Saturday, 18 July 2015
24 September 2020

«کتاب‌خانه‌ی کوچک من»

2012 February 18

نهال نوریان/ رادیو کوچه

 

………………………………………..

«کنترل بر عدالت ناموجود» «کنترل بر عدالت ناموجود»

«فرض می‌کنیم قدر مسلم آن باشد که ما می‌خواهیم سطح ترور را کاهش دهیم، نه آن‌که به آن دامن بزنیم. راه ساده‌اش را هرگز مورد بحث قرار نداده‌اند. راهش این است که در ترور شرکت نکنیم. این عمل، خود به خود از شدت ترور خواهد کاست اما امکان بحث در این مورد را بسته‌اند…»

………………………………………..

«گام‌های یک مسیر» «گام‌های یک مسیر»– بخش سوم

در بخش‌های پیشین پیرامون مهارت‌های لازم برای کتابخوانی سخن گفته شد. این موضوع چنان پیگیری شد که اهمیتش در زمینه‌ی رشد کودک نمایان شود چراکه اگر یک مهارت در کودکی فراگرفته شود، می‌تواند پایه‌ی مستحکمی برای رشد فرد در زمان‌های رو به جلو باشد.

………………………………………..

«گام‌های یک مسیر» «گام‌های یک مسیر»– بخش دوم

مادامی که فرآیند کتاب‌خوانی را منحصر به خواندن کتاب بدانیم و این انحصار را در لحظه‌ی اتفاق آن، بررسی کنیم، نمی‌توانیم به نتیجه‌ی درخوری از این فرآیند دست یابیم حتا اگر نتیجه‌ی مورد نظر، خواندن برای خواندن و یا خواندن برای لذت بردن و گذران وقت باشد.

………………………………………..

«گام‌‌های یک مسیر»– بخش نخست

اهمیت خواندن کتاب در هر دوره‌‌ای از زندگی در جای خود باقی است ولی این مهم، پیوست‌‌های با اهمیتی را در کنار خود دارد که بدون در نظر گرفتن آن‌‌ها کم‌‌تر می‌‌توان به بهترین نحو از خواندن کتاب بهره برد.

………………………………………..

 «حضور در قاب استتیک» «حضور در قاب استتیک»

«هنر می‌تواند به زندگی بدل شود. زندگی می‌تواند به هنر بدل شود. هنر و زندگی می‌توانند خصیصه‌هایشان را با هم رد و بدل کنند. این سه سناریو، سه پیکربندی از امر استتیکی را موجب می‌گردد و در سه نسخه‌ی مادی به کار برده می‌شود.

………………………………………..

 «سایه‌ی مستدام» «سایه‌ی مستدام»

«ضد کودتا» عنوان کتابی است که توسط انستتیتوی اینشتین منتشر شده است تا در جهت هدف‌های تعیین‌شده عمل کند. این کتاب که توسط جین شارپ و بروس جنکینز نوشته شده، به کوشش مرکز مطالعات دفاع استراتژیک بی‌خشونت به فارسی برگردانیده شده است.

………………………………………..

 «فاصله‌ای نیست» «فاصله‌ای نیست»

«این‌ها تکه‌هایی از بدن من بودند که به دیگری، که به سمت شما پرتاب شدند. فاصله‌ای نیست، چرا که این شعرها تقدیم به هیچ ‌کسی نشده‌اند. من، تکه‌های بدنم را به کسی تقدیم نمی‌کنم، پرتاب می‌کنم. فعلن مسئله این است….»

………………………………………..

«زیبایی گریزپا» «زیبایی گریزپا»

ژان نیکلا ارتور رمبو، نام شاعری است که بعدها اسطوره‌ی شاعران پس از خود شد. متولد بیستم ماه اکتبر به سال 1854، حدودن چهارده سال داشت که برای نخستین‌بار از خانه گریخت تا به پاریس برود و این آخرین گریز او نبود چراکه این گریزها و بازگشت‌ها تا پایان عمر شاعر ادامه داشتند.

………………………………………..

شاید برای عده‌ای در حوزه‌ی کتاب، آن‌طور که انتظار می‌رود، کتاب و ماهیت آن یکی از اساسی‌ترین دغدغه‌های ایشان برای ورود به بستر این فعالیت باشد. در این حوزه کسان دیگری هم هستند که با دغدغه‌های گوناگون دیگری به این سو کشیده یا کشانیده می‌شوند.

………………………………………..

فضای بسته‌ی ایران چه در حوزه‌ی اندیشه و چه در حوزه‌ی تبادل آن، همواره مستعد سو‌استفاده‌ی کسانی است که راه‌های دور زدن را خوب بلدند و به‌خوبی آموخته‌اند که در هر فضایی منفعت خود را تعمین کنند.

………………………………………..

«بار دیگر عایشه»  «در حواشی قهرمانی»

شاید در بیش‌تر روایت‌های داستانی مفهوم قهرمان به شخصیت نخست ماجرا خطاب شود. به‌طور معمول نوع رفتار، برخورد و زیست این شخصیت در قصه‌ها و روایت‌های مختلف کارکردهای گونه‌گونی دارد ولی نقش قهرمان در قصه‌های فانتزی عمومن نقشی ازپیش‌تعیین‌شده است.

………………………………………..

«آدم‌ها که عدد می‌شوند»  «آدم‌ها که عدد می‌شوند»

«در این رسته در طی سال 2011، 631 گزارش از سوی نهاد آمار به ثبت رسیده است، 33 مورد اعمال فیلتریننگ اینترنتی گزارش شده است، 23 توقیف نشریه، 15 اختلال تعمدی در شبکه‌ی مخابرات، 336 بازداشت موردی، 339 مورد ضرب و شتم، ….

………………………………………..

بالای میزم عکسی از راجانی در شب عروسی‌اش چسبانده‌ام. در عکس غروب را می‌بینم، شش ساعت پیش از مراسم ازدواج و صورت او به‌سمت دوربین چرخیده، چشمانش کاملن باز و بدون نگرانی، همراه با شروع لبخند است.

………………………………………..

کتاب «مامان رفت زندان به خاطر حق رای» کتابی برای کودکان است که به مهراوه تقدیم شده است که دلتنگ مامان نسرین است و شاید مهراوه نماینده‌ی بی‌شمار کودکی باشد که به هر دلیلی والدین خود را در کنار ندارند و از مهر و پشتیبانی ایشان محروم هستند.

………………………………………..

ماه‌نامه‌ی ادبیات، نقد، فلسفه زیر عنوان «ناممکن» پیش‌شماره‌ی خود را در مهرماه 1391 بر روی شبکه‌ی مجازی با مخاطبان خود به اشتراک گذاشت تا بار دیگر شاهد تولد نشریه‌ای باشیم که امید است زودمرگی‌اش را از سر نگذرانیم.

