Saturday, 18 July 2015
29 September 2020
به بهانه تازه‌ترین افتخار «جدایی نادر از سیمین»

«پیش و پس از جدایی»

2012 January 28

سعید توجهی

منبع: پرده سینما

از همان روزهایی که پای سینمای پس از انقلاب ایران به جشن‌واره‌های بین‌المللی باز شد در داخل کشور با واکنشی عجیب و احتمالن منحصر به فرد (بخوانید کشور) در برابر این پدیده روبه‌رو بودیم، مانند بسیار رفتار‌های بی‌هم‌تای فرهنگی‌مان که از فرط تکرار برایمان عادی شده شاید پس از مدتی حتا بازگویی آن نیز تعجبی برنمی‌انگیزد. این واکنش عجیب نسبت به موفقیت‌های بین‌المللی سینمای ایران طیف متنوعی از مسوولین سینمایی، منتقدین و یا حتا سینماگران را شامل می‌شد. آن‌ها همواره به این موفقیت‌ها با دیده تردید نگاه کرده‌اند و آن را بیش‌تر از آن‌که مرهون تلاش صاحب اثر و پتانسیل موجود در اثر هنری بدانند به مسابل دیگر پیوند زده و با آوردن فکت‌هایی از سیاست و غیره پاذل توهم توطئه خود را در این زمینه تکمیل می‌کردند. گرچه شاید گاه عوامل خارج از اثر هم در کسب این موفقیت‌ها تاثیر‌گذار بوده اما  در این آشفته بازار جفای اصلی بر سر اثر و صاحب آن آمد که به‌درستی نقد نشد و اگر هم شد مورد اعتنا قرار نگرفت کار به جایی رسید که در اثر فشار‌های وارده و حواشی بسیار از مقطعی به بعد بسیاری از این آثار حتا امکانی برای دیده و نقد شدن در داخل نیافتند و این اواخر برخی فیلم‌سازان حتا قید لوکیشن و بازیگر وطنی را هم زدند به آن سوی آب روی آوردند. به تدریج  الصاق برچسب «سینمای جشن‌واره‌ای» به این آثار توسط همان مخالفان بنوعی پیش‌داوری را برای آن‌ها رقم زد و وضعیت پیچیده و مبهم نمایش این فیلم‌ها در داخل کشور  را  تشدید کرد آن‌ها معتقد بودند و هستند که عده‌ای با آشنایی با راه و چاه جشن‌واره‌های بین‌المللی و به‌اصطلاح یافتن رگ خواب هیت داوران تنها به قصد شرکت در این فیستیوال‌ها و بردن جایزه‌ها فیلم می‌سازند و گاه با ارایه تصویری مخدوش از ایران تنها در پی خوشامد داوران این جشن‌واره هستند و قضاوت‌ها گاه تا جایی پیش می‌رفتند که  برخی از این فیلم‌ها را در تضاد با منافع ملی دانسته و بدین‌وسیله با دلایل فرامتنی سعی در کم‌رنگ و زیر سوال بردن این موفقیت‌های بین‌المللی داشته و دارند.

اما سال گذشته سینمای ایران شاهد فیلمی بود که کلیه این معادلات را برهم زد به نوعی که می‌توان حضور سینمای ایران را در عرصه بین‌المللی به دو دوره قبل و بعد از جدایی نادر از سیمین تقسیم کرد. نخست این‌که گرچه این فیلم در کم‌تر از یک سال در 57 جشن‌واره حضور داشته و 40 جایزه بین‌المللی گرفته است اما این فیلم در سطح بسیار وسیعی مورد توجه تماشاگران عام سینما و نه فقط حاضرین در جشن‌واره‌ها قرار گرفته است و تاکنون در 22 کشور به نمایش عمومی درآمده و حدود 9.4 میلیون دلار فروش داشته است* و برای اولین بار نام ایران را در ردیف برگزیدگان صنعت سینما برای جایزه گلدن گلوب به ثبت رسانده و امید و انتظار را برای برگزیده شدن در رقابت اسکار برای این فیلم افزایش داده است. در این وضعیت جدید احتمالن و به تدریج شاهد واکنش‌هایی متفاوت از گذشته در رابطه با حضور بین‌المللی سینمای ایران خواهیم بود. چرا که با این نحوه حضور  نمی‌توان با فرمول و روش‌های همیشگی نسخه پیچید و  برچسب سینمای جشن‌واره‌ای را بر پیشانی آن زد. اگر منتقد مخالف فیلم در داخل فیلم‌ساز را به ارایه تصویری مغشوش ‌از جامعه ایرانی متهم می‌کند و بدین شکل می‌کوشد که این فیلم را هم با همان نسخه قبلی‌ها به گوشه رینگ ببرد و با اتهام ارایه تصویری مغشوش از جامعه ایرانی برای خوشامد غربی‌ها موفقیت‌های بین‌المللی فیلم را زیر سوال ببرد اما ظاهرن همان‌گونه که گفته شد این روش این بار جواب نمی‌دهد و ظرفیت‌های این فیلم بالاتر از آن است که این‌گونه نقد و بررسی بتوان مشکل را حل کرد. به عنوان نمونه نگاه راجر ابیرت منتقد مشهور شیکاگو سان‌تایمز‌ به این فیلم می‌تواند به روشنی این نکته را آشکار کند که هم سینمای ایران وارد عرصه تازه‌ای شده است و هم نگاه بین‌المللی به این سینما آن‌گونه که این دوستان سال‌ها در داخل برایمان تفسیر و تبلیغ می‌کردند و سعی داشتند حضور بین‌المللی سینمای ایران را برای سینمای هر کشوری می‌تواند افتخار آمیز باشد کم اهمیت جلوه دهند، دیگر به سینمای ایران آن‌گونه نیست.

