Saturday, 18 July 2015
02 December 2020

«انتخابات یا آزمون قدرت»

2012 January 25

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

شهریار رستمی

در ورای اختلافات و خط‌کشی‌های ظاهری که در مواجهه با انتخابات پیش رو در فضای سیاسی جمهوری اسلامی شکل گرفته، تنها سه جریان و بازیگر عمده و اصلی در این عرصه حضور دارند:

یکم‌: علی خامنه‌ای و مریدانش ‌که از نهاد‌ها و جریان‌هایی چون جامعه روحانیت‌، جامعه مدرسین، هیت موتلفه، سپاه، بسیج و افرادی نظیر‌ حداد عادل، برادران لاریجانی، محسن رضایی و …تشکیل شده است.

دوم‌: احمدی‌نژاد و جریان موسوم به انحرافی‌.

سوم‌: سبز‌ها‌.

سبزها که پیشاپیش تکلیف خود را با انتخابات آتی مشخص کرده و تصمیم به تحریم آن گرفته‌اند.

براین اساس می‌توان چنین نتیجه گرفت که انتخابات پیش رو مشخصن نزاع میان علی خامنه‌ای و احمدی‌نژاد است بر سر قدرت.

اما چه چیز موجب شد احمدی‌نژاد‌ که با عنایت رهبری یک شبه از شبانی به سلطانی رسیده بود‌،  به ناگاه به رقیبی و تهدیدی برای «ولایت مطلق» ایشان بدل شود؟

به نظر می‌رسد پاسخ چنین باشد که‌:  احمدی‌نژاد به عنوان مجری کودتایی که به دستور رهبری و برای رهایی ایشان از شر حاکمیت دوگانه‌ی اصلاح‌طلبان صورت گرفت‌، علی خامنه‌ای را به واسطه‌ی این خوش خدمتی بده‌کار خود دانسته و به این ترتیب با تکیه بر ضعف‌هایی که به واسطه‌ی همان «جرم  مشترک» از ایشان به دست آورده، مدعی بخشی ثابت از قدرت برای خود و هم‌فکرانش شده است.

 نزاع در گرفته در حقیقت نزاعی است میان «آمران» و «عاملان» کودتا بر سر دستاورد کودتا.

نزاعی است‌ بر سر قدرتی که تنها می‌توانست به صورت نامشروع و با توسل به کودتا در دستان ولی فقیه و دولت کنونی حفظ شود‌.

‌طبیعی بود  که احمدی‌نژاد به عنوان کسی که آخرین میخ را بر تابوت اصلاحات زده و «اصلاح‌طلبان» را علارغم میلشان از کشتی نظام پیاده کرد به این راحتی حاضر به کناره‌گیری از قدرت نشده و خواهان بخشی از قدرتی باشد که خود نقش محافظ آن را بازی کرده است‌.

این خواسته حداقل  تا امروز با مخالفت و مقاومت «پیشوا» روبه‌رو شده اما جدال هنوز به پایان نرسیده و انتخابات پیش رو عرصه‌ای دیگر برای یک زور آزمایی مجدد و روشن شدن وزن حقیقی هر یک از طرفین دعواست.

بر این اسا‌س احمدی‌نژاد و هم‌فکرانش خیز برداشته تا با بدست آوردن بخشی موثر از کرسی‌های مجلس نهم مقدمه را برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو نیز هموار کرده و به این ترتیب «پیشوا» را به تسلیم و تقسیم قدرت خود واداشته و پروژه حاکمیت دوگانه‌شان را علارغم میل او عملی کنند‌.

 اما «پیشوا» نیز منفعل نبوده ‌و با تمام توان به میدان آمده تا با استفاده از شورای نگهبان و سپاه و بسیج و ائمه جمعه و صدا و سیما و … به عنوان کانون‌های قدرت خود‌، مانع تحقق چنین پروژه‌ای‌ شود‌.