………………………………………..

زبان در نزد سوسور نظامی است صوری که امکان بیان را فراهم می‌کند و همان‌طور که گفته شد اندیشه مفهومی از پیش موجود و شفاف است که زبان ابزار بیان آن باشد.

………………………………………..

آن دنیایی که داستان‌های فانتزی در آن زیست می‌کنند، دنیای پر رمز و رازی است که جذابیت‌های ویژه‌ی خودش را دارد. باید از اهالی این ژانر باشید تا با ورود کردن به این دنیا، بتوانید لذتی را که باید، از دنیای ساخته‌های ذهنی ببرید.

………………………………………..

کتاب «در گشوده» نوشته‌ی پیتر بروک را انتشارات افراز با ترجمه‌ی بهرنگ فرهنگ‌دوست روانه‌ی کتابفروشی‌ها کرده است. در صفحه‌های آغازین کتاب پیام اختصاصی پیتر بروک برای مخاطبان ایرانی این کتاب آمده .

………………………………………..

«مامان یک تخم گذاشت» نوشته‌ی بابت کول با برگردان فارسی آرش حسینیان در سال 1391 اولین حضور خود را در زبان فارسی به همت نشر الکترونیکی پاد تجربه کرد.

………………………………………..

اگر بخواهیم به‌دقت به نامه‌های بر جای‌مانده از روزگاران از افراد مختلف و به‌ویژه سرآمد توجه کنیم، می‌توانیم گونه‌ای از ادبیات را متمایز کنیم که در آن می‌توان به وجوه خاصی اشاره کرد که در انواع دیگر قابل دسترسی و اکتشاف نیستند.

………………………………………..

«آکواریوم» یکی از داستان‌های کوتاه نسیم خاکسار است که بلاتکلیفی شیرین در ساختار اصلی این داستان نقش اصلی را ایفا می‌کند. بلاتکلیفی که تمام شخصیت‌ها از آغاز تا به پایان داستان با آن مواجه هستند.

………………………………………..

«آندره بازن» منتقد سینمایی فرانسوی، سرشناس‌ترین و تاثیرگذارترین نظریه‌پرداز و منتقد فیلم در فرانسه بود که با رشته‌ای از مقاله‌ها به ایجاد و تاسیس نظریه‌ای موسوم به نظریه‌ی میزانسن همت گماشت.

………………………………………..

متولد 1319 خورشیدی شاعر شعرهای گنجانده‌شده در مجموعه‌ی خط‌ها و نقطه‌هاست. این شعرها که در میانه‌ی سال‌های 1348 تا 1354 سروده شده‌اند همگی متاثر از فضای زیست شاعر خود هستند که در زمان سرایش شعرهای خود برای تحصیل در آمریکا به سر می‌برد.

………………………………………..

در رمان «بی‌لنگر» به ابعاد وسیعی از بازی‌های زبانی می‌توان اشاره کرد گو این‌که نویسنده می‌خواهد قدرت را در بازی با کلمه‌ها به خواننده‌ی خود بنمایاند. این موضوع به‌خصوص در دو فصل نخست نمود بیشتری دارد.

………………………………………..

«من توی لوله‌های نفت آژیر قرمز را کشیدم» نام مجموعه‌ی شعرهای زینب حسن‌پور است. اگرچه نام این شاعر را کمابیش در آن‌سو و این‌سوی ادبیات شنیده‌ایم ولی این نخستین مجموعه‌ای است که از او منتشر شده است.

………………………………………..

جسارت آزمودن نوشتن در میان بسیاری از افراد دیده می‌شود هرچند که ایشان لزومن درک درستی از ماهیت نوشتار حرفه‌ای ندارند ولی همین افراد، متصور و متوهم هستند که نوشتار ساحتی بی‌دغدغه است گه می‌توانند به راحتی به آن ورود کنند.

………………………………………..

در یک اتاق، در جایی در بسته در خانه‌ای، مردی آرمیده است و زنی بالای سر او نام‌های خداوند را تکرار می‌کند. زن گاهی هم حرف می‌زند و برای مرد ماجراهایی را تعریف می‌کند، مرد اما هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد. انگار نه انگار که کسی با او حرف می‌زند.

………………………………………..

«کار کار انگلیس‌هاست.» این همان عبارتی است که به‌طور حتم به گوش همه‌ی ما آشنا ست ولی شاید بیشترین میزان تلاقی این عبارت، در کتاب «دایی‌جان ناپلئون» باشد. ایرج پزشکزاد در سخنرانی‌ خود در دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس، منشاء دایی‌جان ناپلئون را به دوران کودکی‌اش نسبت داد.

………………………………………..

در این قحطی رمان خوب، «عروسک‌ساز» کتابی است که داستان خوبی را روایت می‌کند. داستانی که از دنیایی ساده ولی در عین حال پیچیده‌ جان گرفته است. دنیای عروسک‌ساز پر از سادگی‌هایی از روابط است که انگار در مرحله‌ای پیچ خورده‌اند و حالا برچسب یک رابطه‌ی بغرنج را بر خود دارند.

………………………………………..

«همه‌ی ما می‌دانیم که وب پر از مطالب جذاب و حتا متحیرکننده است، اما در مواقعی هم می‌تواند ترسناک باشد. مقوله‌ای که در این کتاب می‌خواهیم به آن بپردازیم، امنیت است که می‌گوید…

………………………………………..

درباره‌ی «سرزمین سخن» چنین آمده است که «شرکت سامسونگ با هدف ارتقای سطح آموزش و ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی، تصمیم به راه‌اندازی کتابخانه‌هایی صوتی برای کودکان و نوجوانان نابینا گرفته تا امکان تازه‌ای برای آشنایی بیشتر این کودکان با ادبیات و استفاده‌ی بیشتر آنان از فن‌آوری فراهم شود.

………………………………………..

از گذشته تا کنون همواره این پندار ذهن آدمی را درگیر خود می‌کند که باقی‌مانده‌ای از دنیای بی‌پایان داده‌ها برای ورود به ذهن داده‌پرداز حضور دارد و این حضور، اضطراب دریافت را همیشه زنده نگاه می‌دارد. این مساله ان زمان پر رنگ‌تر می‌شود و بر روی زیست تاثیر بیشتری می‌گذارد که فرد دغدغه‌ی انباشت داده‌ها را داشته باشد.

………………………………………..

«گریز از مرکز» «گریز از مرکز»( بخش نخست)

از گذشته تا کنون، فقدان همیشه پرتگاهی بوده است که پیش از همه، هویت فرد یا گروهی از افراد را نشانه رفته است و نوک پیکان این هضیض، چنان حفره‌ای ایجاد می‌کند که شاید به‌آسانی نتوان آن را ترمیم کرد.

