Saturday, 18 July 2015
05 December 2020
هفت‌سنگ- قسمت سوم

«بازی و فراموشی»

2012 January 22

رضا حاجی‌حسینی/ رادیو کوچه

«به‌راستی دلیل میل و علاقه‌ی آدمی‌زاد به بازی چیست؟»

خواستم این بار بازی را خیلی ادبی شروع کنم تا آن‌ها که ممکن است فکر کنند من از این بازی‌ها بلد نیستم،‌ مشاهده بفرمایند که بلدم و یک‌جورهایی «خیط» و «کنف» شوند. این خیط و کنف از آن واژه‌هایی هستند که هنگام بازی کردن با در و همسایه، دوست و آشنا و حتا غریبه‌ها کاربرد زیاد دارند و خوب است که شما آن‌‌ها را بلد باشید. البته واژه‌های دیگری هم هستند که حتمن به کارتان می‌آیند، به‌خصوص اگر هنگام بازی دعوا شود. لازم است که با مجموعه‌ی این واژه‌ها آشنایی کامل، خوب یا دست‌کم متوسطی داشته باشید تا یک وقت کلاه سرتان نرود. کم‌تر از متوسط هم قبول نیست؛ حتا برای شما دوست عزیز. این هم از بدآموزی «هفت‌سنگ» برای شما.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

و اما بعد… چرا بازی می‌کنیم؟ این شکل کم‌تر ادبی همان پرسش اول است. شکل کم‌تر ادبی‌تر هم دارد این سوال و آن این‌که چرا اگر به بچه‌ی آدم رو بدهی، ولش کنی یا کاری به کارش نداشته باشی،‌ می‌خواهد صبح تا شب بازی کند یا بازی در‌بیاورد؟ کسی هست آیا که بتواند به این پرسش بنیادین فلسفی یا شاید فلسفی بنیادین پاسخ بدهد؟

میل به بازی در انسان، میل دیرینه‌ای است و شاید هم‌زمان با او زاده شده باشد. قدمت بازی و اسباب‌بازی، به اندازه‌ی تاریخ بشر و شاید حتا بیش‌تر از آن باشد. چه‌طور چنین چیزی می‌تواند امکان‌پذیر باشد اما سوالی است که اصلن نباید پرسید. چون معلوم است که این یک شوخی است و تنها به قصد بازی مطرح شده است. اما چه کسی می‌تواند تضمین بدهد که در گذر زمان این شوخی جدی نشود و دانش‌مندان تا چندی دیگر در تحقیقات خود به همین نتیجه‌ای که ما الان رسیدیم، نرسند؟

از این خیال خام هم که صرف‌نظر کنیم، باید بگویم که انسان‌های اولیه هم مانند انسان‌ امروز برای سرگرم شدن خودشان و سرگرم کردن کودکان‌شان تلاش می‌کرده‌اند. به نظر محققان و باستان‌شناسان، در کتاب‌های تاریخی‌ای که ما نخوانده‌ایم، از نقاشی‌های به‌جا مانده بر دیوار غارها، به عنوان اولین سرگرمی‌ها و بازی‌های بشر می‌توان نام برد. البته ماجرا فقط به سرگرمی و لذت محدود نمی‌شود و گویا انسان از آغاز موجودی رقابت‌طلب و دوست‌دار هیجان بوده است. ضمن این‌که بازی‌ها برای او راهی برای شناخت جهان بوده‌اند و همین‌طور مهارت‌آموزی برای گذران زندگی در روزگاری که صبح را زنده شب کردن، به احتمال فراوان، از امروز بسیار بسیار بسیار سخت‌تر بوده است. منظور این‌که گویا میل به بازی از نیاز به سرگرمی، هیجان، یادگیری، رقابت‌طلبی و لذت‌جویی انسان سرچشمه می‌گیرد که این دو تای آخر در روزگار ما خیلی هم شدیدتر شده است.

باید بگویم که انسان‌های اولیه هم مانند انسان‌ امروز برای سرگرم شدن خودشان و سرگرم کردن کودکان‌شان تلاش می‌کرده‌اند

نکته‌ی قابل توجه دیگر در مورد علت علاقه‌ی آدمی به بازی و بازیگوشی، «فراموشی» است. جان کلام این‌که بازی می‌کنیم تا فراموش کنیم. یعنی ورود به جهان یک بازی‌ و درگیر شدن با آن، انسان را از مسایل و مشکلات زندگی روزمره‌اش جدا می‌کند،‌ او را از غم‌ها و غصه‌هایش دور می‌کند و باعث می‌شود تا دست‌کم در مدت زمان بازی، احساس شادی و سرخوشی کند؛ مخصوصن اگر این بازی با پیروزی هم‌راه باشد. ضمن این‌که باختن در بازی هم می‌تواند چندان مهم نباشد چرا که در مقابل باخت‌های زندگی، اصلن اهمیتی ندارد. شاید به همین دلیل است که انسان مدرن بیش‌تر از انسان دوره‌های ماقبل مدرن به بازی مشغول است، چون نیاز دارد که بیش‌تر فراموش کند. به‌همین دلیل هم عده‌ای به «بازی» اعتیاد پیدا می‌کنند. پس نتیجه‌ی اخلاقی می‌گیریم که بر‌عکس آن‌چه به نظر می‌رسد، غم‌ها و غصه‌های آدم امروز،‌ خیلی زیادتر است. فلسفی‌ترش می‌شود این‌که رابطه‌ی «بازی» و «فراموشی» رابطه‌ای مستقیم است و به همین دلیل هنگام بازی کردن، حتا زمان سریع‌تر از حد معمول می‌گذرد، چون ما زمان را هم فراموش می‌کنیم.

این رابطه‌ی میان بازی و فراموشی همیشه من را یاد مجموعه داستان «خنده و فراموشی» از «میلان کوندرا» می‌اندازد که اگر آن را نخوانده‌اید، توصیه می‌کنم حتمن بخوانید. البته این روزها احتمالن این کتاب را تنها در کتاب‌فروشی‌های «کار درست» خیابان انقلاب تهران پیدا می‌کنید.

به انقلاب رسیدیم و بازی تمام شد. برای این‌که کاسه‌کوزه را جمع کنیم، «قایم موشک» را بهانه می‌کنیم و این‌طوری در تاریکی هوا، می‌پیچانیم و راهی خانه می‌شویم. بی‌چاره کسی که چشم می‌گذارد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,