شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
27 August 2016
کوچه سیاست

«پدران حاکم و فرزندان محکوم»

۱۳۹۰ اسفند ۰۳

کامبیز غفوری/ رادیو کوچه

شاید آن زمان که «کرین برینتون» مشغول نوشتن کتاب «کالبدشناسی انقلاب» بود [1] و جمله معروف فرانتس فانون را که «انقلاب فرزندان خود را می‌خورد» بررسی می‌کرد، به ذهنش نمی‌رسید که یک دهه پس از مرگ او اتفاق عجیب‌تری هم در یک انقلاب دیگر بیفتد. پس از انقلاب سال 1357 ایران و قبضه شدن قدرت توسط اسلام‌گرایان، در مواردی که شمار آن کم هم نیست، این فرزندان انقلابیون بودند که قربانی پدران خود شدند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اختلاف عقیده و جدال بین پدران حاکم و فرزندان معترض از نخستین سال‌های پس از انقلاب شروع شد و تاکنون ادامه دارد. آیت‌‌اله محمدی گیلانی در مقام قاضی شرع حکم اعدام دو فرزند مجاهد خود را شخصن صادر کرد. غلامرضا حسنی امام جمعه ارومیه فرزند چپ‌گرای خود «رشید» را که طرف‌دار فداییان بود، برای محاکمه‌ای که منجر به اعدامش شد تحویل دادگاه‌های انقلاب داد. احمد جنتی نذر کرده بود که در صورت کشته‌شدن فرزندش که از اعضای سازمان مجاهدین بود چهل روز روزه بگیرد و گرفت. در سالیان پس از آن روزهای پر التهاب هم، مرزبندی میان برخی از این فرزندان سرکش و پدران قدرت‌مندشان خود را نشان داد. فرزند آیت‌‌اله ابوالقاسم خزعلی این روزها در زندان حکومت، بهای اعتراضش را با اسارت و اعتصاب غذا می‌پردازد، فرزند آیت‌‌اله بهشتی مشاور ارشد میرحسین موسوی حکم زندان دریافت می‌کند و عمر فرزند سرکش محسن رضایی در دوبی به پایان می‌رسد.

امروز سرگذشت بعضی از این فرزندان و پدران را دنبال می‌کنیم:

محمدی گیلانی و حکم اعدام دو فرزندش

محمد محمدی دعوی‌سرایی، زاده روستای دعوی‌سرا از توابع رودسر در استان گیلان بود و به این سبب با نام آیت‌‌اله گیلانی شناخته شد. او که در سال‌های طلبگی‌اش به کلاس‌های درس اصول آیت‌‌اله خمینی در قم می‌رفت و از آن دوران با رهبر آینده انقلاب آشنایی داشت، پس از تشکیل دادگاه‌های انقلاب با حکم استاد سابق‌اش، حاکم شرع و رییس این دادگاه‌های خاص شد.

وی در مقام حاکم شرع تهران در یک مصاحبه تلویزیونی به تاریخ دوم تیرماه سال 1360 گفت: «تظاهرات علیه جمهوری اسلامی یعنی تظاهرات علیه رسول‌الله، یعنی جنگ با خدا، و هر کس که در مخالفت با حکومت در این تظاهرات شرکت کند حتی اگر هیچ کاری هم نکرده باشد، از نظر جمهوری اسلامی حکم یاغی و محارب در مورد او صدق می کند و جزایش مرگ است». [2] وی با همین استدلال دو فرزند خود را شخصن محاکمه و محکوم به اعدام کرد.

گفتنی است که محمود احمدی‌نژاد در مقام ریاست جمهوری اسلامی، نشان درجه یک عدالت را در تیرماه سال 1388 به آیت‌‌اله گیلانی اعطا کرده و گفت که وی مدال افتخاری بر سینه ملت ایران است. [3] سید محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در پیامی به مناسبت بزرگ‌داشت آیت‌‌اله گیلانی در مهرماه 1390 گفت که«حضرت آیت‌‌اله غایت عدل را به نمایش گذاشت و آن‌چه کاشت پیامی است و آن‌چه برداشت نیکنامی است.»

البته تاریخ درباره این نیکنامی قضاوت خواهد کرد اما همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، این تنها مورد اختلاف خونین پدران حاکم با فرزندان خود نبود.

