Saturday, 18 July 2015
23 September 2020
پانوراما – بخش نخست

«‌اصلاحات سیاسی در عصر ناصری»

2012 February 17

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

 سلطنت طولانی پنجاه ساله‌ی «ناصرالدین شاه» از هر جهت شایسته‌ی بررسی تفصیلی است. دوران حکومت وی اگر چه خوب آغاز شد، اما ادامه و پایانی مصیبت‌بار  و تاسف آور داشت. ایران در این عصر، نه تن‌ها فرصت طلایی ترقی و پیش‌رفت را از دست داد، بلکه به سراشیبی تند انحطاط افتاد. دلایل زیادی برای این امر وجود دارد اما ناصرالدین شاه نیز به شخصه نتوانست در دوران حکومت خود، موضعی ثابت و استوار در قبال اصلاحات در پیش گیرد. ناصرالدین شاه هر از چندگاه تحت تاثیر فشارهای داخلی و خارجی یا افکار معدود عناصر اصلاح طلب پیرامونش، به فکر تجدید نظر در وضع امور می‌افتاد. از این رو اقدامات اصلاحی وی اغلب با شتاب آغاز می‌شد اما با سپری شدن زمان، همه چیز به فراموشی سپرده می‌شد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آن‌گونه که در بخش‌های پیشین اشاره شد، دوره‌ای که با صدارت «امیرکبیر» آغاز شد با روزگار جوانی شاه مصادف بود و شاه جوان‌تر از آن بود که راه و روش صحیح مملکت‌داری را بداند و از روی علم و آگاهی به اصلاحات تمایل نشان دهد. می‌توان گفت که ناصرالدین شاه در دوران صدارت امیرکبیر، ناخودآگاه در مسیر افکار و اقدامات صدراعظم اصلاح طلب خود قرار گرفت و با اصلاحات وی هم‌نوایی کرد.

امیرکبیر بر سر آن بود تا ایران را بدون دگرگون ساختن بنیادهای مذهبی، نوسازی کند. در این هنگام، اقدام به تشکیل کمیسیون‌های دولتی برای رسیدگی به دست‌گاه اداری و وظایف ماموران، میزان پرداخت حقوق و مستمری‌های گوناگون و اندازه‌ی مالیات‌هایی که گرد می‌آمد، کرد.

طی سه سال، امیرکبیر به انجام اصلاحاتی مشغول بود که باید تا اندازه‌ای اداره‌ی مملکت را نوین و استوار کند، موقعیت شاه را تحکیم بخشد، خودسری مقامات کشوری و مداخله ی روحانیان در امور دولت را محدود سازد، اقتصاد کشور را تقویت کند و قدرت جنگی را افزایش دهد. تمامی این مسایل نخستین نقض جدی حقوق زمین‌داران بزرگ و روحانیانی بود که در طول چند سده‌ی پیاپی به این کارها خو گرفته بودند و آن را حق مسلم خود می‌دانستند. امیرکبیر در ضمن اعتقاد داشت که اسلام در شکل سنتی‌اش مانعی برای اصلاحات در ایران نیست و بازسازی جامعه ایران بر پایه‌ی بنیادهای نوین مذهبی، چنان که فرقه‌ی بابیه پیش‌نهاد می‌کردند، برای او پذیرفتنی نبود.

امیرکبیر بر سر آن بود تا ایران را بدون دگرگون ساختن بنیادهای مذهبی، نوسازی کند. در این هنگام، اقدام به تشکیل کمیسیون‌های دولتی برای رسیدگی به دست‌گاه اداری و وظایف ماموران، میزان پرداخت حقوق و مستمری‌های گوناگون و اندازه‌ی مالیات‌هایی که گرد می‌آمد، کرد. کار کمیسیون‌ها، توجه را به ساخت دولتی و اداره‌ی مملکتی کشاند و انگیزه‌ی ارزیابی فعالیت برخی از اشراف عالی‌مقام شد و دلایل قانع‌کننده‌ای بر نقص دستگاه اداری فراهم کرد. درپی رسیدگی‌ها، موارد خلاف‌های وقیحانه و سرپیچی از انجام وظایف مستقیم، آشکار شد.‌ موارد بسیاری دیده شد که حکم‌رانان ولایت‌ها و شهرهای بزرگ، در پای‌تخت، در جوار دربار شاه می‌زیستند و در محل، نوکران و یا خویشاوندان ایشان، کارها را به جای آنان اداره می‌کردند.

 در پی اصلاحات اداری، دست‌گاه کارمندان کاهش یافت.‌ برای همه‌ی ادارات، جانشین وزیر ‌تعیین شد که ماموران فرهیخته‌ی طراز اول برای آن معین می‌شدند. حقوق ماموران کاهش یافت و کار در دو جا ممنوع شد. به عبارت امروزی، دو شغله بودن ممنوع شد. این تدبیرها، بی‌درنگ، اردوی بزرگ منصب دارانی را که به آن‌ها اجحاف شده بود، علیه امیرکبیر برانگیخت.

در بخش‌های پیشین درباره‌ی اصلاحات و خدمات گوناگونی که در دوران صدارت امیرکبیر انجام شد از جمله ساختن دارالفنون، کارخانه، چاپ‌خانه، روزنامه، ترجمه‌ی کتاب‌، رسیدگی به حق برخورداری از شرایط مالکیت بر روستاها و بسیاری دیگر به تفصیل بحث شد.

شایان ذکر است که تدبیرهای امیرکبیر با عدم درک لایه‌های گوناگون مردم هم روبه‌رو شد.‌ توده‌های مردم که تحت تاثیر شدید روحانیان بودند و به برداشتی منفی از دستورالعمل‌های زمام‌داران خو گرفته بودند، بدیهی است که به نوآوری‌های وزیر اول، که زمین‌داران محلی و روحانیان‌شان آن‌ها را علیه وی برمی‌انگیختند، با بی‌اعتمادی می‌نگریستند. چنین اصلاحاتی نمی‌توانست از پشتیبانی توده‌های مردم ایران که برای پذیرش و بهره‌گیری از آن آمادگی نداشتند، برخوردار شود. به مردم تلقین کرده بودند که سرچشمه‌ی اصلاحات از نفوذ غرب است و برخی کارها نیز تحت تاثیر تنظیمات در ترکیه انجام می‌شود.

اصلاحات امیرکبیر به بنیادهای نظام زمین‌داری کاری نداشت، اما در تکامل دولت ایران و دیوان سالاری ‌در روزگار نوین، مرحله‌ای پر اهمیت بود. به رغم کشته شدن وی و دست کشیدن از برخی دگرگونی‌هایی که آغاز شده بود، این اصلاحات بر معاصران و نسل بعدی تاثیر مهمی گذاشت و به تکامل دست‌گاه دولت و رشد فرهنگ و شناخت ملی کمک کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,