Saturday, 18 July 2015
25 October 2020
داستان‌های بدون مرگ - 2/ نگاهی به مرشد و ماگریتا اثر جاودانه‌ی میخائیل بولگاکف - بخش اول

«از تئاتر مسکو تا مرشد و مارگریتا»

2009 December 25

هایده/ رادیو کوچه

در این برنامه اثر معاصر بی‌مرگ دیگری  معرفی و نقدمی شود: رمان جاودانه مرشد و مارگریتا اثر میخاییل بولگاکف.

میخاییل افاناسیویچ بولگاکف در سوم‌ماه مه 1891 در روسیه و در خانواده‌ای سنتی ارتدکس با تربیتی خشک و رسمی به دنیا امد و طبق تمایل پدرش تحصیل طب کرد و پزشک شد. مدت‌ها در روستاهای روسیه به کار طبابت پرداخت وکتاب خاطرات یک پزشک روستایی حاصل این دوران است. علاقه‌ی شدید بولگاکف به ادبیات باعث شد در کنار حرفه‌ی پزشکی به نوشتن و انتشار نوشته‌هایش در روزنامه ها و مجلات دوره‌ی خود بپردازد و البته حاصل این فعالیت به جز تجربه‌های ادبی حاصل دیگری هم داشت: تنفر همیشگی از سردبیرها.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بولگاکف نمایشنامه‌های زیادی نوشته‌است که تعدادی از آن‌ها درزمان حیاتش در مسکو و شهرهای دیگر روسیه روی پرده رفت.معروف‌ترین نمایشنامه‌اش به نام گارد سفید پس از تمرین‌های متوالی در شب قبل از نمایش حکم توقیف دریافت کرد.از آثار دیگر او کتابی است که با نام «دل سگ» به فارسی برگردانده شده‌است.

با اوج‌گیری دیکتاتوری استالینی در اواخر دهه‌ی بیست بولگاکف که به دلیل حضور برادرانش در گارد سفید که در اوایل انقلاب علیه حکومت شوروی می‌جنگیدند دارای سابقه‌ی ضد انقلابی محسوب می‌شد بیشتر از پیش مورد غضب و تحت فشار قرارگرفت وتفکرات به اصطلاح بورژوایی‌اش افشا شد و از کار بی‌کار گردید و حتی به‌نظر می‌رسید که جانش در خطر باشد ولی وقتی که جانش به لب رسید و به فکر مهاجرت افتاد استالین شخصن دخالت کرد و درنتیجه کاری در تئاتر مسکو به او واگذار شد که حداقل هزینه‌ی زندگی‌اش را تامین می‌کرد و در پناه این تامین نسبی بود که بولگاکف نوشتن یکی از شاهکارهای ادبیات جهان را آغاز کرد: مرشد و مارگریتا .

20091225-cul-dastanhayebedoonemarg

مرشد و مارگریتا به اندازه ی نویسنده اش دچار تحولات و فشارها و رشد ناشی از فشار شد: نسخه‌ی اولیه که نگارش آن درسال 1928 شروع و در 1930 به پایان ر سید دریک بحران ناشی از فشارهای روانی و اجتماعی توسط نویسنده سوزانده شد ولی از آن‌جا که ما خوانندگان خوش‌شانسی هستیم مجددن تصمیم به نگارش ان گرفت واین رمان را که خود نیز به درستی بهترین کارش می دانست هشت بار بازنویسی کرد و تا روز آخر زندگی‌اش درسال 1940 به تصحیح و تغییر آن پرداخت.

متن نهایی در سال 1938 تمام و تا مرگ نویسنده در سا ل 1940  فقط قسمت کوتاهی از آن منتشر و باعث توقیف کامل کتاب تا سال 1965 شد بالاخره دراین سال بود که متن کامل کتاب البته با حذف 25 صفحه انتشار عمومی یافت و بلافاصه عنوان یک شاهکار جهانی شناخته شد و منتقدین واهل کتاب را در سراسر جهان شگفت زده کرد. حتی گفته می‌شود به علت تیراژ پایین هسته‌های مطالعاتی در سراسر روسیه ی شوروی برای مطالعه‌ی گروهی کتاب تشکیل شد. آنچه درباره ی کتاب گفته شد شاید این را به ذهن شنونده متبادر کند که این اثر یک رمان سیاسی- اجتماعی انتقادی در مورد دوران دیکتاتوری و استالینیسم است ولی باید گفت که اصلن این طور نیست البته این جنبه درکتاب وجود دارد ولی فقط یک وجه از چندین وجه درخشان این منشور زیبای چند وجهی است. کتاب عمیقن فلسفی و روانشنانشناسانه است و رنگ و بویی عرفانی نیز در جای جای آن به مشام می‌رسد.

مرشد مارگریتا در سال 1363 با ترجمه‌ی درخشان عباس میلانی و توسط نشر نو در ایران منتشرشد. در مقدمه‌ی ترجمه‌ی فارسی آن آمده‌است: رمان ساختی به غایت بدیع دارد. رمان از سه داستان جداگانه تشکیل شده که گاه به گاه در هم تنیده می‌شود و در پایان به وحدتی ارگانیک می‌رسد: شرح وقایع سفر شیطان به مسکو سرنوشت پونتیوس پیلاطس و تصلیب مسیح و داستان عشق مرشد و مارگریتا اجزا سه‌گانه‌ی رمان هستند. از آن‌که وقت کم و جایگاه این اثر در ادبیات جهان بسیار والاست امیدوارم بتوانم در برنامه بعد با اختصاص کامل زمان برنامه به نقد متن کتاب و معرفی شایسته ادای دینی به لذت عمیقی که از مطالعه آن برده‌ام کرده باشم .

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , 

۱ Comment


  1. لیلا
    1

    عزیزم عاشق صدای زیبا و دلنشینتم امشب با پویا نشستیم گوش کردیم ولذت بردیم.دوست داریم قهرمان مهربان