Saturday, 18 July 2015
18 September 2020
پرده نقره‌ای - نگاهی به فیلم «شرایط» از مریم کشاورز

«هیاهویی برای هیچ»

2012 February 17

مهدی / رادیو کوچه

در اولین برنامه‌ی «پرده نقره‌ای» نگاهی به فیلم «شرایط» به کارگردانی و نویسندگی «مریم کشاورز» و بازی‌ «سارا کاظمی»، «نیکل بوشهری» و «رضا سیکسو صفایی» داریم. فیلم داستانی بر اساس دلدادگی دو دختر جوان به یک‌دیگر در یک رابطه عاشقانه همجنس‌گرا و مشکلاتی که این چنین رابطه‌ای در ایران امروز دارند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اولین بار که تریلر فیلم پخش شد نگاه‌های زیادی را به خود معطوف کرد به این دلیل که مثل خیلی از کارهایی که این روزها رایج شده، نشان‌دهنده‌ی فیلمی ساختار شکن بود، آن هم با موضوع همجنس‌گرایی. اما انصافن تیزر فیلم کار خوبی از آب در آمده بود و می‌توانست مخاطب زیادی را به خود جلب کند ولی با تماشای فیلم کار به همان تیزر خوب ختم شد.

اولین مشکلی که حتی مخاطب‌های عام سینمای ایران را آزار می‌دهد لهجه بازیگران فیلم بود که به طرز عجیبی آزار دهنده بود حتی در یکی از مصاحبه‌ها کارگردان فیلم یکی در میان از کلمات ‌انگلیسی استفاده می‌کرد که البته خیلی عادی به نظر می‌رسید چون کارگردان و بازیگران از آن دسته ایرانیانی هستند که از کودکی خارج از ایران بزرگ شدند و شاید بتوان گفت کاری بیش از این از دستشان بر نمی‌آید، ولی سوال اساسی اینجاست که چرا یک کارگردانی که سال‌ها از ایران دور است و حتی فارسی به سختی صحبت می‌کند فیلمی می‌سازد که به یکی از مشکلات جوانان در داخل ایران مربوط است آن هم کمبود آزادی، و آیا می‌تواند درک کند که کمبود آزادی در ایران دقیقن به چه معنا است؟ یا فقط از شنیدهای خود از دوستان و آشنایان دست به نگارش فیلنامه زده است. ‌نکته بعدی این است که آیا نویسنده فیلم‌نامه (مریم کشاورز) تا به حال با یک زوج همجنس‌گرا از نزدیک برخورد داشته یا کتابی در مورد رفتار این قشر خوانده است؟ به نظر جواب منفی است چون نه در فیلم و نه در بازی بازیگران نشانه‌ای از این مطلب به چشم نمی‌خورد‌. در همین نکته‌ها است که پایه‌های یک فیلم ضعیف کلید می‌خورد‌.

 «نابلد بازی گرفتن از نابازیگران»

هنگامی که یک کارگردان تصمیم می‌گیرد از نابازیگر در فیلم استفاده کند (بدین معنا که بازیگر تا آن لحظه در فیلم دیگری ایفای نقش نکرده است‌) کار کارگردان به واقع قابل تحسین است ولی، این در حالی است که بازیگر بازی قابل قبولی از خود نشان دهد و در حالی که، این گونه نشود لطمه‌ی بزرگی به فیلم وارد می‌شود و این همان اتفاقی است که در «شرایط» رخ داده است و به غیر از بازی دو شخصیت یعنی پدر و مادر «مهران» که نسبتن قابل قبول است، در بقیه شخصیت‌ها شاهد بازی‌های بی‌روح و تصنعی هستیم که مقصر اصلی کارگردان است‌.