‌جریان احمدی‌نژاد با استفاده از ملغمه‌ای از روش‌های متفاوت و بعضن متضاد در صدد تقویت  پای‌گاه اجتماعی خود برآمده  تا شاید بتوانند با توجه به پای‌گاه ضعیف اصول‌گرایان سنتی‌، آرا بیش‌تری نسبت به آن‌ها به‌دست آورده و با تکیه بر  ضعف‌هایی که از ولایت دارند‌ از آرائشان حراست کرده و سبب اثرگذاریشان شوند‌.

از طرفی تحریم انتخابات از سوی سبزها و کاهش احتمالی مشارکت‌کنندگان قاعدتن «امربران ولایت» را برآن خواهد داشت تا جهت  تعبیر پیش‌بینی ایشان مبنی بر «حضور دشمن‌شکن مردم در انتخابات پیش رو» آرا مردم را دست‌کاری کنند‌، اما بعید به نظر می‌رسد که یکی از طرفین نزاع اجازه دهد که این تقلب به نفع دیگری انجام شود‌.

به هر حال اگر هیت اجرایی و نظارت بر سر چگونگی این تقلب، به اجبار یا اختیار به توافقی نرسند قطعن این موضوع نیز به  چالشی اساسی برای حاکمیت بدل شده که احتمالن با بلند شدن صدای احمدی‌نژاد و زیر سوال بردن سلامت انتخابات به پایان خواهد رسید‌.

به این ترتیب، این موازنه  قوای موجود است که  احمدی‌نژاد و اطرافیانش را ‌بر آن داشته ‌تا جهت ‌توسعه پای‌گاه اجتماعی خود و به‌دست آوردن آرا مردم به عنوان یکی از ابزارهای کارآمد در کارزار پیش رو‌، به تاکتیک‌هایی چون باستان‌گرایی، مهدی‌گرایی و استفاده از روش‌های نخ‌نما شده‌ای چون پخش کردن ‌پول‌های مقطعی در بین قشر فقیر جامعه‌ و .. رو آورند‌.

اما چنان که من می‌فهمم‌، همگی این روش‌ها در شرایط فعلی فاقد هرگونه اثر‌گذاری و  جذابیتی خواهند بود‌.

آن‌ها چنین می‌اندیشند‌ که با طرح هم زمان شعارهایی هم‌چون «باستان‌گرایی» و «مهدی‌گرایی» و دم زدن هم زمان‌ از «امام زمان» و «کوروش کبیر»، می‌تواند هم نظر ملی‌گراها را جلب کنند و هم آرا مذهبی‌ها را به ‌دست آورند، در حالی که به نظر می‌رسد  طرح هم‌زمان چنین موضوعات متفاوت و بعضن متضادی، نه تنها سبب جذ‌ب هردو جریان نشده، بلکه در عمل به از دست دادن حمایت  هر دو گروه نیز منتهی خواهد شد!

 طرح شعارهای باستان‌گرایانه، آن‌هم توسط شخصی چون احمدی‌نژاد که تا دیروز در قله‌های تحجر قرار داشته و از ارتباط با امام زمان و دیدن هاله‌ی نور دم میزد و نزد خاص و عام به دروغ‌گویی مشهور است، همان‌قدر برای ملی‌گراها و آن‌هایی که دارای احساسات ناسیونالیستی هستند جذابیت دارد که یهود گرایی هیتلر برای یهودیان، البته اگر هیتلری بود و مانند احمدی‌نژاد مرتکب چنین دروغ‌های بزرگی می‌شد‌.

در عین حال طرح شعارهایی چون مکتب ایرانی هم که با هدف جذب همین افراد و جریان‌ها‌ی ملی‌گرا  انجام گرفت‌، به همت «پیشوا» و مراجع تقلید معادل کفر ارزیابی شده و سبب آزرده شدن همان بخشی از جامعه شد که قرار بود با  تظاهر به تحجر مذهبی و .. جذب شوند‌.

