Saturday, 18 July 2015
18 September 2020
رازهای زنانه- قسمت نهم

«ماجرای باز کردن در قوطی»

2012 February 11

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

اگر بخواهم بی‌مقدمه بروم سراغ اصل مطلب و راز زنانه‌ی دیگری را فاش کنم، باید بگویم یکی از مشکلاتی که سال‌های سال است دامن ما زنان ایرانی و حتا زنان دنیا را گرفته، باز کردن در قوطی است. می‌دانم که تعجب کرده‌اید و احتمالن پیش خودتان می‌گویید که این دیگر چگونه رازی است؟ اما لازم است که حتا بیش‌تر از این تعجب کنید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

راستش را بخواهید داستان از آن‌جا شروع شد که چند روز پیش در خانه‌ی دوستی هم‌وطن، مهمان بودم. نزدیک شام بود که دیدم دوستم با یک در قوطی در چالش است و هر چه می‌کند، در باز نمی‌شود. دوستم تقریبن از هر راهی که فکرش را بکنید رفت اما در قوطی باز نشد که نشد. من که زیر چشمی و از بیرون آشپرخانه شاهد ماجرا بودم، دیدم که او در نهایت از شوهرش کمک خواست. آقای شوهر هم لب‌خندی زد و با یک حرکت سریع و جانانه، در کسری از ثانیه، مشکل را حل کرد. بعد هم بلند‌بلند خواند که «کار را که کرد، آن‌که تمام کرد». در این میان برای این‌که تعریفی هم از خانم کرده باشد، گفت: «شما تقریبن بازش کرده بودید. فقط مانده بود زور آخر.» به این ترتیب در قوطی باز شد اما این موضوع من را یاد صحنه‌های دیگری انداخت که در آن زن‌ها نمی‌توانند کاری را انجام دهند چون «زورشان» نمی‌رسد. حتمن شما هم مثال‌هایی از این دست دارید؛ این‌که نتوانسته باشید چیزی را بلند کنید در حالی که 4-5 کیلو بیش‌تر نیست، یا در یک مسیر کوتاه به نفس نفس افتاده باشید و از جمع مردان عقب افتاده باشید، این‌که … در تمام این مثال‌ها، زن‌ها مجبور می‌شوند کارشان را بسپارند به مردها، نه به خاطر این‌که آن کار خیلی پیچیده و دشوار است بلکه فقط به خاطر این‌که زورشان نمی‌سد. شاید خیلی‌ها دوست داشته باشند این موضوع را ذاتی و طبیعی جلوه بدهند و بگذارند به حساب آن‌چیزی که تفاوت‌های زن و مرد نامیده می‌شود. اما در واقع، تفاوت خاصی وجود ندارد. مردهای معمولی دنیا زورمندان عجیب و غریبی نیستند، همان‌طور که زن‌های معمولی دنیا هم موجوات ضعیف و بی‌چاره‌ای نباید باشند. زور بازو در حد امور روزمره‌ی زندگی، چیزی است که زن و مرد نمی‌شناسد و همه حدی از آن را نیاز دارند. اما در عمل، ما زن‌ها آن را کم داریم.

دلیل این کم زوری واقعن چیست؟ آیا ما ضعیف آفریده شده‌ایم؟ آیا واقعن از باز کردن در یک قوطی یا بلند کردن چند کیلو بار، عاجزیم؟ چرا بدن‌مان هم‌راهی‌مان نمی‌کند؟

خوب که نگاه کنی، می‌بینی این ضعیف بودن، خودش زمینه‌ساز حرف و حدیث بسیار است و رفتارهای متقابل مردان را با ما تعیین می‌کند. انگ «زن‌ها نمی‌توانند» از همین‌جا به ما می‌خورد. در حالی که لب‌خند به لب، بارمان را می‌دهیم تا یک مرد با کمال افتخار آن را برای‌مان حمل کند، در واقع این پیام را مخابره می‌کنیم که زن‌ها ضعیف‌ترند و البته واقعن ضعیف‌تر هم هستند… تنها به این دلیل که جسم‌شان ساخته و پرداخته نشده ‌است.

آمارها نشان می‌دهد که زن‌ها معمولن زمانی را صرف پرورش قوای جسمی‌شان نمی‌کنند. زندگی بسیاری از زن‌ها از ورزش و تحرک جسمانی خالی است. آن‌قدری که زن‌ها زمان می‌گذارند تا در آرایش‌گاه‌ها ظاهرشان را زیباتر و کامل‌تر کنند، زمان برای تقویت جسم‌شان نمی‌گذارند. تعداد کمی از زن‌ها برنامه‌ی مرتبی برای ورزش و شنا دارند. در مقابل، زندگی زنانه پر از عواملی است که به ضعیف‌تر شدن جسم‌شان کمک می‌کند. بارداری، عادت ماهانه، تغییرات هورمونی، بچه‌داری و مسوولیت سنگین اداره‌ی خانه که هرکدام مقدار زیادی از قدرت جسمانی زن را به شکل دایم یا موقت می‌گیرند و اگر چیزی جای‌گزین آن نیروهای از دست رفته نشود، به مرور از زن یک موجود فرسوده و ناتوان خواهند ساخت.

