شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
16 September 2016
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند- قسمت 59

«برنده تنها ماند»

۱۳۹۰ دی ۲۶

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

از درگیری‌ها و تبانی‌های قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری اول گفتیم، اتفاقاتی که در ‌‌نهایت منجر به پیروزی «ابوالحسن بنی‌صدر» به عنوان اولین رییس جمهوری اسلامی با کسب 76درصد آرا شد. نفر دوم این انتخابات «احمد مدنی» و نفر سوم «حسن حبیبی» بود. به این ترتیب، با توجه به تمامی آن رقابت‌های پشت پرده این انتخابات تاثیری بسیار عمیق‌تر از آن که در آن موقعیت پیش‌بینی می‌شد، در تاریخ جمهوری اسلامی گذاشت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

انتخابات بهمن 58 نه تنها به کاهش تنش، درگیری و تقابل در ساختار قدرت منجر نشد، بلکه به آتش اختلاف‌های جناحی در درون ساختار قدرت افزود. از طرف دیگر نحوه کنار گذاشتن و گزینش نیروهای خارج از حاکمیت از روند انتخابات به رادیکال‌تر شدن مجاهدین انجامید که این خود یکی از عوامل درگیری‌های خونین در تابستان 60 بود. آیت‌اله‌ خمینی در اول بهمن 58 در قم سکته کرده بود و او را در روز دوم بهمن برای معالجه به بیمارستان قلب تهران منتقل کردند. خمینی پس از معالجه در بیمارستان قلب دیگر به قم بازنگشت و در جماران، اقامت گزید. اقامت در جماران زمینه‌ای شد که آیت‌اله خمینی بعد از آن خیلی بیش‌تر در امور اجرایی کشور درگیر و دخیل شود.

مراسم تنفیذ و انتصاب برای اولین دوره رییس‌ جمهوری در غروب روز 15 بهمن 58 «ده روز بعد از انتخابات» در محل بیمارستان قلب تهران صورت گرفت. آیت‌اله خمینی در حکم تنفیذ و انتصاب ابوالحسن بنی‌صدر نوشت: «بر اساس آن که ملت شریف ایران با اکثریت قاطع جناب آقای دکتر سیدابوالحسن بنی‌صدر را به ریاست جمهوری کشور جمهوری اسلامی ایران برگزیده‌اند، برحسب آن که مشروعیت آن باید به نصب فقیه جامع‌الشرایط باشد، این‌جانب به موجب این حکم رای ملت را تنفیذ و ایشان را به این سمت منصوب نمودم. لکن تنفیذ و نصب این‌جانب و رای ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه اسلام و تبعیت از قانون اساسی اسلامی ایران.»

آیت‌اله خمینی در روز 30 بهمن 58 دو هفته بعد از روز مراسم تنفیذ، بنی‌صدر را از طرف خود به فرمان‌دهی کل نیروهای مسلح «ارتش و سپاه» منصوب کرد

از سویی با وجود این‌که آقای بنی‌صدر در انتخابات ریاست‌‌جمهوری بازی قدرت را از آیت‌اله بهشتی برده بود، ولی آیت‌اله بهشتی در داخل شورای انقلاب هنوز رهبری اکثریت را در دست داشت و رییس ‌جمهوری برنده تنها مانده بود. به این ترتیب رقابت بر سر قدرت بین آیت‌اله بهشتی و ابوالحسن بنی‌صدر از نیمه دوم بهمن 58 در داخل شورای انقلاب ادامه پیدا کرد. این درگیری‌ها در خفا و به دور از چشم مردم، به صورت مخفی در درون ساختار قدرت صورت می‌گرفت. در هر صورت درگیری پنهان در ساختار قدرت از جانب هر دو طرف ادامه یافت و هر طرف در پی بی‌آبرو کردن طرف دیگر بود. در این دوران 12 نفر اعضای شورای انقلاب را تشکیل می‌دادند. آقایان مهدی بازرگان، محمدجواد باهنر، ابوالحسن بنی‌صدر، حسین بهشتی، حسن حبیبی، علی خامنه‌ای، عزت‌اله سحابی، علی شیبانی، صادق قطب‌زاده، علی‌اکبر معین‌فر، عبدالکریم موسوی اردبیلی و علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی. بررسی فهرست اعضای شورای انقلاب نشان می‌دهد که در این دوران شورای انقلاب ترکیبی از چند گروه بود. گروه اول شامل افرادی بود که عضو رسمی حزب جمهوری اسلامی بودند یا به آن تمایل داشتند. گروه دوم افرادی بودند که عضو رسمی نهضت آزادی بودند یا به آن تمایل داشتند. گروه سوم شامل افرادی می‌شد که دو گروه دیگر آن‌ها را به درون خود نپذیرفته بودند، و یا به هیچ یک از دو گروه سیاسی اتصال درازمدت نداشتند و جهت رای خود را با توجه به شرایط موجود عوض می‌کردند. بنی‌صدر، قطب‌زاده و گاهی شیبانی و حبیبی به این گروه سوم متعلق بودند.

