Saturday, 18 July 2015
28 September 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند- قسمت 70

«این‌ها واقعیت ندارد»

2012 January 27

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

از ماه‌ها قبل درگیری‌هاى موضعى بین گروه‌هاى مختلف در دانش‌گاه تهران شروع شده بود. در 10 و 11 بهمن‏ماه این درگیرى‏ها به اوج خود رسید. گروه‌هایى از خارج دانش‌گاه، گاه مستقلن و گاه به‏طرف‌دارى از گروه‌های داخل دانش‌گاه، با حملاتى به دانش‌گاه به درگیرى‏ها دامن مى‏زدند. در پى این درگیرى‏ها دکتر ملکى، رییس شوراى سرپرستى دانش‌گاه تهران، استقرار امنیت در دانش‌گاه را خواستار شد و تهدید کرد چنان‌چه خواسته‏اش مورد توجه قرار نگیرد استعفا خواهد داد. دکتر محمد ملکی در پاسح به این سوال که بعضى مى‏گویند دانش‌جویان «در روز 14 اسفند» اسلحه داشتند.‌ تا چه حد واقعیت دارد؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پاسخ می‌دهد: اسلحه در دانش‌گاه چکار مى‏کرد؟ این‌ها واقعیت ندارد. این‌ها را بعدن شایع کردند. در خود این کتاب دولتى «غایله 14 اسفند 1359»‌ ننوشته‏اند تیراندازى از طرف گروه‌ها شده است. تمام تیراندازی‌ها از طرف وابستگان به حکومت شده. اگر کسانى مدارکى دارند که آن‌جا اسلحه بوده ارایه بدهند. همین‏جورى گفتن و متکى به شایعه بودن کار درستى نیست. به‏هرحال، تا ساعت 8 صبح صداى تیراندازى به گوش مى‏رسید ولى طبق آخرین گزارش که بعد از ساعت 8 منتشر شد دانش‌گاه تهران کلن در اختیار نیروهاى «حزب» جمهورى در آمده بود.

و در کتاب «غایله 14 اسفند: ظهور و سقوط ضد انقلاب» را که دادگسترى جمهورى اسلامى درباره نقش پاس‌داران چماق‌دار ﺁمده است:

«گفتیم که گروه عظیمی از حزب‌اله از صبح روز چهارده اسفند، در دانش‌گاه فعالانه حضور داشتند. دسته‌ای که از همه فعال‌تر بودند، به سردستگی حاجی ع.ع  حتا تا پاسی از شب نیز در صحن و اطراف دانش‌گاه به فعالیت مشغول بودند. صرف‌نظر از این عده، مامورین کمیته‌ها، به خصوص از کمیته منطقه 11، کمیته ولی‌عصر، کمیته مستقر در خیابان انقلاب، جنب دانش‌گاه و چند کمیته دیگر در سطح دانش‌گاه، ﺁن روز، علیه آقای بنی‌صدر فعالانه در تکاپو بودند. و تعدادی از پاس‌داران نیز که در ﺁن روز در دانش‌گاه کلاس داشتند به، این جمع پیوستند. حتا جهت یاری به پاس‌داران، یک مینی‌بوس پاس‌دار نیز از کمیته قزوین اعزام گردیده بود. علاوه بر این‌ها، گروهی از مامورین سویل شهربانی وابسته به امور اجتماعی و اداره ارشاد و بازرسی، عملن جانب حزب‌اله را داشتند.

و همین پاس‌داران بودند که در قطع سیم‌های بلندگوها شرکت داشتند و در سطح دانش‌گاه، میان ﺁن‌همه جمعیت، نماز جماعت به پاداشتند. آنان شعار می‌دادند: (مرگ بر لیبرال)٬ (بنی‌صدر ننگ‌ات باد)٬ (ابوالحسن پـینوشه، ایـران شـیلی نمی‌شه)… اغلب افراد دستگیرشده از پاس‌داران بودند و یا از نهادهای انقلابی. پس از دستگیری این افراد و پس از دریافت خبر، پاس‌داران کمیته منطقه یک، مسلحانه به دانش‌گاه سرازیر شدند و در صدد ﺁزاد کردن دستگیرشدگان برﺁمدند و تا حد تهدید پلیس و ماموران انتظامی پیش رفتند.»

روایت افراد خط امامی‌ نیز از آن روز خواندنی است. مهدی بهنیا سرپرست مرکز تلفن بین‌المللی اداره مخابرات ، یکی از مضروبان حادثه 14 اسفند، می‌گوید: «در ضلع شرقی مقابل دانش‌کده ادبیات بودم. گروه قلیلی حدود صد نفر که اغلب جوان بودند، شعارهای تحریک‌کننده علیه روحانیت می‌دادند و پلاکاردی در دست داشتند که علنن روحانیت و شخصیت‌های مذهبی را مورد اهانت قرار می‌داد. من آن‌ها را دعوت به آرامش کردم تا بتوانم سخنان رییس‌جمهوری را بشنوم. ناگهان دور من حلقه زدند. می‌گفتند این ریشو است. حتمن حزب‌الهی است. جبیب‌های‌ام را خالی کردند. دفترچه تعاونی اداره را از جیب‌ام بیرون آوردند. می‌گفتند او عضو انجمن اسلامی مخابرات است، او را بزنید. همه آن‌ها به جان من افتادند و سخت مرا کتک زدند. یکی گفت، آخوند است و عمامه‌اش را برداشته. در این میان از یکی از مامورین شهربانی که در این نزدیکی بود کمک خواستم، اما نتوانست کاری بکند ».

