Saturday, 18 July 2015
26 September 2020

«ریزش‌های گریزناپذیر»

2012 January 21

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

سجاد نیک‌آیین

رد صلاحیت اولیه کسانی چون علی مطهری و علیرضا زاکانی درکنار نامه‌های کسانی چون سردار علایی و همسران باکری وهمت، پدیده جدیدی نیست که نتوان آن‌را در سیاق پیشینه نظام انقلابی حاکم برایران تجزیه و تحلیل نمود. ساختار سیاسی نظام ولایت مطلقه فقیه، دردوران زمام‌داری علی خامنه‌ای همواره برپایه دوگانه حذف و رویش استوار بوده است. حذف نیروهای مخالف و رویش مخالفان جدید ازدل موافقان!

البته نگارنده این سطور و برخلاف تلقی اولیه از نظریه ارایه شده، به‌هیچ وجه بر این باور نیست که این رویه، نقشه‌ای ازپیش طراحی شده برای مدیریت افکار عمومی درچهارچوب نظام وبه عبارت ساده‌تر، براساس «توطئه‌ای ازپیش طراحی شده»، بوده است، بلکه این نظریه توصیف کننده نتایجی است که شیوه زمام‌داری علی خامنه‌ای دیر یا زود باید بدان نقطه می‌رسید.

تمامیت‌خواهی روزافزون آقای خامنه‌ای ازآغاز رهبری وبه عبارت صحیح‌تر از آغاز فعالیت سیاسی، او و نظام ولایت مطلقه فقیه را درراهی جزاین قرار نمی‌داد وحال و روزی غیر از این نیز برای سیاست کشور قابل تصور نبود. اصرار آقای خامنه‌ای به حذف کامل یک جریان منتقد، ولو محدود و خجالتی، در نهایت به رادیکال شدن مخالفان وپیاده شدن آنان از «کشتی نظام» انجامید.

برای تمامیت‌خواهی چون رهبر این پایان ماجرا نیست. آقای خامنه‌ای پس از حذف رقیبان توان‌مندی هم‌چون اصلاح‌طلبان، پای در رکاب حذف هرشخص و جریان مستقل خارج از دایره ولایتی خویش نهاد. برای بسط قدرت خود و گسترش نفوذ خود با صدور احکام حکومتی رنگارنگ و فشارهای پیدا و پنهان بر برخی از وفاداران به انقلاب در نهایت فریاد انتقاد آنان را هم برآورد و گذشت زمان به آنان نیز ثابت نمود، که فرجامی جز کار در موتورخانه نظام و یا پیاده شدن از این کشتی، برایشان متصور نیست.

حتا اگر تدوام و بقای وضعیت کنونی و بیرون نگه داشتن اصلاح‌طلبان دیروز و اپوزیسیون محارب امروز از صحنه بازی برای مدتی طولانی ممکن دانسته شود، اما بی‌گمان روند خروج و ریزش نیروهای موسوم به ارزشی و انقلابی از راس و بدنه نظام به موازات آن ادامه خواهد داشت. این روند با موضع‌گیری‌های افراطی خامنه‌ای و هواداران وی، رو به تشدید خواهد گذاشت و در میان مدت پیدایش وضعیتی همانند انتخابات 88 را باید منتظر بود.

اما آن‌چه ممکن است سرنوشت رویارویی آینده را متفاوت از آن‌چه در رویارویی اصلاح‌طلبان و حاکمیت به وقوع پیوست، رقم بزند، برخورد کسانی چون علایی و مطهری و این دست نو ریزشی‌ها، با مسئله استبداد است. کسانی چون  علایی و مطهری، با تمامی سوابق انقلابی خود چه در دوران رهبری آیت‌اله خمینی و چه در دوران رهبری علی خامنه‌ای، ازموضعی آرمانی و نه صرفن سیاسی‌کارانه و با تکیه بر گفتمان انقلاب و نه گفتمان دموکراسی و حقوق بشر، ولایت مطلقه فقیه شخص آقای خامنه‌ای را به چالش می‌گیرند.

نقطه عزیمت آنان در نقد و به چالش گرفتن آقای خامنه‌ای هر چند از سنخ نقدهای اصلاح‌طلبان و اپوزیسیون نیست و هر چند به زانو درآوردن خامنه‌ای نیز لزومن به‌معنای سرنگونی کامل جمهوری اسلامی نخواهد بود، اما نباید فراموش کرد که علی خامنه‌ای محور و سمبل تمامی نیروهای سرکوب‌گر متمرکز در جمهوری اسلامی است که این نوریزشی‌های نقش عمده‌ای در این روند ایفا خواهند نمود. البته این گفته به‌معنای حمایت و‌ یا جانب‌داری از آنان در این انتخابات و یا در هر موضع‌گیری سیاسی دیگری نیست، تنها ارایه تقریری است از واقعیت جاری که باید دانسته شده و با تشدید تلاش‌ها و هم‌گرایی با نقدهای داخلی، زمینه‌های مشروعیت‌زدایی همه‌جانبه آیت‌اله خامنه‌ای و نظام را فراهم آورد. خوش‌بختانه آقای خامنه‌ای چنان سرنوشت نظام و تئوری ولایت مطلقه فقیه را با سرنوشت خویش گره زده است، که از نابودی هر یک می‌توان نابودی و اضمحلال دیگری را نتیجه گرفت.

‌ریزش سمبل‌های ارزشی نظام ولایت مطلقه فقیه، دلالت‌های گوناگونی پیرامون آینده نظام می‌تواند داشته باشد. شکاف‌هایی که تا دیروز تحت‌الشعاع پروژه تصفیه اصلاح‌طلبان از داخل نظام قرار می‌گرفتند، این روزها و درپی آفتابی شدن هوا و یک‌دست شدن ظاهری حاکمیت، پدیدار می‌شوند و به‌تدریج عمیق‌تر و وسیع‌تر می‌شوند. این شکاف‌های پای‌گاه اجتماعی نیروهای وفادار به انقلاب را به نقطه‌ای بی‌بازگشت از یاس و سرخوردگی خواهد رساند وعملن پیوستگی ایدئولوژیک کنونی درقالب التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه را با گسستی جبران‌ناپذیر روبه‌رو خواهد ساخت. اینان هر چند همانند اصلاح‌طلبان به دنبال استحاله نظام کنونی به نظام مردم‌سالار نیستند، اما درپایان راه با این حقیقت روبه‌رو خواهند شد که این خانه از پای بست ویران است، و هم‌چنان‌که اسلاف اصلاح‌طلبشان برای این نظام قابل تحمل نبودند، نظام به ظاهر مقتدر(!!) این خودی‌های بی‌بصیرت‌ امروز را بسیار زودتر از آنان دفع کرده و از خود خواهد راند.

باید زمانی در آینده نزدیک و به عبارت صریح‌تر آرایش نیروهای سیاسی پس از انتخابات مجلس را به انتظار نشست، اما باید توجه داشت که نظام جمهوری اسلامی با تقلب در انتخابات 22 خرداد 1388 به نقطه بی‌بازگشت رسید. از این نقطه به بعد، در دو راهی نظام یا اپوزیسیون، مدت زمان زیادی به اندازه دودوره ریاست جمهوری نمی‌توان منتظر ایستاد و منتقدان در زمانی کوتاه ناگزیر از انتخاب خواهند بود، ماندن درکشتی یا جان به دربردن از توفان‌های در پیش رو.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,