Saturday, 18 July 2015
25 September 2020
پانوراما

«طبقه‌بندی جامعه‌ی ایران در عصر قاجار»

2012 February 03

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

عموم جمعیت ایران را در دوره‌ی قاجاریه (تا پیش از مشروطیت) می‌توان به چهار طبقه‌ی جداگانه تقسیم کرد. از مجموع طبقات چهارگانه، تنها عناصر اصلی طبقه‌ی نخست، هیت حاکمه را تشکیل می‌داد. طبقه‌ی نخست به نوبه‌ی خود به دو دسته تقسیم می‌شد. دسته‌ی اول، برگزیدگان اصلی یا مرکزی حاکم را در بر می‌گرفت که عبارت بودند از روسای ایل قاجار، شاه‌زادگان، درباریان، تیول‌داران، مستوفیان، وزرا. این‌ها بزرگان، اطرافیان و نزدیکان شاه را تشکیل می‌دادند و بیش‌تر مناصب دولتی، به ویژه مقاماتی مانند وزارت، حکومت ایالات بزرگ و مناصب بالای قشونی را در اختیار داشتند. دسته‌ی دوم، یعنی «برگزیدگان فرعی یا محلی» عبارت بودند از اعیان و اشراف محلی، خان‌ها، صاحب منصبان محلی و میرزاها. اینان نیز در مناطق خودشان مناصب دولتی را در انحصار خود داشتند. علاوه بر این‌ها گروهی از روحانیان مانند ائمه جمعه، شیخ‌الاسلام‌ها و قضات که دارای مقامات دینی-دولتی بودند با طبقه‌ی بالا رابطه‌ی نزدیکی داشتند. برگزیدگان مرکزی و محلی به عنوان آریستوکراسی، بزرگان، طبقه حاکمه و هیت حاکمه شناخته می شدند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

فرمان‌دهان نظامی قشر بانفوذی در دوره قاجار بودند. اما به اعتقاد «احمد اشرف»، «قشرهای بالای دیوان‌سالاری» در نیمه‌ی نخست حکومت قاجار به عنوان «نوکر» شناخته می‌شدند بدین معنی که نسبت به دوره‌های گذشته از جای‌گاه نازل‌تری برخوردار بودند. البته این را نباید فراموش کرد که دست‌گاه دیوان‌سالاری در این دوره با رشد چشم‌گیری روبه‌رو بود، مناصب و وزارت‌خانه‌های جدیدی پدید آمد و حتا خاندان‌هایی مناصب دیوانی را نسل در نسل برای خود حفظ کردند. دلایل عمده در ارتقای جای‌گاه دیوان‌سالاران در نیمه دوم حکومت قاجار عبارت بودند از نهادینه شدن تدریجی مناصب دیوان‌سالاری، اعطای القاب به مستوفیان و لشگر‌نویسان و تفویض متناوب والی‌گری ایالات و ولایات به آن‌ها.

در این برنامه از دو دسته‌ی اصلی و فرعی که در مجموع هیت حاکمه را تشکیل می‌دادند، تنها به تشریح واکنش‌های سران اصلی هیت حاکمه (شاه، درباریان، شاه‌زادگان) در قبال اصلاحات سیاسی می‌پردازیم. اما پیش از بررسی تفصیلی لازم است به این نکته اشاره شود که تعیین کننده‌ترین عامل در موفقیت یا شکست اصلاحات سیاسی در دوره ناصری، نوع واکنش یا موضع‌گیری هیت حاکمه، به ویژه راس هرم قدرت (یعنی شاه) در برابر مقوله اصلاحات به طور اعم و اصلاحات سیاسی به طور اخص بود. با این دیدگاه واکنش سران اصلی هیت حاکمه در قبال اصلاحات سیاسی مورد بررسی قرار می‌گیرد. چنان‌که پیش‌تر اشاره شد، ایران نیز مانند سایر کشورهای شرقی مستعد اصلاحات از پایین نبود بلکه اصلاح از بالا تنها راه عملی و ممکن برای ایجاد دگرگونی در وضع موجود جامعه بود. با قبول این واقعیت، طبیعی است که تمام نظرها به راس هرم قدرت یعنی شخص شاه دوخته می‌شد زیرا ساختار قدرت سیاسی قاجاریه و نیز وضعیت جامعه به گونه‌ای بود که شاه به عنوان عامل تعیین کننده‌ی همه امور به شمار می‌آمد. بدین ترتیب توده مردم و حتا کارگزاران هرگز به حساب نمی‌آمدند بلکه تابع بی چون و چرای راس هرم قدرت بودند زیرا «همت ملوکانه و رای سلطان کبیر بود که می‌توانست حتا مس را به زر تبدیل کند.»  [1]

 ———————————–

1- علی بخش قاجار، میزان‌الملل، نسخه خطی، بدون صفحه شمار، به نقل از فریدون آدمیت و هما ناطق: افکار سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در آثار منتشر نشده دوران قاجار، ص 78.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,