شاید در نگاه اول برای خیلی از زن‌هایی که در محیط‌های مردسالار پرورده شده‌اند سخت نباشد که بخشی از کارهای سنگین را به مردان بسپارند و مردان هم به ظاهر با میل و رغبت این جور کارها را به عهده می‌گیرند، اما کمی که عمیق‌تر به ماجرا نگاه کنیم، می‌بینیم این موقعیت‌ها زمینه‌ساز رفتارهای نابرابر بزرگ‌تری خواهند بود و قضاوت را در مورد توانایی‌های زنان تغییر خواهند داد. تصویری که از زنی با ضعف قوای جسمانی ساخته می‌شود، تصویر زنی است که ار اداره‌ی امور خود به تنهایی عاجز است و حتا باز کردن در یک قوطی را باید به یک مرد بسپارد و در نتیجه نمی‌شود امور بزرگ‌تر و مهم‌تر را به او سپرد. زنان به این ترتیب ناخودآگاه این پیام را مخابره می‌کنند که همیشه به کمک نیاز دارند و نمی‌شود تنهای‌شان گذاشت. زن‌هایی که به مرور حس دل‌سوزی و ترحم را هم بر می‌انگیزند و هویت‌شان را در سایه‌ی حضور مردانه از دست می‌دهند.

راه‌حل این راز زنانه چندان سخت نیست. کافی است هر زنی بخشی از وقت خود را صرف تقویت جسمش کند؛ پیاده روی، ورزش، شنا. اما حقیقت این است که برای رسیدن به این نتیجه، لازم است از قبل ذهنش را تقویت کرده باشد. ذهنی که اهمیت و اولویت بالا بردن توان جسمی را بفهمد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۴ Comments


  1. رضا
    1

    ممنون از نوشته خوبتون و اینکه نکته مهمی رو مطرح کردین. هرچند نظر شما در مورد نیاز به افزایش قوای جسمانی خانم ها موضوع صحیح و درستی است، ولی بنده شخصا فکر نمی کنم مساله در قوطی رو باز کردن و مسائل دیگری که خانم ها مرتبا برای انجامش به آقایون مراجعه می کنند خیلی ارتباط مستقیمی به نیروی جسمانی داشته باشد. بسیار خانم هایی رو دیدم که وقتی تنها هستن و وقتی آقایی کنارشون نیست، در ۱۰ تا قوطی رو هم به راحتی باز می کنن. به نظر من مشکل قوای جسمانی نیست. مشکل، ذهنیت ها و بیشینه های ذهنی است. مساله جایگاهی است که خود زن ایرانی می خواهد از خودش داشته باشد و تاثیری است که بر بقیه بگذارد .تا وقتی زنان ما از اینکه دیگری برایشان کار انجام دهد و یا چیزی به آنها می بخشد خوشحال شوند و از آن به عنوان مایه مباهات خود نام ببرند و یا حتی فقط حس کنند ، این مشکل حل نخواهد شد. نمی شود هم از منافع لطف و مرحمت دیگران ناشی از ضعیف بودن و مظلوم بودن زن بهره برد، و در همان حال انتظار داشت که کسی تفاوتی بین زن و مرد قائل نشود. زنهای ما اگر می خواهند در جامعه ای که برداشت از زن و مرد یکسان است زندگی کنند، در وهله اول باید خودشان اولین قدم را برداشته و از وابستگی مادی، عاطفی، معنوی، مشورتی و .. نسبت به آقایان در حد امکان خودشون رو (اگه هم بی نیار نمی کنن،) حداقل ناوابسته کنن.


  2. mm
    2

    shoma moshkelet ine ke az physiology va genetic chizi sar dar nemiari


  3. محفوظ
    3

    برای باز کردن درب شیشه های کنسرو ابتدا با نوک یک چاقوی میوه خوری کمی لبه کنسرو را از شیشه جدا کنید و بعد براحتی درب شیشه را با دست باز کنید.


  4. Fi
    4

    man bazi vaghta bedone inke kalanjar bedam az hamoon aval midam dare ghooti ro shoharam baz kone, doost daram negahe piroozish ro bebinam badesh. oon midoone ke man kheili too kar o zendegie khodam movafagh hastam, vali be nazare man mard hamishe jaygahi dare ke doost dare mohem bashe, age mard ehsase mohem va mardanegi nadashte bashe o ma behesh begim aslan behet ehtiaj nadarim oonvaght rabete kheili ajib mishe. baraye hamin kheili ha az mardeshoon komak migiran ke oon ehsase mohem boodan ro behesh bedan.