Saturday, 18 July 2015
25 October 2020
اندر حکایت تعطیلی یک برنامه پر‌بیننده در صدای آمریکا

«پارازیت تعطیل شد، یک ذبح شرعی به روش وطنی»

2012 January 30

اشاره از رادیو کوچه:

آن چه در پی می‌خوانید نامه وارده‌ای از یکی از شنوندگان رادیو کوچه است که پیشتر نیز از همین دست نامه‌هایی دیگر در کوچه منتشر شده بود. بدیهی است رادیو کوچه به دلیل رعایت اصول کاری اشاره می کند مسوولیت محتوای این نوشته بر عهده نویسنده نامه است و مانند گذشته تاکید دارد که این رسانه آماده درج هر پاسخ و یا نظری در این مورد است.

اوستا میرکاشف / نامه وارده

به نظر می‌رسد این روزها دیگر کسی علاقه‌مند نیست بداند بر سر برنامه‌ای با نزدیک به یک میلیون طرف‌دار دارد و شاید یکی از پر‌ببینده‌ترین برنامه‌های فارسی زبان چه آمده است. شاید مردم ایران عادت کرده‌اند که مدتی با هیجان موضوعی را دنبال کنند و بعد همه چیز به فراموشی سپرده شود.

می‌خواهم به یکی از پر‌بیننده‌‌ترین برنامه‌های صدای آمریکا اشاره کنم. بله برنامه‌ای به نام «پارازیت» البته اگر از خاطر شما نرفته باشد. پارازیت همان برنامه‌ای بود که کامبیز حسینی و سامان اربابی اولین‌بار با روی کردی متفاوت از صدای آمریکا که مدلی خشک و شاید دایناسوری بود، برنامه‌ای را به رنگ و بویی دیگر بیرون آوردند.

بله شاید بر شیوه کار این برنامه نقد وارد بوده است. از بیان مجری تا نوع برخورد با میهمانان این برنامه اما به هر روی اصل کار می‌توانسته بر این باشد که برنامه جنس خودش «آزمون و خطا» بوده است چرا که پیش‌تر با این شیوه برنامه‌ای تهیه نشده بود.

این برنامه خیلی زود جای خود را باز کرد چرا که جنبه‌های ارتباط مردمی‌اش بیش از تصور بود. این یک خطر مهم برای حاکمیت در ایران بود.

اما این برنامه در ماه‌های اخیر دست‌خوش تند‌بادهای مدیریتی شد که امروز با رفتن آقای عسگرد مدیر سابق صدای آمریکا شاید به فراموشی سپرده باید بشود. عزل و نصب‌هایی که پشت آن روشن نشد که چه سیاست مشخصی وجود داشته است. افرادی که یک شبه استخدام شدند و کسانی که یک شبه با مامور امنیتی از این رسانه خارج شدند.

اما من می‌خواهم کمی در مورد پارازیت صحبت کنم. بله به طور دقیق فقط در مورد پارازیت. پارازیتی که از تند‌باد حوادث درون صدای آمریکا در امان نماند. شاید در چند ماه قبل وقتی صحبت از راه‌اندازی استودیو نیویورک «پارازیت» شد کم‌تر کسی فکر می‌کرد پارازیت به زودی به دست‌انداز خواهد افتاد.

در همین روزهای اخیر بود که کامبیز حسینی در صفحه فیس بوک خود نوشت:

«من کامبیز حسینی از وقفه‌ای که در اجرای این برنامه افتاده از صمیم قلب عذر‌خواهی می‌کنم و امیدوارم که پارازیت هر چه سریع‌تر به روال عادی خود بر گردد.»

در واقع آقای حسینی بعد یک وقفه قبلی که پس از آن وعده شده بود پارازیت دوباره باز خواهد گشت این نوشته را بر روی فیس بوک خود گذاشت.

اما راستی چه شد. این سوالی بود که خیلی از طرف‌داران هشت‌صد هزار نفری صفحه فیس پارازیت از گردانندگان این برنامه می پرسیدند.

پارازیت به گمان من باید بررسی شود تا به این پاسخ بتوان نزدیک‌تر شد: «چرا پارازیت تعطیل شد؟»

بگذارید از این روی کرد به ماجرا نگاه کنیم، وقتی این برنامه با همه عیب‌هایی که می‌توان بر آن وارد دانست به اقبال عمومی رسید در واقع دچار همان بلای ایرانی شد که تعداد زیادی از ما با آن دست به گریبان هستیم.

