Saturday, 18 July 2015
01 October 2020
خدا قوت اما...

«اصغر فرهادی! آیا همه جوایز حقت بود؟»

2012 January 30

بهنام / رادیو کوچه

behnam@koochehmail.com

در مقاله‌ای که توسط سعید توجهی، در رادیو کوچه با نام «‌پیش و پس از جدایی» در خصوص آخرین اثر اصغر فرهادی، منتشر شده بود، برخی نکته‌هایی وجود دارد که شاید با نگاه متعصبانه‌ای نگارش شده است و لازم دانستم آن‌ها را یادآوری کنم.

البته پیش‌تر باید بگویم که هدف از نگارش این مطلب به هیچ‌وجه زیر سوال بردن شایستگی‌های اصغر فرهادی و دیگر عوامل، به‌تنهایی نیست، اما وقایعی در این راه اتفاق افتاده که شاید با کنار هم قرار دادن آن متوجه برخی مسایل پنهان این جوایز و دیگر افتخارات خواهیم شد.

همان‌طور که رضا پرچی‌زاده نیز در مقاله‌ای با عنوان «جنجال بر سر«جدایی نادر از سیمین»، خاطرنشان می‌کند «که فیلم فرهادی، از نظر فنی، شکفتگی نهایی سینمای اجتماعی مورد علاقه وی با تکنیک‌های خاص عمدتن تجربی و با تم اصلی «چارچوب‌گریزی حقیقت» می‌باشد که با «رقص در غبار» آغاز شد، با «شهر زیبا» و «چهارشنبه سوری» و «درباره الی» ادامه یافت، و در «جدایی نادر از سیمین» به اوج رسید. با این‌که هنوز چهارشنبه سوری را بهترین فیلم فرهادی می‌دانم، باید اذعان کنم که جدایی نادر از سیمین از خوش ساخت‌ترین فیلم‌های سینمای ایران معاصر است. این فیلم از فیلم‌نامه‌ای قوی، تدوینی مناسب، و بازی‌های نسبتن خوب – گرچه با فراز و نشیب نسبی‌– برخوردار است. در میان بازیگران، شهاب حسینی، با اجرای نقشی متفاوت با آن‌چه معمولن از او دیده‌ایم، خوش می‌درخشد. در مجموع، فیلم فرهادی از منظر هنری اثری درخور توجه و شایان تحسین است. با این وجود، این‌که موضع‌گیری در قبال این فیلم چه در داخل و چه در خارج تا حدود زیادی تحت تاثیر مسابل سیاسی-اجتماعی حال حاضر ایران بوده ادعایی بی‌پایه نیست.»

آقای توجهی در مقاله خود نوشته‌اید که نوع نگاه داوران جشن‌وار‌ه‌های خارجی و روی‌کردشان نسبت به گذشته تغییر کرده و این امر زمانی رخ داده که فیلم جدایی نادر از سیمین تمامی معادلات برخی منتقدان را به هم ریخته است. و این بار این فیلم به خاطر خود فیلم و هم‌چنین مهارت‌های کارگردان و عوامل آن چندین جایزه بین‌المللی را نصیب این اثر کرده است.

حال فکر کنید که هر انسانی در ایران که نگاهی مخالف دولت و وزارت ارشاد جمهوری اسلامی داشته باشد آیا از فیلم‌های اصغر فرهادی استقبال نخواهد کرد؟ آیا گیشه سینمای ایران را از جا نخواهد کند؟

لازم می‌دانم چند نکته را با هم مرور کنیم شاید نگاه شما هم تغییر کرد و به دور از تعصب، اقدام به نگارش مطالب دیگر بفرمایید.

حادثه چهره شدن اصغر فرهادی (منظورم از آن چهره‌شدن‌های کاذب است) پس از اظهارات وی در جشن خانه سینما در شهریورماه 89 و هم‌زمان با آن‌چه رکود حرکتی جنبش سبز در ایران می‌خوانند، آغاز شد که گفت: «امیدوارم وضع مملکت طوری شود که گلشیفته بتواند برگردد. امیدوارم بهرام بیضایی برگردد. امیر نادری بتواند در ایران فیلم بسازد و امیدوارم جعفر پناهی هم بتواند در ایران فیلم بسازد و امیدوارم سال‌‌های آینده مجبور نباشیم اعلام کنیم که ما عضوی از خانه سینما هستیم و به ‎زودی وضع، وضع بهتری باشد.»

