شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
16 September 2016
دایره‌ی شکسته

«ترا که دست بلرزد، گهر چه دانی سفت»

۱۳۹۰ بهمن ۰۲

مه‌شب تاجیک/ رادیو کوچه

امروزه آن‌چه در روان‌شناسی تحت عنوان «تغییر دادن رفتار» آمده‏ است مجموعه‏ای است متنوع از اصول و روش‏های‏ تجربی روان‌شناسی که کاربرد وسیعی در زمینه‏های‏ مختلف، از جمله در روان‌درمانی، اصلاح بزه‌کاری، آموزش مهارت‏های اولیه به کودکان‏ یا بزرگ‌سالان عقب‌مانده ذهنی، و هم‌چنین ایجاد رفتارهای مطلوب یا تغییر دادن رفتارهای نامطلوب در کودکان عادی دارد. بسیاری از رفتارها ریشه در کودکی ما دارند، رفتارهایی که در ابتدا و زمانی که اولین جرقه‌های‌شان زده شده است رفتارهایی نابهنجار و نامطلوب در سطح وسیعی نبوده‌اند، تنها عیب‌های رفتاری بوده‌اند که با کمی تامل و تفکر و مدارا به رفتارهایی عادی تبدیل می‌شده‌اند و یا به طور کامل از بین می‌رفته‌اند، اما گاهی با بی‌توجهی والدین و گاهی با دل‌سوزی‌های بی‌مورد و به سادگی از کنار آن‌ها گذشتن، امروز در یک فرد بزرگ‌سال تبدیل به نابهنجاری شده‌اند که در ابتدا باعث آزار خود او و در اشل وسیع‌تر جامعه‌ی اطرافش شده‌اند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به طور قطع برای این‌که‏ رفتاری مثبت در کودک تقویت شود یا دوام یابد، باید ترتیبی داده شود که کودک هر بار رفتار مورد نظر را انجام داد، متوجه نتیجه‌ی خوشایند و مطلوب بازتاب رفتارش در دیگران بشود و همین‌طور متوجه شود که هر رفتار مطلوب نتیجه خوشایندی برای خودش نیز به دنبال داشته‏ است. با استفاده از رفتارها و ابزارهای ساده با کمی تفکر می‌توان خوشایندی و ناخوشایندی یک رفتار را برای کودک تعریف نمود و او را متوجه کرد که رفتار اشتباه و یا نادرستش در اکثر اوقات در درجه‌ی نخست او را مورد آزار قرار خواهد داد. زیرا باعث خواهد شد که اطرافیان به سبب رفتارهای نابهنجارش او را از خود طرد کنند و یا او را در جمع‌های خود نپذیرند. البته همیشه رفتارها بازتاب بیرونی برای شخص در اجتماع نخواهد داشت. گاهی این نادیده گرفتن عیوب شخص را به طور مستقیم مورد بازتاب قرار خواهد داد. به طور مثال رفتارهای نادرست غذایی که در اثر ذائقه‌ی متفاوت کودک و ناآگاهی و بی‌توجهی والدین در شخص نهادینه می‌شود.

برخی از تنقلات غذایی تجارتی مثل انواع‏ پفک و چیپس و انواع تنقلات این‌چنینی، به طور بی‏رویه توسط کودکان و دانش‏آموزان مصرف‏ می‏شود. مصرف این نوع تنقلات‌، به‏ خصوص قبل از وعده‏های غذایی، به دلیل ایجاد سیری‏ کاذب، کودکان را از خوردن غذاهای اصلی که باید مواد مغذی مورد نیاز رشد کودک را تامین کنند، باز می‏دارد. از سوی دیگر نمک آن، ذائقه‌ی کودک را به خوردن غذاهای شور عادت می‏دهد. مطالعات انجام شده، رابطه‌ی بین مصرف نمک‏ و افزایش فشار خون در دوران بزرگ‌سالی را به اثبات رسانیده‏ است. با کمی صبوری در مقابل خواست بی‌رویه‌ی کودکان در مورد مصرف تنقلات می‌توان عادت رفتاری استفاده از ‏تنقلات سنتی مثل نخودچی و کشمش، گردو، بادام، پسته، انجیر خشک و برگه‏ها را در آن‌ها به‌وجود آورد و یا عدم استفاده از انواع نوشابه‌ها در سبد غذایی خانواده. با مصرف نکردن این نوع غذاها و فست فود، کودکان تمایل کم‌تری به استفاده‌‌ی مداوم از آن‌ها در بزرگ‌سالی نشان خواهند داد. این نوع رفتارهای غلط رفتارهای است که بیش‌تر خود شخص را در آینده در معرض آسیب‌ها قرار خواهد داد.