………………………………………..

پایگاه اینترنتی سه‌پنج، خود را «صدای مستقل ادبیات ایران» می‌داند که چند سالی است به انتشار کتاب‌های الکترونیکی همت گماشته است. از میان کتاب‌هایی که سه‌پنج دست به پراکنش آن‌ها زده است، می‌توان تعدادی را برگزید و آن‌ها را طبق استانداردهای کیفی نشر و ادبیات مورد توجه قرار داد.

………………………………………..

باید گاهی در مورد موضوع‌هایی نوشت که شاید پیش پا افتاده به نظر برسند و یا به هیچ وجه نقطه‌ی عطفی با حوزه‌ی مفهومی مورد نظر نداشته باشند ولی واقعیت این است که گاهی چنان مربوط می‌شوند که نمی‌توان دامنه‌ی این ارتباط را نادیده انگاشت…

………………………………………..

انتشارات گیلگمشیان به‌تازگی و پس از مدت‌ها کتاب دیگری را به کتابخانه‌ی خود افزوده است. «زهیر» نام مجموعه‌ی شعرهای ریحانه محمدی است که در شهریور 1391 در 165 صفحه توسط انتشارات گلیگمشیان، ناشر کتاب‌های دگرباشان فارسی‌زبان، به عرصه‌ی ادبیات غیر رسمی پا نهاده است.

………………………………………..

آن زمان که وارد ساحت جدید و ناشناخته‌ای برای یک فعالیت مشابه می‌شویم، نباید انتظار داشته باشیم که همه‌چیز چون گذشته باشد و یا از سویی دیگر نباید در این امر بکوشیم که یک حضور همسان را برسازیم بلکه باید در نظر آورد که هر خواستگاه جدیدی به خودی خود ویژگی‌هایی دارد ..

………………………………………..

آن زمان که وارد ساحت جدید و ناشناخته‌ای برای یک فعالیت مشابه می‌شویم، نباید انتظار داشته باشیم که همه‌چیز چون گذشته باشد و یا از سویی دیگر نباید در این امر بکوشیم که یک حضور همسان را برسازیم بلکه باید در نظر آورد که هر خواستگاه جدیدی به خودی خود ویژگی‌هایی دارد که آن ویژگی‌ها می‌توانند کیفیت متفاوتی را نمایان سازند.

………………………………………..

«هفته‌ی قبل هم گلدان شمعدانی را انداخته بود و یک شاخه‌اش را شکسته بود. من با مراقبت از او جلوی رشد طبیعی او را گرفته بودم. کارتنش را برداشتم و به پشت‌بام بردم. دیگر سراغش نرفتم. دوباره ناله‌هایش شروع شد….»

………………………………………..

جزوه‌ای که به‌تازگی سازمان pflag برای آشنایی اقلیت‌های جنسی و دیگرانی که مایل‌اند در این باره بدانند با گرایش و شیوه‌ی برون‌آیی و دفاع از حقوق منتشر کرده است، این سازمان سعی دارد در این جزوه با ساده‌ترین زبان ممکن، به پرسش‌های احتمالی پاسخ گوید

………………………………………..

در فضای ادبیات چه بخواهیم چه نخواهیم، مشروعیت خواسته‌شده، از طریق مخاطب به دست می‌آید حال چه مخاطب را مخاطب عام فرض کنیم و چه مخاطب خاص را مد نظر داشته باشیم و حتا چه در زمانی که منظور از مخاطب، همان حلقه‌ی کوچک نویسندگانی باشد که خود می‌خوانند و خود نیز می‌نویسند.

………………………………………..

از زمانی که اینترنت یکی از فضاهای ممکن برای نشر ادبیات اکنونی ما شده است، همواره این پرسش پیش کشیده می‌شود که آیا ادبیات اینترنتی می‌تواند جانشین ادبیات کاغذی ما شود یا خیر؟

………………………………………..

«اما این دو بیش‌تر مانند آینه‌ی یک‌دیگر عمل می‌کنند، این بازنمایی را تنها وقتی می‌توانند اجرا کنند که هر کدام در زبان دیگری مورد دلالت قرار گیرد. آنتیگونه در سخن کرئون «مرد وار» می‌شود یعنی به بیانی خود کرئون از مردی خلع می‌شود…

………………………………………..

سال‌‌ها از زمانی می‌‌گذرد که فایل‌‌های پی‌‌دی‌‌اف در اختیار ما قرار گرفته‌‌اند. در واقع مدت‌‌ها‌ست که کتاب در فرمت پی‌‌دی‌‌اف و شمایل‌‌های دیگر خود به عرصه‌‌ی مطالعاتی ما پا گذاشته است…

………………………………………..

مهدخت در کنار رودخانه خودش را کاشته بود، پاییز، تمام آن پاییز را ناله می‌‌کرد. پاهایش آرام‌‌آرام در گل یخ می‌‌زد. باران‌‌های سرد پاییزی تمام لباس‌‌هایش را پاره کرد. لخت مانده بود با شندره‌‌ای. ابتدا می‌لرزید تا زمستان شروع بشود. زمستان به تمامی یخ زد.

………………………………………..

«خانه خطرناک‌ترین مکان جامعه‌ی مدرن است. به زبان آماری، هر شخص با هر سن و جنسی که داشته باشد، احتمال این‌که در خانه مورد حمله‌ی فیزیکی قرار بگیرد، بیش از احتمال مورد حجوم قرار گرفتن در خیابان به هنگام شب است.»

………………………………………..

«شب آن روز صدای بلندگوی زندان بلند شد. شخصی بعد از بسم‌اله القاسم الجبارین، چند آیه‌ی تهدیدآمیز ایراد کرد و سپس فریاد زد: «جوخه‌ی شماره‌ی یک آتش.» صدای رعدآسای رگبارها در زندان پیچید.

………………………………………..

گاهی بهانه‌ی هم‌نشینی متن‌ها نمود ادبی اثر نیست. گاهی متن‌هایی فراتر از ادبیات، فراتر از نرم ویژه‌ای که قصد نمایاندن آن وجود دارد و خارج از استانداردهای لازم برای کتاب شدن، به مجموعه‌ی کتاب‌های منتشر شده می‌پیوندند تا گونه‌ی دیگری از زبانیت را به تجربه بگذارند.

………………………………………..

این روزها حضور ناشران رسمی که در حوزه‌ی کتاب چاپی فعالیت می‌کنند، در فضای مجازی بیش از پیش به چشم می‌آید و هر روز هم به شمار وب‌سایت‌های نشرهای این‌چنینی افزوده می‌شود.

………………………………………..

«محمدحسن نجفی»، درست در مرز میان دهه‌ی موسوم به دهه‌ی هفتاد شعر فارسی و دهه‌ی پس از آن، دفتر شعر مصور خود را به کوشش نشر «تهران‌ صدا» منتشر کرد.