خبرنگار کیهان می‌نویسد: «آن دسته از پسرهایی که کنار دیوار ضلع شرقی مستقر بودند، از دیوار بالا رفتند‌. پایینی‌ها کسانی که ریش و اورکت سبز داشتند و به شهادت برخی دیگر دو تن از خواهران را نیز می‌گرفتند در حالی که با مشت و لگد صورت‌شان را نشانه می‌گرفتند، آن‌ها را به دوستان خود در بالای دیوار می‌سپردند». و بهنیا ادامه می‌دهد :«مرا به طرف دیوار کنار چمن هل دادند و در حالی که لباس‌ام از تن‌ام جدا شده بود از یک دیوار دو متری پایین انداختند. در پایین نیز عده‌ای دیگر به سختی مرا کتک زدند. یکی از آن‌ها با مشت محکم به چشم‌ام کوبید که عینک‌ام روی صورتم شکست. از مامورین انتظامی درخواست کمک کردم. گفتند سرت را پایین بگیر. چیزی در گردن‌ام انداخته بودند که داشتم خفه می‌شدم. هنوز هم مرا با مشت و لگد می‌زدند و جیب‌ام پاره شده بود و تمام محتویات آن به سرقت رفته بود. در آن‌جا پنج تن از نمایندگان عضو نهضت آزادی را دیدم و از لاعلاجی به آن‌ها متوسل شدم، ولی آن‌ها گفتند: گذشت کنید به هر حال در یک اجتماع سخن‌رانی این امور پیش می‌آید. شما بفرمایید منزل‌تان ، گفتم: جرم من چه بوده است که چنین مجازات شده‌ام؟ گفتند: بگویید چه کسی این کار را کرده است؟ به آن‌ها گفتم‌: شما که خود شاهد بودید چه کسی گفت چنین بر سر و جان من بی‌پناه بتازید. من چه گناهی جز دعوت به آرامش برای امکان استماع سخنان رییس‌جمهوری داشتم؟ آیا داشتن ریش گناه من است؟ این آقایان که جوابی نداشتند، راه خود را گرفتند و بی‌تفاوت رفتند.

از سویی گروهی که به دستگیری معترضان سخن‌رانی روز 14 اسفند دانش‌گاه تهران اعتراض داشتند، در روز 15 اسفند دست به تحصن در دانش‌گاه زدند و پس از آن در حالی‌که شعار می‌دادند دست به راه‌پیمایی زدند. در روز 16 اسفند ساعت 10 صبح روحانیون و طلاب و جمعی از اهالی قم بعد از پایان درس حوزه‌ علمیه در مسجد اعظم این شهر دست به راه‌پیمایی زدند و ضمن حمایت از متحصنین در دانش‌گاه تهران، حوادث روز پنج‌شنبه را محکوم کردند. و به طرف منزل آیت‌اله گلپایگانی حرکت کردند و سپس کسبه قم در حالی که عکس‌هایی از رییس‌جمهوری و آقای خمینی را در دست داشتند و شعار می‌دادند «بنی‌صدر بنی‌صدر خدانگه‌دار توست» پشت سر روحانیون حرکت می‌کردند و روحانیون که بیش از 4 هزار نفر بودند در مقابل منزل آیت‌اله گلپایگانی متحصن شدند. مردم همه در خیابان‌ها به راه‌پیمایی پرداختند و شعار می‌دادند‌: ما پیرو قرآنی‌ام‌، ما حزب «جمهوری اسلامی» نمی‌خواهیم.

در روز 17 اسفند از صبح بازارهای قم و کاشان به نشانه اعتراض به وقایع دانش‌گاه تعطیل شد‌. به دنبال تحقیقاتی که پس از این واقعه انجام گرفت، دادگستری اعلام کرد، واقعه 14 اسفند دانش‌گاه تهران یک حرکت سازمان‌یافته و از پیش طراحی شده علیه انقلاب اسلامی و خط امام بوده است.

بعد از واقعه 14 اسفند برگزاری مناظره و بحث آزاد احزاب و گروه‌ها به عنوان یک تاکتیک سیاسی از سوی  آقای بنی‌صدر طرح و پی‌گیری شد که هم سازمان مجاهدین و هم نهضت آزادی به رهبری آقای بازرگان٬ به دعوت رییس‌جمهوری پاسخ مثبت داده بودند ولی به دلیل نحوه برنامه‌ریزی دفتر رییس‌جمهوری برای برگزاری این مناظره و تاثـیر آن در افـزایش تشـنج و شرطـ‌گذاری‌های مختلف مجاهدین و آقای بنی‌صدر٬ عملن موضوع منتفی شده بود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,