رفتارهای دیگری نیز هستند که ریشه در خردسالی اشخاص دارند که با نادیده گرفته شدن عمدی یا سهوی تبدیل به رفتارهایی می‌شوند که شخص را در آینده به فردی با نابهنجاری‌های‌ رفتاری زیاد تبدیل کرده و باعث می‌شوند که به همین دلیل فرد مطلوبی در اجتماع برای معاشرت و مراودت نباشد. از عادت‌های رفتاری کوچک مانند دست کردن مداوم در بینی و یا مسواک نزدن گرفته تا پرخاش‌گری و خودرای بودن. به طور حتم تفاوت‏های فردی در زمینه‏‌های مختلف در افراد سال‏هاست که در حوزه‏ی تعلیم و تربیت وارد شده است. و هر فردی راه‏های‏ شخصی خاصی را برای انجام کارهای متفاوت خود دارد.  بعضی کودکان، علاقه‌مندند کارهای خود را خودشان مدیریت کنند و بعضی دیگر راحت‌ترند که به آنان برنامه‌ریزی‌ها را گوشزد کرد. بعضی از کودکان روحیه‌ی آرام‌تر و بعضی روحیه‌ی جنگنده‌تری برای پذیرش دارند. و تا زمانی که کودک به مرحله‌ی تفکر و عقلانی برخورد کردن نرسد باید با صبوری و آگاهی او را به سمتی که از او یک شخصیت درست رفتار بسازد هدایت کرد. درست رفتاری و کارکرد اخلاقی کودکان نتیجه مهم فرایند جامعه پذیری است. اندیشه‌های امروز در باب رفتارهای درست کودکان، پدیده‌های متعدد از جمله توسعه عواطف اخلاقی مانند مهربانی و هم‌چنین رفتار اخلاقی کودکان مانند استقامت در برابر وسواس و تقلب را شامل می‌شود. به طور مثال ممکن است افراد بسیاری در طول عمر خود تقلب کرده و برای به دست آوردن نمره‌ی به‌تر مرتکب چنین عملی بشوند، اما باید برای کودک یا نوجوان از نظر اخلاقی و رفتاری تعریف شود که چنین فرایندی یک عمل غیراخلاقی محسوب می‌شود و ارزش‌ها را حتا اگر نمر‌ه‌ی بالایی باشد کم خواهد نمود. تا او متوجه بشود که ادامه‌ی این رفتار در سالیان بعد و در زندگی اجتماعی از او یک متقلب و یا دروغ‌گو خواهد ساخت که حتا اگر به موفقیت دست پیدا کند باز هم فرد نابهنجاری است.

برخی فرایندهای جامعه‌پذیری در پاسخ‌های احساس محور مانند احساس هم‌دردی و رفتارهای اجتماعی کودکان دخیل است. از جمله، می‌توان به کیفیت تعامل والدین و کودک، الگودهی یا الگوپذیری و تقویت آن اشاره کرد. برای مثال، بسته به پیشینه رابطه کودک و والدین، کودکان انتظارات و احساسات خود از روابط اولیه به روابط جدید با دیگران منتقل می‌کنند. با کمی توجه، دوری از دل‌سوز‌های بی‌مورد و شاید حتا گاهی سخت‌گیری بتوان تعامل درستی با کودک برقرار کرده و از کنار بسیاری از رفتارها و عاداتی که امروز یک عادت ناپسند رفتاری هستند و فردا به یک نابهنجاری و یا آسیب اجتماعی تبدیل می‌شوند، جلوگیری نمود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,