Saturday, 18 July 2015
23 September 2020
گاتاهای زرتشت قدیمی‌ترین سرودهای جهان

«موسیقی ایران کهن‌ترین موسیقی جهان»

2012 February 06

امیر و کاملیا‌/ رادیو کوچه

بعد از پژوهش‌های فراوان در زمینه پیدایش موسیقی پژوهش‌گران به «گاتاها» دست پیدا کردند. گاتاها در «اوستا» آواها یا سرودهایی خود زرتشت است. و ایرانیان بیش از پنج هزار سال قبل از میلاد خط داشتند. و زبان پارسی باستان و اوستایی، با در نظر گرفتن بسیاری مباحث و ملحقات، مانند حروف صدادار امروزه در زبان، دارای شکل‌ها و حروفی بود که به‌وسیله آن‌ها می‌توانستند صداها را بنویسیند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

علاوه بر آن‌که آواهای گاتا به صورت سینه به سینه نیز منتقل می‌شد، در ادوار گوناگون نیز می‌توانستند آن‌را به‌وسیله خطوط گوناگون بنویسند. «آریاییان» در هزاره‌های قبل از میلاد مهاجرت‌هایشان را به طرف غرب و اروپا و هم‌چنین به طرف شرق و هند آغاز کردند، و با خود زبان و خط و فرهنگ و سایر پدیده‌های زندگی بسیار پیشرفته ایرانیان را به این مناطق انتقال دادند. به همین جهت است که زبان‌های «سانسکریت» و «پارسی باستان» و «اوستایی» تقریبن یکی است. در آواهای گاتا در «ریگ ودا» در زبان سانسکریت، سرودها علاوه بر ملودی‌ها، ریتم‌ها یا سیلاب‌ها یا تقطیع‌های گوناگون دارند.

ریتم‌های سیلابی این آواها در قالب‌های تقسیمات دوتایی و غیره در تکرار ملودی‌ها وجود دارند. این   ریتم‌ها که دارای تقسیمات منظم هستند، در ریتم‌های هندی وجود ندارند. این ریتم‌ها که به شیوه زمان حاضر نیز قابل تقسیم هستند در یونان نیز وجود نداشته‌اند. سیستم متریک موسیقی هندی با دید غربی کنونی بر تقسیمات ریتم، حتا تا زمان حاضر نیز نامنظم و تقسیم ناشدنی است. زیرا مانند سایر هنرها در شرق دارای خصوصیت بسیار عمیق و درونی و روحانی و پیچیده می‌باشد. ریتم‌های منظم آواهای گاتا، در سانسکریت به واسطه مهاجرت آریاییان از ایران به هند و سپس تسلط پادشاهان ایرانی و روابط تجاری، به هند و در دوران گوناگون از ایران به یونان و بسیاری کشورهای دیگر منتقل شده است.

آثار و نشانه های درک ریتم و موسیقی بسیار پیشرفته ایران باستان، علاوه بر آثار باستان‌شناسی و کتاب شاه‌نامه فردوسی و دیگر کتب ادبی و تاریخی، در کتب سازشناسی موسیقی نیز وجود دارد که در آن‌ها از انواع سازهای باستانی ایران یاد شده است. از اقوام ایرانی نژاد سومری و آشوری و بابلی که در جنوب و غرب ایران کنونی ساکن بوده اند حداقل دوازده نوع ساز ضربی گوناگون نام برده شده است.

هم اکنون به نظر می‌رسد موسیقی سنتی ایران کهن‌ترین و تکامل یافته‌ترین موسیقی‌های کهن جهان است، زیرا ریشه در قدیمی‌ترین بخش اوستا که گاتاها است دارد. این کلمه بعدها در جهت تکامل مداوم زبان پارسی باستان حرکت کرده در زبان دری «گاس» پهلوی «گاه» شد و گاه به معنی آهنگ موسیقی است. و به معنی خواندن گاتاها با موسیقی مخصوص است. پسوند بعضی از آواهای موسیقی کنونی ایران از قبیل: دوگاه، سه‌گاه، چهارگاه و راست پنج‌گاه از همین ماخذ است. تعبیر دیگری از مفهوم کلمه اوستا از خطه کردستان وجود دارد که تاییدی دیگر بر تاکید در به آواز خواندن اوستاست.

کلمه اوستا از کلمه کهن پارسی «افدستا» آمده به معنی «ستای شگرف» یا «نیکوترین ستایش» است. افدستا ترکیبی بوده از کلمات«افد» که در اصل همان «افس» مصدر واژه افسون به معنی تاثر برانگیز دینی و «ستا» که به معنی ستایش و به دعا ایستادن است. در مجموع اوستا به معنی سرودهای  عالی و خارق‌العاده دینی است. البته بدیهی است در موسیقی نیز مانند سایر زبان‌ها به مرور زمان شباهت‌های ابتدا و انتها کم می‌شود.