………………………………………..

اگر بنا باشد تاریخ ادبیات فارسی را به دو بخش ادبیات زنانه (داستان و شعر) و ادبیات مردانه (داستان و شعر هم‌چنین) تقسیم کنیم و در نظر داشته باشیم که هنگام بیان این امر «شعر مردان» ترکیبی ناخوش می‌نماید اما شعر زنان و شناخت آن، حکایت از امری تاریخی و دردمندانه دارد…

………………………………………..

به گزارش «باشگاه خبرنگاران» که خود را بزرگ‌ترین خبرگزاری فارسی‌زبان دنیا می‌داند، کتاب شعر محمود احمدی‌نژاد به همت «مرکز اسناد ریاست جمهوری» منتشر شد.

………………………………………..

درست به همان شیوه‌ای که کتاب‌های انقلابی خود را به دست خواننده‌ی خویش می‌رساندند، به نظر می‌رسد بر روی جلد «جامعه‌ی نمایش» نیز به‌جای نام ناشر الکترونیکی کتاب، گزاره‌ی «قیام» بر آن حک شده است تا کتاب حاضر، این بار از طریق دنیای مجازی به دست خواننده‌ی خود برسد.

………………………………………..

«در گذشته‌های دور همه‌ی فیل‌های دنیا یا سیاه بودند یا سفید. آن‌ها همه‌ی موجودات را دوست داشتند، اما از یک‌دیگر متنفر بودند. و هر کدام در یک طرف جنگل زندگی می‌کردند. تا این‌که یک روز فیل‌های سفید تصمیم گرفتند فیل‌های سیاه را بکشند…

………………………………………..

«اگر جنگ جهانی اول ذهنیت یک نسل را ظرف دو سال دگرگون کرد و اگر «مردان جوان هم‌چون گل چیده شدند و بر ساقه خشکیدند»، آن‌گاه بخشی از آن معصومیت کورکورانه‌ای که میدان جنگ را زمین فوتبال تلقی می‌کرد، ناشی از بی‌قراری نسلی است که دیگر تحمل دنیای کم‌گوی اروپای اواخر قرن نوزدهم را نداشت.»

………………………………………..

امروزه شاید کتاب‌های الکترونیکی هنوز با آن سرعتی که در آغاز راه انتظار می‌رفت، در میان اهالی کتاب، جاگیر نشده باشند و شاید برای جا افتادن این کتاب‌خانه‌های صفر و یکی زمان زیادی نیاز باشد، ولی در هر صورت کتاب‌های الکترونیکی آرام‌آرام جای‌گاه خود را پیدا خواهند کرد…

………………………………………..

«در طول اولین مرحله‌ی این ماجرا، من لذت شکسپیر بودن را احساس کردم و در طول آخرین مرحله، ترس و تشویش آن را. در ابتدا، آب دو حافظه‌ی من با هم در یک جوی نمی‌رفت؛ سرانجام، سیلاب عظیم شکسپیر تهدید به از میان بردن سیلاب کوچک من کرد – و بسیار نزدیک بود که تهدیدش عملی هم بشود.

………………………………………..

برهنه‌ام. تکه رنگ‌هایی که طرح کت یا شلوار دارند با شتاب از چشم‌اندازم می‌گذرند. رنگ‌ها تند و یک‌نواخت و باردارند. برق خیره‌کننده‌ای از آن‌ها می‌تابد. بنفش و قهوه‌ای را در میان‌شان تمییز می‌دهم.

………………………………………..

«وقتی ادوارد مرد، ماری از درون تهی شد. لرزی طولانی همه‌جای او را فرا گرفت و مانند فرشته‌ای از جا بلندش کرد. پستان‌های برهنه‌اش که از احساس وقوع یک پیش‌آمد جبران‌ناپذیر خسته شده بودند، مثل یک کلیسای خیالی سربرآورده بودند. …»

………………………………………..

پس از روزهای سخت خردادماه 1388، مرگ «هدی صابر» یکی از دل‌خراش‌ترین و بی‌پناهانه‌ترین مرگ‌هایی بود که اتفاق افتاد. مرگ «عزت‌اله سحابی» و پس از هجمه و مرگ هاله دختر او، هدی صابر و امیرخسرو دلیرثانی، دست به اعتصاب غذا زدند.

………………………………………..

«قصه‌ی کلید» «قصه‌ی کلید»

«خرابی‌ها و جراحی‌های ساده» با عنوان فرعی «گشودن پهلوی ریخت» عنوان مجموعه‌ای از شعرهای «عباس حبیبی بدرآبادی» است که توسط «هادی محیط» در یک مجلد گردآوری شده‌اند.

………………………………………..

«پای صحبت هگلی‌های ناخوانده» «پای صحبت هگلی‌های ناخوانده»

«اگر من این نکته از هویت مستقل- ذهن- فرد را درست فهمیده باشم، خوب این نسخه‌ای از سایبر اسپیس است که من در نظر نیاورده بودم. اول از همه نسخه‌ی پسا-دکارتی است: هر کدام از ما (مرد و زن) می‌تواند با هویتش بازی کند و قس علی هذا.

………………………………………..

«تاک سرزمین من» «تاک سرزمین من»

این‌ها شعارهایی نیستند که گروهی پشت تریبون‌ها فریاد بزنند و حاضران برای ایشان هورا بکشند و بعد که به خانه‌های‌شان رفتند فراموش کنند آن‌چه را که گفته‌اند و آن‌چه را که شنیده‌اند.

………………………………………..

«کتاب همیشه» «کتاب همیشه»

«ای‌بوک‌ریدر» یا «کتاب‌خوان الکترونیکی»، ابزاری برای مطالعه‌ی کتاب‌های الکترونیکی در فرمت‌های مختلف است. این دست‌گاه نسبت به مانیتور پی‌سی و هم‌چنین لپ‌تاپ، وسیله‌ای کوچک و کم‌حجم و مهربان‌تر با چشم است و صدمه‌ی کم‌تری در زمان استفاده‌ی مساوی وارد می‌کند.

………………………………………..

«خانه‌ی اکرم خال‌دار» «خانه‌ی اکرم خال‌دار»

«و حالا جیران به فضای تاریک زیر کرسی خیره شده بود و منظره‌ای را که دو ساعت پیش دیده بود جلوش جان گرفته بود. اما حرف‌های آفاق او را به خودش آورد. دلش قوت گرفت و تنهایی‌اش شکسته شد.

………………………………………..

