Saturday, 18 July 2015
17 January 2021
مهارتی برای زندگی

«روزی برای کشورم…»

2012 February 11

سیمین/ رادیو کوچه

simin@koochehmail.com

      شاید وقتی داخل کشورت هستی و داری در هوای وطنت تنفس می‌کنی عبارت‌هایی مثل سرود ملی، غذای ملی، گل ملی، هنر ملی و حتا روز ملی برات خیلی جالب توجه یا با اهمیت نباشند اما ماجرا زمانی که داری جایی دور از کشورت زندگی می‌کنی کاملن متفاوت است.

اون جاست که هویتت با کلی از این «ملی»ها شکل می‌گیره در برابر آدم‌های دور و برت؛ اون‌هایی که از جنس تو و هم‌وطنت نیستند و  تو دلت می‌خواد اصالتت رو تمام وکمال توی یک قاب فرد اعلا بگذاری و بهشون نمایش بدی … حالا دیگه هر کدوم از این ملی‌ها برات حکم یک جواهر رو پیدا می‌کنند که می‌تونی هویتت را با قطعه قطعه آن‌ها آرایش کنی …

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در تمامی کشورهای جهان روزی از سال با عنوان روز ملی تعیین می‌شود که نمادی است برای حفظ غرور و هویت مردمان آن کشور . روزی که با افتخار سرشان را بالا بگیرند و از این که در چنین کشوری زندگی می‌کنند به خود ببالند.

روز ملی در تاریخ هر کشور روزی است که در آن رویدادی رخ داده که کام یابی و سربلندی را برای آن کشور به ارمغان آورده یا به هر روی در سرنوشت آن کشور تاثیرگذار بوده است. این روز به طور معمول به روزی برای آغاز استقلال و رهایی باز می‌گردد یا به پایانی برای یک سلطه که اغلب با جان فشانی همراه بوده است.

   از سال‌ها پیش آن زمان که در مدرسه یک دهه جشن اعلام می‌شد و مسابقه روزنامه‌دیواری نویسی و تزئین کلاس‌ها را برگزار می‌کردند تا کمی بعد از آن وقتی که اهل جشنواره فیلم و تئاتر شده بودیم تمام مفهوم اون روزها برام در اون مسابقات و برنامه‌های خاص تلویزیون و هیجان ایستادن در صف‌های سینما برای دیدن کلی کار سینمایی خوب خلاصه می‌شد. شب‌های سینما استقلال و با هنرمندان فیلم دیدن و سالن‌های کوچک سینما عصر جدید با روشنفکرهای جوان و سینمای ویژه مطبوعات. یا دیدن نمایش‌های خارجی جشنواره تئاتر و منظره زمستانی دل‌انگیز تئاتر شهر با اون بیلبوردای بزرگ تبلیغی‌اش …

و در این همه هیاهو گم می‌شد روزی به نام روز ملی که در اساس این همه جشن و شور برای پاس‌داشت اون بود. شاید تا همین چند سال اخیر که بیش‌تر با روز ملی کشورها درگیر شدم زیاد به روز ملی کشورم فکر نمی‌کردم اما چند سالی است که یک علامت سوال بزرگ ذهنمو پرمی کنه! این که چرا باید زمانی که شادی کنی و مثل تمامی مردم کشورای دیگه متحد و دست دردست با افتخار به وطنت فکر کنی، این حس رو نداری و دچار یک جور حس آویزونی میان وطن خواهی و نخواهی و چگونه خواهی و …. هستی؟!

به راستی چه چیزی می‌تواند این حس را در ما ایجاد کند؟ چه چیزی مارا از این سرگردانی نجات می‌ده؟ چه روزی می‌تونه روز ملی‌مون باشه؟

 22 بهمن، روز تولد کوروش یا روزی که اعراب به ایران حمله کردند؟! شاید هم مناسبت جدیدی یافت شود…

اما آدم‌ها هر کدام احساسات و خاطره‌های خاص خودشون را دارند در قبال روزی به نام روز ملی؛ احساساتی که از یک نسل به یک نسل دیگه هم تفاوت خودش رو داره.

و اغلب با ترکیبی از حس‌های مختلف بیان می‌شود، حس‌هایی که نسل جدید را با کلی سوال بزرگ و اساسی روبرو کرده: آیا باید به آرمان‌های نسل قبل وفادار بود هر چند که آن‌ها به این آرمان‌ها نرسیدند؟ تکلیف وابستگی‌های نسل جدید به وطن چیست؟ آیا باید ماند یا می‌توان رفت؟ و …

و من به این فکر می‌کنم که شاید یکی از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی این باشد که چگونه به کشورت نگاه کنی؟چطور دوستش داشته باشی و چطور به آن وفادار باشی …

با امید سربلندی ایران

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,