آیت‌اله جنتی و روزه شکر

آیت‌‌اله احمد جنتی به دلیل نقش ویژه‌اش در روی‌دادهای سیاسی روز چهره‌ای شناخته‌شده‌تر است. وی که از دوره اول شورای نگهبان در سال 1359 تا کنون عضو ثابت فقهای این شورا بوده است، سابقه تصدی مشاغل دیگری چون امامت جمعه شهرهای قم، کرمانشاه و تهران، قضاوت در دادگاه‌های انقلاب شهرهای تهران و اهواز و ریاست سازمان تبلیغات اسلامی را در کارنامه دارد. گرچه او مانند محمدی گیلانی به دست خود حکم اعدام فرزندش حسین جنتی را صادر نکرد، اما نذر کرد که اگر فرزندش کشته یا اعدام شود چهل روز روزه شکر بگیرد. [4] حسین جنتی در تاریخ 23 خرداد سال 1361 طی یک درگیری مسلحانه با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کشته شد [5] و آیت‌‌اله جنتی نذر خود را به جای آورد.

مهدی خزعلی در نامه اخیر خود به احمد منتظری می‌نویسد: «ظلمی که بر من می‌رود یک از صد برابر ستمی است که بر هم‌بندی‌های من روا داشته‌اند» و با اشاره به روایت بازماندگان قتل عام سال 67 می‌گوید: «وقتی از شرایط زندان‌های آن دوران سخن می‌گویند، مو بر تن انسان سیخ می‌شود.»

امام جمعه و فرزند رشیدش

«رشید» نام یکی از پسران غلامرضا حسنی (معروف به ملا حسنی)، امام جمعه ارومیه بود. ملا حسنی که ادبیات خاص و کوچه‌-بازاری‌اش گه‌گاه دست‌مایه طنز مخالفان می‌شود، در زندگی سیاسی و حتا خانوادگی‌ خود چندان طناز نبود. وی که مکان اختفای فرزندش را جهت دستگیری به ماموران اطلاع داده بود و دیگران را هم به انجام عمل مشابه تشویق کرده بود [6]، اخیرن طی سخنانی صدور حکم اعدام برای پسرش را اشتباه دانست. [7]

رشید حسنی که از هواداران فداییان خلق بود، از فارغ‌التحصیلان دانش‌گاه تهران به شمار می‌رفت. وی به سال 1354 و در حالی‌که بورس تحصیلی دانش‌گاه استراسبورگ فرانسه را برای ادامه تحصیل در رشته حقوق بین‌الملل دریافت کرده بود به خاطر فعالیت سیاسی بازداشت شد و در آبان‌ماه سال 57 آزاد شد. چرخ روزگار اما طوری شد که او در رژیمی که پدرش از وفاداران آن بود، حکم اعدام بگیرد و نه به دست ساواک، بلکه با کمک پدر دستگیر شود. وی در قسمتی از وصیت‌نامه خواندنی‌اش با اشاره به این امر می‌نویسد:

«بعد از ۵٧، متاسفانه فوران هزار و یک آتش‌فشان بحران و انفجار توطئه‌ها، روابط پرحرارت پدر و پسری ما را از دست تدبر خارج [کرد] و با چنان و چنین صمیمیت و علاقه‌ای، مواجه دست‌اندازهایی شدیم… فکر نمی‌کردم و احدى نمى‌توانست تصور کند، بعد از گذشت دوران داغ و درفش شاه، بیان اندیشه در حکومت امام و پیروانش، عقوبت مرگ و اعدام اسلامی داشته باشد.» [8]

رشید حسنی در حالی اعدام شد که فعالان سیاسی سوسیالیست اروپایی بیش از پدرش با افکار وی آشنایی داشتند و دهه‌ها پیش از ملاحسنی از مرگ فرزند او متاسف شدند. یکی از چهره‌های برجسته‌ای که از مرگ وی اظهار تاسف کرد، اولاف پالمه رهبر حزب سوسیالیست سوئد و نخست وزیر آن کشور بود.[9]

فرزندانی که اعدام نشدند

دیدیم که سال‌های پرتب و تاب اول انقلاب پسران را به قربان‌گاه‌هایی کشاند که پدران حاکم برای‌شان تدارک دیده بودند. سال‌های بعد اما، نصیب فرزندان معترض بازداشت و زندان بود.

مهدی خزعلی نه مجاهد بود و نه فدایی. فرزند آیت‌‌اله خزعلی نه تنها مخالف رژیم به شمار نمی‌آید، بلکه از رزمندگان خط مقدم جنگ هشت‌ ساله با عراق و مومن به اسلام و انقلاب است. وی نیز این روزها در بند است و تاوان مخالفتش با دولتی را می‌پردازد که پدر آیت‌‌اله‌اش آن را مورد تایید امام غایب شیعیان دانسته است. دکتر مهدی خزعلی، چشم پزشک، ناشر و فعال سیاسی مخالفت خود را جهاد واجب با ظلم و استبداد می‌نامد ولی پدر از او اعلام برائت نموده و گفته که در صورت مرگ فرزند، جنازه‌اش را تحویل نمی‌گیرد و در مراسمش هم نمی‌آید.[10[