«هیچ‌گاه به پشت سرت نمی‌نگری» «هیچ‌گاه به پشت سرت نمی‌نگری»

دویست و بیست‌و‌نه صفحه از کتاب «بوسه و باروت» در پیش رو قرار دارد در حالی‌که شعری با نام «دعوا» سروده‌ی «نیلوفر فولادی» هم‌چون بیانیه‌ای سعی دارد هر گونه موضع‌گیری را در برابر نوشتار موجود، از هستی ساقط کند.

………………………………………..

«گریز از جاگیرشدن» «گریز از جاگیرشدن»

«ناکجا»، ناشر کتاب‌های فارسی در کشور فرانسه است که با رعایت قوانین کنوانسیون بین‌المللی کپی‌رایت به انتشار کتاب می‌پردازد. مخاطب «ناکجا» در هر نقطه‌ی دنیا که باشد می‌تواند از امکانات این وب‌سایت استفاده کند.

………………………………………..

 «در غیاب»«در غیاب»

این دل‌سردکننده نیست که شما با خالق داستانی که می‌خوانید، یک زبان مشترک نداشته باشید. درست است که «ژان – فیلیپ توسن» رمان «حمام» را به زبان فرانسه نوشته و برگردان «ناصر نبوی» آن را در زبان فارسی قابل دست‌رسی کرده‌است، ولی فقط کلمه‌ها و نحو نیستند که ارتباط را مسدود می‌کنند.

………………………………………..

«ما فقط چیزی را برمی‌داریم که گوساله به آن احتیاج ندارد. این یک نگرش ساده‌لوحانه و مطلقن نادرست است. این بیان عاشقانه از «منظره‌ی خانه‌ی روستایی» مدت‌هاست که دوره‌اش سپری شده است.

………………………………………..

این روزها و هر روز دیگر شاید، پیش از گشایش و ورق زدن کتاب، باید آرام‌بخش خورد و یا به خود قبولاند که گاهی هم این‌طور پیش می‌آید، ولی اگر این گاهی‌ها، بیش‌تر شوند و این بیش‌ترها به اغلب برسند چه باید کرد؟

………………………………………..

  «در زمین مسابقه»

«بوکوفسکی را وقتی کشف کردم که یک‌دسته‌ از شعرهایش، جمع‌آوری‌شده از اینترنت را به جنوب بردم، به بوشهر، جایی که حدود یک سال پیش نشستم و برای اولین‌بار در زندگی‌ شعرهای بوکوفسکی را ترجمه کردم. نه به امید چاپ یا هر چیزی دیگر، فقط دوست داشتم این شعرها را ترجمه کنم.

………………………………………..

«شاید در هامبورگ، شاید در برلین»

«هوا تاریک بود که قطار در ایست‌گاه مرکزی نگه داشت. پیاده شدم. احساس سبکی عجیبی می‌کردم و خیال می‌کردم که بوی شهر را استشمام می‌کنم. هوا گرم بود. سکوی راه آهن مملو از آدم، سوار پله‌برقی شدم تا به ایست‌گاه مترو بروم و گرچه دنبال آن زن نمی‌گشتم ولی بالافاصله پیدایش کردم.

………………………………………..

«در حضور هیچ»

بیماری‌های ساختاری رخنه‌کرده در یک جامعه، در اندام‌واره‌های آن رسوخ می‌کنند و هیچ عضوی را مصون نمی‌گذارند، گاهی هم بیماری‌هایی هستند که اگر بر یک عضو مستولی شوند، می‌توانند ارکان دیگر را نیز درگیر کنندT…

………………………………………..

«با دست‌های کوچک»

دوازده ژوئن، روز جهانی مبارزه با کار کودک است. روزی که هر شهروند را متوجه این حقیقت خاموش می‌کند که هنوز هم کودکان کار به‌عنوان واقعیتی تلخ وجود دارند ….

………………………………………..

«هر روز مرگی»

«دیگر لازم نیست کسی برود شهادت بدهد، خودش توی دادگاه همه‌چیز را اعتراف کرد. برادر استوار زلفی هم الان توی زندان است؛ منتظرند هجده سالش تمام شود تا اعدام‌اش کنند، بعد از این‌که فهمیده دادگاه برای استوار زلفی حکم اعدام نوشته، چاقو برداشته و رفته سراغ پدرش.»

………………………………………..

«آن‌ها می‌دانستند»

«هیچ‌کدام این‌ها پیش نیامده بود. آلفونسیتو به او عشق می‌ورزید. بله، این واژه‌ی درستش بود. شاید هم زیاده از حد. لوکرسیا، زیر ملافه با گرمای مطبوع، هم‌چون ماری تنبل به تنش کش و قوس داد. راستی، برای او نبود که شاگرد اول کلاس شده بود؟

………………………………………..

«گریز از مرکز»

وقتی از امکان‌های زیست ناشر در فضای سایبری حرف می‌زنیم، به‌دقت از چه‌چیز سخن به میان می‌آید؟ این پرسشی است که ضرورت طرح و کیفیت پاسخ‌های داده‌شده به آن، می‌تواند سازوکار حوزه‌ی کتاب و رویارویی این حوزه با سانسور اجتماعی را نشان دهد،…

………………………………………..

«نسل‌های ماضی»

آن‌گاه که مشغول گشت‌زنی در دنیای مجازی هستید، ممکن است راه‌تان به‌سوی صفحه‌ی اینترنتی‌ای کج شود که نسخه‌ای از کتاب دوم دبستان را در خود جای داده است که آن کتاب، تاریخ 1339 را بر خود دارد.

………………………………………..

  «در حال احتضار»

با وجود تسلط زبان و نحو عربی پس از ورود اسلام و با گسترش نفوذ زبان‌های دیگر به خصوص زبان انگلیسی در دو قرن اخیر، آن‌چنان زبان فارسی دستخوش تغییر و واسازی شده است که شاید نتوان این آغشتگی زبانی را صرفن یک هم‌نهشتی دانست، بلکه چیزی خارج از این ابعاد روی داده است.

………………………………………..

«در خدمت و خیانت»

«شمه‌ای بود در انتقاد بر ارزیابی‌های جورواجور و مغشوش تاریخی، از کسانی که تاریخ متعارفی را نمی‌دانند، چه رسد به تعقل تاریخی. همین اغتشاش فکری و کژفهمی و شاید بدتر از آن‌ها را در مقولات فلسفه‌ی سیاسی نیز می‌یابیم که خود مبحث دیگری است….»

………………………………………..

«نام از آن چه‌کسی است»

«شاهدبازی در ادبیات فارسی» از جسورانه‌ترین آثار تحقیقی و چاپی در تاریخ ادبیات پس از انقلاب ایران به شمار می‌آید که موضوع مجهولی برای بسیاری از مخاطبان عام را پیش می‌کشد.

………………………………………..

