Saturday, 18 July 2015
26 September 2020
دایره‌ی شکسته

«نبرد نابرابر»

2012 February 19

مه‌شب تاجیک/ رادیو کوچه

قهوه‌خانه، استادیوم‌های چندده‌هزارنفره، خیاط‌خانه‌ها، تکیه‌ها، زورخانه‌ها، حمام‌ها، اندرونی و بیرونی، سالن‌های آرایش… جاهایی را هم‌چون مدرسه‌ها و دانش‌گاه‌ها و اتوبوس‌ها و کتابخانه‌ها اگر عرف نخواهد، شرع تیغه می‌کشد. پسرا شیرن، مث شمشیرن و شعرهایی از این دست مدام بر سر زبان‌ها می‌چرخند و فرهنگی را باز‌تولید می‌کنند که مردانگی و زنانگی را چنان قالب می‌گیرد تا مو لای درز هیچ‌چیزی نرود مگر بیاید روزی و کسی خطایی کند و از ساحت مردانه‌ی خود فرو بیفتد یا از خفت زنانه‌ی خود صعود کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

هرچه بیش‌تر به این دسته‌بندی‌ها و جداسازی‌ها نگاه بیندازیم، غریب‌تر و دورتر از طبیعت در ذهن و نظر جلوه می‌کنند. شاید گروهی از رفتارها به‌سبب درصد آنیما و آنیموس شخص، کم یا زیاد بروز کنند و در همان راستا، فرد مورد نظر متمایل یا بی‌میل به کارها یا محل‌هایی شود، ولی این جدا از بازدارنده‌های بیرونی و دستورالعمل‌های رفتاری قوای حاکمه است. اگر این جداسازی‌های قاهرانه چندتایی حسن داشته باشند، به پای عیب‌هایی که دارند و آسیب‌هایی که به بدنه‌ی جامعه‌ی هم‌گن می‌رسانند نمی‌رسد و به‌هیچ‌وجه به چشم نمی‌آیند. بی‌راه نیست اگر بگوییم بیش‌تر آسیب‌های رفتاری ما به‌اضافه‌ی نبود تبادل رفتاری و واکنشی میان دو جنس متصور، و هم‌چنین نبود امکان یادگیری نوع رفتار در جمع انسان‌های متفاوت، همه و همه اجتماع را به‌سوی چندپارگی لجام‌گسیخته‌ای می‌کشاند که این پریشانی اجتماعی، جدای از گونه‌گونی درون‌سازمانی تعریف می‌شود.

برای نمونه، می‌توان سال‌های دبستان، دوره‌ی راهنمایی و تلاطم‌های ایام دبیرستان را مثال آورد که البته در چند سال اخیر به‌همت دوستان عزیز در صدر امور، مراحل تحصیلات آکادمیک هم به آن افزوده شده است. تصور کنید که یک فرد در یک اجتماع تک‌جنسیتی با مرزبندی‌ها و تناقض‌ها و امر و نهی‌هایی بزرگ می‌شود که از بیرون خود، درک و شناخت سالم و درستی ندارد. حال با تمام این‌ها از این فرد انتظار داریم به‌ویژه در برابر جنس دیگر، رفتار سلامت، شایسته و مناسبی را از خود نشان دهد. اگرچه این انتظار، انتظاری غیرطبیعی و بی‌جا نیست، ولی با در‌نظر گرفتن نمودارهای زیستی فرد مورد نظر، باید تصدیق کرد که این فرد ناتوان از برآورده کردن خواسته‌های جامعه و اطرافیان خود در این زمینه است چرا که او در حقیقت گزینه‌ای به نام جنس دیگر را نه به راستی دیده است، نه به درستی می‌شناسد و نه اجازه‌ی شناخت و مراوده با آن سوی دیوار را دارد.

این گونه است که در فضاهایی چون قهوه خانه‌ها، استادیوم‌ها و زورخانه‌ها، با تعریف پر‌رنگ و دیگرگونه‌ای از جنسیت و رفتار جنسی مواجه می‌شویم و از آن سو، در فضاهایی چون رختشوی‌خانه‌ها، خیاط‌خانه‌ها و از این قبیل هم چیزی شبیه به فضاهای نخست اتفاق می‌افتد و در هر حال ما با چیزی به نام جامعه‌ی هم‌گن مواجه نیستیم. البته ذکر این نکته بسیار ضروری است که در اجتماع‌های دیگر به غیر از اجتماعی که ما در آن به سر می‌بریم و به‌ویژه در جوامع و کشورهای متمدن، این جداسازی و اختصاص فضاها چشم‌گیرتر است و افراد آن جامعه میل بیش‌تری به برجسته‌سازی تفاوت‌ها دارند. کشف چرایی این مساله بر عهده‌ی متخصصان از این امر است، ولی جستن چیستی آن در درون خود و اجتماع خود و پرداختن به چگونگی رفتار فردی خود در تقابل با اجتماع، نباید تا زمان پرداخت به این موضوع توسط متخصصان و تحلیل‌گران به تعویق انداخته شود و مسوولیت فردی خود را به دیگری واگذار کنیم. هریک از ما می‌تواند با رفتاری شایسته قدمی به سوی برداشتن این خط و مرزها برداریم و به جای پذیرش خط و مشی‌های تحمیل شده، خودمان به ساختاری فکری و شیوه‌ی رفتاری‌مان جهت بدهیم.

خوش‌بختانه باید گفت که در این سال‌ها در کشور ما هر چند آرام و به آهستگی  ولی شاهد قدم‌هایی در این راه بوده‌ایم. می‌توان از تلاش مردان برای حضور زنان در استادیوم‌ها گفت و خاطره‌های زیادی از مسابقه‌هایی در یاد‌ها مانده‌است که همه در کنار هم برای یک حق تلاش کرده‌اند که آن حق نه لزومن حق یک شخص یا یک گروه یا یک جنسیت است، بلکه این حق به رسمیت شناختن حقانیت هر فرد در جامعه‌ی انسانی است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,