حقیقت اینست که رفتار لمپن‌مآبانه، دروغ‌های نفرت‌انگیز و عمل‌کرد چند ساله‌ی احمدی‌نژاد و یارانش همه را به این باور رسانده‌ که این گروه نه تنها به این عقیده (ایران باستان و ارزش‌هایش) بلکه به هیچ عقیده‌ی دیگری هیچ‌گونه اعتقادی نداشته و این توانایی را دارند که صرفن با هدف کسب قدرت، یک شبه از «امام زمان» دست کشیده و به «کوروش» و «آرش» بپیوندند‌.

به  واسطه‌ی سیر نزولی اقتصاد ایران در دوران  ریاست جمهوری احمدی‌نژاد وخصوصن در طی دو سال گذشته و افشای فساد‌های مالی حیرت‌انگیز مربوط به احمدی‌نژاد و اطرافیانش در این اواخر نیز شعارهای کهنه و عوام فریبانه‌ای چون ساده‌زیستی و ادعای مبارزه با مفاسد اقتصادی او هم کارآیی خود را از دست داده‌اند‌.

مسئله اینست  که مدت‌هاست «پیشوا» به واسطه‌ی تمرد و زیاده‌خواهی احمدی‌نژاد‌، فرمان تخریب او و هم‌راهانش را صادر کرده و «امر‌بران ولایت» نیز با رمال و جن‌گیر و فاسد خواندن «ریس جمهوری منتخب» و اطرافیانش آن‌ها را رسوای خاص و عام کرده‌اند‌.

احمدی‌نژاد نیز که پذیرفته با وجود چنین فضای نامناسبی حداقل در این مرحله نمی‌تواند کاندیدا‌های خود را به صورت رسمی معرفی کند و به این موضوع واقف است که انتساب هر کاندیدایی به او و هم‌فکرانش سبب حذف شدنش توسط شورای‌ نگهبان خواهد شد، تصمیم گرفته که به ضعم خود با چراغ خاموش حرکت کرده و افرادی را بدون پرچم یا با پرچم جعلی وارد مجلس کند‌.

اما این‌جا هم به نظر می‌رسد ‌چند مشکل اساسی وجود دارد‌:

یکی این‌که تنها کسانی می‌توانند به صورت چراغ خاموش وارد عرصه‌ی انتخابات شوند که دارای خط و خطوط سیاسی مشخص نبوده و برای جامعه و حتا برای جاسوسان شورای قدرتمند نگهبان نا‌آشنا باشند.

حال این‌جا مشخص نیست افرادی که در چنین گم‌نامی به سر برده و در عین حال به واسطه‌ی نظارت دقیق شورای نگهبان از هیچ امداد غیبی هم احتمالن برخوردار نخواهند بود، چگونه قرار است رای اکثریت را به‌دست آورده و به عنوان نمایند‌ه‌ی مردم وارد مجلس شود‌.

‌اگر هم  فرض کنیم که احمدی‌نژاد و هم‌فکرانش قصد دارند با پخش کردن پول توسط این افراد در  بین مردم  رای آن‌ها را بخرند، باید گفت این روش نیز پیشاپیش شکست خورده و شورای نگهبان بارها تاکید کرده  که در این دوره از انتخابات به طور جدی قصد دارد از ریخت و پاش‌های برخی افراد و جریان‌ها که منظور همان جریان انحرافی است جلوگیری کند.

حال فرض کنیم احمدی‌نژاد به هر وسیله‌ای بتواند نمایندگان خود را وارد مجلس کرده و بتواند اکثریت مجلس آتی را در دست بگیرد‌.