 هم‌چنین واژه خسروانی که آواهای قدیم موسیقی ایران را به آن می‌نامیدند، به صورت «هیوسرونگه» به معنی نوای خوش سرودن مشخصه دعاها و نیایش‌های زرتشی است که بارها در اوستا آمده است. به همین دلیل است که بعدها مقامات موسیقی ایران، آواها یا الحان خسروانی خوانده شد. به هر حال، همه این نام‌گذاری‌ها دلایلی است بر این‌که گاتاها آوازهایی هستند که با سرود و آهنگین خوانده می‌شدند. دلایل دیگری که بر این نام‌گذاری ذکر می‌شود از جمله این‌که چون باربد موسیقی‌دان بزرگ ایرانی در قرن هفتم میلادی این آواها را در زمان «خسروپرویز» پادشاه ساسانی جمع‌آوری کرده و به همین جهت آن‌ها را خسروانی خواند و همگی مکمل نام‌گذاری قدیمی‌تر از اوستا هستند و تاکید بر آن‌که این دعاها باید آهنگین و با آوازهایی خاص خوانده شوند.

پادشاهان نیز که همیشه نشانه‌های دین را با خود داشتند، از هرگونه انتصابی به دین از جمله نام‌گذاری خودشان بر روی این آوارها، که همیشه یاد‌آور نام آنان و پادشاهی و تقدس شان نزد مردم می‌باشند، بهره می‌برند. در این‌جا شایان ذکر است کاری که باربد بر روی موسیقی ایران انجام داد نظیر کار فردوسی است بر روی تاریخ ایران. (فردوسی شاعر بزرگ ایرانی قرن دهم میلادی که تاریخ باستانی ایران را در کتاب «شاه‌نامه» خود جمع‌آوری کرد.) همین مجموعه موسیقی باربد است که بعدها اصل و ریشه موسیقی همه ممالک ترک و عرب و بسیاری کشورها شد.

به این نحو گاتاها یا سرودهای مذهبی زرتشت اولین آواهای انسجام یافته بشر است. هم اکنون از بقایای باستانی و تکامل نیافته این موسیقی «هوره» است که فرمی مشخص از موسیقی منطقه لرستان در غرب ایران کنونی است. این موسیقی قدمتی چندین هزار ساله دارد و سرچشمه آن در سرودهای ستایش «اهورامزدا» خدای نیکی و خرد در آیین زرتشتی است که دلیل نام‌گذاری این موسیقی نیز می‌باشد هرچقدر در زمان به عقب برویم اختلاف نحوه زندگی و خصوصن اختلاف موسیقی شهر و روستا حاکم می‌شود. در هزاره‌های بعد علاوه بر آهنگ‌های روستایی (که بطور مستقل چندان رونق و رواجی نداشت) نوعی موسیقی عامیانه بر مبنای آهنگ‌های محلی برای رفع خستگی و خوش‌آیندی گوش بین مردم معمول بوده است که در اجتماعات خصوصی و کاروان‌سراها با سازها و آوازهای ابتدایی نواخته و خوانده می‌شده است. این موسیقی در هر شهر و دیار رنگ محلی ویژه خود را داشت. در برابر این نوع موسیقی نوعی موسیقی استادانه و هنری ماهرانه بر مبنای سنن موسیقی قدیم ایران که ریشه از آواهای گاتا گرفته نیز وجود داشت. این موسیقی که از آن به‌نام «رواسین» و «طرایق» به معنی راه‌ها یاد شده همان الحان یا آواهای خسروانی و یا موسیقی سازیک آن بوده است و چنان با مهارت روی ساز اجرا  می‌شده که تقلید آن به‌وسیله خواندن میسر نبوده.

موسیقی سنتی ایران ادامه این موسیقی یعنی آواهای خسروانی است. موسیقی روستایی ایران، مانند موسیقی روستایی سایر نقاط جهان، موسیقی‌ای است زنده و روزمره برای کار و جشن‌ها و عزاداری‌ها و سایر مراسم روزمره زندگی روستاییان که گاه در طی زمان فقط تاریخی شده‌اند و چندان تکاملی در خود نداشته‌اند اما موسیقی سنتی ایران، موسیقی‌ای است عرفانی، برای شنیدن و تفکر و اندیشه که با گذشت زمان از همه جهات عمق و تکامل بیش‌تر می‌یابد. موسیقی روستایی و موسیقی سنتی ایران، اگرچه ریشه‌هایی کاملن مشترک در آواهای اوستا دارند، اما هر یک مصرفی مجزا و تکاملی مجزا در مسیر خاص خود دارند و بدیهی است که مانند هر پدیده زنده دیگری از یکدیگر و از وقایع اطراف و از همه چیز تاثیر گرفته اند.

