Saturday, 18 July 2015
25 September 2020
کرانه‌های سن

«رنسانس، پدیده‌ای از دل قرون وسطا»

2012 February 04

سایه کوثری/ رادیو کوچه

در نیمه دوم قرن شانزدهم میلادی، مدنیت قرون وسطا از هم فروپاشید و از لحاظ اجتماعی و سیاسی و دینی در معرض تغییرات و تبادلات بسیار واقع شد. گروه بسیاری از بزرگ‌زادگان و صاحبان اراضی و املاک و نجبای عالی مقام که بر اثر شکست‌های پی‌درپی کشور فرانسه در جنگ صدساله مجبور به پرداخت غرامت‌های کلانی شده بودند، به تدریج اراضی و املاک خود را با کلیه حقوقی که از لحاظ قوانین ملوک‌الطوایفی به آن تعلق می‌گرفت، فروختند. بسیاری از دوک‌نشین‌های بزرگ جزو متصرفات شاه شد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به این شکل سنیورها و اربابان اراضی به خدمت شاه درآمدند و جزو درباریان او شدند. به فرمان پادشاه فرانسه تشکیلات و سازمان‌های مهم کشوری یعنی وزارت‌خانه‌ها و ارتش و دیوان محاسبات و دادگستری به وجود آمد. در این میان بورژواها نیز به خاطر رونق بازار تجارت و صنعت، توان‌گر و بانفوذ شدند تا به آن حد که عمال دولت در بسیاری موارد از میان آنان انتخاب شدند. وقایع گوناگون و مهم دیگری از قبیل اختراعات و اکتشافات تازه دریایی و نیز جنگ‌های معروف به جنگ‌های ایتالیا همه دست به دست هم دادند و شرایط و نظامات زندگی و اوضاع اجتماعی فرانسه را به کلی دگرگون کردند.

علاوه بر آن در آغاز قرن شانزدهم پس از ظهور لوتر و کالون و اصلاح مذهب، آبای کلیسا اعتبار و قدرت سابق خود را از دست دادند، عقیده مردم نسبت به تعالیم کشیشان نقصان یافت و از آن پس مسیحیت به مشتی آداب و تشریفات مذهبی محدود شد که توسط کشیشان و با شرکت تعدادی از معتقدان، که هنوز پیرو احکام کلیسا و پای‌بند اصول دین کاتولیک بودند، برگزار می‌شد. علاوه بر این علمای حکمت الهی و متکلمان مسیحی به تدریج از تماس و مراجعه مستقیم با متون مقدس مسیحی دست شستند و بی‌پروا به بحث‌های پرشور و روشنی در زمینه مسایل دینی پرداختند. از سوی دیگر در آثار ادبی علاقه و توجه به اندیشه‌های بزرگ و پرمایه از میان رفت و ادبیات دچار یک نوع خشکی و جمود شد و به تدریج راه زوال در پیش گرفت. نمایش‌نامه‌های مذهبی به ویژه تعزیه نامه‌ها جذبه دینی و زیبایی و طراوت ملکوتی اولیه خود را از دست دادند و در حقیقت مبدل به یک نوع کالای تجارتی و بازاری شدند که جز به خاطر سود مادی به نمایش گذاشته نمی‌شدند و به این وسیله تقریبن اساس همه نظام‌ها و قواعدی که از قرن‌ها پیش بر فرانسه حکومت می‌کرد در آغاز این قرن متزلزل شد و تغییرات کلی و اساسی در جامعه آن روز فرانسه به وجود آمد. اما طولی نکشید که افکار و اذهان مردم برانگیخته و بیدار شد.

در حقیقت کشفیات بزرگ علمی و دریایی قدرت اندیشه و عظمت بشر را بر او آشکار کرد و نشان داد که زندگی آدمی همه زحمت و عبادت یا پیکار توام با رنج و الم و مصیبت نیست، بلکه شخص باید به واقعیات جهان مادی و لذت‌های زندگی دنیوی نیز توجه خاص داشته باشد و سعی کند در محیطی بارور از علم و حکمت و هنر و نور و معرفت و در بحبوحه تجمل و شکوه زندگی کند و در سایه درختان و در میان گل‌ها از این لذت‌ها بهره ببرد.

ترقیات و اکتشافات جدید موجب شد که فرضیه‌های علمی قدیم و عقاید کهن به کلی واژگون شود و به افکار فرانسویان جنبش و جهش تازه‌ای ببخشد

خلاصه آن‌که ترقیات و اکتشافات جدید موجب شد که فرضیه‌های علمی قدیم و عقاید کهن به کلی واژگون شود و به افکار فرانسویان جنبش و جهش تازه‌ای ببخشد. به آنان بفهماند که تلاش و فعالیت بشر باید بدون هیچ‌گونه مانع و رادعی گسترش یابد. افکار پوسیده و آداب کهنه و متروک به تدریج از میان رفت و آنان شیوه تفکر و آیینی که زندگی را نوعی وظیفه می‌دانست و به افراد توصیه می‌کرد که فقط به دنیای باقی بیندیشند و ظواهر دنیوی را به دور افکنند و در مقابل مصایب صبر پیشه کنند و تن به قضای آسمانی بسپرند، از صفحه دل‌ها رخت بربست. از این پس افکار نوین به مردم آموخت که زندگی یعنی این‌که آدمی در دنیایی آکنده از سرور و شعف به سر برد و ضمن کامروایی در خلق آثار نفیس هنری و ادبی نیز بکوشد.

در نتیجه این‌گونه افکار و تلقینات، اشتیاق فراوانی به آزادی و آزاداندیشی در دل‌ها به وجود آمد. از این پس مردم آن چیزی را دوست داشتند که در نظرشان زیبا و دل‌کش باشد، بنابراین نه فقط درصدد برآمدند که به مظاهر زیبای دنیای محسوس و عالم طبیعت توجه کنند بلکه در آثار نفیس ادبی نویسندگان و شعرای دوران باستان نیز تحقیق کنند و آن‌چه زیباست در آن بیابند. از این رو آثار ادبی و هنری روم و یونان قدیم در نظر آنان قدر و منزلتی بسیار یافت و سرچشمه الهام و اقتباس شد.

مشتاقان و سالکان این راه به شناختن یک یا چند نویسنده و شاعر قانع نشدند بلکه می‌خواستند با کلیه آثار ادبی و شاه‌کارهای دوران باستان آشنا شوند و از خلال کتاب‌های آن دوران تمام علم و حکمت عهد قدیم و تراوشات فکری متقدمان را کشف کنند. در نتیجه تحولی سریع در ذوق سرایندگان و نویسندگان و تغییرات شگرفی در قالب‌ها و فنون ادبی و نیز رونق شگفت‌آوری در هنر پدید آمد.

این تحول و شگفتی که در عالم ادب و هنر به ظهور رسید به نام «رنسانس» خوانده می‌شود. کلمه رنسانس در اصل به معنی تجدید حیات ادبی و هنری یا بازگشت عهد هنر و ادب است. این نهضت بزرگ نخست در ایتالیا مایه گرفت و سپس به ترتیب در کشورهای فرانسه، آلمان و اسپانیا اشاعه یافت و از سال 1515 تا 1610 میلادی در فرانسه دوام پیدا کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,