با بررسی فهرست بالا دیده می‌شود که افراد عضو حزب جمهوری یا متمایل به آن، به طور معمول، اکثریت رای شورای انقلاب را در اختیار داشتند. با بررسی دقیق‌تر این فهرست دیده می‌شود که در این دوران ابوالحسن بنی‌صدر در اقلیت بوده است. در بهمن 58، با توجه به تسلط حزب جمهوری بر شورای انقلاب، امکان اجرایی برای تشکیل کابینه بسیار محدود بود، و به این دلیل او از معرفی نخست‌وزیر، هیت وزیران و تشکیل کابینه خودداری کرد و برای بهره‌برداری اجرایی از منصب رییس ‌جمهوری باید تا زمان تشکیل اولین دوره مجلس صبر می‌‌کرد، زیرا اعضای کابینه نیازمند تایید شورای انقلاب بودند، ولی کنترل شورای انقلاب در اختیار حزب جمهوری اسلامی بود. با توجه به رقابت شدید در درون ساختار قدرت امکان توافق سیاسی بین این دو جناح وجود نداشت. به این ترتیب بنی‌صدر، در انتظار تشکیل مجلس اول، سیاست صبر و انتظار در پیش گرفت. او امید داشت که در پی تشکیل مجلس وضعیت جناحش در ساختار قدرت بهبود پیدا کند. شورای انقلاب که در مرحله قبلی دولت را در داخل خود جذب کرده بود تا تشکیل مجلس اول هم‌چنان ساختار قدرت را در سلطه داشت. این وضعیت تا آخر تیر 59 دوام یافت، به این ترتیب برای مدت بیش‌تر از شش‌ماه وضعیت رییس‌ جمهوری بدون کابینه ادامه داشت. این هم بخشی از موازنه بود. حتا در این مرحله هم که یک سال از تشکیل حکومت جدید گذشته بود جلسه‌های شورای انقلاب هم‌چنان به صورت مخفی برقرار می‌شد. شورای انقلاب بعد از فوت آیت‌اله طالقانی در شهریور 58 به طور رسمی رییسی نداشت، ولی آیت‌اله بهشتی بعد از فوت آیت‌اله طالقانی اداره شورای انقلاب را در عمل در اختیار داشت، بدون آن‌که به طور رسمی رییس شورا باشد.

شورای انقلاب در نیمه بهمن 58 تصویب کرد که عنوان سازمانی ابوالحسن بنی‌صدر به «رییس شورای انقلاب» تغییر یابد. مذاکرات قبل از این تصمیم هم مثل بقیه مذاکرات شورای انقلاب در خفا صورت گرفته است. خبر «بنی‌صدر رییس شورای انقلاب شد» برای اولین بار در روزنامه کیهان روز سه‌شنبه 16 بهمن 58 چاپ شده است. متن کامل خبر این‌چنین بود: «علاوه بر مقام ریاست جمهوری، بنی‌صدر رییس شورای انقلاب شد. دکتر ابوالحسن بنی‌صدر نخستین رییس ‌جمهوری اسلامی ایران به تصویب شورای انقلاب رییس این شورا شد. ظهر امروز در تماس خبرنگار کیهان با منزل دکتر بنی‌صدر یکی از نزدیکان وی این مطلب را تایید کرد و گفت در جلسه دو شب قبل شورای انقلاب موضوع اداره کشور تا تشکیل مجلس مطرح شد و تصمیم گرفته شد که برای هماهنگی بیش‌تر امور کشور ریاست شورای انقلاب نیز به آقای بنی‌صدر واگذار شود.» البته با توجه به رقابت قدرت بین بهشتی و بنی‌صدر علت آن‌که چرا در این مقطع زمانی خاص، اعضای وابسته به حزب جمهوری، در شورای انقلاب که اکثریت شورا را در اختیار داشتند، به رییسی بنی‌صدر بر شورای انقلاب رضایت دادند می‌تواند تنها به علت خواست آقای خمینی باشد.

اما به دست آوردن عنوان ریاست شورای انقلاب، با وجود تمامی این تمهیدات، در عمل تغییری در موقعیت بنی‌صدر در رقابت درون ساختار قدرت به وجود نیاورد، او در داخل شورای انقلاب هم‌چنان در اقلیت رای قرار داشت و آیت‌اله بهشتی، با توجه به ترکیب اعضای شورای انقلاب در این دوران، هم‌چنان رهبر جناح اکثریت در این شورا بود و از این موقعیت در جهت اهداف حزب جمهوری استفاده می‌کرد.

آیت‌اله خمینی در روز 30 بهمن 58 دو هفته بعد از روز مراسم تنفیذ، بنی‌صدر را از طرف خود به فرمان‌دهی کل نیروهای مسلح «ارتش و سپاه» منصوب کرد. اقدامی که دیگر هرگز تکرار نشد. بعد از آن تاریخ نه آیت‌اله خمینی و نه آیت‌اله خامنه‌ای اختیارهای رهبری در فرمان‌دهی کل قوا را هیچ‌گاه به رییس‌ جمهوری وقت منتقل نکرده‌اند. در این دوران آیت‌اله خمینی در راس ساختار قدرت و با فاصله زیاد از جناح‌های درگیر قرار داشت. آیت‌اله خمینی در جهت موازنه تقابلی در ساختار قدرت در اسفند 58 طبق حکمی آیت‌اله بهشتی را به ریاست دیوان عالی کشور منصوب کرد.

اگرچه در همان زمان افرادی آشنا به رویه‌های قضایی انتصاب رهبر یک حزب سیاسی را به چنین مقام مهم قضایی را، موافق با رویه‌های معمول این قوه ندانستند. به این ترتیب از اول اسفند سال 58 مرحله اول ستیز برای قدرت، به سود بنی‌صدر به پایان رسید و مرحله دوم زورآزمایی بر پایه موازنه تقابلی میان او و آیت‌اله بهشتی آغاز شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,