شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
07 September 2016
پرونده‌ای برای دین

«وقتی که دین، سوژه‌ای برای خنده می‌شود»

۱۳۹۰ بهمن ۱۷

علی فرح‌بخش/ رادیو کوچه

در سرزمینی که لطیفه، تمسخر و طنزهای قومی، نقل هر محفلی‌ بوده‌ و هست، باید انتظار می‌‌رفت که شوخی با دین هم سر از پرده‌های نهان، بیرون بکشد. چند سالی‌ست که شوخی با بنیان‌‌های دینی و شخصیت‌های مذهبی برجسته، نسبت به گذشته،شکل بسیار گسترده‌تری به خود گرفته است. چند سال پیش، کاریکاتور یک کارتونیست دانمارکی از پیامبر اسلام، آشوبی به پا کرد. این روند هر از گاهی تکرار شد و حرف و حدیث‌های بسیاری به هم‌راه داشت. گروهی موافق بودند و گروهی مخالف. موافق‌ها، بر اصل آزادی بیان پافشاری می‌کردند و مخالف‌ها بر اصل احترام به باورهای مذهبی. چندی پیش، راه‌اندازی یک صفحه در فیس‌بوک تحت عنوان «کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان»، بلوایی به پا کرد، هر چند که به تازگی، از تب و تاب آن کم شده‌است. این صفحه در حال حاضر نزدیک به 13،700 عضو دارد و عمومن، فعالان این صفحه، با نام‌های مستعار به نشر طنزهایی پیرامون دهمین امام شیعیان و بن‌مایه‌ها و روایت‌های مذهبی دین اسلام می‌پردازند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

دست‌اندرکاران این صفحه، باور خود را این‌گونه بیان می‌کنند:

«این صفحه به مبارزه با خرافه‌پرستی در ایران اختصاص دارد. اگر شما شیعه‌ی متعصب هستید، ممکن است مطالب این صفحه شما را آزار دهد».

گذشته از یادداشتی که پیرامون این صفحه‌ می‌بینیم و مختصری از آن ذکر شد، در پایان شعاری هم به چشم می‌خورد که گویا به عمل درآمده‌است. در معرفی کوتاهی در پایین توضیحات، این جمله‌ی جدی به چشم می‌خورد:

«هیچ چیز و هیچ‌کس آن‌قدر مقدس نیست که نتوان آن را به طنز کشید.»

این یک شعار و سرفصل جدید نیست، هر چند به نظر می‌رسد در ایران، پدیده‌ای نوظهور است. اگر این پدیده را یک «تابو‌شکنی» محسوب کنیم، بی‌شک امری نیست که در یک روز متولد شده باشد و مسلمن، ادامه‌ی جریانی‌ست که پیش‌تر، به شکل‌های گوناگون وجود داشته‌است.

از بن‌شناسی ظهور این قبیل پدیده‌ها که بگذریم، سوال در این‌جاست که آیا شوخی با ادیان که نقد به روش طنز را پیش می‌گیرد، کار درستی‌ست یا نه؟ و آیا به راستی هدف از این نوع طنز، نقد است یا فقط به خنده انداختن مخاطب؟

مسلمن به دلیل وجود سلیقه‌های گوناگون در سطح جامعه، شاید نتوان به یک جواب قاطع در این زمینه دست یافت که آیا شوخی و نقد دین از طریق طنز، امری مجاز است یا نه، اما می‌توان این پدیده را، در بستری مناسب، مورد بررسی بیش‌تر قرار داد و راه‌کاری برای آن اندیشید.

مخالف‌های این نوع طنز که آن‌را به هر شکل و گونه‌ای رد می‌کنند، عمومن افراد مذهبی هستند که امری قابل قبول است. هیچ فرد مذهبی، از این‌که بزرگان دین‌اش مورد تمسخر و انتقاد قرار گیرند، شاد نمی‌شود، اما در مقابل، موافق‌ها بر این باورند که در حقیقت، این طنز، فقط برای خنده نیست، بلکه برای نقد دین است. نقد دین، از روشی که امروزه در جهان، آن‌چنان غیرمعمول نیست.

یکی از دلایل مخالفان این پدیده برای ابراز مخالفت‌شان این است که به طور مثال، چرا در غرب که کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام را می‌کشند، کسی نمی‌تواند در مورد نژادپرستی و یا حتی در مورد واقعه «هولوکاست»، کاریکاتور بکشد؟ اگر آزادی بیان، نباید هیچ محدودیتی داشته باشد، پس می‌‌توان با همه چیز شوخی کرد، حتی «هولوکاست».

در مقابل، موافق‌های این پدیده، قرار دادن دین در دایره‌ی طنز را امری می‌دانند که باید در دنیای امروز مطرح شود، به همان دلیل مذکور که هیچ‌چیز آن‌قدر مقدس نیست که نتوان آن‌را به طنز کشید.

حال اگر بپذیریم که وارد کردن دین به ورطه‌ی طنز، مجاز است، پرسش سخت‌تری مطرح می‌شود که پس «مرز این پدیده باید تا کجا باشد»؟ این پرسش و معمایی‌ست که هنوز به نتیجه‌ی قطعی و کامل نرسیده و البته نمی‌توان انتظار داشت یک شبه برای آن راه حلی پیدا شود.

