شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
06 September 2016
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند- قسمت 64

«بی‌خط بودن و آسایش‌طلبی را می‌پسندید»

۱۳۹۰ بهمن ۰۱

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

به روایت اسناد تاریخی مشهود، آیت‌اله خمینی حداقل تا بهمن سال 59 از آقای بنی‌صدر حمایتی همه جانبه داشته است. حمایتی که موجب حسادت واضح در گروه رقیب‌شده و حتا گاهی آن‌ها را مجبور به واکنش‌های تندی می‌کرد. یکی از این اسناد نامه اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس جمهوری اسلامی و از اعضای با نفوذ حزب جمهوری در روز 25 بهمن 59 است. نامه‌ای که به تندی از آقای بنی‌صدر شکایت و گله می‌شود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

متن نامه هاشمی رفسنجانی به شرح زیر بود:

بسم‌اله‌الرحمن‌الرحیم

امام و رهبر و مرجع تقلید عزیز و معظم

به نظر می‌رسد در ملاقات‌های معمولی، به خاطر کارهای زیاد و خستگی جناب‌عالی، فرصت کافی برای طرح و بحث مطالبی اساسی که داریم به دست نمی‌آید، ناچار چیزهایی که تذکرش را وظیفه تشخیص می‌دهم تحت عنوان «النصیحه لائمه المومنین» در این نامه بنویسم، خواهش می‌کنم توجه فرمایید و در ملاقات بعدی جواب لطف کنید:

1.یک سال پیش، پس از انتخابات ریاست‌جمهوری نامه‌ای به خدمت‌تان نوشتیم که نسخه‌ای از آن ضمیمه این نامه است. شما در بیمارستان قلب بستری بودید و ملاحظه حال شما مانع تقدیم نامه گردید، خواهش دارم، اول آن نامه را ملاحظه نمایید و سپس این یکی را.

2. احساس می‌کنم که روابط و ملاقات‌های ما با جناب‌عالی، صورت تشریفاتی به خود می‌گیرد و محدودیت‌هایی در طرح و بحث مطالب‌– من جمله خوف از این‌که جناب‌عالی موضع‌گیری سیاسی و رقابت تلقی کنید- به وجود آمده و من خائف‌ام که این حالت خسارت‌بار باشد.

3. تبلیغات متمرکز مخالفان‌– که از مقام رسمی و تریبون‌های رسمی در رل مخالف و اقلیت سخن می‌گویند- و نصایح کلی و عام جناب‌عالی و سکوت و ملاحظات ما که علل موضع‌گیری‌ها را روشن نکرده‌ایم، وضعی به وجود آورده که خیلی‌ها خیال می‌کنند ما و طرف ما بر سر قدرت اختلاف داریم و دو طرف را متساوین مقصر یا قاصر یا… می‌دانند. ما برای حفظ آرامش نمی‌توانیم مطالب واقعی خودمان را بگوییم و جناب‌عالی هم صلاح ندانسته‌اید که مردم را از ابهام و تحیر درآورید.

خود شما می‌دانید که موضع نسبتن سخت مکتبی امروز ما، دنباله نظرات قاطع شما از اول انقلاب تا به امروز است، بعد از پیروزی معمولن ما مسامحه‌هایی در این‌گونه موارد داشتیم و جناب‌عالی مخالف بودید، اما نظرات شما را با تعدیل‌هایی اجرا می‌کردیم، شما اجازه ورود افراد تارک‌الصلات یا متظاهر به فسق را در کارهای مهم نمی‌دادید، شما روزنامه آیندگان و… را تحریم می‌کردید، شما از حضور زنان بی‌حجاب در ادارات مانع بودید، شما از وجود موسیقی و زن بی‌حجاب در رادیو تلویزیون جلوگیری می‌کردید؟ همین‌ها موارد اختلاف ما با آن‌ها است. آیا رواست که به خاطر اجرای نظرات جناب‌عالی ما درگیر باشیم و متهم و جناب‌عالی در مقابل این‌ها موضع بی‌طرف بگیرید؟ آیا بی‌خط بودن و آسایش‌طلبی را می‌پسندید؟ البته اگر مصلحت می‌دانید که مقام رهبری در همین موضع باشد و سربازان خیر و شر جریانات را تحمل کنند، ما از جان و دل حاضر به پذیرش این مصلحت هستیم، ولی لااقل به خود ما بگویید. آیا رواست که همه گروه دوستان ما به اضافه اکثریت مدرسین و فضلای قم و ایمه جمعه و جماعات و… در یک طرف اختلاف و شخص آقای بنی‌صدر در یک طرف و جناب‌عالی موضع ناصح بی‌طرف داشته باشید؟ مردم چه فکر خواهند کرد؟ و بعدن تاریخ چگونه قضاوت می‌کند؟

