Saturday, 18 July 2015
07 July 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند- قسمت 69

«ایران، شیلی نمی‌شه»

2012 January 27

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

آن‌گونه که روایت است، به منظور ایجاد هماهنگی‌های لازم برای سال‌گرد مرحوم «مصدق» در 14 اسفند سال 59 جلسات متعددی دردفتر ریاست جمهوری تشکیل شده است. پلیس تهران در بند اول گزارش خود به دادستانی متذکر شده که در جلسه‌ای که طبق دعوت دفتر ریاست‌جمهوری و با شرکت سرهنگ «لاهوتی» معاون شهربانی در مورد برگزاری مراسم سخن‌رانی تشکیل شد پس از طرح و بررسی، اعضا بر این رای بودند که دانش‌گاه تهران به دلیل محصور بودن محل مناسبی نیست و پیشنهاد شده بود سخن‌رانی به محلی مثل امجدیه منتقل شود، ولی نمایندگان دفتر ریاست جمهوری نپذیرفتند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آقای‌ بنی‌صدر  پیش از ظهر روز پنج شنبه 14 اسفند، سال روز وفات دکتر مصدق با نثار دسته گلی بر آرام‌گاه وی در روستای احمدآباد نسبت به وی ادای احترام می‌کند. علاوه بر رییس‌جمهوری از بامداد پنج‌شنبه طبقات مختلف مردم و مقامات مملکتی از جمله «معین‌فر»، «صباغیان»، «بازرگان»، «سحابی» هم‌چنین دکتر «سنجابی» و «داریوش فروهر» با نظم خاص وارد آرام‌گاه مصدق می‌شوند و با نثار دسته‌های گل بر مزار وی فاتحه می‌خوانند. آقای‌بنی‌صدر پس از دیدار با خانواده دکتر مصدق برای حضور در مراسم سخن‌رانی به تهران باز می‌گردد .

هنگامی که رییس‌جمهوری به دانش‌گاه می‌رسد، ساعت دو و چهل و پنج دقیقه بعدازظهر بوده است. او به اتفاق هم‌راهان‌اش به اتاقی در کتاب‌خانه مرکزی می‌رود. به هنگام ورود رییس‌جمهوری به دانش‌گاه یکی از خانم‌های بی‌حجاب حلقه گلی به گردن رییس‌جمهوری می‌اندازد و دست رییس‌جمهوری را به گرمی می‌فشارد.

در این هنگام حزب‌الهی‌ها که از کف و سوت ممتد حضار به ستوه آمده بودند‌، فریاد می‌زدند  دست نزنید، شب هفت شهداست ، النگوهاتان می‌شکند .

خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی ارگان آقای‌بنی‌صدر، در گزارش خود عده‌ای را توصیف می‌کند که از ساعت 12 ظهر با در دست داشتن عکس و پلاکارد به دادن شعارهای تحریک‌کننده مشغول بوده‌اند و همان‌طور که گرد دانش‌گاه حرکت می‌کردند، رییس‌جمهوری را در کتاب‌خانه دیده همان جا متوقف شده‌اند. آقای‌بنی‌صدر می‌گوید: «آن‌ها در حالی که عکس کسی را در دست داشتند،‌ مقابل پنجره اتاق شعار می‌دادند و ناسزا می‌گفتند. این افراد تا ساعت 5:30 که برای سخن‌رانی رفتم حضور داشتند و به رییس‌جمهوری منتخب مردم می‌گفتند: سپه‌سالار «پینوشه»، «ایرانی شیلی نمی‌شه» بعضی به من گفتند، این‌ها همان القائات حزب (جمهوری اسلامی) است.» مراسم آغاز می‌شود، ابتدا تلاوت آیاتی از قرآن، سپس پخش قسمتی از سخن‌رانی آیت‌اله «طالقانی» که در 14 اسفند 57 بر مزار مصدق ایراد شده بود، و پس از پخش جملات و عباراتی از دکتر مصدق که در زمینه استقلال، آزادی و نفی وابستگی می‌باشد، مراسم آغاز می‌شود.

به گزارش کیهان جمعیت در حالی که شعارهای:  چوب، چماق، شکنجه دیگر اثر ندارد.

حزب چماق به دستان در پیش‌گاه ملت، افشا باید گردد. زندانی سیاسی، آزاد باید گردد. و کف و سوت‌های ممتد به هنگام پخش سخن‌رانی مصدق ابراز احساسات می‌کردند.

گزارش‌گر انقلاب اسلامی به ذکر احوالات یک گروه تقریبن 200 نفری می‌پردازد که نیم ساعت قبل از سخن‌رانی در حالی که پلاکاردی که نشان و شعار حزب‌اله روی آن نقش بسته در دست دارند، به طور سازمان یافته و با دادن شعار وارد محوطه دانش‌گاه می‌شوند .

در دست این عده عکس‌هایی از رهبران حزب جمهوری اسلامی و دست‌نوشته‌هایی چون «اول سپه‌سالاری، بعدن تاج‌گذاری» دیده می‌شود. این گروه پس از ورود به دانش‌گاه به سمت خیابان شرقی زمین چمن حرکت می‌کنند. این گروه مخالف، بنا به گزارش کیهان پلاکاردها و عکس‌های متعددی از دکتر مصدق در حین تعظیم و بوسیدن دست «ثریا» همسر شاه و صباغیان در حین فشردن دست و تعظیم در برابر «هویدا»ی را در دست دارند و شعارهایی با این عنوان می‌دهند: جمهوری اسلامی، راه مصدق نمی‌ره تا مرگ شاه دوم نهضت ادامه داره . این‌ها بودند می‌گفتند، بختیار سنگرت را نگه‌دار.