حال فکر کنید که هر انسانی در ایران که نگاهی مخالف دولت و وزارت ارشاد جمهوری اسلامی داشته باشد آیا از فیلم‌های اصغر فرهادی استقبال نخواهد کرد؟ آیا گیشه سینمای ایران را از جا نخواهد کند؟

حال به جلوتر می‌آییم. «اخراجی‌های 3» و نگاه نفرت‌انگیز جامعه عمومی نسبت به آقای ده‌نمکی و آن فیلم توصیه‌شده برای انتخابات ریاست جمهوری، که خود حدیث دیگری است که در این مقال نمی‌گنجد.

ورود دو فیلم به عرصه اکران عمومی، یکی موافق با آرمان‌های مخالفان دولتی در ایران و دیگری موافق با آرمان‌های انقلاب (شما بخوانید امام راحل)، آیا اکثریت جامعه را به سوی خود جلب نخواهد کرد؟ و وقتی که آمارهای دروغین ارایه شده توسط رسانه‌های منسوب به حامیان نظام جمهوری اسلامی، در خصوص استقبال عمومی از فیلم «اخراجی‌های 3» مردم را بر این نخواهد داشت که اگر بشود حتا دوبار این فیلم را دید تا این آمار به سمت مردم و جنبشی که به راه انداخته‌اند، ببرد؟

این همان کاری است که در سایت رسمی IMDb نیز روی داد و آن استقبال که حتا مسوولان IMDb را نیز دچار به‌هم ریختگی کرده بود.

اما گام بعدی، شام‌گاه شنبه (نوزده فوریه‌/‌30 بهمن)‌‌، فیلم «جدایی نادر از سیمین» ‌ساخته کارگردان ایرانی اصغر فرهادی، در میان پانزده فیلم دیگر برنده جایزه معروف خرس طلایی برلینانه شد. چند ساعت پس از آن «آقای گیدو وستروله»،‌ وزیر امور خارجه آلمان موفق شد پس از دیدار با  «آقای محمود احمدی‌نژاد»، رییس جمهوری اسلامی، دو خبرنگار آلمانی را که چند ماه بود در ایران به گروگان گرفته شده بودند آزاد نماید و با هواپیمای اختصا‌صی وزیر امور خارجه، به آلمان باز‌گرداند. جرم این دو روزنامه‌نگار آلمانی، این بود که با فرزند سکینه آشتیانی، زنی که به سنگ‌سار محکوم شده است گفت‌وگو کرده بودند.

در این میان وقتی این اثر مورد استقبال مخالفان حکومت جمهوری اسلامی، در قالب جنبش سبز قرار می‌گیرد، می‌بینیم که به گزارش خبرگزاری فرانسه، حتا نیکولا سارکوزی، رییس‌جمهوری فرانسه، در اظهارنظری، خواستار تماشای فیلم «جدایی نادر از سیمین» در کاخ «الیزه» می‌شود.

این نه به خاطر اثر فرهادی بلکه به گفته همین خبرگزاری و آقای سرکوزی، «این درخواست نشانه موفقیت فیلم فرهادی است که در جشن‌واره برلین موفق به کسب جایزه خرس طلا و دو خرس نقره‌ای برای مجموعه بازیگران شده است.»

حال فرض کنید در دو کشور فرانسه و آلمان از یک فیلم ایرانی استقبال شود، آیا دیگر کشورهای اروپایی به آن نگاهی دیگر نخواهند داشت؟ و‌ یادمان نرود که جرقه آن را وزیر امور خارجه آلمان زده است.

پس علت تماشای یک فیلم تنها قدرت فیلم و اثر افراد درگیر با آن نیست، مجموعه‌ای از عوامل از جمله تبلیغات، نوع نگرش مقام‌های ارشد خارجی‌ به فضای سیاسی ایران و شاید همین تحریم‌های یک‌جانبه و چند جانبه از سوی کشورها دیگر علیه جمهوری اسلامی باشد.

