Saturday, 18 July 2015
23 September 2020
رازهای زنانه- قسمت دهم

«مهارت‌هایی که باید از نو آموخت»

2012 February 13

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

پیش‌تر درباره‌ی زور بازوی زنانه حرف زدیم و این‌که زن‌ها به شکل عمومی جسم‌شان را تقوت نمی‌کنند و این ضعف باعث می‌شود خیلی از کارها را به مردان بسپارند و زمینه را برای ناتوان و کم‌توان دیدن هم‌جنسان‌شان فراهم کنند. این موضوع باعث شد خود من بیش‌تر به کارهایی که زنانه و مردانه تعریف می‌شوند فکر کنم و ببینم زنانه و مردانه دانستن کارها، از کجا آب می‌خورد. البته در این‌جا منظورم اصلن شغل‌هایی نیست که به هزار و یک دلیل عرفی و مذهبی، دست کم در ایران، مردانه شناخته می‌شوند که البته بعدها به آن هم خواهیم پرداخت. منظورم کاملن کارهای معمولی و روزمره است که به دلایل ناشناخته تفکیک جنسیتی شده‌اند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نمونه‌اش همین رانندگی کردن. تا چند سال پیش، این کار را عمومن مردانه می‌دانستند. البته منظورم از چند سال، دست کم 40 سال پیش است. اما حتا آن‌هایی که 40 سال پیش هم گواهی‌نامه گرفته‌اند، اعتقاد محکمی به راننده بودن خودشان به عنوان یک زن نداشته‌اند. در واقع، درست است که زن‌ها با رانندگی کردن احساس استقلال بیش‌تری می‌کنند، اما در عمل بدشان نمی‌آید از زیر بار مسوولیت‌اش شانه خالی کنند. رسمی وجود دارد که بر اساس آن، وقتی یک زن و مرد با هم هم‌راه می‌شوند، قاعده را بر این قرار می‌دهند که مرد رانندگی کند. مردها و خود زن‌ها چندان خوش ندارند در حالی که زن رانندگی می‌کند با هم سوار ماشین شوند. خیلی از دخترهایی که به محض 18ساله شدن گواهی‌نامه رانندگی می‌گیرند، بعد آن را می‌گذارند در کوزه و همیشه ترجیح می‌دهند مردی برای‌شان رانندگی کند. نکته این‌جاست که این کار در تعابیر آداب معاشرت، نوعی احترام هم به حساب می‌آید، هر‌چند در واقع نوعی سلب مسوولیت از زن در پوشش احترام به اوست.

حالا فرض کنیم که زنی خودش رانندگی هم می‌کند. خیلی از زن‌هایی که ماشین زیر پای‌شان است، از ماشین داشتن فقط به همین رانندگی کردن اکتفا می‌کنند و هیج مسوولیت دیگری در مورد ماشین به عهده نمی‌گیرند. بیش‌تر آن‌ها نمی‌دانند از ماشین چه‌طور باید نگه‌داری کرد و نه تنها از امور فنی خاص سر در نمی‌آورند، حتا پنچرگیری هم بلد نیستند و اگر این اتفاق موقعی که تنها هستند برای‌شان بیفتد، دست به دامان مردها می‌شوند و البته اگر خودشان هم تقاضا نکنند، راننده‌های مرد بی‌شماری هستند که با ادای احترام، ماشین‌شان را کنار می‌زنند تا اگر شده با کت و شلوار، پنچری ماشین خانم را بگیرند.

شاید این چیزها آن‌قدر به نظرتان بدیهی بیاید که فکر کنید اشکالش چیست و اصلن چه لزومی دارد خانم‌ها هم برای این‌جور کارها آستین بالا بزنند و مطابق معمول، این چیزهای به ظاهر پیش پا افتاده را با حق و حقوق زنانه در ارتباط ندانید. اما قضیه این‌جاست که همین چیزها، نشانه‌های ساده‌ای هستند از ضعف، آن‌هم در توانمندی‌هایی که به دست آوردن‌شان کار سختی نیست اما نادیده گرفتن‌شان در ساختن یک تصویر ناتوان از زن اثری انکار نشدنی دارد.

از این مثال‌ها بسیار است. این‌که زن‌ها قبل از آزمودن هر کار فنی و تخصصی، اول دم از نتوانستن می‌زنند و باز کردن و بستن هر پیچ و کوبیدن هر میخ و کنترل آب و روغن ماشین که سهل است، کنترل درجه‌ی حرارت آب کتری را هم به عهده مردها می‌گذارند، بیش از هرچیز نمایان‌گر این است که تفکر مردسالاری که می‌خواسته زن‌ها کم توان باشند، همه‌ی این‌ها را در قالب کمک و احترام به زن، در ناخودآگاه ذهن آدم‌ها نهادینه کرده است.

آموختن بسیاری از مهارت‌ها، نیاز زندگی امروز است و زنانه و مردانه ندارد. اگر زنی می‌تواند رانندگی کند، پس می‌تواند ماشین را به تعمیرگاه هم ببرد و باید آن‌قدر آمادگی جسمانی داشته باشد که بتواند چند تا پیچ لاستیک را باز کند. سر و کله زدن با منوهای موبایل و یاد گرفتن مهارت‌های اولیه در مورد نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای کامپیوتر هم چیزی نیست که برای آن لازم باشد حتمن مرد باشی.

پیش‌رفت فن‌آوری به شکلی بوده که دیگر انجام دادن امور سنگین و کارهای طاقت‌فرسا را از مردها هم توقع ندارد و آن را به عهده‌ی دستگاه‌ها و ربات‌ها گذاشته است و در چنین دنیایی، حرف‌ زدن از سنگین بودن یا نبودن کارها، برای فرار کردن از انجام‌شان، خیلی منطقی به نظرنمی‌رسد.

این راز زنانه را در گوش‌تان می‌گویم که اگر از سر تنبلی و بی‌حوصلگی کاری را به مردها سپردیم، دیگر لازم نیست اسم آن را دشواری آن کار و از عهده بر نیامدن بگذاریم و خیلی راحت‌تر است بگوییم که الان ترجیح می‌دهم خودم آن کار را نکنم. این‌طوری، تهمت ناروای ناتوانی زن‌ها را از روی‌شان برمی‌داریم و شاید خودمان هم تشویق شویم عطای این جای‌گاه ظاهرن محترمانه را به لقایش ببخشیم و در عوض، جای‌گاهی متناسب با توان‌مندی‌های طبیعی یک انسان امروزی به دست بیاوریم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. مخاطب
    1

    ممنون از نوشتار
    اما یک انتقاد، می شه به مخاطب احترام بگذارید و یکمی شعورش رو در نظر بگیرید ؟ منظورم اینکه برای مبحثی که ارائه می دید می شه استدلال فردی نیاورید و مقداری مستدل صحبت کنید ؟ این نوع نوشته بیشتر شبیه وبلاگ
    نویسی است تا یک مجموعه برنامه در رادیو !
    با تشکر مخاطب