Saturday, 18 July 2015
23 September 2020
پس‌نشینی تند

«اقتصاد پاشنه‌ی آشیل نظام»

2012 February 05

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

رییس قوه‌ی‌قضاییه «صادق لاریجانی» برای نخستین بار در تاریخ جمهوری‌اسلامی سخن از اعمال مجازات اعدام برای کسانی راند که به گفته‌ی او اخلال‌گران اقتصادی‌اند. کسانی که به باور او و بسیاری دیگر از مسوولان بلندپایه‌ی نظام از عوامل اصلی آشفتگی بازار ارز و سکه در ایران هستند. کم نبوده‌اند دیگر افرادی که در یکی دو ماه گذشته و با رو به وخامت گذاشتن اوضاع اقتصادی سرنخ این وقایع را در دستان نامریی عوامل بیگانه دیدند و دوباره از توطئه‌ی غرب برای ناامیدی مردم سخن گفتند. درست است که شرایط کنونی اقتصادی کشور یکی از بدترین وضعیت‌های سه دهه‌ی گذشته است اما در طول عمر جمهوری‌اسلامی هیچ‌گاه به این میزان حساسیت‌ها بر روی امور معیشتی مردم بالا نبوده است. ریشه‌ی این همه نگرانی در کجاست؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در پی پیش‌آمدها و اعتراض‌های گسترده‌ی مردمی که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 به وقوع پیوست، حساسیت‌های حکومت بر روی قشر متوسط بیش‌تر شد، اما حکومت راه و روش برخورد با این طبقه و مطالباتش را خوب می‌دانست، امنیتی و اطلاعاتی کردن هر چه بیش‌تر فضای سیاسی و اجتماعی کشور و نظارت هر چه دقیق‌تر بر فعالیت‌های هنری و فرهنگی که خاست‌گاه اصلی‌اش در میان روشن‌فکرانی بود که از همین طبقه برمی‌آمدند و ممکن بود تا آثارشان رنگ و بوی اعتراضی به خود بگیرد. باید اذعان کرد که حکومت تا اندازه‌ی زیادی در این راه موفق بود چون به خوبی می‌دانست با خفه کردن این طبقه سر و صداها و اعتراضات موجود نیز تا اندازه‌ی زیادی خاموش خواهد شد. نظام هیچ نگرانی از سوی قشر مرفه جامعه نداشت و ندارد چرا که به خوبی می‌داند تنها چیزی که برای این طبقه مهم است پول است و تغییرات سیاسی و جریانات اجتماعی اخیر مشکل چندانی برای آن‌ها و کسب و کارشان ایجاد نکرده و به تبع آن اعتراضی هم از سوی آنان صورت نخواهد گرفت.

حال حکومت باید هر چه بیش‌تر توجه خود را بر روی قشر پایین جامعه معطوف می‌کرد که آن هم با روش‌های پوپولیستی «احمدی‌نژاد» ممکن شد. با وجود آن‌که واریز نقدی یارانه‌ها به حساب مردم برای قشر متوسط راه‌گشا نبود اما می‌توانست در اقتصاد خانواده‌های غالبن پرجمعیت طبقه‌ی پایین تاثیر چشم‌گیری بگذارد. حکومت با برخی از سهل‌گیری‌های اجتماعی که با اشاره‌ی رهبری انجام شد امتیازات نادیده‌ای هم به آن بخشی از طبقه‌ی متوسط داد که درک‌شان از آزادی از ارتباطات خیابانی دختران و پسران و نمایش چند فیلم کمدی با طنزها و تکیه کلام‌های جنسی و ممنوعه بالاتر نمی‌رفت. آنانی که در ایران زندگی می‌کنند به چشم خود دیده‌ و حس کرده‌اند که در یک سال گذشته برخورد نیروی انتظامی با جوانان مهربانانه‌تر و مسالمت‌آمیزتر شده و بساط گشت‌های بسیج تا اندازه‌ی زیادی از خیابان‌ها برچیده شده است و به پلیس دستور داده شده تا در امور غیرسیاسی برخوردهایی مودبانه و مهربانانه با مردم داشته باشد.

با جمع‌بندی این مسایل می‌توان فهمید که مشکلات اخیر اقتصادی و تنگنایی که نظام در آن گرفتار آمده است می‌تواند چقدر برای‌شان گران تمام شود. اگر وخامت اوضاع اقتصادی به همین صورت ادامه پیدا کند، شرایط به سمتی پیش می‌رود که از سویی دیگر مبالغ نقدی یارانه‌ها هم مشکل‌گشای طبقه‌ی محروم نخواهد بود و از سوی دیگر تحریم‌های بین‌المللی تجارت و کسب و کار طبقه‌ی مرفه را هم دچار مشکل خواهد کرد و این دقیقن همان چیزی است که جمهوری‌اسلامی از آن واهمه دارد، یعنی ورود طبقه‌ی محروم و مرفه به صف معترضان به حاکمیت. نظام می‌داند که به ویژه آرام کردن و خفه‌کردن صدای قشر محروم جامعه به آسانی طبقه‌ی متوسط نخواهد بود چرا که این بخش از جامعه چیز فراوانی برای از دست دادن نداشته و به همین سبب از تهدید و اعمال خشونت و حتا برخوردهای فیزیکی نیز هراسی ندارد. اما مشکل نظام این‌جاست که خود به‌تر از هر کسی می‌داند با اعمال مجازات اعدام مشکلات اقتصادی کشور حل نخواهد شد و ریشه این گرفتاری‌ها در تحریم‌های گسترده‌ی بین‌المللی است. به هر روی باید گفت که در حقیقت حکومت با عدم پذیرش خواسته‌های جامعه‌ی جهانی خود را در معرض دو تهدید عمده قرار داده است، برخورد نظامی خارجی و شورش داخلی. حال باید نشست و دید کدام یک زودتر می‌تواند سران نظام را به تسلیم و کوتاه آمدن از مواضع لجوجانه‌شان وادار و یا در یک جنگ تمام عیار درگیر کند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,