4. ما جایز نمی‌دانیم که میدان را برای حریف خالی بگذاریم و مثل بعضی از هم‌راهان سابق، قیافه بی‌طرف بگیریم و به اصطلاح جنت مکان و بی‌آزار و زاهد جلوه کنیم، به خاطر حفاظت از خط اسلامی انقلاب در صحنه می‌مانیم و از مشکلات، مخالفت‌ها و تهمت‌ها نمی‌هراسیم و به صلاحیت رهبری جناب‌عالی ایمان داریم، ولی تحمل ابهام در نظر رهبر برای‌مان مشکل است. مگر این‌که بفرمایید، همین ابهام صلاح است. احتمال این‌که این ابهام در رابطه با خطوط سیاسی و فکری جاری و خطی که در ارتش تعقیب می‌شود، آثار نامطلوبی در تاریخ انقلاب‌مان بگذارد، وادارم کرد به عنوان وظیفه روی این مطالب، صراحت و تاکید داشته باشم و امیدوارم مثل همیشه این جسارت را ببخشید.

5. قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری، به شما عرض کردیم که بینش آقای بنی‌صدر مخالف بینش اسلام فقاهتی است که ما برای اجرای آن تلاش می‌کنیم و اکنون هم بر همان نظر هستیم و شما فرمودید ریاست جمهوری مقام سیاسی است و کاری دست‌اش نیست،  امروز ملاحظه می‌فرمایید که چگونه در کار کابینه و… می‌تواند کارشکنی کند و چگونه با استفاده از مقام، مجلس و دولت و نهادهای انقلابی را تضعیف می‌کنند و ما فقط می‌توانیم دفاع کنیم، چون تضعیف متقابل را با گفتن نواقص رییس‌جمهور صلاح نمی‌دانیم و همان دفاع هم مشاجره تلقی می‌شود و به حق مورد مخالفت جناب‌عالی قرار می‌گیرد و آتش‌بس می‌دهید و خودتان هم دفاع لازم را نمی‌فرمایید که: اختلاف دو بینش است که یک طرف مصداق اسلام‌اش غضنفرپور و سلامتیان و سعید سنجابی و طرف دیگر رجایی و گنابادی و منافی و موسوی و… می‌باشند.

6. در خصوص جنگ و فرماندهی ارتش، مطالب و احتمالات زیادی داریم. فرماندهی به خاطر ناهماهنگی و وحشت از نیروهای خالص اسلامی، مایل است نیروهای غیر اسلامی را در ارتش حاکم کند – که منافع مشترک پیدا کرده‌اند- و نیروهای خالص دینی را یا منزوی و یا منفصل نماید. خلبان شیرودی که سمبل ایمان و شجاعت و تلاش است، در پادگان ابوذر به من می‌گفت که امروز ایمان می‌جنگد نه تخصص و می‌خواهند دست مومنان را کوتاه کنند، ایشان هم‌راه و هم‌رزم خلبان شهید کشوری و خلبان شهید آشوری است. وحشت داشت و به من گفت پیام‌اش را به شما بگویم و ضبط هم شده، احتمال این‌که مدیران جنگ به علل سیاسی طالب طولانی شدن جنگ باشند، وجود دارد و این احتمال تکلیف‌آور است، احتمالن آقای بنی‌صدر به منظور تضعیف دولت و شاید‌– بعضی‌ها هم باشند‌- برای اجرای منویات آمریکا و… مخصوصن کمبود مهمات و اسلحه قابل توجه است. در این مورد لازم است جناب‌عالی سریعن فکری بفرمایید و بهتر است در یک جلسه طولانی و محرمانه با دوستان مورد اعتماد ارتشی نظیر صیاد شیرازی، نامجو، سلیمی، شیرودی و… با حضور ماها در خدمت‌تان بحث و تصمیم‌گیری شود.

