبت فرهنگی و اخلاقی است، جای سوال فراوان دارد. بی‌شک کسی نمی‌تواند اثبات کند که مثلن آسیب‌های فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی در مدارس دخترانه و پسرانه که سال‌هاست تفکیک شده، کاهش یافته یا این‌که متاثر از مسایل خانوادگی، اجتماعی و حتا سیاسی، طی این سال‌ها افزون شده است. کارشناسان علوم رفتاری و تربیتی هشدارهای فراوانی طی سال‌های اخیر داده‌اند ولی هرگز گوش شنوایی در بخش‌های فرهنگی مشاهده نشد.»

برگردیم سر بازی خودمان. می‌بینید که یک بازی ساده چقدر داستان دارد؟ حالا جدای از این همه داستان، اصلن خود بازی یعنی چه؟ به عبارت کتابی‌‌تر، بازی چیست و چه بازی‌هایی می‌توان با آن کرد؟ حتمن مستحضر هستید که در لغت‌نامه دهخدا درباره‌ی بازی آمده است: «هر کار که مایه‌ی سرگرمی باشد»، بازی است. «رفتار کودکانه و غیر جدی برای سرگرمی» و «کار تفریحی» هم بازی دانسته شده. جالب این‌که از گذشته تا امروز، شعرهای زیادی هم با بازی سروده شده. به‌عنوان مثال «فردوسی» در «شاهنامه»، چنین با بازی، بازی کرده:

«سر شهریاران به رزم اندر است / تو را دل به بازی و بزم اندر است»

حالا شما پیدا کنید شهریار را.

یا مثلن «سعدی» در «بوستان» خود گفته:

«بسا اهل دولت به بازی نشست/ که دولت به بازی برفتش ز دست»

که نتیجه می‌گیریم دولت‌ها از قدیم مشغول بازی بوده‌اند و به بازی گرفتن مردم، فقط کار این دولت آخر نبوده. دوباره بی‌دلیل یاد «سوزان روشن» افتادم که می‌خواند: «گرفتن به بازی سرنوشتو…»

آن‌چه خواندید، اولین بخش «هفت‌سنگ» بود از رادیو کوچه که قصد دارد با شما بازی کند و از بازی بگوید. تا «هفت‌سنگ» بعدی یادتان باشد که شما در بازی‌ها، آموزه‌های غلط کودکی خودتان را دوباره بازتولید نکنید. مثلن چه در بازی و چه بیرون از بازی، به بچه‌ها «نگویید» که پسر گریه نمی‌کند، دختر با ماشین بازی نمی‌کند. پسر با عروسک بازی نمی‌کند. دختر تعمیرکار ماشین نمی‌شود. مردها احساسات خودشان را آشکار نمی‌کنند. زن‌ها پارک کردن بلد نیستند و …. بدانید و آگاه باشید که دخترها و پسرها باید با هم بازی کنند. حرف آخر هم این که «حسین پناهی» درباره بازی‌ می‌گوید:

تازه حکمت بازی‌های کودکی‌ام را می‌فهمم…

زووووووو…

تمرین این روزهای نفس‌گیر بود…

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,