«به‌مانند بسته‌ای آزمایش‌گاهی»

سال‌ها از ورود نخستین ماشین چاپ به ایران می‌گذرد، پیش از آن هم چاپ و کتابت به صورت‌های دیگری در این کشور مرسوم بوده است، ولی با نگاهی تحلیلی و از سویه‌ی نحوی به کتاب‌های در دست‌رس از قرن‌های گوناگون، به‌روشنی می‌توان چند نکته‌ی اساسی پیرامون نسخه‌پردازی و صفحه‌آرایی کتاب‌ها را برجسته یافت.

………………………………………..

«یک قسم از مخلوق»

اشخاصی که از حق انتخاب نمودن مطلقن محروم‌اند: اول نسوان، دوم، اشخاص خارج از رشد و آن‌ها که تحت قیومیت شرعی هستند، سوم، تبعه‌ی خارجه، چهارم اشخاصی که خروج‌شان از دین حنیف اسلام در حضور یکی از حکام شرع جامع‌الشرایط به ثبوت رسیده باشد، پنجم، اشخاصی که کم‌تر از بیست سال داشته باشند و آلخ»

………………………………………..

«راه‌پیمایی سکوت»

«یاسپرس می‌نویسد، آن‌جا که فلسفه از تفکر باز می‌ماند به اسطوره گوش می‌دهد و من اضافه می‌کنم که هر جا اسطوره از عمل باز می‌ماند به شعر نگاه می‌کند و این همان اتفاقی است که در «شبی با هملت» می‌افتد.»

………………………………………..

«الان و نه هیچ‌وقت دیگر»

در 20 فوریه 1999، پیش از رسیدن به سی‌سالگی‌اش، در اوج شهرت و در لندن خودکشی کرد. صاحب‌نظران زودمرگی و خودکشی را از مولفه‌های شباهت او به آنتونن آرتو می‌دانند چراکه زبان صریح و برنده‌ی او و تلاشش به‌منظور راه‌یابی تاتر به ساحت‌های جدید، قابل چشم‌پوشی نبوده است.

………………………………………..

«بهانه‌ی لازم»

«ایده‌ی کتاب حاضر از دل یک بحث طولانی اما بی‌نتیجه پیرامون کمپین یک میلیون امضا و وضعیت کنونی جامعه‌ی ایران پس از 22 خرداد 88 بیرون آمد. بحث بر سر این نکته که ادامه‌ی یک فعالیت اجتماعی، با افق تغییر قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان در شرایط حاضر تا چه حد ممکن است؟

………………………………………..

«جستاری درباره‌ی اقلیت‌های جنسی»

«اما آیا هم‌جنس‌گرایی و رفتارهای ناشی از آن نوعی بیماری است؟ پاسخ این پرسش را نمی‌توان از فیلسوفان، عالمان دین یا معلمان اخلاق انتظار داشت. در این‌جا به گمانم باید بپذیریم که سخن دانش‌مندان ذیربط ارجحیت عرفی دارد.

………………………………………..

«این لولیان شهرآشوب»

«طاووس‌خانم» ملقب به «تاج‌السلطنه»، سراینده‌ی شعری است که از نظر گذشت. او زن محبوب فتحعلی‌شاه بود که دل شاه را در سفر اصفهان از آن خود می‌کند و همواره از خاصان حرم‌سرا باقی می‌ماند. هنوز هم می‌توان تصویر نقاشی‌شده‌ی «تاج‌الدوله» را در کاخ گلستان تهران دید.

………………………………………..

«بازی با بی‌نهایت»

از سنت‌های کهن‌سال و دیرپای ما ایرانیان، یکی این است که نام‌ها را تنها بر روی سنگ‌های قبر می‌خوانیم. همین چند روز پیش، بر روی خروجی خبرگزاری‌ها چنین خواندیم که دکتر «پرویز شهریاری» از میان ما رفت و در پی، چنین آمده بود که او دکترای ریاضی داشت…

………………………………………..

«و اما نام‌های غیر»

«همیشه روزگاری که در آن هستیم را به امروز یا امروز خطاب کرده‌اند. ما از امشب و لزوم توجه به امشب که در آنیم حرف می‌زنیم. به جای پرسش راجع امروز چه هست و امروز چه می‌کنیم ما امشب را خطاب قرار می‌دهیم…

………………………………………..

«آن‌چه از تاریخ نمی‌دانیم»

«ساقیان یاقوت‌لب در ساغرها و جام‌های زرین و سیمین شراب دادند و خاتونان زیباروی با کلاه‌ها و گیسوبندهای گوهرنشان، پیش تخت شهنشه به پای ایستادند و غلامان لاله‌رخسار زانو زدند و شرایط دست‌بوس به جای آوردند…

………………………………………..

«در تبیین رسالت زنان»

«از ابتدای دولت نهم و در ادامه، در دولت دهم، با همت دولت مهرورز و عدالت‌گستر، ژرف‌نگری دکتر احمدی‌نژاد به مسئله‌ی تحکیم بنیان خانواده و نقش محوری زنان در این امر، با تغییر نام مرکز از «مرکز امور مشارکت زنان» به «مرکز امور زنان و خانواده» نمود بارز یافت…

………………………………………..

«درباره‌ی آلمانی یهودی‌تبار»

«هانا آرنت»، فیلسوف و تاریخ‌نگار آلمانی یهودی‌تبار، در پنجم اکتبر 1906 متولد شد و در چهارم دسامبر 1975 چشم از جهان فرو بست. او پس از پایان دوره‌ی متوسطه، در رشته‌های فلسفه، ادبیات یونان و الهیات مسیحی آغاز به تحصیل کرد…

………………………………………..

«مثل صبح یک‌شنبه‌ای سوگ‌وار»

شعر بلند «خاکستری‌های آبی» سروده‌ی «ژان پل دوا»، بین سال‌های 1982 تا 1998 سروده شده و رامتین آن را در سال 2009 به فارسی برگردانده است. ژان پل دوا در سی‌ام ژانویه‌ی 1946 در ولی‌فیلد ایالت کبک کانادا متولد شد.

………………………………………..

«و در ادامه‌ی خود»

«ژاندارک در تهران» یکی از شعرهای مجموعه‌ی «از این شاخه به آن شاخه» است که توسط «مهرداد عارفانی» بر روی اینترنت قرار گرفته‌است. کتاب عارفانی، شعرهای او را در فاصله‌ی سال‌های 1379 تا 1389 در خود جای داده‌است.

………………………………………..

«چرخه‌ی معیوب»

«علی شفیعی»، نماینده‌ی مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری، از شیوه‌ی صدور مجوز کتاب در وزارت ارشاد انتقاد کرد. به گزارش خبرگزاری مهر، علی شفیعی گفت که «سخت‌گیری»‌های وزارت ارشاد برای صدور مجوز کتاب، زیاد است….

………………………………………..