7. ما «حزب جمهوری اسلامی» را با مشورت با شخص جناب‌عالی و گرفتن قول مساعدت و تایید غیر مستقیم – من شخصن در مدرسه علوی با شما در این‌باره مذاکره کردم – تاسیس کردیم و با توجه به این‌که قانون اساسی، تعداد احزاب را پذیرفته فکر می‌کنیم یک حزب اسلامی قوی برای تداوم انقلاب و حکومت اسلامی ضرورت دارد و جناب‌عالی هم روزهای اول در تهران و قم مکررن تایید فرمودید – ممکن است فعلن فراموش کرده باشید – و اکنون اعتبار حزب از نفوذ شما تغذیه می‌شود – غیر مستقیم- ولی رنگ حمایت از روزهای اول کم‌تر شده. میل داریم لااقل در جلسات خصوصی نظر صریحی بفرمایید. اگر مایلید ما حزب را کنار بگذاریم، ما را قانع کنید و اگر لازم می‌دانید که حزب بماند باید جور دیگری عمل بشود و اگر همین‌گونه که عمل می‌فرمایید، مصلحت است ما را قانع کنید تا ما هم دوستان حزبی را قانع کنیم.

8. این‌جانب که جناب‌عالی را مثل جان‌ام دوست دارم و روی زمین کسی را صالح‌تر از شما سراغ ندارم، گاهی به ذهن‌ام خطور می‌کند که تبلیغات و ادعاهای دیگران شما را تحت تاثیر قرار داده و قاطعیت و صراحت لازم را – که از ویژگی‌های شما در هدایت انقلاب بوده- در موارد فوق‌الذکر ضعیف‌تر از گذشته نشان می‌دهید، بسیاری از مردم هم متحیراند که چرا امام قاطع و صریح در این مسایل سرنوشت‌ساز صراحت ندارد. خدای نخواسته اگر روزی شما نباشید و این تحیر بماند، چه خواهد شد؟ واقعن و حقن ما انتظار داریم در مقام رهبری و مرجع تقلید اگر تعدیلی در شیوه حرکت ما لازم می‌دانید صراحتن امر بفرمایید که مطیع-ایم، ما انتظار نداریم که نصایح ذووجوهی از رسانه‌های جمعی بشنویم، احضار کنید و امر بفرمایید.

9. آخرین مطلب‌– که در ترتیب مطالب جای‌اش اینجای نامه نیست- این‌که ما پس از پیروزی آقای بنی‌صدر برای این‌که ایشان خیال‌اش از جانب ما راحت باشد، ایشان را به ریاست شورای انقلاب برگزیدیم و به جناب‌عالی پیش‌نهاد نیابت فرماندهی کل قوای ایشان را دادیم که سریعن تصمیم بگیرند و کار کنند، اما ایشان به این‌ها هم قانع نشد و مرتبن کمبودها را متوجه ما می‌کرد و می‌گفت «من می‌خواهم کار کنم ولی نمی‌گذارند»، در مرکز قدرت بود و دیگران را مقصر معرفی می‌کرد و امروز هم می‌بینید نقش اقلیت مخالف را «بازی می کند». پس چه باید کرد؟

با سپاس و معذرت

اکبر هاشمی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,