Saturday, 18 July 2015
28 September 2020
رازهای زنانه- قسمت یازدهم

«حسرت مردانگی»

2012 February 18

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

تفاوت اندام‌های پسر و دختر، یک واقعیت کالبد‌شناختی انکار ناپذیر است، اما چیزی در ناخودآگاه زنان زیادی در دنیا هست که از آن به عنوان «حسرت مردانگی» یاد می‌کنند. هنوز بسیاری از روان‌شناسان با این پرسش درگیرند که آیا این احساس، از تفاوت جسمانی ریشه می‌گیرد یا ریشه‌های اجتماعی دارد؟ آیا دختربچه‌ها تنها به خاطر تفاوت اندام جنسی‌شان رنج می‌برند یا تفاوت‌های اجتماعی و امتیازهای مختلفی که پسرها از آن بهره‌مندند باعث حسرت‌شان می‌شود؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

طبیعی است که خیلی از دخترها با تجربه و کنجکاوی، تفاوت جسم خودشان را با جسم یک پسربچه کشف کنند. اما بسیار هم امکان دارد این اتفاق نیفتد. با این حال، همه‌ی دختربچه‌ها خیلی زود برتری اجتماعی پسرها را کشف می‌کنند و در مقابل، می‌بینند که خودشان از امتیازهای مختلفی بی‌بهره‌اند. برای کشف این موضوع لازم نیست حتا در زندگی پسربچه‌های دیگر سرک بکشند و اندام جنسی آن‌ها را ببینند. تنها دیدن آن‌چه در خانواده‌ی خودشان ‌می‌گذرد برای کشف این موضوع کافی است. دختربچه، قدرت پدرش را در خانه می‌بیند و احترام و اعتباری را که مادر و اطرافیان برای کار پدر در بیرون و برای شخص او قایل هستند، درک می‌کند. او خیلی ساده، وابستگی اقتصادی اعضای خانواده را به درآمد پدر می‌بیند. در مقابل، کاملن این موضوع را حس می‌کند که کار و درآمد مادر حتا اگر خانواده به آن وابسته باشد، به اندازه‌ی کار پدر اهمیت ندارد و چندان از آن قدردانی نمی‌شود. کار مادر وظیفه تلقی می‌شود، در حالی که کار پدر ممتاز و ارز‌ش‌مند است و این ارزش به زبان هم می‌آید. بنابراین خیلی سخت نیست اگر دختربچه‌ای درک کند مردان اهمیت و برتری ویژه‌ای دارند. از طرفی، برخورد بزرگ‌ترها هم با دختربچه‌ها و پسربچه‌ها فرق می‌کند. این تفاوت باعث می‌شود دخترها به کشفی که کرده‌اند بیش‌تر ایمان بیاورند. زمانی که یک دختربچه می‌فهمد جسمش هم با یک پسر تفاوت دارد، این نتیجه را هم می‌‌گیرد که دارندگان آن «چیز اضافه»، اعتبار و قدرت هم دارند.

کشف درجه‌ دو یا فرو دست بودن، برای هیچ کس خوشایند نیست. این کشف، عزت نفس را می‌کشد و باعت رنج و اندوه می‌شود. به همین دلیل است که خیلی زود بلندپروازی و خودشکوفایی در دخترها محدود می‌شود و در مقابل حسادت، پررنگ‌ می‌شود. بسیاری از دختربچه‌ها کودکی خود را صرف مقایسه‌ی خود با پسرها می‌کنند. خیلی زود پی می‌برند که هرچه تردیدشان درباره‌ی ارزش‌های خودشان بیش‌تر باشد، هرچه بیش‌تر برای درک دیگران و برآوردن خواسته‌های آن‌ها خودشان را به آب و آتش بزنند و خلاصه، هرچه بیش‌تر خودشان را با خواسته‌های دیگران تطابق بدهند، محبوب‌تر و پذیرفته‌تر می‌شوند.

نقطه‌ی حساس ماجرا این‌جاست که وقتی دختربچه‌ها از تفاوت جسم‌شان با پسرها آگاه می‌شوند و می‌فهمند چیزی «کم» دارند، کسی نیست که به آن‌ها اطمینان بدهد جنس خودشان ارزش دارد. حتا خود مادر هم به این ارزش اعتقادی ندارد. فمنیست‌ها معتقدند چیزی به نام هم‌بستگی جنسی مردانه‌ی غرورآمیز در بین مردها وجود دارد که بین زن‌ها نیست. به عبارتی، وقتی مردها می‌گویند «ما مردها»، منظورشان یک گروه پیروز است، در حالی که «ما زن‌ها» به یک گروه ستم‌دیده اطلاق می‌شود. در چنین شرایطی، زن‌ها نمی‌توانند به عنوان گروه هم‌جنس به دختربچه‌ها بقبولانند که چیزی کم ندارند و احساس ارزش‌مند بودن را به‌ آن‌ها منتقل کنند.

راز زنامه‌ی این ماجرا این است که بدانیم آن‌چیزی که با عنوان‌هایی مثل حسرت مردانگی و عقده‌ی اودیپ و با زمینه‌های کاملن جسمی و فیزیکی تعریف می‌شود، در واقع یک موضوع ثانویه است و بیش از ‌آن‌که جنبه‌ی فیزیکی داشته باشد، جنبه‌ی اجتماعی دارد. این‌جاست که دکتر «برنارد مولدورف» می‌گوید: «زن بر جای‌گاه فرودست خود در تولید اجتماعی تاسف می‌خورد نه بر فقدان مردانگی. اما به جای این‌که این نقش فرودست به علت واقعی‌اش یعنی نظام اجتماعی و جدایی و تقسیم پیکر اجتماعی به طبقات متضاد نسبت داده شود، به طبیعت و زیست‌شناسی نسبت داده می‌شود که خاست‌گاه اجتماعی تولید نیستند و به عکس، در پی آن دگرگون و هدایت شده‌اند.»

اگر دختربچه‌ای داریم که از کشف تفاوت خودش با پسرها دچار بحران شده است و اگر در ناخودآگاه خودمان این باور وجود دارد که زن‌ها چیزی کم‌تر دارند، این باور در واقع برآمده از تفاوت‌های رفتاری با دخترها و پسرهاست وگرنه ما زن‌ها باید بتوانیم ارزش‌های زنانه را به نسل‌های بعدی منتقل کنیم بدون آن‌که از تفاوت‌های جسمی‌ زن و مرد نگران باشیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,