«ضرورت‌های یک نویسنده‌ی صاحب‌سبک»

چه میزان به عنصری به نام تصادف در زندگی معتقد هستید؟ این عنصر کمابیش در زندگی هر فردی نمود خود را دارد، به میزان باور شخص به این مساله بستگی دارد و در زندگی، نقش خود را بازی می‌کند.

………………………………………..

«وردهایی که جادوگرند»

«به مردگان ترحم نگن هری. برای زنده‌ها و بیش‌تر از همه برای کسانی که بدون عشق زنده‌اند ترحم کن. با برگشتنت می‌توانی مطمئن شوی که افراد کم‌تری صدمه ببینند، خانواده‌های کم‌تری از هم پاشیده شوند. اگر این به اندازه‌ی کافی برایت مهم باشد، آن‌وقت ما باید همین حالا از هم خداحافظی کنیم.»

………………………………………..

«دریابیدن نایاب‌ها»

کارا کتاب اولین فروش‌گاه و تنها سایت تخصصی خرید و فروش کتب قدیمی و نایاب و نشریات قبل از سال 57 است. این سایت با مجموعه‌ای بی‌نظیر از کتب خطی، اسناد قاجاری، عکس‌های قدیمی، چاپ سنگی و 10000 شماره‌ی مجله و 5000 عنوان کتاب نایاب در خدمت‌گذاری برای پژوهش‌گران و محققین.

………………………………………..

«عادت به نخندیدن»

«وودی آلن»، همان کمدین مشهور آمریکایی است که بیش‌تر به‌عنوان کارگردان و بازیگر سینما شناخته شده است اگرچه او علاوه‌ بر بازیگری و کارگردانی، در عرصه‌ی موسیقی و نویسندگی هم تبحر دارد.

………………………………………..

«چیزی شبیه برزخ»

تذکره‌ها، سفرنامه‌ها، زندگی‌نامه‌ها، کتاب‌های شرح حال و تاریخ‌نگاری شخصی از مهم‌ترین حوزه‌های نوشتار هستند. در غرب عادت روزانه‌نویسی‌ها، تحشیه بر زندگی شخصی و اجتماعی و از سویی انتخاب بازه‌ای از زمان و پرداخت به آن در نوشتاری منحصر به خودش، عادتی غیر معمول نیست

………………………………………..

 «فریاد در خلاء»

این‌چنین مشتاقانه و این‌چنین یک‌سره مسحور موضوع و مجذوب ساخت و پرداخت آن، مدت‌ها بود مثل این کاستلوی کتاب شما، کتابی نخوانده بودم. غوغایی است این کتاب، تکان‌دهنده است و شورانگیز، گردهم‌آورنده‌ی همه‌ی چیزهای دوست‌داشتنی و نفرت‌انگیز روزگار ماست…

………………………………………..

 «ارواح مهربان تبرها»

از چندی پیش و با نزدیک شدن به هیاهوی «نمایش‌گاه بین‌المللی کتاب تهران» آن دسته از ناشرانی که هنوز در چرخه‌ی انتشار مانده‌اند، در تکاپوی مهیا شدن و تدارک هرچه به‌تر برای حضور در این روی‌داد هستند.

………………………………………..

«حالا یک جفت چشم دارم»

«اگر بگویم به‌خاطر همین چشم‌ها بود که جلوی پای‌تان ترمز کردم، بی‌ربط نگفته‌ام. نشسته بودید زیر آن چنار و یکی از آن ساک‌های ورزشی را که شوهرم سابقن دستش می‌گرفت و می‌رفت شکار، گذاشته بودید روی پای‌تان. البته شکار که نه. این را فقط خودش می‌گفت.

………………………………………..

«خوراک کودکی»

کتاب‌خوانی و ایجاد علاقه‌مندی به کتاب و مطالعه از مواردی است که باید از زمان کودکی در فرد نهادینه شود و با او رشد کند تا به عادتی هر روزه تبدیل شود. هر فرد بدون در نظر گرفتن حوزه‌ی کاری و سواد آکادمیک، باید دارای سطح متناسب و استانداردی از آگاهی و محفوظات ذهنی باشد…

………………………………………..

«با شما یا بدون شما»

«کسانی از بین ما که در این جامعه به‌عنوان ناشایست و نامطلوب تعریف می‌شوند، کسانی از بین ما که در کوره‌ی ذوب تفاوت‌ها ذوب شده‌اند، کسانی از بین ما که بی‌چیزند، هم‌جنس‌گرا هستند، سیاه‌پوست یا پیرتر هستند می‌دانند که ادامه‌ی بقا یک توانایی آکادمیک نیست.

………………………………………..

 «ضرورت توسعه‌ی امکان»

سال‌ها از آن زمان گذشته است که روی صفحه‌های پاپیروس افاضات شاهان و بزرگان را می‌نوشتند و یا روی پوست حیوان‌ها نامه می‌نگاشتند و به دست پیک می‌سپردند. جلوتر که بیاییم کاتبان و نسخه‌پردازان از دل تاریخ سربر می‌آورند

………………………………………..

 «اینک انسان»

پای‌گاه‌هایی چون «شهرزادنیوز»، «میدان زنان»، «تا قانون خانواده‌ی برابر» و سایت‌هایی از این‌دست در گوشه و کنار، نوید فعالیتی را می‌دادند که پس از مدت‌ها حوزه‌ی جدل فکری و پرداختن به مسایل تئوریک را نیز از نظر دور نمی‌داشت.

………………………………………..

 «نیامدم که بمانم»

«یغمای گلرویی» ترانه‌سرا را کم‌تر کسی است که نشناسد. اگر هم شناخت بیش‌تری لازم باشد، می‌توان به یاری فضای مجازی، سری به وب‌سایت شخصی او زد و هر آن‌چه را که باید در مورد او دانست.

………………………………………..

«میان ماه من تا ماه گردون»

مجموعه ‌داستان کوتاه «سروش رهگذر» با نام «تهران، دوستت دارم!» چهلمین شماره از کتاب‌های نشر الکترونیک سایت «عروض» است که چاپ نخست آن در اسفندماه 1390 و در 53 صفحه بر روی خروجی این وب‌سایت قرار گرفته‌است

………………………………………..

«فرهنگ‌نامه‌ها و ذهن‌های پرسش‌گر»

«ورای کتاب کودک» از آن دسته نهادهایی است که نمی‌توان تاثیر آن را بر پیکره‌ی حوزه‌ی فعالیت خود و حتا حوزه‌های غیر مرتبط با فعالیتش نادیده گرفت. در ایرانی که صبوری و دوام را نمی‌شناسد و مهم‌تر از آن،…

………………………………………..