خیلی کوتاه در صفحه فیس‌بوک خود نوشتم: «اصغر آقای فرهادی نه خسته برادر، بابت جایزه‌ها، ولی امیدوارم که برای گرفتن تک تکش ایمان داشتی باشی که حقت بوده و بر اساس برخی جریان‌های سیاسی نگرفته باشی. حالا خوب فکر کن حقت بود با داستان نخ‌نمای قدیمی و بازی مصنوعی آقای معادی و انتخاب دختر 15-16 ساله به جای دختر 11 ساله و القا کردن اعتقادات فراموش شده مذهبی در ایران بهت جایزه بدن یا نه؟ نکنه علت اجازه ارسال این فیلم از طرف وزارت ارشاد همین بخش آخری بود؟ به قول اون دختره 15 ساله ببخشید 11 ساله راستشو بگو.»

وزارت ارشاد نیز ناخواسته خود از عوامل استقبال این فیلم شد، آن‌هم در رای‌گیری ارسال این فیلم به جشن‌واره اسکار، و ایرانی‌های سراسر دنیا که این فیلم را ندیده پیش خود گفته‌اند که این فیلم چه داشته که وزارت ارشاد راضی به ارسال آن نیست و  این شد یک موج تازه برای استقبال دوباره و چندباره.

شاید کمی باید تامل کنیم و برای اعلام موافقت با یک جریان تمامی اصول را زیر پا نگذاریم.

به شما و دیگر دوستان توصیه می‌کنم فیلم «سرزمین خون و عسل» (In the Land of Blood and Honey) اثر آنجلینا جولی را هم ببینید که با فیلم اصغر فرهادی در جشن‌واره «گلدن گلوب» رقابت می‌کرد اما موفق نشد جایزه‌ای را کسب کند.

این توصیه به دلیل متفاوت بودن موضوع نیست، شاید یک موضوع آن‌هم تکراری در منطقه بالکان، اما نوع بازی و هم‌چنین زیبا به تصویر کشیدن عشق در بدترین وضعیت یک اجتماع که همان جنگ است کاری متفاوت‌تر از «جدایی نادر از سیمین» ارایه می‌دهد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۱۷ Comments


  1. علی
    1

    بازی های نسبتن خوب؟!!! ببخشید می شه بازی هایی بهتر از این در کل تاریخ سینما برامون مثال بزنی؟

    در ضمن سارینا فرهادی هنگام بازی در این فیلم واقعاً یازده سالش بود. اول اطلاعتتون را درست کنید، بعد شروع کنید به بهانه گیری

    فیلم در سرزمین خون و عسل هم یکی از فیلم های کاملاً متوسط امساله و اگه نگاهی به نظرات منتقدین در مورد این فیلم بندازی می بینی که این فیلم به هیچ وجه نتونسه فیلم موفقی از نظر منتقدین بشه. حتی بسیاری به نامزد شدن این فیلم در گلدن گلوب شدیداً انتفاد داشتند و معتقد بودند این نامزدی نه به خاطر خود فیلم، بلکه به این خاطر است که فیلم آنجلینا جولی است و می خواستند با این کار مطمئن شوند که جولی در مراسم گلدن گلوب حضور خواهد داشت


    1. علی
      2

      البته منظورم بازی هایی بهتر از این در کل تاریخ سینمای “ایران” بود


      1. Farvahar
        3

        دوست عزیز،

        «تاریخ سینمای ایران» پر است از بازی‌های بیاد ماندنی تعجب می‌کنم بازی‌های برخی دوستان در این فیلم برای شما بهترین است. البته آنجلینا جولی که برای ورود به این جشنواره بدون فیلم هم اجازه داشته که وارد شود حتا بدون فیلم، نظر منتقدان سینما در مورد فیلم سرزمین خون و عسل را مجدد مرور کنید که در انتها به دلیل این‌که کار نخست آنجلینا جولی به عنوان نویسنده و کارگردان این فیلم شدیدن مورد تقدیر قرار گرفته است. البته اگر معتقدید که فیلم جولی به دلیل شخص خودش بوده نه فیلم خیلی موارد دیگر هم ممکن است زیر سوال برود از جمله مواردی که بالا اشاره کردم از جمله حضور فیلم جدایی نادر از سیمین


        1. علی
          4

          من چیزی نمی گم فقط ارجاع می دم به سایت راتن تومیتوز و متاکریتیک که حتماً می دانید امتیازهای این دو سایت نشان دهنده ی برآورد نظرات منتقدین در مورد فیلم هاست. امتیاز جدایی نادر از سیمین رو در این دو سایت با امتیاز فیلم جولی مقایسه کنید و تفاوت فاحششون رو ببینید.

