شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
قصه‌های ما، از رویا تا واقعیت

«تو که منو می‌شناسی کارلو»

۱۳۹۰ بهمن ۲۲

شهره شعشعانی/ رادیو کوچه

 «آلبرتو موراویا» (Alberto Moravia)، (28 نوامبر 1907 – 26 سپتامبر 1990)، رمان‌نویس و روزنامه‌نگار ایتالیایی داستان‌نویسی‌ست که با نگاهی تیزبین و طنزآمیز رفتارهای روزمره شخصیت‌هایش را بدون پیرایه و طول و تفصیل توصیف می‌کند، منتقدان هنر او را در بازتاب جنبه‌هایی از روح و روان آدمی جسته‌اند که به آن‌ها کم‌تر پرداخته شده است. خودش جایی در این مورد به سادگی گفته است، « تنها شاهدی بر زمان خویش است.»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

موراویا با نخستین رمانش «بی‌تفاوت‌ها» (Gli Indifferenti) در 1929 به شهرت رسید. پیش از آن چند داستان کوتاه منتشر کرده بود، اما ناشران حاضر نبودند با انتشار رمان او سرمایه‌شان را به خطر بیندازند، و این پدر متمکن موراویا بود که هزینه چاپ کتاب پسرش را پرداخت، جالب این‌جاست که تمام نسخه‌های کتاب ظرف چند هفته به فروش رفت و نام موراویا را با خود بر سر زبان‌ها انداخت.

از میان آثار موراویا شماری چند توسط فیلم‌سازهای صاحب نامی چون ویتوریو دسیکا، برنادردو برتولوچی، دامیانو دامیانی و ژان- لوک گدار به فیلم برگردانده شده‌اند.

در داستان «تو که منو می‌شناسی کارلو» که در این برنامه می‌خوانیم، موراویا با طنز گزنده و آشنایش رابطه مرد فقیر آلونک‌نشینی را با شخصی به نام کارلو توصیف می‌‌کند. راوی داستان همان مرد فقیر است که سالی یک بار در شب تولد مسیح به دیدن کارلو می‌رود و هدایایی از او می‌گیرد. همسر راوی این رابطه را رابطه میان یک صدقه دهنده و یک صدقه گیرنده توصیف می‌کند، اما راوی معتقد است زنش بی‌فرهنگ است و نمی‌تواند درک کند که رابطه‌ او با کارلو رابطه‌ای «فرهنگی»‌ست، و آن دو زمانی برای چیزی که به نفع بشریت بوده مبارزه می‌کرده‌اند- در حالی که اکنون خودش هم فراموش کرده آن چیز چه بوده- و از آن‌جا که در همه این سال‌ها کارلو را تنها به نام کوچک می‌شناسد- و حتا مطمئن نیست نام کوچک هم‌راه دیرینش همین باشد- عزمش را جزم می‌کند تا در تازه‌ترین دیدارشان پرده پندار را کنار بزند و نور حقیقت را بر گوشه‌های تاریک این رابطه دوستانه و هم‌کاری دیرینه بتاباند.

ناتوانی از برقراری ارتباط انسانی در دوران مدرن و قطع رابطه‌ی ناخواسته با واقعیت، هم‌چون بسیاری از دیگر داستان‌های کوتاه موراویا موضوع این داستان است.

داستان «تو که منو می‌شناسی کارلو» توسط «رضا قیصریه» به فارسی ترجمه شده است.

 «من و او»، داستان کوتاه دیگری از آلبرتو موراویا، در مجموعه قصه‌های ما در لینک زیر قابل دست‌رس است:

 http://radiokoocheh.net/article/102166

موسیقی متن:

Johann Sebastian Bach: Cello Suite No. 1

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,