«عزت‌اله سحابی» این جمعیت را به عمل خلاف قانون حمل پلاکارد متهم می‌کند، چرا که از قبل اعلام شده بود، هیچ‌کس حق آوردن پلاکارد با خود را ندارد. وی این کار مخالفین را نشانه آمادگی و تدارک فراوان ایشان می‌داند .

کیهان می‌نویسد: اکثر شرکت‌کنندگانی که در جلو و شرق زمین نشسته‌اند، دختران و پسران محصل بین سنین 14 تا 18 سال تشکیل می‌دهند و نظمی که در شعارها، نشستن، حرکات و تهاجم از خود نشان می‌دهند، نشان‌گر یک نظم تشکیلاتی است. به نظر می‌آید اینان از اعضای «میلیشیا» سازمان مجاهدین خلق باشند. حدود 40 نفر با روپوش‌های غالبن به رنگ سورمه‌ای به طور منظم نشسته‌اند و در پلاکاردهایی با عناوین زیر در دست دارند: چوب، چماق، شکنجه، دیگر اثر ندارد. مسلمان به‌ پاخیز، حزب شده رستاخیز. علاوه بر این پلاکاردهایی با عنوان درود بر مصدق، سلام بر آزادی و پوستری از «شریعتمداری» به چشم می‌خورد.

ساعت 3:40 سخن‌رانی با قرار گرفتن آقای‌بنی‌‌صدر در جای‌گاه شروع می‌شود، در حالی که در خیابان‌های ضلع جنوبی و شرقی زمین چمن هم‌چنان شعارهایی موافق و مخالف داده می‌شود و عده‌ای هم با بحث با یک‌دیگر مشغول‌اند. به گزارش کیهان، چند دختر چادری که در میان زمین چمن پلاکاردهایی از سخنان آقای‌خمینی بر ضد ملی‌گرایی و عکس‌هایی از او در دست دارند، مورد یورش جوانی قرار می‌گیرند. وی پلاکاردها و عکس آقای‌خمینی را پاره پاره کرده، به هوا پرتاب می‌کند و جمعیت هم با کف زدن او را تشویق می‌کنند. فریاد «بنی‌صدر، بنی‌صدر، بلندگو را قطع کردند» از جانب میلیشیا به گوش می‌رسد. بنی‌صدر از پلیس استمداد می‌جوید تا چماق‌داران را از دانش‌گاه بیرون کند. ولی پلیس نه باتوم دارد و نه تجهیزات. بنی‌صدر می‌گوید کاری از پلیس ساخته نیست و به مخالفان اخطار می‌کند که اگر مامورین انتظامی از عهده دستگیری‌ آن‌ها بر نیایند، این کار را به مردم خواهد سپرد .

رییس‌جمهوری از بالای جای‌گاه به حضار می‌نگرد. دختران و پسران و سپس جمعیت فریاد می‌زنند: مراسم را حزب «حزب جمهوری اسلامی» به هم می‌زند. نصر‌من‌الله و فتح قریب، مرگ بر این حزب مردم فریب. چماق‌دار، چماق‌دار مرگ‌ات فرا رسیده. مرگ بر بهشتی. بنی‌صدر، بنی‌صدر افشا کن، بهشتی را رسوا کن.

یک سرگرد شهربانی نیز نزد رییس‌جمهوری آمده با حالت گریه می‌گوید: «ما هیچ وسیله‌ای نداریم.» رییس‌جمهوری هم از مردم می‌خواهد اطراف این جمعیت چماق‌دار را خالی کنند و با حفظ آرامش و بدون زد و خورد آن‌ها را از دانش‌گاه بیرون کنند. جمعیت با شعارهای: کیش، کیش، چماق‌دار و مرگ بر بهشتی به طرف آن‌ها می‌روند .

چماق‌داران به گفته گزارش‌گر انقلاب اسلامی به سمت در شرقی دانش‌گاه فرار می‌کنند. جمعیت هر تعداد را که می‌توانند دستگیر می‌کنند و به سمت محل استقرار مامورین انتظامی می‌برند. در این میان عده‌ای افراد را کتک می‌زنند. وی وسایل به دست آمده از دست‌گیرشدگان را در یک قبضه سلاح کمری و تعداد زیادی چاقو، دشنه، زنجیر و تیغ، به هم‌راه کارت‌های عکس‌دار از نیروهای ویژه نخست‌وزیری، کمیته، حزب جمهوری‌اسلامی و سپاه عنوان می‌کند. تعدادی از کارت‌ها و برگه‌های شناسایی به تریبون می‌رسد. رییس‌جمهوری آن‌ها را به جمعیت نشان داده و متعلق به کمیته، حزب جمهوری اسلامی و می‌خواند .

جمعیت شعار می‌دهند: مرگ بر بهشتی سردسته چماق‌داران بهشتی در ضلع غربی و جلوی جای‌گاه عده‌ای پا بر زمین می‌کوبند و فریاد می‌زنند: بنی‌صدر، بنی‌صدر حکم جهادم بده

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,