آیا این مجلس میتواند قدرت‌مند‌تر از مجلس ششم، با آن پای‌گاه اجتماعی وسیعش عمل کند؟

آری! احمدی‌نژاد دارای اراده‌ای قوی‌تر از خاتمی‌ بوده و در عین حال بحث آن «ضعف‌های ولایت» هم مطرح است، اما در مقابل پای‌گاه اجتماعی فراگیر‌ی وجود ندارد و فکر می‌کنم وجود چند کاغذ پاره و ادهاهایی که به راحتی می‌توانند توسط ماشین تبلیغات نظام جعلی و بی‌اساس ارزیابی شوند، نگران‌کننده‌تر از میلیون‌ها نفر در خیابان نباشند که در خرداد 88 نتوانستند علی خامنه‌ای را به عقب‌نشینی و تقسیم قدرت خود با اصلاح‌طلبان وادار کنند‌.

از طرفی به نظر می‌رسد گستاخی احمدی‌نژاد و پی‌گیری پروژه حاکمیت دوگانه از سوی او نیز سبب شده که دیگر کناره‌گیری عادی از سیاست برای او و هم‌راهانش ممکن نبوده و در صورت شکست پروژه‌اش‌، به واسطه ی تمامی مشکلاتی که در مدت زمام‌داریش برای «پیشوا» ایجاد کرده، از جمله یازده روز خانه‌نشینی‌اش به واسطه‌ی ابقای حکم مصلحی‌، مورد تنبیهات سختی قرار گیرد و همین مسئله را بغرنج‌تر کرده است‌.

شاید بتوان گفت به نوعی کار به «تنازع برای بقا» کشیده شده  و همین واکنش طرفین را تا حد زیادی غیر‌قابل پیش‌بینی کرده است‌.

آیا اهرم‌های احمدی‌نژاد این قدرت را دارند که خامنه‌ای را به تسلیم  و تقسیم قدرت خود با او وادارند‌؟

یا علی خامنه‌ای قدرت‌مند تر از آن است  که حاضر به تقسیم قدرت خود  با عروسک دست ساز و متمرد خود شود‌؟

باید منتظر بود و دید‌.

اما به باور نگارنده پایان ریاست جمهوری احمدی‌نژاد‌، پایان هستی جریان انحرافی بوده و شکست در انتخابات آتی مجلس نیز آغاز این پایان است.

حذف احمدی‌نژاد و جریان انحرافی‌ احتمالن برای نظام هزینه زا خواهد بود‌، اما نه آن‌گونه که به پایان جمهوری اسلامی منجر شود‌.

به هر ترتیب چیدمان مجلس آتی و مقایسه‌ی تصمیماتی که در آن گرفته خواهد شد‌ با ترجیحات طرفین نزاع‌، می‌تواند وزن حقیقی هر یک از طرفین را مشخص کرده و از این راه سبب روشن‌تر شدن روند آتی اداره کشور شود‌.

در پایان این‌که انتخابات پیش رو برای سبز‌ها هم به نوعی دیگر آزمون قدرت خواهد بود‌.

اگر سبزها را طیفی در نظر بگیریم که از اصلاح‌طلبان سابق شروع و به مخالفین نظام منتهی می‌شود و تمامی این افراد و جریان‌ها هم حداقل در متقلبانه بودن انتخابات 88 با یک‌دیگر توافق نظردارند، شاید بتوان ادعا کرد که تنها بخش کوچکی از سبز‌ها به تحریم انتخابات نخواهند پیوست‌.

سبزها برخلاف اقتدارگرایان جریانی رو به رشد بوده و سبزیشان هم  مدام در حال ‌پررنگ‌تر شدن است‌.

اما هستند معترضانی که منافع کوتاه مدت یا ترسشان از هزینه‌های احتمالی ناشی از عدم شرکت در انتخابات، مانع پیوستن آن‌ها به تحریمیون خواهد شد.

به هر حال انتخابات پیش رو هم مانند هر عرصه و موضوع  دیگری که افراد و جریان‌ها را به موضع‌گیری و ابراز عقیده وادار می‌کند، به روشن‌تر شدن فضا و توهم‌زدایی از همه منجر خواهد شد‌.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,