هم اکنون قرن‌هاست که به‌طور مداوم در طی تاریخ و خصوصن در سال‌های اخیر، استادان و نظریه‌دانان ایرانی بر روی موسیقی ایران به شدت کار کرده‌اند. سازها بیش از پیش تکامل یافته و فنون نوازندگی و خوانندگی بسیار پیش رفته است. ریتم‌ها، فواصل و گام‌ها شناخته شده‌اند و پژوهش‌ها و مباحث نظری و صداشناسی و فیزیک ارایه یافته‌اند. اما به‌دلیل عمق و غنای بی‌حد موسیقی ایران که ادامه موسیقی پیشرفته ایران باستان (البته در جهت یک صدایی است)، بخش عمده‌ای از این مباحث تاکنون تثبیت نشده‌اند. این عمق و غنا در موسیقی و فرهنگ ایران، دلیلی است که ایران تا ابد به صورت منبعی فرهنگی باقی خواهد ماند. زیرا در شرق و در ایران، اساسن از محتوا به فرم می‌رسند و در غرب از فرم به محتوا می‌رسند.

خط اوستایی دارای چهل و چهار حرف با صدا و بی‌صدا است و هم امروز نیز کامل‌ترین خطی است که در جهان وجود دارد

در این‌جا منظور از فرم، تمامی وجوه مادی و ظاهری یک پدیده است و نه فقط فرم به معنای فنی آن در پدیده‌های گوناگون در غرب ابتدا جذابیت عوامل بیرونی و ظاهر را می‌سازند. سپس از طریق ظاهر به عمق می‌رسند. این مطلب در تمام پدیده‌های زندگی‌شان و خصوصن در هنر به خوبی مشخص است. برجسته‌ترین آثار هنری‌شان هم این خصوصیت را دارد. پرداختن به ظاهر و فرم، اگرچه باعث سهولت در پیش‌روی امور است، زیرا باعث چهارچوب‌دار شدن همه چیز می‌شود و سپس برنامه‌ریزی دقیق و ادامه‌دار را در پی‌می‌آورد. اما این روش در ادامه باعث گسترش فرهنگ و فلسفه‌ای خودمحور و خصوصن ابزاری می‌شود.

فرهنگی که در نهایت میراث خواهد بود. زیرا قادر نیست اعماق را ببیند و معیارهایش ظواهر امور است، خود را برتر می‌انگارد و بنابراین نمی‌تواند بیاموزد و بدلیل نگاه ابزاری که به انسان دارد و در نظر نگرفتن مبدا و مقصد هستی بشر، این فرهنگ به ایستایی و رکود و در نهایت به خشونت می‌انجامد. آواهای گاتا در سیر تکامل خود در شرق به موسیقی کنونی ایران رسید. این نحو موسیقی سنتی کنونی ایران که ریشه در آواهای گاتا دارد تکامل یافته‌ترین موسیقی کهن جهان است.

تمدن و فرهنگ در ایران باستان در اوج شکوفایی بود. در این دوران بیش از هفت نوع خط با الفبای انسجام یافته وجود داشت. در میان آنان حتا خطی بود که می‌توانستند به‌وسیله آن صدای آب و وزش باد و صداهایی که در گوش طنین می‌اندازد را بنویسند. پس بدیهی است که نوشتن آواهای موسیقی امکان پذیر بوده و رواج داشته است.

از جمله انواع گوناگون خط در ایران خطی بود که کتاب‌ها و نامه‌ها را بدان می‌نوشتند و خطی که امرا و پادشاهان داشتند و یا خطی که ریاضیون و فلاسفه بدان می‌نگاشتند (و خطی رمزی بود) یا خطی که نامه‌های پزشکی را بدان می‌نوشتند و بسیاری دیگر انواع خط که همگی آن‌ها دارای الفبای منسجم و محدود بوده و خطوطی رایج بوده‌اند. قابل ذکر است که از اقوام ایرانی سومر باستان، ساکن در غرب ایران کنونی دو ستون کشف شده که بر آن آهنگ موسیقی (علایم آوانگاری) کنده شده است.