 «ابراهیم آن‌جا هم نبود»

«جلال ذوالفنون» در همین روزهای آخر سال، ما را ترک کرد و «سیمین دانشور» هم در همین ماه سرد بود که از میانمان رفت، اگرچه به‌قول یکی از دوستان، سیمین دانشور نویسنده، سال‌ها بود که دیگر در میانه حضور نداشت.

………………………………………..

«در اتاقک نگهبانی»

به پندار کارور، هر شعری عاشقانه است. این گفته‌ی او با نگاه سرشار از عشقش به جهان پیرامون اثبات می‌شود. او در شعرهای عاشقانه هم به رمزگشایی از خود شعر مشغول است، وقتی به تلاش برای کشف راز عشق می‌پردازد. هم‌زمان شعرهای او ابراز عشق به شعر و هم به عشق هستند.

 

………………………………………..

 «محافل ویروسی»

«ریچارد داوکینز» کتاب‌های علمی زیادی را برای عموم مردم نوشته است. او زیست‌شناسی تکاملی و رفتارشناسی باسابقه است، در دانش‌گاه آکسفورد تدریس می‌کند و در انجمن سلطنتی علوم و انجمن سلطنتی ادبیات عضویت دارد.

………………………………………..

 «با کتاب‌خانه‌ی دولت‌آبادی، این‌بار در فضای مجازی»

«صدیقه دولت‌آبادی» متولد 1255، از زنان برابری‌خواه و فعال در جنبش زنان ایران بوده‌است که هم‌زمان با دوران مشروطه نهادهای ماندگاری را برای زنان ایرانی به‌جا گذاشت. وی در طول هشتادوپنج سال زندگی پربارش، نخستین مدرسه‌ی دخترانه در اصفهان، نخستین نشریه و نخستین کتاب‌خانه برای زنان را تاسیس کرد.

………………………………………..

 «تکه‌های جمع‌شده در بدنی زنانه»

ماده‌ی هفت اساس‌نامه‌ی رم، در کنار انواع دیگر نقض فاحش حقوق بشر، هر نوع شکنجه، تجاوز جنسی، فحشای اجباری، حاملگی اجباری، …به‌عنوان بخشی از یک حمله علیه گروهی غیر نظامی و به شکلی گسترده (فراگیر) یا سازمان‌یافته صورت بگیرد، جنایت علیه بشریت می‌داند.

………………………………………..

«امپراطوری ظواهر»

این‌که ما بتوانیم خود را از زاویه‌ی دید دیگری مورد ارزیابی قرار دهیم و گاهی تحلیلی دیگر از جنسی نزدیک و صمیمی را در دست‌رس داشته باشیم، ایده‌ی خوبی برای دنبال کردن کتاب‌هایی چون «قدمت روی چشم» است،…

………………………………………..

«حتا کلاغ قصه‌ها نیامد»

«آن روز عصر، وسط آن‌همه نیروهای امنیتی، توی خیابان انقلاب چیزی را جا گذاشتم که دیگر نمی‌توانم پس بگیرم، نه از خیابان انقلاب، نه از هیچ خیابان دیگر…» فصل ششم کتاب، در صفحه‌ی سی‌وشش را با این جمله آغاز می‌کنیم و پیش و پس این جمله، روایتی منظوم را از شرح ماجرای حسنک می‌خوانیم که از زاویه‌ی دید شاعر بیان می‌شود.

………………………………………..

«آن روز صبح، دانش‌گاه»

شاید گاهی که به متن‌ها نگاه می‌کنیم، در جایی خارج از دنیای کلمه‌ها و فنون ادبی با ما هم‌راه می‌شوند، سراغ زخم‌های‌مان می‌آیند، خاطره‌های مشترک را زنده می‌کنند و هر حرف که کلمه ندارد را با تو در میان می‌گذارند.

………………………………………..

«کابوس شاپرک‌ها»

کودکان، کودکان کار، کودکان آسیب‌دیده، کودکان معلول، کودکان بی‌سرپرست، کودکان تک‌والد، کودکان جنگ و کودکان زندانیان و هر کودکی که از حداقل‌های یک زندگی استاندارد و طبیعی برخوردار نیست باید بیش‌تر دیده شود و بیش‌تر و جدی‌تر مورد توجه قرار گیرد.

………………………………………..

«عروس رخت‌خواب»

«…بیش‌تر شبیه افسانه است، افسانه‌های دریا… دختری که مجذوب مردانگی دریا می‌شه و عقلشو از دست می‌ده… دختری که تو هوای مه‌آلود سحر روی صخره زانو زده و داره با امواج دریا حرف می‌زنه… یه تصویر گم‌راه‌کننده.»

………………………………………..

«ولی می‌رویم برای انقلاب»

این شعر را از مجموعه‌ی «از شاعران ناشناس» خواندیم. مجموعه‌ی «از شاعران ناشناس» با ترجمه‌ی نفیسه نواب‌پور، در پاییز 1389 توسط «خانه‌ی شاعران جهان» به خوانندگان عرضه شده است.

………………………………………..

«بیست‌وسه سال و سایه‌ی تردید»

«علی دشتی»، متولد 11 فروردین‌ 1276 در کربلا، متوفی به تاریخ 26 دی‌ماه 1360. او از پژوهش‌گران، نویسندگان و گروه سیاست‌مدارانی بود که نزدیک به هفتاد سال، یکی از پیش‌قراولان دگرگونی‌های این دیار به شمار می‌رفت.

………………………………………..

 «به آدرس عوضی در شعرهای تیرداد نصری»

تیرداد نصری شعر را از شانزده‌سالگی آغاز کرد و اگرچه جز چند مقاله و چند شعر پراکنده در نشریه‌های مکتوب فارسی‌زبان درون‌مرزی، چیز دیگری از او در ایران منتشر نشده است، ولی علاقه‌مندان و شاگردان خود را همیشه داشته است.

………………………………………..

 «خشونت هنجارهای جنسیتی»

«توسعه‌ی ‌نشر الکترونیکی به منزله‌ی شکستن سد سانسور و سرکوب رژیم حاکم از یک‌سوی و معرفی و بسط اندیشه‌ی Queer به جامعه‌ی اندیش‌مندان مبارز و ترقی‌خواه فارسی‌زبان، شکستن مرزبندی و محدودیت‌های جنسیتی که انگیزه‌ی نوشتن این کتاب توسط مولف بود

………………………………………..

 «ورود به کتاب‌خانه»

با گسترده شدن دنیای مجازی و با فراگیر شدن استفاده از اینترنت، حجم داده‌های نوشتاری بر روی این شبکه‌ی جهانی، روزبه‌روز گسترش یافته است، تا آن‌جا که و‌‌ب‌سایت‌هایی به انتشار جدی کتاب‌های ارزش‌مند دست زده‌اند، وب‌سایت‌هایی فروش کتاب‌ها را در دستور کار خود قرار داده‌اند…

………………………………………..

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,