در کشورهای غربی، علاوه بر کارتون‌هایی از پیامبرانی نظیر «نوح» و «عیسی»، حتی کاریکاتورهایی از «خدا» هم منتشر می‌شود و عمومن، اعتراض گسترده‌ای در پی ندارد. در این میان، مسلمان‌ها در سراسر جهان، نسبت به این نوع رفتارها، واکنش‌های سریع و تندی نشان می‌دهند که گاه به خشونت کشیده می‌شود. البته این امر فقط به مسلمان‌ها معطوف نیست و هستند پیروان دیگر ادیان هم، که نسبت به وارد شدن دین و باورشان به ورطه‌ی طنز، واکنش نشان می‌دهند.

در ایران، نظام حاکم بر کشور، هیچ‌گونه عملی که مبنی بر شوخی با دین اسلام باشد را نپذیرفته و با شدت با آن برخورد می‌کند. سال‌هاست که در ایران، کشیدن کارتون اشخاص روحانی ممنوع است، هرچند تعدادی از روحانی‌های اسلامی که در دستگاه‌ حکومتی هم بودند، اجازه دادند که کاریکاتور آن‌ها کشیده و منتشر شود.

از سوی دیگر، گاه می‌بینیم که همین حکومت مذهبی سفت و سخت در ایران، گاه بنیان‌های دین اسلام را چنان بیان می‌کند که به طنز شبیه می‌شود. گاه، معجزه‌هایی که آن را به پیامبر اسلام و یا امامان شیعه منسوب می‌کنند، به قدری اغراق‌آمیز است که به خنده‌ی مخاطب می‌انجامد. و یا روایت‌هایی که به مخالفان امامان شیعه منسوب می‌کنند، گاه به قدری غیر واقعی‌ست که به لطیفه می‌ماند. در کشوری که کشیدن کاریکاتور یک روحانی ممنوع است، چندی پیش در آستانه‌ی پیروزی انقلاب و به مناسبت سال‌گرد ورود «آیت‌اله خمینی» به ایران که او را بزرگ‌ترین فرد مذهبی در ایران قلم‌داد می‌کنند و لقب «امام» به او داده بودند، برای گرامی‌داشت این  شخص، ماکتی مقوایی از وی را به نمایش گذاشتند که اگر از سوی هر ارگان و شخص مستقل دیگری سر می‌زد، به عنوان یک تمسخر برداشت و با آن برخوردی شدید می‌شد. پس پرسشی نیز مطرح می‌شود که به راستی، مرز بین طنز، تمسخر، شوخی و جدی را، چه چیز مشخص می‌کند؟

به نظر می‌رسد که اگر این پدیده را یک معزل ارزیابی کنیم، مسلمن با اعمال خشونت و یا افراط از سوی هر دو جناح مخالف و موافق آن، به نتیجه‌ای مطلوب نخواهد رسید.

در هر حال، شوخی با دین، به ویژه در ایران که سرزمینی با اکثریت مسلمان شیعه است و حکومتی دارد که بر اساس دین اداره می‌شود، همیشه هم با خنده هم‌راه نیست.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , 

۶ Comments


  1. پرشین ژوکر
    1

    هیچ باوری به اندازه ی خرد انسان اندیشمند با ارزش و با اعتبار نیست و هیچ چیز و هیچ کس مقدسی وجود ندارد که نتوان آنرا نقد کرد و یا به زیر شک و پرسش نبرد. بنابراین همه ی ایدئولوژی ها اعم از زمینی و یا آسمانی، اعم از دینی و غیر دینی و اعم از قومی و یا غیر قومی باید زیر ذربین شک، پرسش و نقد رفته تا درستی و ناخالصی های آن مشخص و روشن گردد. در نتیجه این نقد ها چه بصورت نوشته های، تخیلی، تاریخی و یا نوشته هائی با زبان طنز انتقادی نه تنها توهین به حساب نمی آید بلکه لازم و ضروی نیز بوده زیرا اولین قدم در راه روشنگری، اندیشیدن و خردگرائی شکستن بت های مقدس گونه و تابو های خرافه پرستیست و تا این کار صورت نگیرد انسان از چنگال جهالت تاریخی خود که همان خرافه گرائی و خرافه پرستی های اجدادش است رهائی نخواهد یافت.


  2. بهنام
    2

    «هیچ چیز و هیچ‌کس آن‌قدر مقدس نیست که نتوان آن را به طنز کشید.»


  3. مزدشت
    3

    تشکر از نویسنده ی متن ( از طرف صحابه ی امام نقی در پیج فیس بوکی )


  4. نادر
    4

    نمونه ای از طنز نقوی. آیا این فقط طنز است و یک انتقاد جدی نیست؟

    ابن وسواس از امام نقی پرسید :چرا دین شما سرشار از خرافه و خشونت است ؟
    امام پرسید :یعنی یک میلیارد مسلمان اشتباه میکند و تو راست میگویی ؟
    ابن وسوس گفت :اگر تعداد دلیل میشود ،از این یک میلیارد ،نه صد میلیون سنی هستند و شما و جدتان را قبول ندارند ،یعنی این نه صد میلیون اشتباه میکنند ؟
    اشک امام سرازیر شد و فرمود :همیشه مردانی که حق میگویند ،تنها هستند .

    امام و تغییر مبنای استدلال وسط حرف


  5. jojo
    5

    گور بابای همتون سگ ….


  6. saeed
    6

    ر… به دینت
    هیچ چیز آنقدر مقدس نیست که نتوان آنرا به طنز کشید