به دلیل اهمیت صحیح خواندن گاتاها در اوستا این آواها در هر عصری به هم‌راه خطوط مخصوص آن عصر به صور گوناگون از جمله به صورت علایم و تکیه‌هایی در بالا یا پایین اشعار می‌نگاشتند. این علایم بعدها به نام «تامین» در سرودها و اوراد یهودیان و سپس به نام«نیوم» در دعاهای مسیحیت گسترش یافت. از آن پس نت‌نویسی در غرب به راه خود ادامه داد و به مرور تکامل و رواج کنونی را یافت. اما به دلیل این‌که ایران سرزمین بزرگی است با اقوام گوناگون و فرهنگ‌ها و موسیقی بسیار عمیق و پیشرفته و متنوع و هم‌چنین به دلیل این‌که انسان شرقی ایرانی نمی‌تواند از عمق و نیازها چشم‌پوشی کند در نتیجه هم‌چنان‌که تکامل خط و ابداعات و اختراعات در آن ادامه می‌داد.

زیرا اشکال گوناگون نت‌نویسی در نوشتن آواها که از جمله آن می‌توان نوشتن علایم و تکیه‌ها در بالا و پایین کلمات را ذکر کرد برای ایرانیان کافی نبود زیرا با تغییر و تحول خط، آن علایم نیز تغییر می‌کرد. اساسن صدایی که آواهای گاتا و موسیقی ایرانی و آوازهای سنتی ایرانی و سایر ملل از جمله «فلامینکو» به‌وسیله آن خوانده می‌شود صدای طبیعی انسان است و نگارش صحیح آن بوسیله نت‌نویسی غرب میسر نیست. نت‌نویسی در غرب منطبق با صدای ساخته شده در حنجره انسانی است.

به هر حال مقامات موسیقی ایران را که ریشه در آواهای گاتا زرتشت دارد در طول تاریخ به‌وسیله نت‌نویسی‌های گوناگون نگه می‌داشتند. از آن جمله همان‌گونه که گفته شد به‌وسیله علایمی در بالا یا پایین کلمات و گاه بوسیله حروف مصوته در خط اوستایی و در دورانی به‌وسیله حروف ابجد که حروفی رمزی بود و گاه به‌وسیله اعداد. به این نحو موسیقی اوستا نیز همیشه به‌وسیله خط اوستایی نگاه داشته می‌شد. بعدها در قرن ششم میلادی خط اوستایی بیش از پیش تکامل یافت.

خط اوستایی دارای چهل و چهار حرف با صدا و بی‌صدا است و هم امروز نیز کامل‌ترین خطی است که در جهان وجود دارد. به‌وسیله این خط خواندن اوستا بدون غلط و با همان لهجه و تجوید اصلی یعنی با موسیقی اصلی آن ادامه یافت و به این نحو کتاب آسمانی ایرانیان باستان از فساد و انحراف مصون ماند. بعدها در جهت تکامل و حفظ اصالت آواهای گاتا باز هم نکاتی دیگر بر این نت‌نویسی افزوده شد.

البته بدیهی است که در تمام طول تاریخ فضای کلی مقامات و تزیینات ملودی‌ها و آواها سینه‌به‌سینه منتقل شده است، اما این کار تنها به‌وسیله هدایت از این نت نویسی‌ها که نشان‌دهنده پیچ و تاب‌های اصلی ملودی‌ها و آواهای گوناگون بوده امکان پذیر بوده است. به این نحو است که آواهای گاتا از زرتشتیان هند و زرتشتیان ایران به واسطه نت‌نویسی هم سان اوستایی اگر چه به وضوح ریشه‌ها و ملودی‌های مشترک در آن‌ها قابل تشخیص است، اما به واسطه تزیینات بومی، ملودی‌ها با هم تفاوت‌هایی دارند.

هم‌چنین به نقل از کتاب «الاغانی» تالیف «ابوالفرج اصفهانی»، «اسحاق موصلی» موسیقی‌دان بزرگ ایران، متوفی 850 م. آهنگ‌های خود را در کتابی به‌نام «مجموعه الاغانی» گرد آورده بود و این بدان معنی است که در قرن نهم میلادی در ایران نت‌نویسی متداول بوده است. بنابراین با توجه به قدمت زرتشت و کتاب اوستا و آواهای گاته و آثار باستان شناسی بدیهی است که قدیمی‌ترین نوع نت‌نویسی از ایران برخاسته است.

منابع:

تاثیر موسیقی ایران بر موسیقی غرب، تالیف سوسن شاکرین

The history of musical instruments. By CurtSachs pp. 73-78

مقاله آقای «مصطفی رحیمی» درباره لرستان در آیینه و آواز و موسیقی لرستان نوشته «حمیدرضا اردلان».