راجر ابیرت که فیلم جدایی نادر از سیمین را  در صدر فهرست 10 تایی خود از سال 2011 قرار داده درباره آن می‌نویسد: « … فیلم به طور ویژه‌ای ایرانی است اما در عین حال من باور دارم که جدایی فراتر از آن، درباره تجربیات انسانی است. این فیلم بیش‌تر یک اثر جهان ‌شمول است. از طرف دیگر به نظر می‌رسد فیلم‌هایی که برای همه آدم‌ها ساخته شده باشند، درواقع برای هیچ‌کس نیستند…  سوژه اصلی اصغر فرهادی، حقیقت است. به خصوص زمانی که آدم‌هایی که می‌شناسیم و بهشان احترام می‌گذاریم، علارغم همه واقعیت‌هایی که می‌دانیم، این حقیقت را انکار می‌کنند. جدایی یکی از آن شاه‌کارهای ماندگاری خواهد شد که از حالا تا چند دهه آینده دیده و تحسین می‌شود.»

این منتقد به لایه  و مفاهیمی از فیلم اشاره کرده که مفاهیم مشترک انسانی است و ربطی به جغرافیا و حتا زمان خاصی ندارد با این نگاه فرقی نمی‌کند که نادر و سیمین در چه کشوری زندگی می‌کنند و مثلن سیمین به کجا می‌خواهد برود که نادر نمی‌خواهد برود بلکه در این میان موقعیت‌ها است که اهمیت دارد و روایت‌ها که دور محور مفاهیم مشترک انسانی شکل می‌گیرند ممکن است بخشی از نیت فرهادی برای ساخت این فیلم نقد ناهنجاری‌های رو به تزاید جامعه پیرامون خود بوده باشد که البته کار به‌جایی هم هست اما آن‌چه در مواجه با تماشاگر گوشه‌های دیگر دنیا که ممکن است شناخت کاملی از جامعه و فرهنگ لوکیشن فیلم نداشته باشد مورد توجه قرار می‌گیرد همان مفاهیم مشترک انسانی است چه بسا تماشاگر آن سوی آب هنگام تماشای فیلم اصلن به این فکر نکند این‌جا ایران است و این چه کشوری است که همه در آن به هم دروغ می‌گویند.

دنیای عجیب و متفاوتی  شده است  آن‌قدر کوچک و به هم پیوسته که هیچ خبر و اتفاقی ندیده و نشنیده باقی نمی‌ماند و در عین به ظاهر یک شکل و کوچک شدن آن‌قدر وسیع و بزرگ است که جا و امکان برای جلوه همه خرده فرهنگ‌ها وجود دارد و با  وجود همین تنوع هنوز هم مفاهیم مشترک انسانی چه زشت و چه زیبا مانند عشق، نفرت، غم، شادی، تنهایی، دروغ خیانت و… به‌وجود آورنده موقعیت‌ها و روایت‌ها است و اگر با فرم مناسب و استاندارد در مدیوم مورد نظر ارایه شود کالایی است که هنوز خریدار دارد و مورد توجه قرار ‌یرد. دوستان عزیز به شما اطمینان می‌دهیم که هیچ توطئه‌ای در کار نیست‌ و این‌بار هیت مدیره جهانی پنهان در پشت پرده هم، ظاهرن در نقاط مختلف دنیا مشغله بسیار دارد و امور سینما را به تماشاگر و منتقد واگذاشته است فیلم شهر به شهر می‌رود و می‌فروشد فقط به خاطر آن‌چه بر پرده می‌افتد که به درستی تصویر شده نه به خاطر آن‌چه بیرون سالن‌ نمایش و یا در ایران می‌گذرد.

————————————-

* آمار برگرفته از یادداشت محمد اطبایی در سایت خبرآنلاین 26 دی 1390

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,