چرا ما به جای آن محبوب نبودیم؟

پس رقابت‌ها به جای رقابت به حذف تبدیل می‌شود. کامبیز حسینی وقتی بنا شد این برنامه را گسترش بدهد به سراغ آدم‌های تازه‌ای رفت. آرش سبحانی و دوستانی که هم‌راه اون بودند اردوان پایور و خواننده گروه ایندو کسانی بودند که به هم‌راه آرش راهی پارازیت شدند. آن‌ها قرار بود در کار نوشتن و ایجاد فضای خلاقانه در پارازیت به کار گرفته بشوند. به خصوص آرش سبحانی که علارغم نظر بسیاری که به طور اصولی یک خواننده بوده است و نه تحلیل‌گر خبر روز یا از این موارد اما نظر کامبیز حسینی این بود که او باید به پارازیت بپیوندد.

این پیوست البته موجب رخ‌داد‌های دیگری هم شد نزدیکی سامان اربابی به گروه تازه.

‌چرا که همیشه از او به عنوان «آدم شماره دو» پارازیت یاد می‌شد، از یک سو و از سوی دیگر تنش‌های درونی از سوی دیگر باعث برخی جدایی‌ها شد، اما بنا شد این موارد به دلیل‌های زیادی به همان اندازه «خانواد‌گی‌» باقی بماند.

به نظر می‌رسد آقای حسینی در این جای کار کمی اشتباه کرد چون هم زمان با ورود آقای سبحانی به بازی پارازیت، نامه‌نگاری‌ها شروع شد. فضای دو قطبی در پارازیت پدید آمد و از یک طرف فشار‌های برنامه‌سازی و سطح توقعی که از پارازیت هر روز بالاتر می‌رفت و از سوی  دیگر به نوعی اعتراض‌های داخلی که شاید می‌تواند گفت اگر چه با هدف‌‌های مختلفی مطرح می‌شد اما بر‌آیند آن‌ها یک چیز بود:

«کاهش توانایی پارازیت برای تغییر و یا بهبود»

اما آقای حسینی این جای کار با عصبانیت و عدم کنترل بر اعصاب خود کار دست برنامه داد. پس از درگیری لفظی تند او در تحریریه، نامه‌نگاری‌ها را از بالا و پایین آغاز کردند. به راستی قرار بود چه هدفی دنبال شود.

بسیاری از کسانی که در صدای آمریکا بوده‌اند می‌دانند که در یک روال پیچیده در روزهای تولید برنامه در برخی موارد کامبیز حسینی باید تا دو ساعت قبل پارازیت به پاسخ‌گویی در مورد درگیری‌اش در تحریریه به بخش نیروی انسانی پاسخ‌گو می‌بود. درست در همان روزی که بنا بوده برنامه پارازیت پخش شود.

اعتراض‌ها بالا گرفت. نامه‌نگاری‌ها به ساعت به ساعت تبدیل شد. نامه‌هایی با تم‌های کاملن حقوقی از سوی هم‌کاران کامبیز حسینی بر علیه او. از نوع برخورد تا اعتراض به تولید تا جایی که در درون پارازیت دو جناح تشکیل شد گروهی که به هم‌راهی آرش سبحانی و سامان اربابی یک جبهه را تشکیل دادند و جبهه تقریبن تک نفره‌ای به نام کامبیز حسینی.

اما این روال در نهایت وارد فاز تازه‌ای شد. به آقای حسینی گفته شد به تنهایی بدون تیم قبلی دو ماه وقت داده خواهد شد که پارازیت را بسازد. از سویی به سامان اربابی و آرش سبحانی نیز این امکان داده شده است که با تیم فنی و امکانات موجود پارازیت برنامه‌ای با نام مشابه پارازیت تهیه کنند. نامی مانند «پارازیت در پارازیت» یا «بعد پارازیت» به طور مثال. از سویی آقای حسینی باید در ظرف این مدت دو ماهه چهار برنامه انتخاباتی بسازد به نوعی در این روال روی دادی که به وجود آمده است این خواهد شد که کامبیز حسینی در عمل مجبور باشد به شخصه تیر خلاص به خود و پارازیت شلیک کند.

چرا که در عمل او نه امکانات کافی برای تولید و پشتیانی خواهد داشت و از سویی دیگر باید در رقابتی داخلی سعی در رویارویی با تیم سابق خود داشته باشد.

البته گفته می‌شود پیش‌تر بخش اداری از او خواسته بود که «استعفا» دهد. که کامبیز حسینی نپذیرفته است. حال باید خود افول پارازیت را رقم بزند تا بعد از پارازیت بتواند به کار خود ادامه بدهد.