          منم تعجب می کنم وقتی تمام منتقدین بزرگ دنیا بدون استثنا بازی های این فیلم رو بی نقص و شگفت انگیز دونستند شما از بازی های “نسبتن خوب” و حتی بازی “تصنعی” پیمان معادی حرف می زنی. یعنی واقعاً هر ایراد دیگه ای می تونست به این فیلم بچسبه به جز بازی هاش. حتی سرسختترین مخالف های این فیلم هم از بازی هاش ایراد نگرفتند. یا شما آشنایی کافی با مقوله ی بازیگری ندارید یا اینکه احتمالاً فیلم دیگه ای به جای جدایی نادر از سیمین دیدید


        2. علی
          5

          علاوه بر این اگه فیلم جولی انقدر فیلم خوبیه چرا تا به حال هیچ جایزه ی مهمی نبرده؟ تا قبل از گلدن گلوب هیشکی این فیلم رو حتی به حساب هم نمیاورد. اینکه دیگه یه فیلم امریکاییه و کارگردانش هم یکی از محبوبترین ستاره های هالیوود. جایزه نگرفتن این فیلم چه علت دیگه ای می تونه داشته باشه جز اینکه فیلم خوبی نیست؟ جالب اینجاست که حتی در جلسه ی نشست نامزدهای بهترین فیلم خارجی زبان قبل از برگزاری گلدن گلوب این موضوع مطرح شد که نامزد شدن فیلم جولی جنجال ساز شده و خیلی ها می گن که این فیلم فقط به خاطر جولی نامزد شده نه به خاطر فیلم. چون همیشه این مسئله ی ستاره دوست بودن گلدن گلوب معروف بوده و نمونه های زیادی از این اتفاق ها در سال های قبل افتاده
          ولی اگه شما موفقیت های جدایی نادر از سیمین رو قبل از گلدن گلوب پیگیری می کردید موقعی که تقریباً تمام جوایز فصل جوایز امریکا رو درو کرد که این هم اتفاق نادری است برای یک فیلم، متوجه می شدید که اگه در گلدن گلوب هر فیلم دیگه ای به جز این فیلم برنده می شد عملاً اعتبار گلدن گلوب می رفت زیر سوال
          دوست عزیز ممکنه یک جایزه سیاسی باشه، دوتاش سیاسی باشه، آخه کدوم عقل سلیمی می تونه قبول کنه این همه جایزه ی بین المللی و هزاران نقد تحسین آمیز در مورد این فیلم همش سیاسی بوده باشه؟


  2. alireza
    6

    شما مشکلتون مشخصه. نقد روی خود فیلم ندارین به سبک رجانیوز به حواشی گیر میدین. من فیلم آنجلینا جولی رو هم دیدم. اصلن قابل مقایسه نیست. فیلم جدایی نادر از سیمین یک شاهکاره و شما باید یاد بگیرین که نقدهای خودتون رو به محتوا و تکنیک و … بکنید نه به حواشی که منِ خواننده تردید نکنم که پدرکشتگی دارید با آقای فرهادی – که دارید لابد!