مهدی خزعلی در نامه اخیر خود به احمد منتظری می‌نویسد: «ظلمی که بر من می‌رود یک از صد برابر ستمی است که بر هم‌بندی‌های من روا داشته‌اند» و با اشاره به روایت بازماندگان قتل عام سال 67 می‌گوید: «وقتی از شرایط زندان‌های آن دوران سخن می‌گویند، مو بر تن انسان سیخ می‌شود.»[11]

اشاره دکتر خزعلی بسیار به‌جاست و به ما یادآوری می‌کند در حکومتی که با فرزندان برجسته‌ترین چهره‌های خود چنین می‌کند، تا کنون بر سر مخالفین گم‌نام یا بدون حامی چه آورده است و در این سی سال دیوارهای بازداشت‌گاه‌ها و اتاق‌های بازجویی ایران چه صحنه‌هایی را که به چشم ندیده‌اند. به این ترتیب تجربه جمهوری اسلامی یک قانون به تاریخ انقلاب‌ها اضافه کرد که به ‌واسطه مذهبی نبودن انقلاب‌های پیشین از قلم افتاده بود: «این بار نه تنها انقلاب، که انقلابیون هم فرزندان خود را می‌خورند.»

————-

پانوشت ها:

1 .کلارنس کرین برینتون (1898 تا 1968 میلادی) محقق حوزه تاریخ بود که اثر معروف وی با نام «کالبدشکافی انقلاب» درباره چهار انقلاب در کشورهای انگلستان، آمریکا، فرانسه و روسیه یکی از کتاب‌های مرجع حوزه علوم سیاسی محسوب می‌شود. وی با اعتقاد بر این‌که انقلاب‌ها با رویه‌ای تقریبن همانند، مسیری از چپ به راست را طی می‌کنند، جمله معروف فرانتس فانون که «انقلاب فرزندان خود را می‌خورد» را بررسی کرده است. کتاب مذکور برای نخستین بار در سال 1938 منتشر شد، آخرین بار در سال 1965 اصلاحاتی به آن افزوده شد و تا کنون بارها تجدید چاپ شده و در دست‌رس است. شابک (شماره استاندارد بین‌المللی کتاب) برای مراجعه: 0-394-70044-9

2. به نقل از سایت «کار». مقاله ارژنگ سپاسی – سال 1386 – لینک مقابل http://www.kare-online.org/didgah/didgah-1/saf37-a.htm

3 .      نقل از خبرگزاری مهر. لینک مقابل

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=903471

4 .      داستان این روزه شکر در نامه محسن مخملباف به مصطفی تاج‌زاده آمده است. به لینک مقابل رجوع شود http://news.gooya.com/politics/archives/2009/12/097691.php

5 .      توضیح این‌که محمد حسین جنتی از اعضای مجاهدین بود و قبل از انقلاب نیز سابقه مبارزه با رژیم پهلوی و زندان در آن دوران را داشت. وی که از کاندیداهای دوره اول مجلس شورای اسلامی از حوزه اصفهان بود، پس از درگیری مجاهدین با جمهوری اسلامی، به هم‌راه همسرش «فاطمه سروری» به زندگی مخفی روی آورد. حسین در درگیری با سپاه کشته شد و فاطمه موفق به فرار شد ولی فرزند خردسال آنان را که به دست سپاه افتاده بود تحویل آیت‌‌اله جنتی دادند. خانم سروری نیز چند سال بعد در طی عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) کشته شد.

6 .      غلامرضا حسنی در مصاحبه‌ای با سایت رسانیوز در این‌باره چنین گفت: «[فرزندم را] خودم گرفتم و تحویل دادم و آن روز گفتم که اگر نظایر پسر بنده وجود دارند به ایشان اعدام دهید و این‌گونه در خطبه‌ها عرضه داشتم و این‌ها هم حکم اعدام پسرم را دادند.» لینک مربوطه:

http://www.rasanews.ir/NSite/FullStory/?id=121537

7 .      امام جمعه ارومیه در کتاب خاطرات خود که محصول سی ساعت گفت‌وگو با مرکز اسناد انقلاب اسلامی است گفت: «رشید مستحق اعدام نبود. او جنایتی را مرتکب نشده بود، یا کسی را نکشته بود. تنها جرمش این بود که گرایش شدید کمونیستی داشت و این هرگز منجر به اعدام کسی نمی‌شود.» لینک: http://azadtribun.net/index.php/fa/2011-08-10-14-19-32/2370—–30—–

8 .      http://azadbod.wordpress.com/%D9%85%D8%AA%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7/

9. http://azadbod.wordpress.com/2009/10/12/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%88%D9%87-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%8C-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF/

10 .    http://www.jamnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=31024&Serv=24

11 .    http://advar-news.biz/article13236.html

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,