حال به نظر می‌رسد در این ماجرا ما مانند همیشه گل را خودمان به خودمان زده‌ایم. با این روش تسویه‌حساب‌های داخلی، پارازیت نه اصلاح که تعطیل می‌شود. ما باز‌ یک دیگر را حذف می‌کنیم و باز فرصت‌های لازم به گروهی داده می‌شود که روی تیز ماجرا به سمت آنان بوده است.

بله پارازیت تعطیل شد. اما پارازیت در کش و قوس غرور ما تعطیل شد. در کلام آخر روش‌سازی مدیریت ناکار آمد این رسانه، همان شد که هدف حاکمیت در داخل بود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , 

۹ Comments


  1. Payam
    1

    ﭼﻮﺏ ﺧﺪا ﺻﺪا ﻧﺪاﺭﻩ. ﻛﺎﻣﺒﻴﺰ ﭼﻮﺏ ﺑﻲ ﺷﺮﻓﻲ ﻫﺎ و ﻋﻮﺿﻲ ﺑﺎﺯﻱ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻩ. ﺗﺎ ﻫﻤﻴﻦ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﭘﻴﺶ ﻫﻤﻴﻦ ﻛﺎﻣﺒﻴﺰ ﺑﺮاﻱ ﻫﻤﻪ ﻫﻤﻜﺎﺭﻫﺎﺵ ﺟﻔﺘﻚ ﻣﻲ اﻧﺪاﺧﺖ و ﻧﻮﻥ ﺧﻴﻠﻲ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺁﺟﺮ ﻛﺮﺩ


  2. Payam
    2

    ﺑﺪ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻪ اﺳﺘﺨﺪاﻡ ﻫﺎﻱ اﺧﻴﺮ ﺻﺪاﻱ اﻣﺮﻳﻜﺎ ﻫﻢ ﺑﭙﺮﺩاﺯﻳﺪ. ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺷﺎﻫﻜﺎﺭﺷﻮﻥ اﺳﺘﺨﺪاﻡ ….. ﻛﻪ اﻟﺒﺘﻪ اﻳﺸﻮﻥ. ﻗﺒﻼ ﻧﻪ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻧﮕﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﻧﻪ ﻛﺎﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ اﻱ ﻛﺮﺩﻩ.ﻭاﻗﻌﺎ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺩﺭ ﺻﺪاﻱ اﻣﺮﻳﻜﺎ ﭼﻪ ﻣﻴﮕﺬﺭﺩ


  3. Payam
    3

    اﻳﺸﻮﻥ ……ﻫﺴﺘﻦ


  4. aria
    4

    کامبیز حرف حق میزد و برای همین هم برای جفتک اندازن همیشگی‌ ولایت وقیح تلخ بود.

  5. 5

    عجب باد شانسی ، این ۲ جوون داشتند ایران رو آزاد میکردند، حالا این ها برنامه نداشته باشند چه کسی من و شما رو آزاد کنه ؟ باور کنید ملت جالبی هستیم خودمون به خودمون کلک میزنیم و دروغ میگیم، لازم نیست کسی ما رو گول بزنه !


  6. پریسا
    6

    صدای آمریکا تبدیل شده به جایی که یک مشت بی سواد رو جمع کردن اونجا و انتظار دارن مردم هم از برنامه هاشون راضی باش. همین …. که به گفته ….. هست از صبح تا عصر بدون اینکه کاری انجام بده میاد تو تحریریه میشینه و دیگران رو تماشا میکنه یعنی در واقع کاری بلد نیست که انجام بده و ماهی پنچ هزار دلار دستمزد میگیره


  7. علی
    7

    نکن برادر نکن این کار رو نکنین بزارین کار درست انجام بشه به نظرمن اگه پارازیت یک نواخت بشه ازبین میره تغییر زنده نگهش میداره حالا ببینید


  8. Bahman
    8

    باز خداروشکر که شما این چیزا رو می نویسید و اینها رو رسوا می کنید. صدای امریکا شده حیات خلوت جمهوری اسلامی. یعنی خاک بر سر اون سیا و اف بی ای که حتی حاضر نیستن تحقیق کنن ببین پول مالیات مردم امریکا رو خرج چه کسایی می کنن و کارمندای تلویزیونی که اسمش “صدای امریکا” هست چه کسایی هستن. یک مشت مطرب و جاسوس جمهوری اسلامی رو جمع کردن تو صدای امریکا انتظار دارن مردم هم بشینن پای برنامه هاشون


  9. dustali
    9

    تا به حال نه دیدم نه شنیدم، که پای آقای سبحانی به جائی باز بشه و مشکلات و درد سر سراغ اونجا نیاد.

    هر جا که اسم از آرش سبحانی هستش، به دنبالش همیشه بدبختی و دادگاه و ۱۰۰ چیزه دیگه هم میاد ..