  3. دانشجوی مالزی
    7

    آقا ، عزیز ، دوست ، برادر
    آخه چرا ما اینجوری هستیم که خودمون میخواهیم به خودمون گل بزنیم
    پدرجان، طرف داره اسکار رو میگیره شما دنبال یه بهونه ای که بگی حقش نیست
    والله که از ماست که بر ماست
    ما مریضیم ، مریض تاریخی
    نکنیم … در برهه های حساس و تاریخی حسادت و مریضی هایمان را جلو نکشیم…. اونوقت میگیم چرا مصر و لیبی و … اینجوری اند و ما اینجوری
    آخه ما وقتی واسه موفقیت هامون هم میخواهیم از یه جاییمون یه چیزی دربیاریم و بگیم نه آقا اشتباه شده و این حق ما نبوده ، نباید بیشتر از این توقع داشته باشیم
    جدایی نادر از سیمین چه بخواهیم و چه نخواهیم ، جه حقش بوده و چه نبوده در آستانه گرفتن اسکار است.. لطفا با چرندیاتمان این حلاوت و شیرین را در این زمانه سخت زهر مار مردم نکنید …


  4. Nima
    8

    متاسفانه تحلیل شما به هیچ وجه انسجام نداره. از مسائل ایران به ۲ خبرنگار آلمانی‌ و وزیر امور خارجه آلمان و…. همون تئوری توطئه که بیشتره ما ایرانی‌ها باهاش درگیر هستیم.

    من قبول دارم که موفقیت بعضی‌ فیلم‌ها به مسائل سیاسی ربط داره همونطور که سینما یک صنعت هست نه فقط هنر و نقش اسپانسر خیلی‌ مهمه ولی‌ بد نیست که شما نظرات منتقدین برجسته سینما رو در مورد این فیلم ببینید که قریب به اتفاقشون نمره عالی‌ به این فیلم دادن. اگر معتقد به تئوری توطئه باشی‌ حتما خواهی‌ گفت که همه این منتقدین هم سابقه سینما ییشون رو زیر پا گذاشتن و به خاطره دلایل سیاسی نمره عالی به فیلم دادن.


  5. سعید
    9

    چقدر کوتاه فکر و تنگ نظریم که کار یک هنرمند رو با ارتباط دادن به یک اظهار نظری که به نظر من و خیلی ها بسیار به حق و منطقی بود بخواهیم زیر سوال ببریم؟ دقیقا چون خودمون نمیتونیم حب و بغضهای شخصی و سیاسی را از قضاوتمون جدا کنیم فکر میکنیم دیگران هم در تمام جشنواره ها و فستیوالها همینطور قضاوت میکنند!


  6. فاطمه سادات
    10

    چرا امثال شما انقدر خودتون رو به در و دیوار می زنید که بگید فیلم خوبی نبود؟ چه چیزی رو می خواهید اثبات کنید؟ این فیلم به هر جشنواره ای که رفته جایزه برده چه در اروپا جه در آسیا و جه در آمریکا! خیلی باید یک شخص منفی باف یا دشمن باشه که همرو سیاسی بدونه!


  7. ندا
    11

    اگر فکر می کنید که اکثر فیلم هایی که جایزه ی اسکار می گیرند بدو ن تاثیر گذاری عوامل سیاسی واجتماعی مختلف جهان هستند سخت در اشتباهید فیلم میلیونر زاغه نشین یادتان بیاید شاید این جایزه را به کل ملت ایران به دلیل مظلومیت و صبوریشان داده باشند پس لطفا به جای کوچک کردن یک هم وطن این اتفاق را قدر بدانید


  8. keyvan
    12

    گفتار شما امثال شما
    درباره فیلم جدایی نادر از سیمین
    منو یاد ترانه روزبه بمانی
    انداخت
    هیشکی یادمون نداره
    خنده همو ببینیم
    این فقط درد وطن نیست
    ما تو غربتم همینیم


  9. amir
    13

    حسادت تا چه حد؟


  10. دارابی
    14

    بله حقش بود و تفسیر ها بیشتر به داستان سرائی می ماند.