 «آشفتگی و چیدمان نا‌مربوط سکانس‌ها»

در مجموع فیلم دارای ریتم و آهنگ مشخصی نیست و نمی‌تواند مخاطب را جذب کند مگر آن دسته از مخاطبانی که به دنبال صحنه‌های جنسی فیلم باشند آن هم به سبک ایرانی‌. در حالی که فیلم تمام سعی خود را می‌کند نشان دهد در ایران جوان‌ها از آزادی لازم برخوردار نیستند، به خصوص در برگزاری مهمانی‌های خصوصی‌، ولی در عین حال نشان می‌دهد بارها و بارها عاطفه و شیرین بی هیچ مشکلی به مهمانی می‌روند و در آخر توسط «مهران»  اسیر و به قول فیلم «کمیته» می‌شوند که این نشان‌دهنده‌ی پارادوکس شدید در فیلم است‌. از طرف دیگر فیلم‌نامه از شعاری بودن رنج می‌برد و در بسیاری از سکانس‌ها این نکته قابل رویت است. برای نمونه در سکانسی بدون آن‌ که در حدود پنج دقیقه دیالوگی رد و بدل شود در آخر پدر مهران می‌گوید: «یک روزی هم‌مون با هم می‌ریم تو آب». و باز تضادی دیگر در فیلم، در حالی که در سکانسی دیگر، «عاطفه» و «شیرین» بی هیچ مشکلی با لباس شنا به دریا می‌روند.

 «شخصیت پردازی‌های ضعیف»

یکی از مواردی که می‌تواند در ارزیابی یک فیلم موثر باشد، شخصیت پردازی در فیلم است. بدین معنا که بیننده بتواند با شخصیت‌ها هم‌زاد پنداری کند و از زوایای مختلف به بررسی آن‌ها بپردازد موردی که در «شرایط» نمی‌توان یافت‌. فیلم در کل دارای سه شخصیت اصلی است، «مهران»، «عاطفه» و «شیرین». ابتدا سری می‌زنیم به «مهران» که تا پایان فیلم گنگ باقی می‌ماند. در ابتدای فیلم نشان می‌دهد که «مهران» فردی معتاد بوده که به تازگی اعتیاد را ترک کرده و مبدل به فردی کاملن مذهبی شده، این در حالی است که با گذشته‌ی خود و در مجموع با خانواده در تضاد است. حال این‌ که چرا و چگونه به این نقطه رسیده نکته‌ای است که امکان یافتنش در فیلم و شخصیت او نیست و بیننده بی‌هیچ پیشینه‌ای از شخصیت «مهران» متنفر می‌شود. شخصیت «شیرین» هم به همین گونه است و فقط سعی می‌کند که نشان دهد که عشقی که میان «شیرین» و «عاطفه» اتفاق می‌افتد بیشتر از سمت «شیرین» است و به دلیل مشکلاتی که دارد، به «عاطفه» پیشنهاد فرار از ایران را می‌دهد و در حالی که فیلم در تلاش است نشان دهد این حس فرار به دلیل کمبود‌ آزادی در ایران است ولی با تماشای فیلم فقط این حس القا می‌شود که دلیل گرایش «عاطفه» به فرار مشکلات خانوادگی است‌.

 «حرفه‌ای نبودن صحنه‌های جنسی»

شاید بتوان گفت از معدود دفعاتی است که می‌توان در یک فیلم فارسی زبان این همه صحنه‌ی جنسی  یافت، ولی باز هم خبری از کار حرفه‌ای نیست. در عوض عشق، به مخاطب حس هوس منتقل می‌شود. در یکی از سکانس‌ها «شیرین» سوار یک تاکسی می‌شود و راننده به گونه‌ای طنز آلود به او تجاوز می‌کند که با دیدن این سکانس جای هیچ‌گونه نقدی باقی نمی‌ماند‌.

در انتها باید اشاره کنم که شاید فیلم «شرایط» یکی از اولین فیلم‌های فارسی زبان است که به موضوع همجنس‌گرایی می‌پردازد ولی در واقع یکی از ضعیف‌ترین‌ها می‌تواند لقب بگیرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,