Saturday, 18 July 2015
23 September 2020
گزارش ادبی- فریدون فریاد،

«شاعری خارج از نظامات شعری امروز»

2012 February 08

سایه کوثری/ رادیو کوچه

«فریدون فریاد» شاعر و مترجم ایرانی مقیم یونان صبح روز یک‌شنبه هفدهم بهمن‌ماه از دنیا رفت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«فریدون رحیمی» با نام ادبی فریدون فریاد مترجم و شاعر ایرانی است. او بسیاری از کتاب‌های کلاسیک فارسی را به یونانی و بسیاری از کتب یونانی را به فارسی برگردانده ‌است.

فریدون فریاد متولد خرمشهر و دانش‌آموخته‌ی ادبیات تطبیقی است. تحصیلاتش را در یونان به اتمام رسانده و سال‌ها استاد زبان و ادبیات فارسی در این کشور بوده است.

آثار شعری آقای فریاد اغلب به زبان یونانی ترجمه شده و کتاب «خواب‌هایم پر از کبوتر و بادبادک است» در مدارس یونان تدریس می‌شود.

علاوه بر این بسیاری از اشعار او به زبان‌های دیگری از جمله فرانسه هم برگردانده شده است. فریاد قریب به سه سال وقت خود را بر سر ترجمه و انتشار آنتولوژی شعر یونان گذاشته‌ و آثار بسیاری از شاعران کلاسیک فارسی‌زبان از جمله عطار، فردوسی و خواجوی کرمانی را به زبان یونانی ترجمه کرده ‌است.

او در نشریات یونانی مقالات متعددی درباره ایرانی‌ها و یونانی‌ها نوشته و از زندگی او یک فیلم برای تلویزیون یونان ساخته شده که بارها در این کشور پخش شده‌ است.

شعرها و کتاب‌های او بارها برنده جوایز معتبر بین‌المللی شده است. در معرفی شعرهای فریاد، آن را ساده و روان می‌خوانند. با این‌که در ابتدا مثل اغلب شاعران معاصر تحت تاثیر نیما بوده است ولی پس از آشنایی با «ریتسوس»، شاعر یونانی تحولی در شعرش رخ می‌دهد. این دو بعدها به دوستانی نزدیک تبدیل شدند.

خودش می‌گوید: «پیش از آشنایی با ریتسوس هرچیزی که به ذهنم می‌رسید می‌نوشتم و حتا حاضر نبودم کلمه‌ای را در شعرم پس‌وپیش کنم. پیش از آشنایی با ریتسوس دو مجموعه شعر چاپ کرده بودم که این دو مجموعه فاجعه‌اند، شعرهای این مجموعه‌ها بسیار عریان بودند. آشنایی با ریتسوس موجب شد که از تجربیات او استفاده کنم و رفته‌رفته شعرم از این فضا خارج شود.»

فریاد مترجم هم بوده است. اما ابا دارد از این‌که او را بیش‌تر مترجم می‌خوانند تا شاعر، زیرا می‌گوید شاعری بوده که بعدها مترجم شده است.

وی پیش از آن که کار ترجمه را آغاز کند، شاعر بود و شعر می‌گفت، اولین مجموعه شعرش را با عنوان «میلاد نهنگ» در سال 1357 منتشر کرد، دومین مجموعه شعر او «شاعران جوان» نام داشت که در سال 1358 منتشر شد، از همان زمان‌ها بود که او به کار ترجمه هم علاقه‌مند شد و همین فعالیت ترجمه روی کار اصلیاش یعنی سرودن شعر سایه انداخت.

«من خودم را در اصل شاعر می‌دانم، شاعری که دوست دارد ترجمه هم بکند و ترجمه را هم با شعر شروع کرده است. در راستای سرایش شعر فکر کردم ابهامات شعر چیست؟ و آیا آن‌چه که من می‌گویم شعر است؟ و دیگران چه کرده‌اند؟ همین موضوع مرا به سمت ترجمه شعر کشاند. من ترجمه شعر را برای این‌ انجام ندادم که کار ترجمه کرده باشم و کتاب چاپ کنم و به فروش برسانم. در واقع من شاعری بودم جست‌وجوگر. جست‌وجوگر مفهوم و معنای شعر، افق‌های تازه شعر و این که شعر من با دیگری چه تفاوتی دارد، تکاملی که دیگران دارند از چه چیزی نشات گرفته است؟ اصولن شعر ما چه وجوه مشترکی با دیگران دارد و این که چرا شعر دیگران بیش‌تر مورد توجه است؟ این پرسش‌ها مرا به موازات سرایش شعر به سمت ترجمه کشانده است.