  11. mohsen
    15

    vaghean moteassefam baraye shoma ke in maghale ro be negaresh daravordi,ey kash kami savade cinemaii dashti ta mitoonestam behet saiti ro moarrefi konam ta naghde steven spielberg ke ba copolla va lucas film ro dide boodand bekhooni… aghajoon in film behtarin filme sale cinemaye jahane,chera fekr mikoni chon in film iranie pas behtarin nist, cheghadr bokhl, cheghadr hesadat… chera narahati az in ettefagh? chera yek jaye naghdet shadi az in ettefagh vojood nadare? meryl streep va woody allen va judy foster va digaran allaf hastand ke film ro barha didand? boro be saite inha sar bezan bebin raje be film chi neveshtand… naghde roger ebert (bozorgtarin montaghede filme zendeye donya) ro boro bekhoon… man be oon bakhsh az nazaret ke migi film ya baziha ro doost nadashti ehteram mizaram (ke albatte az roo kamie savade cinemaiist) vali moteassefam ke be saligheye hezaran adam va davar ke in film ro bargozidand hamchin naghde khandedario vared mikoni…
    dar payan aghaye aziz ma dar jahani zendegi mikonim sarshar az siasat, siasat dg jozii az zendegie hamamoon shode, faghat ye soal daram azat, mage in siasat madarani ke nam bordi keshvareshoon filmsaz va film nadare ke bian az filme ma intor janane defa konan? age nemidoonesti bedooon ke alman va farance bishtarin tolide film ro dar oroopa darand, va sardamdarane oonha ehtemalan alaghe daran ke filmi az keshvare khodeshoon barande bashe ta jaye dige, albatte age messe shoma bizar nabashan az movafaghiathaye ham vatananesh.