 «الاغانی» تالیف «ابوالفرج اصفهانی»،

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

۱۰ Comments


  1. علی
    1

    موسیقی متعلق به دوران پیش از تاریخ هست.متاسفانه تعصب ملی شما ایرانیها چشمان شما را به روی تمام حقایق بسته است.در منطق شما ایرانیها حتی انسانهای نخستین هم ایرانی بودند


    1. eldar savalanli
      2

      Ali aga ba shoma movafegem.Ve in sebeb shode ke in keshver yeki ez egeb mandeterin keshverha der donya bashed.Veli baz panfarsistha ez ru nemirend.


  2. مهدی
    3

    خط اوستایی دارای چهل و چهار حرف با صدا و بی‌صدا است و هم امروز نیز کامل‌ترین خطی است که در جهان وجود دارد. !!!!!!!!!!۱
    در ظمن : اقوام ایرانی نژاد سومری
    از کی؟!!!!!منبع؟؟؟


  3. مهدی
    4

    توهم شما رو کور کرده بابا! به خوتون بیاین. انسان اولیه هم ایرانی بوده. آدم ایرانی بوده ! در اتیمولوژی آدم معرب کلمه ی پارسی بایتان ایدم که مربوط به کلمه ی مصدری ایده آل هستش یعنی انسان پاک آریایی ایدی آل موسیقی دان
    هابیل از مصدر هیبولا که در زبان سانسکریت زرتشتی سواحل سومری مربوط به لهجه ی آشوری یعنی آهان این بیل من کجاست و دست چه کسی است ! منبع توهمات پان ایرانستی


  4. وحید
    5

    بله.ممکن هست که حتمن اینگونه هست اصوات بر خواسته از محیط و انسانها متعلق به دوران پیش از تاریخ هست.ولی نخستین اقوامی که صداههای نا منظمی که به گوش میرسیدرا به صورت پیوسته و و روی ریتم تدوین کردند ایرانیان بودند.و در ادامه اقدام به تولید ادوات موسیقی کردند.وقالبهای گوناگون موسیقی را ارایه دادند


    1. eldar savalanli
      6

      Aga vehid kodum mellet menzurtan est akher ino her bisevadi midune ke iran keshveri chend melliyyeti est pes musigiye kodam mellet gedimi est.Ba etelai ke men midunem be ehtemale ziyad musigiye Azerbaijani mitune bashed.zende bashid.


  5. eldar savalanli
    7

    Ba selam.Suale men inest ke in musigi male kodam mellet est ke inheme gedmet dared, ya torki, ya farsi ya kordi ya Arebi ya lori…. Lotfen ino moshekhes konid.Ba teshekkor ez balateriniha.


  6. eldar savalanli
    8

    Panfarsistha mekhsusen Reza pehlevi ve yaranesh migoyend ke farsha der donya der heme chiz evvelend.Ve in goftar yeni biehterami be temam mellethaye geire fars.Yeni merizi.Benaberin ma bayed esme melleti ke musigi be zebane an mellet est begim.Iran ra in fashistha ke bimariye Narsisisti daren vagen ez bein bordeend, zira inha feget be nefe farsha telash kerdeend ve cheshmeshan kur est ke bebinend ke iran keshverist chend melliyyeti mesle swiss.Pehleviha angedr egeb mandeend ke geir ez farsha hich kese diger ra nemibinend.


  7. loter
    9

    من به عنوان یک ایرانی که حدود ۲۱ سال در زمینه موسیقی ایرانی کار کردهام …..منابع اطلاعاتی بسیار ضعیف نویسنده درباره موسیقی ایران چیزی نمیداند حداقل کاش نقشه ۵۰۰۰سال قبل ایران رو میگفت دیده یا نه..داشتیم داشتیم که چی خیلی اطفاقا بی
    ارزگی داشتیم پس چا حالا اینجوری

  8. 10

    گاتا ها بخشی از اوستا هستند که تاکیدا توسط خود زرتشت و به زبانی که در آن دوران زبان التصاقی امپراطوری ماد و مردم آزربایجان بوده است سروده است.گاثاها به زبانی سروده و نوشته شده اند که هیچ قرابتی با زبانهای هند واروپایی و پارسیان آن دوران نداشته اند بلکه به گفته ابوریحان بیرونی که خود به زبانهای ترکی،فارسی،عربی و رومی مسلط بوده ،زبان مردم امپراطوری ماد زبانی متفاوت با دیگر ملتها بوده است.پس دوستان شما این مزخرفات توهم گونه پارسیان و پان ایرانیست های بی سواد را باور نکنید که در خصیصه اینها مصادره فرهنگ دیگران ثابت شده است.