من از سال‌های 45 یا 46 سرودن شعر را شروع کردم، در نشریات و گاه‌نامه‌ها و مجله‌ها دیدم که وجوه دیگری از شعر است که با شعر ما متفاوت است و نگاه‌های دیگری وجود دارد. هر چند که با شعر نو آشنایی پیدا کرده بودم، دیدم آن شعرها دارند جور دیگری به جهان نگاه می‌کنند. بعد دیدم که الهام دهنده شعر نوی ما شعر غرب است. مثلن در مورد نیما و شاملو و تا اندازه‌ای فروغ به این نتیحه رسیدم که این شاعران، شاعرانی بودند که شعر خود را بر اساس شعر غرب میزان‌بندی کرده بودند و تراز برای این‌که چه شعری مدرن است، شعر غرب بوده است، یا مثلن نیما تحت تاثیر یک شاعر بلژیکی بوده است. می‌خواهم بگویم تحول در شعر نوی ما، ادامه منطقی شعر کهن ما نبوده است، در واقع شعر نوی ما ادامه غیرمنطقی شعر کهن ما بوده است.»

به گفته فریدون فریاد: «امروز می‌بینیم شعر ما که دچار نوعی تشتت و آشفتگی است در واقع نوعی گرته‌برداری و رونوشت از شعرهای ترجمه است، اگر  شعرهای چند چهره نام‌آور را بررسی کنیم، می‌توان ردپای آن‌ها را در شعر ترجمه پیدا کنید.»

اما فریاد در همه این سال‌ها که در یونان بود، هرگز راضی به این نشد که خود را وارد گروه‌های ادبی داخل کشور کند. «من به باند بازی و گروه‌سازی و نوچه پروری اعتقادی ندارم و از این چیزها بدم می‌آید و خودم را همیشه از این جمع‌ها کنار کشیده‌ام. با آن‌که قبلن به ایران زیاد رفت و آمد می‌کردم و شعرهایم نیز در روزنامه‌های پرتیراژ آن‌ زمان منتشر می‌شد، اما دوست نداشتم که مطرح شوم. به دلیل این‌که حس می‌کردم آدم وقتی مطرح می‌شود احساس می‌کند به کمال رسیده و این توهم ویران‌گر است، به تو اجازه نمی‌دهد به غایت نهایی خود در هنر و شعر برسی. البته دور بودن از کشور هم موثر بوده است؛ زیرا اگر من در این 25 سال ایران بودم، مخاطبم با من در تماس بود و او را می‌دیدم و عکس‌العمل‌هایش را می‌شنیدم و طبعن برای چاپ آثارم هم زودتر اقدام می‌کردم، اما در خارج هم که شعر می‌گویم، زیرش محلش را نمی‌نویسم، زیرا معتقدم شعر باید در همه جا مخاطب داشته باشد و اعتقاد دارم ذهن من اساسن ذهنی ایرانی است و به این دلیل از آوردن نام و مکان‌های خارجی در شعرم پرهیز می‌کنم و دوست ندارم زیر شعرم بنویسم لندن یا آتن.»

فریاد شعر هم به زبان فارسی و هم به زبان یونانی سروده است. کار ترجمه را هم از هر دو زبان انجام داده است اما بارها در گفت‌وگوهایش بر این موضوع تاکید داشته است که: «من خودم را شاعر ایرانی و در عین حال جهانی می‌دانم. من به زبان یونانی شعر گفته‌ام و دوستان شاعر و منتقدان تشویقم کردند که باز هم به این زبان بنویسم، ولی من با اولین تجربه‌ها کنارکشیدم چرا که نمی‌خواستم  شعرم درگیر آسیب دیگری به نام شعر زبان دیگر شود.»

فریاد هرچند معتقد است که همین ارتباط نگرفتن و وارد جمع‌ها نشدن سبب انزوای شعرش در کشوری شده که همه به زبان فارسی شعر می‌خوانند. او معتقد است که عدم حضور مداومش در ایران و وارد نشدن به مجامع ادبی داخل کشور سبب شد که او شعرش را بر اساس نظامی دیگر بگوید و نه کپی شعر دیگران: «همه مثل هم هستند، همه مثل هم می‌نویسند. چرا این طور است؟ زیرا می‌ترسند که از خط بیرون پرت شوند یا پرت‌شان کنند. مثل بازی که یک عده بچه می‌کنند. خط می‌کشند و اگر پای‌شان را بیرون بگذارند، از بازی خارج می‌شوند. علت این موضوع ترسی است که فضای نظم موجود شعر به شاعران تحمیل کرده است. این در واقع خود نوعی نظام ساختن است. یعنی تو باید در این نظام شعری حرکت کنی. اگر در این نظام شعری نباشی، تو را شاعر نمی‌دانند.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,