  12. اکبر ترشیزاد
    16

    بهنام عزیز در ابتدا باید بگویم که به زیر سوال بردن ارزش های یک فیلم فقط به این دلیل که در فضای سیاسی ویژه ای ساخته شده و یا جشنواره ها به ان نظر خوش نشان داده اند شیوه ی نادرستی است، بسیاری از فیلم های بزرگ تاریخ سینما در شرایط خاص سیاسی ساخته و تحت شرایط ویژه ای قرار گرفته اند اما همه ی اینها چیزی از ارزش هایشان کم نمی کند. برای مثال به چند نمونه اکتفا می کنم، یکی از آنها “نجات سرباز رایان ” است و دیگری “رقصنده با گرگ”. شرایط سیاسی و اجتماعی آمریکا و جهان در آن زمان ها روی موفقیت این فیلم ها تاثیر بسیاری گذاشت اما آیا اینها چیزی از ارزش های این دو فیلم کم می کند؟ فیلم را باید با ارزش های سینمایی سنجید و نه چیزی بیرون از آن. در ضمن اگر یک فیلم در چندین جشنواره که بر خلاف نظر شما اتفاقن کاملن موضع گیری های متفاوتی با هم دارند مورد استقبال قرار گیرد نشان از توانایی ها و ارزش هایش دارد، برای مثال همه می دانند که وقتی یک فیلم در جشنواره ی “کن” مطرح می شود به سختی مورد قبول و پسند داوران اسکار واقع می شود مگر اینکه آنقدر فیلم باارزشی باشد که نتوان از آن چشم پوشید نمونه ی عینی آن فیلم های “وودی آلن” است که حتا با وجود عدم حضور شخص کارگردان در این جشنواره (چون این جشنواره را سینمایی نمی داند) بارها و بارها مورد تقدیر قرار گرفته و جوایزی را برده است. برگردیم به فرهادی و فیلمش. نوشته ای که بازی ها خوب نبوده است. راستش بر عکس تو من فکر می کنم بازی اکثر بازیگران این فیلم بهترین بازی هایی بوده که تاکنون از آنها دیده ایم، البته نوع بازی انها شاید با دیگاه کلاسیک برخی از سینمادوستان جور درنیاید که مهم هم نیست زیرا سعی کارگردان همین بوده و قرار نبوده که شما با افراد و شخصیت ها همذات پنداری بکنید بلکه نظر این بوده که اندیشه ی بیننده پس از دیدن اثر به چالش کشیده شود که این کار هم به درستی انجام شده. در جایی از بازی ضعیف پیمان معادی گفته بودی، من قصد ندارم تا نظر شخصی خودم را در مقابل نظر شما قرار دهم اما از در دیگری وارد می شوم. محمودکلاری را همه می شناسند، کلاری آدم امروز و دیروز سینمای ما نیست و برای خودش اعتبار و وزنه ای است. کلاری به شهادت همه ی انهایی که با او کار کرده اند بسیار انسان سخت گیری است و به ندرت احساسات را در کارش دخیل می کند اما من از شما خواهش می کنم تا یکبار دیگر فیلم پشت صحنه ی “جدایی” را دیده و با چشم خودت ببینی که چطور کلاری تحت تاثیر بازی به یادماندنی پیمان معادی با چشمان پر از اشک تصاویر را فیلمبرداری می کند. برتری های فیلم فرهادی یکی دوتا نیست از بازی گرفتن از بازیگرانش بگیرید تا نگاهش به نور و رنگ در آثارش و از همه مهمتر میزانسن های پیچیده ی فیلمهایش، برای نمونه از شما می خواهم تا مصاحبه ی شهرام مکری(از نوابغ جوان سینمای ما که کار اولش “اشکان، انگشتری متبرک و چند داستان دیگر” به عنوان یکی از شاهکارهای سینمای ایران شناخته می شود و متاسفانه توقیف است)را با تدوین گر فیلم “درباره ی الی” بخوانی و ببینی میزانسن های فرهادی چقدر پیچیده و دقیق است. بهنام عزیز فرهادی یک روزه در سینمای ما گل نکرده است که توجه دو جشنواره به فیلم او نشان از توطئه ی دست های پشت پرده باشد. لیاقت های او قابل انکار نیست. فرهادی از زمانی که تاترهایی را با همسر هنرمندش پریسابخت اور به روی پرده می آورد نشان داده بود که انسان هنرمند و توانایی است. فرهادی پیش از انکه فیلم های خودش مطرح شود مایه ی موفقیت بسیاری دیگر از سینماگران ایرانی بوده است یک نمونه از آنها فیلم نامه ی درخشان “ارتفاع پست” است که حاتمی کیای حذف شده را دوباره به صحنه ی سینمای ایران بازگرداند، بگذریم که آقا ابراهیم نمک خورد و نمکدان شکست. متن شمار فر اوانی از سریال های موفق تلویزیونی و فیلم های سینمایی مطرح ما نوشته فرهادی است که باز به یک نمونه “دایره زنگی” بسنده می کنم. گفته ای که فیلم انجلینا جولی فیلم بهتری بوده است. همانطور که پیش از این هم به شما عزیز گفته بودم و در نوشته ایت هم به آن اشاره کرده ای به گمان من این فیلم نه از نظر فضا که در جنگ بالکان می گذرد و نه از نطر محتوا که برخورد و تقابل عشق و وظیفه را نشان می دهد هیچ گونه تازگی ندارد و این موضوع از چشم داوران تمامی جشنواره های خارجی هم پنهان نمانده و این فیلم هیچ جایزه ی معتبری را نگرفته است. درپایان بگویم که وقتی تمام بزرگان سینما و هنر ایران با سلیقه ها و گرایش های متفاوت و گاه متضاد از مهرجویی، کیمیایی، کیارستمی و پوراحمد گرفته تا شجریان و نامجو و…همه و همه به او تبریک می گویند میشود فهمید که کار فرهادی مورد قبول اکثر افراد جامعه و به ویژه هنرمندان و هنرشناسانش قرار گرفته است. در پایان پیام تبریک “رضابهبودی” از بازیگران بزرگ تاتر ایران را که پس از موفقیت فرهادی نوشته است می اورم. «آنا آخماتوا» می‌گوید (نقل به مضمون): در سرمای سرد و مه‌آلود مسکو، وقتی در صف ایستاده بودیم تا خبری هرچند ناچیز از زندانیان‌مان بگیریم، پیرزنی جلو آمد و خطاب به من گفت: «آیا می‌توانی اینها را بنویسی؟» و من گفتم: «بله می‌توانم.» آن‌گاه لبخندی محو بر چیزی که زمانی چهره‌اش بود هویدا شد. فرهادی عزیز به تو افتخار می‌کنم که چهره ما را به ما برگرداندی.


  13. رضا پرچی زاده
    17

    بهنام عزیز، از شما بابت نقل قول سپاسگزارم، اما گمان می کنم مقاله دوم من در این باره را نخوانده اید. مطمئنا از آن مقاله بهتر می توانستید برای نقد امروزتان کمک بگیرید. آدرس آن را برای شما می گذارم. موفق باشید.
    http://radiokoocheh.net/article/129399